مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۲۶)
۲۶۱.نور حق
قبله گاه و کعبه ی مقصودما، ام القری است
این جهان و آن جهان ،از پرتوی علم الهدی است
نور یزدان منجلی در احمد و قرآن بود
آیه های این جهان و آن جهان، کشف الدجی است


۲۶۲.گل
گلی دارم چو قرآن توی خانه
که دارد حاصلی خوشبو دو گانه
گلاب و عطر باشند حاصل آن
عمل با فهم آن باشد نشانه



۲۶۳.حقوق

حقوق زن و مرد دانی یکیست
سرشت زن و مرد خاک دنیست
چرا این همه ظلم در حق زن
خدا ناظری خوب بر هر بدیست


۲۶۴.یتیم
حقوق یتیمان گرامی بدار
گناه کبیره است، آن بر مدار
بکاهد حقوقت به روز پسین
به پای زرنگی خود آن مذار

۲۶۵.دین
دین به معنای اطاعت از خدا ست
معتقد باشی به یکتایی رواست
دین بود مجموعه ای از امر حق
شکر معبودی که جانها را شفاست

۲۶۶.مادر
مادر ای در ثمین اندر صدف
با ادب بودی و داری تو هدف
تربیت کردی مرا هر روز و شب
قدر تو را کس نداند با شرف


۲۶۷.جنت
مادر ای دردانه ی یکتای من
یاد دادی تا بگویم من سخن
هست جنت زیر پای مادران
ای که هستی پاره ا ی از جان و تن

۲۶۸.شمع
پرورش دادی مرا هر روز وشب
خود نمودی بهرمند از لطف رب
سوختی مانند شمعی بهر ما
تا نسوزم من ز درد و سوز و تب


۲۶۹..غافل
خواب خوش در شب نداری مادرم
من چرا غافل ز احوالت شدم
تو نبودی لحظه ای غافل زمن
تا نسوزد اندکی بال و پرم

۲۷۰.رجالی
مادرم دست رجالی را بگیر
از علی فرزند خود هم دستگیر
همچو دورانی که بودم کودکت
تا زمانی را که گشتم پیر پیر

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ساعت 8:46  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

آنچه در زندگی آموختم

نقش پیامبران و دانشمندان در جهان هستی

شماره۸۰

وقتی به نظریه پردازی دانشمندان در علوم مختلف نگاه می کنیم، بالاتفاق تئوری آنها بر اصول بدیهی بنا شده است که مورد تائید همگان است.با گسترش علوم بر پایه اصول اولیه علم گسترش می یابد و موجب کشفیات حقایق هستی و مادی می گردد.در حقیقت دانشمندان حقایقی از جهان مادی را برای انسان ها به کمک عقل تبیین می کنند.نقش آنها همانند آینه است، که چهره انسان را برای خویش و دیگران به تصویر می کشاند. اما علوم ماورای طبیعت توسط عقل قابل تبیین نیست.لذا خداوند از طریق پیامبران و توسط وحی، آن علوم را برای انسان ها بازگو کردند.با عمل به آنها خوشبختی در دنیا و آخرت حاصل می گردد.پیامبران با معرفی دین، دستورالعمل چگونه بودن، چگونه زیستن و خدا شناسی را بیان می کنند. انسان های کامل، با چشم پوشی و گذشت بر دیگران و اصلاح خویش از اشتباهات در صدد پاکی روح و روان و زدون زنگ از صفحه آئینه دل می گردند تا حقایق هستی به روشنی برای انسان آشکار گردد.همانند آینه که اگر زنگ آلود باشد، قادر به تصویر کشیدن دقیق چهره ظاهری نیست.چهره باطنی هم با بر طرف کردن رذایل اخلاقی گوناگون، خداشناسی و عمل به دستورات الهی که توسط اولیای الهی، قران و اهل بیت تبیین شده است مقدور می باشد. خداوند با اختیاری که به انسان داده است او را در بهره بردن از حقایق هستی که توسط دانشمندان و انبیا بیان و به تصویر کشیده شده است آزاد گذاشته شده است. انتخاب راه های کمال و عشق به خدا توسط پیامبران ابلاغ شده است.چنانچه به دنیا و آخرت بطور توام نگاه کنیم، می توان به این حقیقت پی برد که با اختیاراتی که خداوند به انسان داده است و تکامل روحی و عقلی، انسان می تواند دارای عقل کل گردد و به حقایق هستی پی ببرد. دکتر علی رجالی استاد تمام گروه ریاضی دانشگاه اصفهان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۲ساعت 12:9  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
خاطراتی از دکتر رضا انشایی
شماره ۷۳
آقای دکتر رضا انشایی کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه شیراز اخذ و به عنوان مربی در گر‌وه ریاضی دانشگاه اصفهان مشغول تدریس شدند.دوره ی دکتری خود را در دانشگاه شفیلد انگلستان زیر نظر پروفسور شارپ به پایان رساندند. این دوران همزمان با ادامه تحصیل دکتری اینجانب در دانشگاه
شفیلد بود.
به یاد دارم ، که با ایشان و جمعی از د‌وستان انجمن اسلامی شفیلد را تشکیل و به فعالیت های فرهنگی می پرداختیم.آقای دکتر انشایی آشنا به قرآن و معار ف دینی هستند. در جلسات گوناگون با صوت خوب خود قرآن را تلاوت می کردند.گاهی هم در جلسات هفتگی انجمن به تفسیر قرآن می پرداختند.
از آقای دکتر انشایی خاطرات بسیاری دا رم.ان شاالله به تدریج در سلسله یادداشت های خود به آن می پردازم.در بازگشت به ایران و اخذ دکتری، مسئولیت معاونت مالی دانشگاه اصفهان را عهده دار شدند و خدمات ارزنده ای از خود بجا گذاشتند.کمتر فردی را سراغ دارم که به ایشان مراجعه کند و دست خالی بر گردد.با عمل و نصایح خود درد دل مردم را می شنید و گره گشایی می کرد.
کارمندان و اعضای هیات علمی از ایشان به نیکی یاد می کنند.چند سالی نیز بنده در معاونت آموزشی دانشگاه اصفهان با ایشان همکاری داشتم.
در سامان دهی و تامین مالی در ایجاد مقاطع تحصیلات تکمیلی کمال همکاری را با من می نمودند.
مدتی نیز مسیولیت دانشکده علوم را عهده دار شدند.و دوران بازنشستگی ایشان مصادف با پایان خدمت در این سمت بود.ایشان پس از بازنشستگی فعالیت های خود را در ایجاد دانشگاه اشرفی اصفهان متمرکز کر دند.
آقای دکتر انشایی همواره منشا خیر و برکت بودند.من بااتفاق ایشان در هیات امنای مسجد اما جعفر صادق( ع)برای چند سالی فعالیت داشتیم.مسئولیت عمرانی مسجد به عهده اینجانب بود.با گسترش و تکمیل ساختمان مسجد و همکاری خیرین، حدود دوهزار متر مربع در دوران مسئولیت خود ساختمان سازی شد و امروز شاهد مسجدی زیبا و کامل در کوی امام جعفر صادق هستیم.
دکتر علی رجالی
استاد دانشگاه اصفهان

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۱ساعت 13:36  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
بمباران فرهنگی
شماره ۷۰
برای مبارزه با تهاجم فرهنگی ، ما باید ابتدا اعتماد سازی در جامعه کنیم.تا مردم ما را قبول کنند ، آنگاه حرف ما اثر دارد و گوش می کنند. رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند، نحوه تبلیغ هم با توجه به انواع پیشرفت های تکنولوژی و گذشت زمان باید تغییر و بعضا اصلاح گردد.نسل امروز ما معمولا ، به سادگی از ما بسیاری از امور را با توجه به بمباران فرهنگی و اطلاع رسانی های گوناگون نمی پذیرند.
به نظرم اگر روزی صحبت از جنگ فرهنگی می کردیم.امروز باید از بمباران فرهنگی صحبت نمود.در این بمباران دشمن، روح و روان نسل های گوناگون بالاخص جوانان کم تجربه را هدف قرار داده است.
در شرایط کنونی جهان و هجمه های گوناگون، حوزه های علمیه به تنهایی قادر به پاسخگویی و رفع شبهات نیستند.باید به تبعیت از فرمان جهاد تبیین همت و اقدام شایسته نمود. مطالعه تاریخ نشان می دهد که چگونه اسلام زدایی، در غرب با تبلیغ و برهنگی و انواع فساد بین مردم، بطور طبیعی سد های دفاعی فرهنگی تخریب گردید. سپس با حداقل مقاومت سنگر های فرهنگی و نظامی و اقتصادی کشورها تسخیر شد.حتی بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام، چند سالی نگذشت که یزید ها سرنوشت مردم را بدست گرفتند.خداوند با فرستادان پیامبران زیادی راه صحیح را به مردم نشان داد.حتی گاهی با انواع مصیبت ها ، مردم را آگاه ساخت.
به نظرم ، بسیج اساتید دانشگاه ها، هنرمندان و شعرا و فیلم سازان ،نویسندگان ،دانشمندان و علما و بطور کلی همه فرهیختگان و پیشکسوتان نقش مهمی در ایفای چهاد تبیین و امر به معروف و نهی از منکر ، با قلم و اثر و سخن و تالیف خود در جامعه دارند.سیل اگر آید، همه چیز را خراب می کند،کوچک و بزرگ، دانشمند و جاهل،غنی و فقیر را نمی شناسد.تا نابودی مقدسات و فرهنگ غنی اسلام و تاراج کشور ، به چیز کمتر راضی نمی شوند.به خاطر بیاوریم اوباما، رییس جمهور وقت امریکا گفت، اگر بتوانیم ،حتی پیچ و مهره های صنعت هسته ای ایران را از بین می بریم.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۱ساعت 16:38  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

درس هایی که در زندگی آموختم

فهرست مطالب

۱.احترام

۲.عاقبت اندیشی

۳.نظم

۴.پشتکار

۵.اتلاف وقت

۶.بازنشستگی

۷.حقوق استاد و شاگرد

۸.استاد راهنما

۹.یکی بود ، یکی نبود

۱۰.یاد استاد

۱۱.برنامه ریزی

۱۲.تربیت فرزندان

۱۳.سو برداشت

۱۴.ازد‌واج

۱۵.فکر کردن

۱۶.حضور در میدان

۱۷.انتظار از دیگران

۱۸.خصائل اخلاقی

۱۹.نقش دعا و توسل

۲۰.عشق و انگیزه

۲۱.غفلت

۲۲.ریاضی و زندگی

۲۳.سوظن و بد گمانی

۲۴.یک تحلیل

۱.احترام
در آموزه های دینی بسیار آمده که به دیگران ، بالاخص والدین و بزرگان دین و علم احترام بگذارید.اما علت و اثرات آن در زندگی کمتر بیان شده است.در این یادداشت ،تجربه خود را در این خصوص بیان می کنم.من دو دانشجوی تحت راهنمایی در مقطع دکتری داشتم.یکی از آنها کوچکترین کمک یا خدمتی که به او می کردم ،چندین برابر با تشکر و احترام پاسخ و قدر دانی می کرد. دیگری چندان اهمیت نمی داد و کمک های اینجانب را وظیفه می دانست و بعضا می گفت این مطلب را می دانستم و یا به راهنمایی های اینجانب اهمیت نمی داد و پی گیری نمی کرد. نتیجه عملکرد این دو این شد که دانشجوی اولی به موقع فارغ التحصیل و همکاری علمی با ایشان پس از فراغت از تحصیل ادامه دارد.اما برخورد دانشجوی دوم باعث شد ، کمتر نقطه نظرات خود را بیان و کلیه پیشنهادات اینجانب که می توانست با پی گیری به چندین مقاله علمی منجر شود ، بایگانی شود. اگر چه او هم فارغ التحصیل شد ولی به خاطر برخوردهایش امکان همکاری پس از فراغت تحصیلی نبود.
نتیجه گیری می کنیم به این حقیقت ، که احترام به دیگران باعث اعتلای خود انسان می گردد ، و دیگران را تشویق می کند که بیشتر به ما توجه کنند، که نهایتا موجب رشد و سازندگی می گردد.
لذا تصمییم گیریم که به دیگران احترام بگذاریم ، حتی اگر آن بسیار کوچک باشد.خواه کتبی ،بیانی و یا عملی باشد.

۲.عاقبت اندیشی

بعضی اوقات در زندگی لازم می شود که انسان تصمیمی قاطع گرفته و راهی جدید را بپیماید.
اگر انسان به نتیجه آن توجه نداشته باشد ، و نتواند آن را پیش بینی کند و دچار شکست گردد. اسباب ناراحتی برای خود و خانواده و دیگران می گردد.
برای مثال ، برای تشکیل خانواده انتخاب همسری که هم کفو فرد باشد، یعنی شوهرش را در امور مختلف درک کند ، بسیار مهم می باشد. لذا می بینیم ازدواج های خیابانی اکثرا منجر به شکست می گردد. به خاطر اینکه به زندگی نگاهی دراز مدت نشده است.
شخصا در مسائل اساسی ، مشورت و تدبر و عاقبت اندیشی می کنم.اگر به نتیجه برسم با توکل به خدا اقدام می کنم.
۳نظم

یکی از عوامل موفقیت انسان در زندگی ، داشتن نظم و پشتکار می باشد. ما معمولا در ابتدا ، کاری را بدون فکر به عاقبت آن شروع می کنیم.یا اگر فکر هم شده باشد ، بعد از مدتی خسته می شویم و آن را پی گیری نمی کنیم.گاهی به خاطر نداشتن برنامه و نظم ، کاری را که شروع کرده ایم به شکست می انجامد و به پایان نمی رسد.
شخصا در زندگی ، همواره با داشتن یک برنامه و رعایت نظم و تلا ش مداوم به موفقیت هایی دست پیدا نموده ام. تا وقتی یک کار به پایان نرسد ، آن را رها نمی کنم، اگر چه ممکن است طول بکشد.

۴.پشتکار
یکی از عواملی که باعث پیشرفت انسان در زندگی می گرد ، انتخاب درست و پی گیری مداوم و تلاش جهت دسترسی به هدف است.
من علاقه مند به سرودن شعر بودم و در دوره دبیرستان با دیگران مشاعره می کردم. اولین شعری که سرودم، فرازهایی از دعای ندبه تحت عنوان گفتگو بود که حدود سه ماه طول کشید.
اما با تلاش و تداوم و همفکری با جمعی از شعرا
تا حدی در سرودن شعر و رعایت اصول آنها، امکان سرودن یک شعر در روز مقدور شده است.
نتیجه می گیریم با تلاش و کوشش امکان رسیدن به اهداف مقدور است.اگرچه ممکن است زمان بر باشد.

۵.اتلاف وقت
عمر انسان گران بهاترین چیزی است که خداوند به انسان هدیه کر ده تا به رشد و تعالی برسد.
هر شخصی در زندگی دار ای اشتغالات خود است.
انسان در سنین مختلف، با توجه به شرایط جسمی و ر وحی ، آمادگی برای کارهای مختلف دارد.
اینجانب ، باعنایت به اینکه زمان پیوسته است ،لذا با اولویت بندی کارهای خود ،در زمان های گوناگون با توجه به شرایط به طور دقیق انجام می دهم. از سرهم بندی و رفع تکلیف در زندگی خوداری می کنم.من بیکاری و اتلاف وقت ،خیلی مرا اذیت می کند. روزی که می گذرد و کاری مفید انجام نداده باشم ، نگران هستم.از وقت های به اصطلاح مرده خوب استفاده می کنم.

.بازنشستگی

انسان در دوران زندگی ، از نظر جسمی و روحی یک روند صعودی طی می کند.اما در دوران پیری از نظر جسمی ضعیف می گردد.لذا دوران بازنشستگی شروع می شود.
بنده این دوران را چند سالی است گذرانده ام ،اما به فعالیت های علمی و فرهنگی ادامه دادم بطوریکه دو مجموعه اشعار تاریخ منظوم اسلام و کتاب کلید های خوشبختی را به چاپ رساندم.اخیرا هم مشغول تدوین کتاب اشعار سیری در نهج البلاغه هستم.
اگر چه فعالیت های علمی کمتر شده ولی در عوض کفه فعالیت فرهنگی که غذای روح است افزوده شده است.معمولا تا نیمه های شب مشغول مطالعه، شبکه های مجازی و سرودن اشعار هستم.

۷.حقوق استاد و شاگرد
در اسلام تاکید بسیار شده است ، که سه گروه حق پدری برای انسان دارند.پدر ، معلم و پدر خانم.
اگر به دقت بنگریم تشابهات زیادی در آنها می یابیم
که چنین گفته شده است.
اینها در تامین نیاز های مادی، معنوی و روحی نقش بسزایی دارند. لذا سفارش شده که اگر کسی چیزی به انسان یاد داد، جایگاه والای باید برای انسان داشته باشد.
متاسفانه بعضا شاهد هستیم ، که از طرف استاد یا شاکرد ، رفتار و گفتاری سر می زند که موجب کدورت می گردد.
تجربه نشان می دهد اواخر فراغت از تحصیل دانشجویان دکتری ،دچار انواع فشار های روحی می شوند. صبر و تحمل استاد می تواند مشکل گشا باشد.

۸.استاد راهنما

با توجه به عنوان استاد راهنما ، اینگونه برداشت می شود که وظیفه استاد ، راهنمایی دانشجو برای
انجام یک موضوع تحقیقاتی است.اما اگر از انتظارات دانشگاه و دانشجویان دقت کنید.اکثر دانشجویان به خاطر مشکلات مالی و یا عدم انگیزه پس از فراغت از تحصیل به خاطر نیافتن شغل و یا عدم توانایی دانشجو با عنایت به سوابق تحصیلی،
استاد راهنما وظیفه سنگینی به عهده دار شده است.تا دانشجو بتواند حداقل دو مقاله علمی به چاپ رساند .
پیشنهاد می گردد به استاد راهنما اعتماد گردد و پایان نامه محوری ،جای مقاله محوری باشد.
شخصا در دوره دکتری یک مقاله در مجله لندن چاپ کردم و حدودهشت مقاله از پایان نامه، پس از فراغت از تحصیل.
چنانچه این روند در دانشگاه های کشور ادامه یابد، شاهد افت شدید علمی در کشور خواهیم شد.

۹.یکی بود یکی نبود
خدا شناسی مقوله ایست که ذهن انسان را از بدو خلقت به خود مشغول کرده و بشر عاجز از توصیف خدا می باشد.همچنین ذات حق تعالی برای بشر مخفی می باشد.
چند سالی است ،در حد توان در این موضوع تحقیق نمودم.بسیاری از سوالات اعتقادی که ذهن مرا مشغول کرده بود در نهج البلاغه و آثار علامه حسن زاده یافتم.لذا برداشت های خود را از مطالعه آنها در شبکه های مجازی و وبلاگ شخصی تدوین نمودم.اخیرا پاره ای از آنها را به نظم در آورده ام که در کتاب سیری منظوم در نهج البلاغه آمده است.
در داستان ها زیاد عبارت،یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود، را زیاد شنیده اید.علامه جواد ی آملی تفسیر عرفانی جالب دارند که شرح می دهم. منظور یکی بود، دلالت بر وحدانیت خدا در صفات و ذات است.یکی نبود ،دلالت بر این دارد که خدا مادی نیست و لذا نمی توان چون اعداد به خدا نگاه کرد.نقیض یک، در مجموعه اعداد طبیعی دلالت بر این دارد که هر عددی امکان دارد.علت اصلی خطای ما ، انتظار برقراری قوانین بشری برای خداست.منطور از غیر ازخدا کسی نبود، دلالت دارد بر اینکه خدایی قبل از الله نبوده است و حق تعالی ازلی است.لذا با این جمله کوتاه خدا شناسی تبیین می شود.
۱۰.یاد استاد

آقای دکتر مقصودی تقاضا نمودند که خاطرات خود را در رابطه با مرحوم دکتر محمود لشکری زاده استاد تمام گروه ریاضی ارائه نمایم.استاد راهنمای بنده و ایشان دکتر بیکر هیئت علمی گروه ریاضی دانشگاه شفیلد انگلستان می باشد که چند سال قبل فوت نمودند و در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد کارهای ماندگار از خود باقی گذاشتند.در یک کتاب کارهای پژوهشی اینجانب و دکتر لشکری زاده در دوره دکتری آورده شده است.پس از فراغت از تحصیل هر دو در گروه ریاضی دانشگاه اصفهان مشغول به کار شدیم.البته بنده در دوره کارشناسی دروس ریاضی عمومی یک و دو و نیز جبر خطی را با نمره عالی گذراندم. پس از فراغت از تحصیل در دوره دکتری کار تحقیقاتی مشترک نداشتیم.اما در ایجاد دوره دکتری و کارشناسی ارشد همکاری زیادی داشتیم و در شاخه آنالیز هارمونیک شاگردان زیادی در شاخه های گوناگون تربیت گردید بطوریکه بعضا استاد کامل دانشگاه های کشور هستند.بنده تا کنون پانزده دانشجوی دکتری فارغ التحصیل نموده ام.سه نفر از دانشجویان دکتر لشکری زاده را، پس از کسالت ایشان، مشغول راهنمایی دارم .امید است تا سال آتی بیست دانشجو فارغ التحصیل گردند .
اولین سمینار آنالیز هارمونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان با حضور ایشان و بنده تشکیل گردید که مدیریت سمینار با دکتر رسول نصر اصفهانی استاد تمام آن دانشگاه بر گزار شد. راهنمایی دکتر نصر در دوره دکتری به عهده اینجانب بود و از پایان نامه ایشان حدود هشت مقاله علمی بدست آمد.الان بطور مرتب هر دو سال ، سمینار آنالیز هارمونیک مجرد برگزار می شود.به جرات می توان گفت آنالیز هارمونیک مجرد در ایران در سطح دنیا ،حرف برای گفتن دارد و مجلات معتبر برای داوری از فارغ التحصیلان تقاضای داوری مقاله می کنند.شخصا در سال جاری چهار مقاله در دست داوری دارم.
در دوران همکاری همواره حرمت آقای دکتر لشکری زاده را داشتم و در انتخاب دانشجو و درس ،ابتدا نظر ایشان را می خواستم.در چندین رساله دکتری و ارشد ، مشاورت داشجویان یا بعضا مشترک داشتم.ایشان حتی در این اواخر مشتاق به تدریس و کارهای علمی بودند و به سختی با فرزند خود در محل کار حاضر می شدند.
ایشان و بنده عضو قطب علمی جبر باناخ بودیم ،که در چند نوبت بین قطب های علمی سرآمد بود و بروندادهای بسیاری در تولید علم منجر گردید.لیست کارهای پژوهشی ایشان و بنده در نگین پژوهشی دانشگاه جمع آوری شده است.
ایشان و بنده هر دو همزمان بازنشسته دانشگاه اصفهان شدیم.بنده چند سالی که باز نشسته شده ام ، فعالیت های پژوهشی را با حضور در گروه ادامه می دهم.بعلاوه موفق شدم سه کتاب شعر، تاریخ منظوم اسلام، کلید خوشبختی و سیری منظوم در نهج البلاغه را به چاپ رسانم.
امید است فرصتی حاصل گردد تا فعالیت های علمی خود را نیز تدوین کرده و چاپ نمایم. اگرچه همه آنها را در سایت ریسرچ گیت و شبکه های مجازی و وبلاگ خود قرار داده ام.

۱۱.برنامه ریزیk

بسیار شنیده اید که مردم گله مند از عدم موفقیت در زندگی و در برنامه ریزی های خود می باشند.
داشتم رادیو معارف را گوش می کردم. گوینده نکاتی را ذکر نمود، تا در بر نامه ریزی موفق باشیم.
۱.داشتن هدف و انگیزه در برنامه
۲.داشتن اولویت در اجرای برنامه
۳.با آرامش برنامه را اجرا کرد
۴.عجله نکردن در برنامه
۵،داشتن استراحت در حین اجرای برنامه

۶. برنامه مناسب و با روحیات فرد سنخیت داشته باشد.
۷.داشتن ساعات خالی در برنامه
۸.برنامه ریزی روزانه
۹ ،مکتوب کردن ررنامه،بجای ذهنی بودن.
۱۰بررسی نحوه اجرای برنامه ریزی

۱۲.تربیت فرزندان

در خانواده ها زیاد سوال می شود که چه کنیم که فرزندان درست تربیت شوند.کارشناس رادیو معارف نکاتی را ذکر کردند، به طور خلاصه عرض می کنم.
۱.فرزندان با به تدریج با معارف اسلامی آشنا کنید و از سخت گیری بی جا پرهیز کنید.
۲. برای آنان دوست خوب که مجری احکام اسلامی باشد انتخاب کند، تا الگو پذیری کند.
۳.با فرزندان بازی کنید و آنها را با اسباب بازی و تفریح در فضای باز مشغول کنید.
۳.تلویزیون و سایت های مجازی و بازی کامپیوتری نیاز های ثانوی و کاذب برای آنهاست.هر گز جایگزین بازی نمی شود.
۴.یک مرتبه نمی توان آنها را نماز خوان و یابا حجاب کرد، به تدریج با همنشینی با افراد متدین و اعمال خودمان،مقدور می باشد.
۵.منتظر نمانیم ، به وقت بلوغ او احکام را مجری گردد،برایش سخت است و ترک عادت های قبلی مشکل است.
پیامبر گرامی می فرمایند ، انتخاب دوست خوب ،همانند رفتن به مغازه عطر فروشی است.اگرچه ممکن است نخرید ولی در برگشت بوی خوش پیدا می کنید.

۱۳.سو برداشت

بسیار برای ما اتفاق افتاده که از سخنان دیگران
برداشت هایی کرده ایم و موجب کدورت شده است، در صورتی که گوینده منظور دیگری داشته است.
نقل می کنند عالمی دینی مشغول تدوین کتابی تحت عنوان تناقض های قرآن بود و شاگردان زیادی داشت. روزی یکی از شاگردانش خدمت امام حسن عسگری می رسد. امام می گویند به استادت بگو که آیا شده کسی سخنی گوید و مخاطب برداشت
دیگری کند.او با هوش است و راه خود را اصلاح می کند. پیغام که داده می شود، استاد متوجه اشتباه خود می شود و اینکه خداوند ممکن است منظور دیگری از آیه های متضاد در قرآن داشته باشد که خواننده امکان پی بردن به اسرار آن ندارد.لذا کلیه یادداشت های خود را می سوزاند و از نوشتن کتاب صرف نظر می کند.
نتیجه می گیریم که در قضاوت ها در خصوص سخنان و نوشته های دیگران ، نباید زود قضاوت کنیم.

۱۴.ازدواج

خداوند متعال ، افزایش و ایجاد انسانها را از طریق مادر و ازدواج قرار داده است.در اسلام تاکید بسیاری در این امر شده است. نکته ای که در استحکام و قوام ازدواج موثر است، کفویت است.بعبارت ساده همدیگر را درک کنند.برای این منظور ابتدا باید انسان خلقیات و تمایلات و اهداف خود را قبل ازدواج کاملا تبیین کند.بعبارت دیگر باید خود را بشناسد، تا کفوی با داشتن شرایط خود مقدور گردد.
دو رکن اساسی ، هچون ایمان و اخلاق،موجب استحکام خانواده می گردد. عاقل بودن و عالم بودن می تواند در شکوفایی زندگی موثر باشد.
شخصی که زندگی مشترک را اختیار می کند ، باید بداند که محدودیت ها و مسئولیت های جدیدی را باید بپذیرد.لذا لازم است آگاهی کافی از آنها داشته باشد.قبل از ازدواج مشورت های لازم را انجام دهد.پس از انتخاب همسر ،باید به سازندگی زندگی و تربیت فرزندان همت گمارد و خوش گذرانی های قبل ازدواج با دوستان را کاهش و همت خود را به تقویت زندگی بگذارد.البته اوایل ازدواج ممکن است مسائلی جزیی پیش آید که با صبر و گذشت و عدم دخالت اطرافیان، فرصت شنا خت به زوج داده شود.
از مقایسه نمودن همسران خانواده ها پرهیز گردد.
اگر چه یک همسر ممکن برای زوج خود ایدال باشد ولی اگر همسر زوج دیگر شود به خاطر عدم کفویت ایدال نباشد.

۱۵. فکر کردن

ما زیاد شنیده ایم که فکر کردن در جهان هستی، خود نوعی عبادت است.اما کمتر به علت آن توجه کرده ایم.نقل است مهندسی برای تعمیر دستگاهی به یک واحد می رود. ابتدا مدتی به علت کار نکردن دستگاه می پردازد.سپس ، با سفت کردن یک پیچ، دستگاه رفع عیب و شروع به کار می کند.از صاحب واحد پول غیر متعارف طلب می کند.در مقابل صاحب واحد میزان کار روی دستگاه را تذکر می دهد.در جواب مهندس تعمیر کار پاسخ می دهد ،من این مبلغ هزینه را برای فکر و پی بردن اشکال دستگاه طلب می کنم.
تفکر در موجودات، گیاهان ، انسان ها و اجزای هستی علاوه بر این که ما را از قدرت خداوند آگاه می سازد ، راه هایی برای رهایی از مشکلات زندگی و جامعه به ما نشان می دهد،برای مثال، چگونه خفاش ها در تاریکی پرواز می کنند.اگر به اسرار آن پی ببریم ، باعث می شود دستگاهی بسازیم که ما هم قادر به انجام آن باشیم.

۱۶.حضور در میدان

گاهی سمت ها ، مدارک علمی، گاهی زرق و برق دنیا باعث می گردد که ما خود را تافته ای جدا بافته از دیگران بدانیم و برای خود جایگاهی بس بلند تعریف کنیم و از همنشینی و اختلاط با مردم و همزیستی با آنان پرهیز کنیم و دچار غرور های کاذب گردیم.البته حضور در میدان همانند رفتن روی مین یا رفتن در آب است.احتمال خطر ،خیس شدن و از دست دادن آبروی خود باشد.
شخصا در زندگی اگر پس از شور و مشورت و تحقیق به نتیجه ای می رسیدم، در اولین فرصت اقدام به انجام آن می کردم و با توکل بر خدا و اراده قوی متمرکز بر اجرای تصمییم خود می شدم.از اینکه دیگران در این مورد چه می گویند مهم نبود و کار خود را به نحو احسن و دقیق در حد توان انجام می دادم ، اگر چه ممکن بود از نظر دیگران آن کار کوچک باشد و یا مورد پذیرش آنها نباشد.

۱۷.انتظار از دیگران

بسیار در زندگی برای ما اتفاق افتاده است ، که انسان از شخصی با توجه به خصوصیات اخلاقی ظاهری او انتظاراتی دارد ولی یکمرتبه شاهد رفتاری یا گفتاری می شود که دور از انتظار است.لذا موجبات کدورت و ناراحتی می گردد.
من اولین مسئولیت اجرایی که داشتم ،با افراد گوناگون با سلایق مختلف روبرو بودم.تا زمانی که همراه آنان بودم و نظر آنها را تامین می کردم مورد تائید بودم.به محص اینکه در یک مورد امکان پاسخ مثبت نبود ، قضاوت گونه ای دیگر می شد.لذا در مسیولیت های بعدی به این نتیجه رسیدم که مردم را با همین صفات باید پذیرفت و تغییر در رفتار و گفتار بعضا غیر ممکن یا سخت است.این دید باعث شد ، که کمتر در امور اجرایی ناراحت شوم تا بتوانم گره گشایی در کار مردم را انجام دهم.
همانطوریکه حضرت علی می فرمایند ما باید حق را بشناسیم و آن را ملاک تصمییم و قضاوت خود قرار دهیم.اینکه افراد یا خود انسان میزان و معیار برای قضاوت ها گردد، منجر به تصمییمی غلط یا خطا می گردد.چون معمولا در افراد هوای نفس حاکم است و بر عقل چیره می گردد.

۱۸.خصائل اخلاقی

در زندگی با اقشار مختلف برخورد داشتم .بعضی افراد را متواضع و بااخلاق و با سواد دیدم.در مقابل بسیاری از افراد را مشاهده کردم که ظاهر و باطن متمایز داشتند .این دسته آنقدر که ادعا می کنند ، توانایی انجام ادعای خود را ندارند. شاید همین علت کمبود ، باعث خود نمایی بیشتر آنها می گردد.
با توجه به سفرهای خارجی و شرکت در سمینارهای علمی که داشتم ، بعضی از ریاضی دانان مشهور را می دیدم که به خاطر آگاهی بالا به مطالب ریاضی ،قادر به تنظیم مقالات زیاد با تغییراتی جزیی از ایده های دیگران را می دیدم . در مقابل ریاضی دانان توانا و بی ادعا چون جرج ویلیس و بیکر را دیدم که در ضمن تواضع دارای اخلاق نیکو و باهوش و توانا در تحقیق بودند.
در ریشه یابی که کردم ، متوجه شدم که علاوه بر شخصیت ذاتی آنان، به این نتیجه رسید م ، که همچون آبی که سرازیر به زمین های مرتفع نمی شود ،افتادگی در علم باعث رشد و شکوفایی افراد می گردد.اگرچه ممکن است در ابتدا این افراد گمنام باشند ولی روزی فرا می رسد که افراد محقق به آثار انها پی می برند، همچون ملا صدرا و ابوعلی سینا .

۱۹.نقش دعا و توسل

من در زمان فراغت از تحصیلم دچار سختی شدم
و استاد راهنما اجازه دفاع نمی داد.
دعای توسل و زیارت عاشورا را یک ماه نذر کردم.
هر روز شاهد باز شدن گره های تحقیق شدم.
لذا خود را وقف خدا کردم.هرکاری برای خدا باشد و در توانم باشد، کوتاهی نمی کنم.
دقت کرده ام، خدا خلوص نیت می خواهد.فقط و فقط از او طلب کنیم.پنج جلد کتاب اشعارم
هدیه خداست وقتی دوباره آن را می خوانم
اهمیت آن را پی می برم من حتی یک جلسه در انجمن شعرا نرفته ام. اگر چه عزیزانی زحمت ویرایش آنها را به عهده داشتند.دلم نمی خواهد
مطالبم، به خاطر خود ستایی باشد.قصدم تبیین نقش خدا در زندگی است.همه چی اوست.او هم از بشر همین را می خواهد.کمال می خواهد و متعاقب آن‌ نزدیکی به حق و لقای الهی را موجب می شود.

۲۰.عشق و انگیزه

یکی از نکاتی که باعث پیشرفت و موفقیت در زندگی من شد، تداوم و پی گیرز و پشتکار در کاری بود که مصمم به اجرای آن بودم.این ایجاد نمی شود، مگر اینکه در عقبه کار انگیزه قوی و باوری محکم به آن کار باشد.اگر کاری صحیح باشد ،با توکل به خدا و طلب یاری از او،می توان موق به انجام هر کاری شد.
شنیده اید دو دوست درکنار یک جوی عبور می کردند ،پوستی در آب می بینند.رفیقش می گوید برو بیار.بعد از مدتی نمی آید.رفیقش می گوید پوست نمی خواهم، بیا.می گوید من پوست را رها کردم.او مرا رها نمی کند.به ظاهر پوست می دید ند،اما خرس آبی بود.ماهر چه بخواهیم استراحت کنیم، ذهن و عشق به مطالب ریاضی ما را رها نمی کند.

۲۱.غفلت

گویند دکتر هشترودی بچه اش مدرسه ابتدایی رفته بود معلم ریاضی به آنها مستطیل را آموخته بود.از پدر می خواهد مستطیلی بکشد.
پدر هم اطاعت می کند و یک مستطیل رسم می کند. بچه فورا می گوید چه پدر بی سودادی که با اینکه ریاضی خوانده مستطیل را درست نمی کشد.
از فرزند می خواهد او رسم کند.او هم یک مستطیل می کشد و به پدر نشان می دهد. دو مستطیل در ظاهر با هم متفاوتند، یکی افقی بود و دیگری عمودی.
اما بچه هنوز به این درک نرسیده است که با یک چرخش هر دو یکسان می شود. گاهی غفلت و ندانستن موجب اختلاف است.البته گاهی هم حسادت. باید ماقب هوای نفس خویش باشیم.آدم را خوردن گندم از عرش به فرش آورد.

۲۲.ریاضی و زندگی

معمولا کسانی که رشته تخصصی آنها علوم دقیق، چون عوم پایه و مهندسی، است.ناخود آگاه رفتار آنها در زندگی بعضا سخت است و خانواده در زحمت هستند.از زندگی هم مانند کار انتظار ات دقیق دارند. در صورتی که کودک با آزمون و خطا کردن، رشد می کند.ما در ریاضی با صفر ویک کار داریم.هر عدد توسط این دو ایجاد می شود.زندگی رفتار فازی دارد، بین صفر و یک است.
هممان طوری که موقع نماز، کار را در اولویت دوم قرار می دهیم.لدا به کار باید گفت زندگی دارم و به زندگی نگفت کار دارم.
دغدغه های فکری، گاهی ما را مشغول به خود می کند و زندگی را رها می کنیم.باید مدیریت کرد تا هم از ندگی لذت برد و هم کار.

۲۳.سو ظن و بد گمانی

یکی از سرمایه های اجتماعی اعتماد است و نابودی آن با سو ظن به همدیگر ، والدین، محل کار، روابط با مردم و مسئولین ،امام زمان و در نهایت خدای متعال است.
لذا بایدبه دنبال علاج این بیماری روحی باشیم.با ایجاد تعاملات با یکدیگر به آرامش همدیگر کمک کنیم.شما در یک مکان شلوغ ممکن است با یکدیگر بر خورد فیزیکی داشته باشید ولی از آنجایی که آن را عمدی نمی دانید ، با یک معذرت خواهی و چشم پوشی هر یک راه خود را ادامه می دهیم.

برخورد های روحی با یک دیگر ،در روح و روان انسان ثبت می گردد.چون قطره خون در یک حوض آب است.در آب حل می شود و چه بسا قابل دیدن نیست.اما یقینا در آب هست.
انسان باید در زندگی دارای یک هدف مقدس باشد و مسائل گوناگون که برای انسان پیش می اید با درایت و عقل و توسل و توکل بر خدا حل نماید و مانعی در راه کمال انسان نگردد.

۲۴.یک تحلیل

من اکثرا به کار های علمی و فرهنگی مشغول هستم.اگر چه از پنجاه سال پیش تا کنون در جریان مسائل سیاسی کشور بودم.
مدتی است، یک موضوع ذهن مرا به خود مشغول کرده است.در صورت وقوع جنگ جهانی سوم، کشور آمادگی لازم را برای مقابله دارد؟
حدود دو ماه از جنگ بین روسیه و اوکراین می گذرد. چنانچه این جنگ ادامه یابد، جنگ جهانی سوم پدید می آید. در حقیقت جنگ بین بلوک شرق و بلوک غرب.سوالی که مطرح می شود موضع ایران چیست.غرب ایران را دشمن خود می داند و در بلوک شرق منظور می کند.اگر چه بی طرفی خود را اعلام کرده است.در جنگ جهانی دوم، ظاهرا ایران بی طرف بوده است، اما دچار صدمه های زیاد شده است.
با این مقدمه آیا ما آمادگی مقابله با تهدیدات غرب و حملات هسته ای را داریم. آیا موشک های ما قادر به پاسخگویی هستند.به نظر می رسد ما باید تدابیر دفاعی را آنقدر بالا ببریم ، که ناتو به خود جرات حمله‌ به ایران را نداشته باشد.مثلا خود را به موشک های قاره پیما با کلاهک های هسته ای مجهزکنیم.
در شرایط کنونی به نظر می رسد، باید در ابعاد گوناگون نظامی، فرهنگی، اقتصادی متمرکز شد و با یک برنامه دراز مدت و شناسایی آسیب های احتمالی، آمادگی نطام را برای تقابل احتمالی فراهم ساخت.رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود،با دانشجویان به نظم نوین جهانی نکاتی را مطرح نمودند.نیاز به بررسی و تحلیل دقیق و آمادگی کشور برای روز مبادا دارد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
درس هایی که در زندگی آموختم
شماره ۲۵
شناخت مردم
یکی از فلاسفه قدیم می گوید، وقتی انسان بزرگ می شود، دیگران متوجه بزرگی می شوند.وقتی انسان دیگران را می شناسد، که ضعیف می شود.
انسان ها در تحولات و گذر زمان خود را نشان میدهند.مردم با گذر زمان تغییر نمی کنند، بلکه گذر زمان ماهیت افراد را بر جسته می کند.

قدیما می گفتند، بچه هر چی داره از پر قنداقش داره.کنایه از این است که انسان می تواند به خلق و خوی افراد از همان کودکی پی ببرد. در بزرگسالی در جامعه دو رنگی را یاد می گیرند.
اگر می خواهید کسی را بشناسید، خلاف میلش عمل کنید.زود خود را نشان می دهد.متاسفانه امروزه شاهد نسلی چند فرهنگی شده ایم.دلشان می خواهد بدون زحمت به مراتب بالای اجتماعی و مالی دست یابند.دیگر محبت و یاری به یکدیگر جای خود را به خود خواهی و منفعت طلبی داده است.حاضر نیستند یک قدم برای دوست خود بردارند، مگر اینکه برای خودشان منفعتی داشته باشد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان


باسمه تعالی
درس هایی که در زندگی آموختم
شماره ۲۶
سفر به ترکیه
اکنون که مشغول نوشتن این سفر نامه هستم، تابستان ۱۴۰۱ است، که برای دو ماه برنامه ریزی کرده ام که اقامت داشته باشم.در این متن برداشت خود را می گویم.در استانبول اکثر تور یست ها از کشور های همسایه تر کیه بالاخص ایران،عراق و کشورهای عربی دیدم.مردم ترکیه،به خصوص نسل قدیم، بسیارمهربان دیدم.اگر راهنمایی می خواستید کمک می کردند. تورم بالا بود و حد اقل حقوق ماهانه ده میلیون تومان است. برای توریست ها داشتن حدود سه هزار دلار در ماه،حدود صد میلیون تومان لازم است تا امکان اسکان در هتل و هزینه های سفر مقدور باشد.ما یک سوییت اجاره کر دیم.ماهانه یک هزار و پانصد دلار هزینه اجاره است.اگر توریست یک راهنما دلسوز داشته باشد،امکان کاهش هزینه ها هست.استفاده از مترو و اتوبوس مفید است.بنزین گران و کرایه تاکسی بالاست. اب و هوای مطلوب و دلنشین دارد.در تیر ماه شاهد بارندگی شدید بودم.مواد غذایی بسیار خوب دارند.ما یک وعده نهار در منزل غذا می خوردیم.عصرها در رستوران شام را صرف می کنیم.مردم هم اکثرا بیرون غذا می خورند و روحیه های خوبی از انها دیدم و اهل تفریح هستند.در پنج نوبت صدای اذان همزمان در آسمان به گوش می رسد، در بعضی نقاط شهر مغازه ها تعطیل و به نماز جماعت می روند.مردم تر کیه را افراد مقید به حجاب و امور دینی دیدم.اما توریست ها و افراد می توانند بی حجاب باشند و ممانعتی نیست.مشروب خواری و کنار دریا و کنسرت هم فراوان بود.معمولا در امور هم دخالت نمی کنند و هر کسی با توجه به تمایلات و اعتقادات خود عمل می کند.از نظر امنیتی کنترل شدید غیر محسوس با دو ربین هست.
دکتر علی رجالی

استاد تمام دانشگاه اصفهان

۱۴۰۱.۴.۲۳

باسمه تعالی
درس هایی که در زندگی آموختم
دانشجوی دکتری
شماره ۴۲
اینکه هر هیات علمی، حتی با مرتبه استاد تمامی باید حتما در مقطع دکتری دانشجوی دکتری تربیت کند ، چندان منطقی نیست.ممکن است استلد مدتی از پژوهش دور بوده و یا آمادگی تحقبق به خاطر پاره ای از مشغلات و مشکلات شخصی قادر به راهنمایی و هدایت دانشجو نباشد. حتی در خارج از کشور همه اساتید، دانشجوی دکتری ندارند.
بعضی از اساتید به خاطر ناتوانی دانشجو در تحقیق و سوابق علمی دانشجو، مایل به پذیرش دانشجوی دکتری نیسنند. به نظر من استاد و دانشجو هر دو باید آمادگی و توانایی لازم را برای تربیت دانشجوی دکتری داشته باشند.بعد از آن داشتن وقت کافی برای راهنمایی استاد و تحقیق دانشجو لازم است.
حدود پنج سال مداوم نیاز است تا یک پایان نامه دکتری قوی به انتها رسد.متاسفانه شاهدیم که به خاطر بعضی مشکلات، کار جدی و مداوم روی یک پایان نامه انجام نمی شود و دانشجو در پایان دوره دچار اضطراب برای چاپ مقاله و فراغت از تحصیل می شود.خانواده او انتظار فراغت از تحصیل همسر خود را دارند.بعضا با سخت گیری های اداری و اتمام سنوات و اخراج، اضطراب دانشجو دو چندان می گردد.
پیشنهاد می گردد، دوره دکتری پژوهش مجور باشد ودوره آموزشی به حد اقل قناعت شود و پایان نامه بجای مقاله ملاک فراغت از تحصیل گردد.
من برای دفاع دکتری خود، حتی نیاز به یک مقاله پژوهشی نبود.ولی داور حدود هشت ماه فرصت خواست که تز حدود دویست صفحه را مطالعه کند.در این مدت ما یک مقاله در مجله لندن چاپ نمودیم.به خاطر دارم، داور قضیه اصلی مقاله مرا که چندین صفحه بود برای ارائه در جلسه تقاضا نمود..سپس موافقت خود را برای اخذ دکتری اعلام نمود.حدود یک ربع جلسه دفاعیه ما بطول انجامید.البته جلسات داوری دیگری هم بود که دفاعیات چندین ساعت طول می کشید و یا پایان نامه رد می شد.همچنین هشت مقاله از پایان نامه استخراج و چاپ گردید.و به عنوان پژوهشگر جوان توسط انجمن ریاضی جهان انتخاب شدم و جایزه فلت انگلستان که به بهترین پایان نامه اختصاص داده می شد از طرف دانشگاه شفیلد به من اهدا شد.
من درهر شبانه روز حدود پنج سال مداوم، بیش از دوازده ساعت در دانشگاه مشغول تحقیق بودم.از صبح که دانشگاه می رفتم، تا حدود دو در دانشگاه بودم.پس از استراحت و خواب جزیی،دو مرتبه به دانشگاه می رفتم و تا دیر وقت دانشگاه بودم.البته یک روز باتفاق خانواده برای خرید هفته اختصاص داده بودم و سه بار برای دیدن اقوام و والدین، حدود یک ماه به ایران سفر کردم.
هدف از بیان مطالب فوق این بود ، که با تلاش مداوم، توکل به خدا و عنایات الهی امکان دستیابی به هر هدفی، مقدور است.
دکتر علی رجالی
استاد دانشگاه اصفهان

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت 22:19  توسط علی رجالی  | 

دیوان قصاید با عنوان چلچراغ به قلم دکتر علی رجالی ( استاد تمامِ گروه ریاضی دانشگاه اصفهان ) تدوین و به رشتۀ نظم در آمده است. 
       در این کتاب سراینده قصد دارد مفاهیم بلند دینی، عرفانی، اجتماعی و مذهبی را در قالب قصیده های سی بیتی ، با بیانی ساده و روان برای علاقه مندان و خوانندگان فراهم نمایند .
       امید است؛ با عنایت پروردگار متعال، در آینده بتوان مفاهیمی دیگر از  فرهنگ و تمدّن اسلام را به شیوۀ نظم، تقدیمِ جامعه اسلامی و نسل جوان نمود.

انتشارات

الفهرست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۰ساعت 17:51  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

زندگی نامه منظوم
پروفسور علی رجالی

در وصف استاد جناب آقای دکتر علی رجالی
استاد دانشگاه اصفهان

بسیار خرسندم که توفیق این را داشتم که به مدت بیش از پنج سال از محضر آقای دکتر رجالی بهرمند شوم.

اگر بخواهم چند مورد از ویژگی های ایشان را عنوان نمایم، یک، فرصتی است که ایشان برای دانشجویانشان اختصاص می دهند. دومین ویژگی دیگر پشتکار ایشان است، که تا حصول به نتیجه متوقف نمی شوند. در طول جلسات فراوانی که با ایشان داشتم هیچ جلسه ای نبود که مفید نباشد و به نتیجه ای نینجامد.

آفای دکتر رجالی بسیار باهوش هستند و این نبوغ در لحظات مختلف آموزش در محضر ایشان ناخودآگاه باعث حیرت من می شد. گواه این صحبت من چند تن از ریاضیدان های برجسته ی دنیا می باشند که با ایشان در تعاملات علمی بوده اند.

آقای دکتر بسیار دلسوز و مهربان هستند. به همه جوانب شما به عنوان‌ یک دانشجو آگاهند و احترام می گذارند. وقتی با ایشان درد دل می کنی و از مشکلاتت می گویی احساس می کنی که با یک دانشجوی همدردت، همکلام شده ای.

ویژگی بارز دیگر ایشان صبر بسیار زیاد است. در این مدت حتی یک بار هم ندیدم که صدای ایشان بلند شود.

ایشان همانقدر که برای اساتید احترام قائل هستند، به دانشجویان، کارمندان و کارگران دانشگاه هم احترام می گذارند. موردهای فراوانی دیده ام که کارمندان مشکلاتشان را نزد ایشان عنوان می نمایند و آقای دکتر در حد توان کمک می نمایند.

ایشان دید بازی نسبت به مسائل اجتماعی دارند و با توجه به تجربه های مدیریتی، ریشه ی مشکلات را به درستی تشخیص می دهند. اگر در قسمی از دانشگاه عیب و ایرادی نمایان می شود به درستی دلیل آن را می یابند و در حد توان برای رفع مشکل می کوشند.

در تمام مدت تحصیلم تصمیم راسخ بر این داشتم که هر چه ایشان فرمودند گوش کنم، چون راه بلدند و مسیر را می شناسند. هر جا بر این تصمیم استوار بودم ، نتیجه مثبت گرفتم و هر جا که کوتاهی کردم، ضربه اش را خوردم. این است که اولین توصیه ی من به دانشجویان دوره دکتری این است که : حرف استادتان را گوش دهید.

دکتر مهدی میسمی

خانواده
....

می کنم یاد نکاتی ز خود و اهل و عیال
شرح دوران جوانی و کهولت ، همه حال

....

گر چه سخت است بیان همگی ، هم دشوار
می نمایم اثری بر همگان ، با اشعار

.....

شرح دادم همه را قبل سرودن با نثر
تا نباشد خللی یا که قصوری یا کسر
...

پدرم داشت توکل به خدا ، در همه حال
مهربان بود و مقید به اصول و افعال
.....
الگوی ما پدرم بود ، مقید به اصول
من ندیدم گناهی و خطایی و عدول
....
رهنما بود مرا ، با عملش ، طی زمان
بالاخص کودکی و دوره ی مستی جوان
....
نام او با لقبش بود ، رجالی و کریم
اهل اکرام و قدر بود چو مردان حکیم

....
دور از ‌‌کار خطا بود و شیاطین دائم
سالک و مرد خدا بود، امین و خادم
.....

حاصل عمر شریفش شده نه فرزند
چار دختر بود و پنج پسر هم دلبند
....

همگی اهل نمازند و سلوک و تقوا
بندگی پیشه نمایند ، عزیز دلها

.
..
من ندیدم عملی دور ز شرع و قرآن
رهنما بود مرا سوی ولایت ، یزدان
..

عمر او شصت به سال است در این کون و مکان
نیست او را پدری ، چون دگران در دوران
.....
اهل احسان و کمک بود به قشر محروم
قاصرم بنده ز توصیف و بیان از مرحوم
....

قدر او بعد حیاتش دو چندان گردید
نقش او بود عظیم و دل تک تک لرزید

...
از خدا مغفرت و اجر الهی خواهم
او نشان داد مسیر صلحا هم راهم

سراینده
دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن ۱۴۰۰ساعت 22:7  توسط علی رجالی  | 

شاپا (چاپی): ٢٣۴۵ - ۶۴٩٣ ،شاپا(الکترونیکی): ٢٣۴۵ - ۶۵٠٧
٢۶ - ١ .صص)، ١۴٠٠) ١ شماره، ۶ جلد
© ١۴٠٠ دانشگاه اصفهان
http://www.ui.ac.ir
دکتر محمود لشکری زاده بمی: زندگی و آثار
سعید مقصودی
جامعه ریاضی کشور در ٢٨ مهر ١۴٠٠ دکتر محمود لشکری زاده بمی
در پاییز ١٣٩٨
را از دست داد. او به تصدیق دوستان، همکاران، و دانشجویانش یک
ویژگی بارز داشت: پیوسته و آرام در کار تحقیق. بارها از زبان خود
او، با آن خنده ملیح همیشگی و ته لهجه شیرین کرمانی اش که بعد
از این همه سال هم صحبتی با اصفهانی ها تغییری نیافته بود، شنیدم
که می گفت: «مقاله های آدم مثل بچه های آدم هستند و همه آن ها را
دوست دارم.» و چه سخن صائبی! خوش تر می داشت که کار تحقیق
را به صورت فردی و مستقل انجام دهد مگر در موارد خاص. همیشه
در جستجوی آثار جدید پیش قراولانی مثل لائو، پیم، اولگر، نیب،
قهرمانی، لوزرت و دیگران در حوزه آنالیز هارمونیک روی گروه های
توپولوژیک بود تا نتایج آن ها را برای شیء محبوب سراسر عمرش،
١ ،بیازماید. در هر سه باری که به
یعنی نیمگروه های توپولوژیک پایه
فرصت مطالعاتی رفته بود (یکی در ١٣۶٨ به دانشگاه شفیلد انگلستان
به دعوت بیکر و دوبار به دانشگاه آلبرتای کانادا در ١٣٧۴ و ١٣٨١
به مدت یکسال و به دعوت لائو) مقالات، کتاب ها، و موضوع های
جدید در حوزه تخصصی خود را به ارمغان آورده بود. انتشار هر مقاله
در مجله ای تازه، برایش طعم یک کشورگشایی را داشت. آثارش تقریبا همه در جای درخورشان منتشر شده اند. به کتاب هایش عشق
می ورزید و تا اطمینان پیدا نمی کرد آن ها را به امانت نمی سپرد. به جز به قدر ضرورت به کار آموزش و اجرایی نپرداخت. جزو آن دسته بود
که ضرورتی در نگارش متون علمی به زبان فارسی نمی بینند، و به همین دلیل هیچ اثر علمی از او به زبان فارسی موجود نیست. باری، پس
از این همه، جسم او همچون طبع آرامش در منزلگاهی در شهر کرمان و در کنار مادر گرامی اش آرامش ابدی یافت.
در زمان حیاتش یک مصاحبه از او در هفته نامه طلوع بم (مورخ ۴ دی ١٣٨٧ (منتشر شد. آنچه در زیر می آید مروری است بر زندگی
و آثار علمی او از زبان خانواده و بعضی دوستان و همکارانش. در اینجا لازم می دانم از فرزند ایشان (دکتر میلاد لشکری زاده بمی) و
همسر آن مرحوم (سرکار خانم غمخوار) که با سعه صدر سوالات بنده را پاسخ گفتند و عکس هایی را از آلبوم خانوادگی در اختیارم گذاشتند
سپاسگزاری کنم. همچنین بر خود لازم می دانم از استادان گرامی ام دکتر جعفر زعفرانی، دکتر علیرضا مدقالچی و دکتر علی رجالی که تقاضای
بنده را برای نوشتن مطالبی درباره آن مرحوم پذیرفتند تشکر کنم. صورت پیراسته متن را مدیون دکتر رسول نصر اصفهانی و دکتر حمیدرضا
ابراهیمی ویشکی هستم.
1
foundation topological semigroup



 

سعید مقصودی ، نشریه ریاضی و جامعه/ جلد ۶ ،شماره ١) ١۴٠٠ (٢۶–١
١ .از زبان خانواده
از اینکه قبول زحمت فرمودید بسیار سپاسگزارم. ضمن معرفی خودتان، بفرمایید که استاد در چه تاریخی و کجا
متولد شدند؟ مختصری بفرمایید از خانواده پدری ایشان و اینکه استاد فرزند چندم خانواده بودند و آیا اعضای دیگر
خانواده ایشان هم تحصیلات عالی دارند؟
این جانب میلاد لشکری زاده بمی فرزند مرحوم دکتر محمود لشکری زاده بمی هستم. ایشان متولد ۶ اسفند ١٣٢٧ در محله باغدشت شهر
بم هستند و پدر ایشان تاجر و باغدار و مادرشان خانه دار و دارای ٨ فرزند، ۴ پسر و ۴ دختر، بودند. ایشان فرزند سوم و اولین فرزند پسر
بودند. طبق گفته دوستان و فامیل هایشان از کودکی بسیار درس خوان و پر تلاش بودند و نه تنها در درس بلکه در کمک به پدر در انجام امور
بیرون از منزل، پیش قدم و متعهد بودند. به طور کلی در قبال پدر و مادر و خواهرها و برادرها و بعد از ازدواج نیز در قبال همسر و فرزندان
و خانواده همسر و حتی همشهریان خودشان احساس مسئولیت و دلسوزی بی نظیری داشتند. به گونه ای که پس از درگذشتشان همه این افراد
از حمایت و پشتیبانی ایشان همانند یک پدر برای فامیل یاد می کردند. در مورد تحصیلات خانواده شان، عرض کنم که برادران ایشان دکتر
در کنار خانواده (آلبرتا، ١٣٧۴(
محمدرضا لشکری زاده فوق تخصص جراحی و مهندس مصطفی لشکری زاده فوق لیسانس مهندسی تاسیسات از انگلستان دارند که به توصیه
و تشویق ایشان به آنجا رفتند و پس از اتمام تحصیلات به ایران برگشتند و مشغول خدمت شدند؛ برادر دیگر ایشان احمد لشکری زاده دبیر
زمین شناسی دبیرستان های بم و خواهرشان دبیر زیست شناسی دبیرستان های بم بودند که به جز دکتر محمد رضا بقیه بازنشسته شده اند. به
لطف خدا و با تشویق های ایشان هم اکنون تمام برادرزاده ها و خواهر زاده هایشان تحصیلات عالی دارند و اغلب پزشک یا دندانپزشک و یا
دکترا در رشته های دیگر دارند و به عنوان استاد در دانشگاه های کشور و یا در سایر سازمان ها به وطن خود خدمت می کنند. به توصیه اکید
ایشان همگی در کشور خود مانده اند و علی رغم موج مهاجرت جوانان تحصیل کرده به کشورهای دیگر، هیچ یک به خارج از کشور مهاجرت
نکرده اند. به فرزندان خود نیز سفارش می کردند که به غربت نروند و به کشور خود خدمت کنند. به گونه ای که یکی از دختران ایشان که دوره
دکترا را پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران در خارج گذرانده بود، به کشور برگشت و در وطن خود مشغول به کار شد.

کتر محمود لشکری زاده بمی: زندگی و آثار ، نشریه ریاضی و جامعه/ جلد ۶ ،شماره ١) ١۴٠٠ (٢۶–١
درصورتی که مقدور باشد مختصری از تحصیلات ابتدایی تا دبیرستان ایشان بفرمایید که در چه شهری و مدرسه ای
بودند؟ هیچ وقت صحبت می کردند که چگونه به ریاضی علاقه مند شدند؟
دوران ابتدایی را در دبستان سعدی و دوران دبیرستان به جز کلاس ششم متوسطه را در دبیرستان امیری یا همان افخم شهر بم گذراندند
و برای کلاس ششم متوسطه یا دوازدهم به تنهایی به تهران رفتند و با وجود اینکه تا آن زمان از خانواده دور نشده بودند، با سختی های فراوانی
که در آن زمان برای دانش آموزی تنها در شهر غریب وجود داشت، با پشتکار و هدفی که داشتند، در دبیرستان خوارزمی تحصیل کردند و
دیپلم ریاضی را در سال ١٣۴٧ اخذ نمودند و همان سال در رشته ریاضی دانشگاه اصفهان پذیرفته شدند.
خودشان تعریف می کردند که کلاس ١٢ در اتاقی که در تهران اجاره کرده بودند
به سختی می شد درس خواند، چون صاحب خانه ساعت ١٠ شب برق را قطع می کرده تا
هزینه برق زیاد نشود و بنابراین ناچار به استفاده از چراغ گردسوز برای انجام تکالیف
و خواندن دروس آن سال حساس و مهم بودند. با این حال آخرِ سال با رتبه اول
توانستند سال آخر دبیرستان را به پایان ببرند. مسائلی که ایشان در زمینه ریاضی در
آن سال طرح می کردند، در مجله ای به نام «یکان» منتشر می شده و از همان زمان،
علاقه و استعداد ایشان در زمینه ریاضی بیشتر نمایان شد.
تحصیلات دانشگاهی را در چه سالی و در چه دانشگاهی انجام
دادند؟
دوره کارشناسی رشته ریاضی را در سال ١٣۴٧ در دانشگاه اصفهان آغاز کردند و در سال ١٣۵٠ مقطع کارشناسی را با کسب رتبه
اول به اتمام رسانده و وارد مقطع کارشناسی ارشد ریاضی در دانشگاه شیراز شدند و در سال ١٣۵٣ با کسب رتبه اول در این مقطع به
اصفهان برگشته و به استخدام دانشگاه اصفهان درآمدند.
در چه سالی برای ادامه تحصیل به خارج تشریف بردند و آیا قبل از آن در جایی استخدام شده بودند؟
پس از اینکه در سال ١٣۵٣ به استخدام دانشگاه اصفهان در آمدند، به مدت ۴
سال به عنوان مربی در دانشگاه تدریس کردند و در سال ١٣۵٧ برای ادامه تحصیل به
نیوکاسل انگلستان رفتند و چون قبلا در زمینه جبر کار کرده بودند و تصمیم به ادامه
در رشته آنالیز داشتند، یک سال در نیوکاسل دوره جدید ارشد را مجددا طی کردند و
سال بعد در دانشگاه شفیلد دوره دکترا را شروع کردند. ولی به دلیل وقوع انقلاب،
بورس ها قطع شده بود و باید به ایران برمی گشتند که چون کار علمی شان شروع شده
بود و خوب پیش می رفت، با هزینه خود در انگلیس ماندند و دکترای خود در زمینه
آنالیز ریاضی را به اتمام رساندند و در سال ١٣۶١ با وجود قبولی در آزمون استخدامی
یکی از دانشگاه های کانادا به ایران و دانشگاه اصفهان برگشتند تا طبق عقیده خود به هم وطنان خود خدمت کنند نه به بیگانه.
سرکار عالی ضمن معرفی خودتان بفرمایید در چه سالی با ایشان آشنا شدید و آیا در زمان تحصیل در خارج کشور
همراه ایشان بودید؟ مختصری از آن زمان بفرمایید.
این جانب مهنوش غمخوار هستم که افتخار همسری ایشان را به مدت ٣٨ سال داشتم و پس از بازگشت ایشان از انگلستان به ایران،
در مرداد ماه سال ١٣۶٢ به واسطه معرفی یکی از استادان، که با ایشان دوست بودند و با همسرشان که با خانواده بنده آشنایی داشتند و
در پیوند ازدواج ما نقش مهمی ایفا کردند، با ایشان ازدواج کردم. در آن زمان بنده در مقطع کارشناسی فیزیک در دانشگاه اصفهان درس
می خواندم و بعد از فارغ التحصیلی به عنوان دبیر فیزیک مشغول به کار شدم. در دوران تحصیلم بسیار با من همکاری می کردند تا بتوانم با
حساسیتی که در درس خواندن داشتم این دوره را با وجود فرزندی که خداوند در سال ١٣۶٣ به ما عطا کرده بود با آرامش بگذرانم که از
این بابت همیشه سپاسگزار و مدیونشان هستم.

سعید مقصودی ، نشریه ریاضی و جامعه/ جلد  ،شماره ١) ١۴٠٠ (٢۶–١
روز فارغ التحصیلی در مقطع دکترا از دانشگاه شفیلد انگلستان
در چه سالی به ایران برگشتند و چرا در اصفهان ماندگار شدند؟
ایشان در سال ١٣۶١ به ایران برگشتند و چون همکاران و دوستان قدیمی در اصفهان و دانشگاه اصفهان بودند و نیز به دلیل علاقه شان
به این دانشگاه که استخدام شان در آنجا انجام شده بود و همچنین ازدواج در این شهر، تصمیم گرفتند که در این شهر اقامت کنند.
مختصری درباره فرزندان استاد بفرمایید.
از ایشان ٣ فرزند به یادگار مانده: دو دختر و یک پسر. فرزند اول مهکامه لشکری زاده بمی که دوره کارشناسی مهندسی شیلات را
در دانشگاه صنعتی اصفهان طی کرد و با کسب رتبه  کنکور ارشد در دانشگاه تهران این دوره را سپری کرد و سپس در دانشگاه UPM
دکترای منابع طبیعی شاخه شیلات را اخذ کرد و به ایران برگشت و هم اکنون در واحد تحقیق و توسعه شرکتی مرتبط با رشته خود مشغول
به کار است. فرزند دوم مهسایه لشکری زاده بمی متخصص دندانپزشکی است و هم اکنون دوره طرح تخصصی را می گذراند. فرزند سوم
میلاد لشکری زاده بمی که ایشان نیز دندانپزشک و مشغول به کار در حرفه خود است. داماد های ایشان نیز دکتر علی ماهانی (استاد برق و
الکترونیک دانشگاه شهید باهنر کرمان) و دکتر بهشاد مفید (جراح مغز و اعصاب) می باشند.
اوقات فراغت استاد چگونه می گذشت؟ آیا به جز ریاضیات به کار و سرگرمی دیگری علاقه مند بودند؟
اوقات فراغت مرحوم دکتر بیشتر به تحقیق در رشته خود و مطالعه و کار علمی با استادان معروف دنیا در رشته آنالیز هارمونیک و نیز
دانشجویان دوره دکترا می گذشت. ایشان همچنین به رفتن به کوه و پیاده روی و معاشرت، به خصوص با خانواده و فامیل، بسیار پایبند و
علاقه مند بودند و از بازی و تفریح با فرزندان نیز غافل نمی شدند. به طور کلی، اوقات فراغتشان به این امور اختصاص داشت. دفتر کاری
در طبقه پایین منزل برای خود در نظر گرفته بودند که لبریز از کتاب های معروف و مرجع ریاضی بود و به آن ها عشق می ورزیدند و زمان
زیادی را با آن ها سپری می کردند.


 

کتر محمود لشکری زاده بمی: زندگی و آثار ، نشریه ریاضی و جامعه/ جلد ۶ ،شماره ١) ١۴٠٠ (٢۶–١
در کنار جمعی از استادان: (نشسته از راست) دکتر بیرشتد، پروفسور پالیس، دکتر گوپتا، و پروفسور لائو؛ (ایستاده از راست)
دکتر نوبختیان، دکتر پوریای ولی، دکتر اعظم، دکتر رجالی، دکتر توکلی، دکتر لشکری زاده، (شناخته نشد)، دکتر علیخانی، دکتر
زعفرانی، دکتر طالبی، دکتر انشایی، دکتر محمدی، دکتر خاتون آبادی، آقای ناهید، و دکتر دانایی (اصفهان، ١٣٧١(
به نظر سرکار عالی، ویژگی بارز ایشان به عنوان همسر و پدر خانواده چه بود؟
ایشان بسیار رقیق القلب و حساس و مهربان بودند، همچنین بسیار متواضع و
در حاشیه پنجمین دوره کنفرانس ریاضی کشور
(کرمانشاه، ١٣۵٣(
با صداقت و آرام. تحصیل فرزندان در مقاطع بالا برایشان بسیار اهمیت داشت. از
آن ها می خواستند که بسیار جدی درس بخوانند و به بچه ها از بچگی تفهیم کرده بودند
که تحصیلات عالی باید برایشان به مراتب مهم تر از کسب درآمد باشد. در ضمن به
روابط اعضای خانواده بسیار اهمیت می دادند و حتما زمانی در روز را به صحبت و
دورهمی با همسر و فرزندان و تبادل نظر در مورد مسائل مختلف اختصاص می دادند.
بعد از شاغل شدن بنده هم، از من خواستند که هیچ گاه اضافه کار نداشته باشم و ضمن
حضور در جامعه بقیه اوقات را به نظارت بر درس فرزندان و در کنار خانواده بگذرانم
که با کمال میل قبول کردم.
پس از بازنشستگی روزگار چگونه می گذراندند؟ فعالیت
خاصی انجام می دادند؟ اوضاع جسمانی ایشان در سال های
آخر چگونه بود؟
پس از بازنشستگی که بعد از ۴٣ سال خدمت در دانشگاه در بهمن ١٣٩۶ انجام
شد، متاسفانه سه الی چهار ماهی بیشتر طول نکشید که در تاریخ ۵ خرداد ١٣٩٧ دچار
سکته مغزی شدند و با تلاش های فراوانی که در جهت بهبودشان انجام دادیم، دوباره

انستند راه بروند، اما نه مثل قبل، بلکه نیاز به همراهی داشتند. به دلیل دیابت و سکته مغزی و کسالت، فعالیت علمی شان کمتر شد و
روابط با فامیل و دوستان را بیشتر کردیم تا روحیه شان حفظ شود، ولی متاسفانه از شروع سال ١۴٠٠ تا زمان فوت که ٢٨ مهر ماه ١۴٠٠
بود، چندین بار سکته های مغزی کوچک و متوالی برای شان اتفاق افتاد به گونه ای که دارو ها و اقدامات پزشکی دیگر پیش گیرنده و موثر نبود.
اما تا مرداد ١۴٠٠ توانستیم هر روز ایشان را به پیاده روی در پارک ببریم که در آنجا برادرانشان با همسران مهربانشان به ما ملحق می شدند
و بدین صورت همگی تلاش می کردیم که از نظر روحی و جسمی ایشان را تقویت کنیم و فکر می کنم همین کار باعث شد که سه سال و نیم
پس از سکته اصلی از وجود ایشان بیشتر بهره مند شویم. امیدوارم همان طور که در این دنیا برای ما آرامش و امنیت فراهم کرده بودند،
خداوند آسایش و آرامش در دیار باقی برای شان فراهم کند و روانشان همواره شاد باشد که خود منشا خیر و برکت و انسانی بسیار بخشنده
و باگذشت بودند.
در پایان از اینکه این فرصت در اختیار خانواده ایشان قرار داده شد که از خصوصیات منحصر به فرد و فضایل اخلاقی و وطن دوستی
ایشان یاد شود، کمال تشکر و امتنان را داریم. راهش پر رهرو و نامش جاودان باد.
در کنار جمعی از استادان گروه ریاضی دانشگاه اصفهان: (ایستاده از راست) آقای زینی، دکتر محمدی، آقای اصفهانی، آقای
ناهید، و آقای پردل؛ (نشسته از راست) دکتر لشکری زاده و دکتر زعفرانی

٢ .از زبان دکتر جعفر زعفرانی
آشنایی من با مرحوم دکتر محمود
لشکری زاده به سال ١٣۴٨ برمی گردد. در آن موقع دکتر، دانشجوی مستعد کارشناسی رشته ریاضی بودند و من دوران طرح سربازی را در
دانشگاه اصفهان می گذراندم. در طی دو سالی که از تحصیل ایشان در دوره کارشناسی مانده بود با ایشان آشنایی کامل داشتم؛ در آن موقع
مرحوم آقای دکتر وصال از دانشگاه شیراز (پهلوی سابق) به اصفهان جهت تدریس دروس آنالیز ریاضی تشریف می آوردند و با توجه به توان
علمی دانشجویان در سال اول آقای دکتر عبدالحمید ریاضی و سال بعد آقای دکتر محمود لشکری زاده را، که هر دو شاگردهای اول رشته
ریاضی بودند، تشویق به ادامه تحصیل در دانشگاه شیراز نمودند. من سال ١٣۵١ جهت ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتم، وقتی برگشتم
در پاییز سال ١٣۵۵ خوشبختانه آقای دکتر لشکری زاده و یک نفر دیگر از دانش آموختگان دانشگاه شیراز، آقای دکتر محمد علی انصاری
را که با هم، هم اتاق بودند ملاقات کردم. در طول یک سال و نیم قبل از اعزام به خارج در خدمت ایشان بودم. آقای دکتر لشکری زاده در
سال ١٣۵٧ با بورس تحصیلی عازم انگلستان شدند و در سال ١٣۶١ با موفقیت تمام به اصفهان برگشتند

دکتر محمود لشکری زاده بمی: زندگی و آثار ، نشریه ریاضی و جامعه/ جلد ۶ ،شماره ١) ١۴٠٠ (٢۶–١
زنده یاد لشکری زاده مقالات متعددی در زمینه های آنالیز هارمونیک و آنالیز تابعی در مجلات معتبر به چاپ رسانیده اند؛ طبق گوگل
اسکولار ۶٣ مقاله ارزنده (با انتساب درست) که برای ۶٢ عنوان آن در متمتیکال ریویوز گزارش مروری موجود است.
اما در مورد خصوصیات و سجایای اخلاقی و علمی مرحوم دکتر لشکری زاده: من همیشه ایشان را فردی علمی و از نظر اخلاقی همواره
مدافع علم و ریاضی به معنای اخص آن می دانم. پیشنهادات ارزنده ایشان درجهت ارتقاء علمی گروه همواره راهگشا بوده است، هیچ وقت
تملق کسی را نمی گفت و صادقانه صحبت می کرد. روحش شاد.
در اینجا لازم می دانم از طرف خود و همکاران به خانواده محترم این عزیز از دست رفته صمیمانه تسلیت عرض نمایم. به بنده نیز از
طرف تعدادی از همکاران ماموریت داده شده است که ضمن ذکر سجایای اخلاقی و علمی این بزرگ مرد به خانواده مرحوم دکتر لشکری زاده
مراتب تسلیت آنان را به حضورشان عرض نمایم.
• آقای دکتر واعظ پور (رئیس سابق انجمن ریاضی ایران، استاد دانشگاه صنعتی امیرکبیر)
• آقای دکتر احمد پارسیان (رئیس سابق شورای عالی برنامه ریزی، استاد دانشگاه تهران)
خداحافظی دکتر لشکری زاده و دکتر انصاری با همکاران گروه ریاضی
قبل از اعزام به انگلستان (١٣۵٧(
در اردوی دانشجویان شبانه دانشگاه اصفهان قبل از اعزام به انگلستان
(١٣۵۶)
پروفسور پالیس رئیس اتحادیه ریاضی دانان جهان، مرحوم دکتر بیرشتد دیدار با خانواده دانشجوی شهید در شاهین شهر
و دکتر گوپتا همراه با اعضای گروه ریاضی در محوطه دانشگاه اصفهان

هیئت داوران اولین دفاعیه دکترای ریاضی (آنالیز تابعی) دانشگاه اصفهان: (به ترتیب از چپ) مرحوم دکتر عظیمی، دکتر زعفرانی،
دکتر نیکنام، مرحوم دکتر صدیقی، دکتر علیخانی، مرحوم دکتر لشکری زاده، دکتر موحدی نیا، و آقای علیمحمدی
• آقایان دکتر اسداله نیکنام، دکترمحمد رضا رجب زاده مقدم و دکتر کامیار وحیدیان (استادان دانشگاه فردوسی مشهد)
• آقای دکتر بیژن زنگنه (استاد دانشگاه صنعتی شریف)
• آقای دکتر محسن تقوی (استاد دانشگاه شیراز) و تعداد دیگری از شاگردان این بزرگوار و پیشکسوت ریاضی کشور
از همکاران ایرانی در آمریکا:
• آقای دکتر محمد علی انصاری (از دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا) و آقای دکتر عبدالحمید ریاضی و دکتر علیخانی (از دیگر
دانشگاه های آمریکا)
.از زبان دکتر علیرضا مدقالچی

یاد و خاطری از یک دوست و ریاضیدانی برجسته و پرتلاش
در سخنرانی افتتاحیه سمینار آنالیز هارمونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان اشاره کردم که یکی از بنیانگذاران و توسعه دهندگان اصلی
آنالیز هارمونیک در کشور آقای دکتر محمود لشکری زاده بمی بودند. در سال هفتاد دوره دکترای ریاضی، به ویژه گرایش آنالیز هارمونیک در
دانشگاه اصفهان تاسیس شد؛ دانشگاه های تربیت معلم (خوارزمی فعلی) و فردوسی نیز دوره دکترا، به ویژه در این شاخه، ایجاد کرده بودند.
آشنایی من با ایشان به سال ۵٩ برمی گردد که هر دوی ما دانشجوی دوره دکترای ریاضی در همین شاخه در دانشگاه شفیلد بودیم.
ایشان از دانشگاه اصفهان به دانشگاه نیوکاسل آمده بود و در آنجا یک فوق لیسانس دیگر گرفته بودند و برای ادامه دکترا در گرایش آنالیز

محمود لشکری زاده بمی: زندگی و آثار ، نشریه ریاضی و جامعه/ جلد ۶ ،شماره ١) ١۴٠٠ (٢۶–١
رساله دکترای خود را شروع کردند.
هارمونیک (تخصص آنالیز هارمونیک روی نیمگروه ها) به دانشگاه شفیلد آمدند و زیرنظر دکتر بیکر
تنها ریاضی دانانی در دانشگاه شفیلد بودند که در زمینه آنالیز هارمونیک و شاخه های مرتبط کار می کردند. البته
در آن زمان بیکر و پیم
بورکیل۴ هم در نظریه اندازه و انتگرال در دوره فوق لیسانس درس می داد.
به همت این سه دانشگاه (اصفهان، تربیت معلم و فردوسی) و متعاقب آن در سایر دانشگاه ها، گرایش آنالیز هارمونیک یا همساز در
زمینه محض و کاربردی در ایران بعدها پیشرفت قابل ملاحظه ای یافت. تربیت شدگان و فارغ التحصیلان زبده ای تحویل جامعه داده شد
که نه تنها تدریس دروس پیشرفته را به عهده گرفتند، مقاله های بسیار عمیقی منتشر نمودند. آقای دکتر رسول نصر اصفهانی، دانش آموخته
ممتاز دانشگاه اصفهان، اولین سمینار آنالیز هارمونیک را در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار کردند و امسال (١۴٠٠ (نهمین دوره آن قرار
است در دانشگاه امیرکبیر برگزار شود.
ردیف اول سمت راست: دکتر اسلام زاده، دکتر نیکنام، دکتر مدقالچی، مرحوم دکتر پور عبداله نژاد، و مرحوم دکتر لشکری زاده
(نهمين سمینار آنالیز ریاضی و کاربردهای آن، دانشگاه تربیت معلم، شهریور ١٣٧٧(
آنالیز هارمونیک از یک مسئله واقعی دنیای فیزیکی شروع شد و متعاقبا تجرید شد و به دنبال آن فضاها و جبرهای متنوعی روی
گروه های توپولوژیک ساخته شد. کتاب معروف هیوئیت و راس۵ سالیان سال، مرجع بخش اصلی این شاخه بوده و خواهد بود. عمده بحث
این دوجلد کتاب روی گروه های توپولوژیک و جبرهای آن ها است. یکی از مباحث مهم و مطرح در آنجا نظریه نمایش است. در جاهای
دیگر تاکید نموده ام که واقعیت این است که آنالیز هارمونیک دامنه وسیعی از ریاضیات محض را در بر می گیرد. از طریق گروه های لی با
C-جبرهای گروهی و قضیه های مربوط و توسیع آن ها به دستگاه های دینامیکی مجرد، گسترش آنالیز هارمونیک را
هندسه ارتباط دارد؛
نشان می دهد.
از سوی دیگر، آنالیز هارمونیک به نیمگروه ها، ابرگروه ها و گروه واره ها توسیع یافته است. باید توجه داشت که تعامل بین ریاضیات و
سایر علوم و فناوری همواره باعث پیشرفت یکدیگر بوده است و خواهد بود. یکی از پرکاربردترین موضوعات، نظریه نمایش است. ویگنر،
ریاضی و جامعه/ جلد ۶ ،شماره ١) ١۴٠٠ (٢۶–١
کنفرانس جبرهای باناخ (آلبرتا، ٢٠٠٣(
یکی از برندگان جایزه نوبل فیزیک، می گوید: «من نظریه نمایش را از فون نویمان آموختم. او به همراه هرمان وایل، کاربرد وسیع این نظریه
را در مکانیک کوانتوم معرفی کردند.» در جایی این جمله را نوشته ام که: «در تعجبم از اینکه هر چیزی در ریاضیات محض، کشف یا ابداع
می شود همواره کاربرد پیدا می کند.»
به بحث اول برمی گردم. بیکر قبلا سه مقاله درباره نیمگروه های توپولوژیک نوشته بود و درنهایت روی نیمگروه S جبر (S˜(L را ساخته
L روی گروه توپولوژیک G بود. دکتر لشکری زاده با کار مداوم، نظریه نمایش را روی (S˜(L توسیع دادند و رساله
بود که نظیر جبر
خود را در این زمینه نوشتند. همچنین قضیه بوخنر را توسیع دادند. با توجه به اینکه دو مقاله اولیه ایشان محتوایی عمیق داشت و زیربنای
برخی از کارهای اصلی شد، به نظریه بمی معروف شد
بدنیست اشاره کنم که در طبقه هشتم ساختمان هیکس ٧ که دفتر استادها، دانشجویان دکترا، و دفتر بخش ریاضی قرار داشت، اتاقی
در یک طبقه مخصوص چای خوری بود که صبح ها و عصرها به مدت نیم ساعت باز می شد. استادان و دانشجویان در این نیم ساعت ها ضمن
خوردن یک فنجان چای در مورد مسائل مختلف گپ و گفت می کردند. معمولا، این گفت وگوها و اطلاع از کارهای همدیگر نتایج ثمربخشی
داشت و تبادل اطلاعات خوبی صورت می گرفت (توضیح اینکه برای هر فنجان چایی، یک دو پنسی باید در یک صندوقچه انداخته می شد؛
ظاهرا حرف بیش از یک فنجان هم جایز نبود).
دکتر لشکری زاده، پس از بازگشت به ایران، در همان زمینه تحقیقاتی خود، مقاله های متعدد، فاخر و ارزشمند منتشر کردند.
فارغ التحصیلان بسیاری تربیت کردند. امید است این تربیت شدگان، پژوهشگران ارزنده و گسترش دهندگانی توانا در آموزش و پژوهش
باشند.
درگذشت ایشان را در وهله اول به خانواده محترم، و در وهله دوم به جامعه ریاضی تسلیت می گویم. از خداوند بزرگ برای شادی روح
ایشان طلب مغفرت واسعه و برای کلیه بازماندگان طلب صبر جمیل دارم.

.از زبان دکتر علی رجالی
در پاسخ به تقاضای دکتر مقصودی برای ذکر خاطرات خود از مرحوم دکتر محمود لشکری زاده، استاد گروه ریاضی، مطالبی عرض
می کنم. استاد راهنمای بنده و ایشان دکتر بیکر، هیئت علمی گروه ریاضی دانشگاه شفیلد انگلستان، بود که چند سال قبل فوت کردند و در

محمود لشکری زاده بمی: زندگی و آثار ، نشریه ریاضی و جامعه/ جلد ۶ ،شماره ١) ١۴٠٠ (٢۶–١
زمینه آنالیز هارمونیک مجرد کارهای ماندگار از خود باقی گذاشتند. در یک کتاب کارهای پژوهشی این جانب و دکتر لشکری زاده در دوره
دکترا آورده شده است ٨ .پس از فراغت از تحصیل، هر دو در گروه ریاضی دانشگاه اصفهان مشغول به کار شدیم.
پس از فراغت از تحصیل در دوره دکترا، کار تحقیقاتی مشترک نداشتیم، اما در ایجاد دوره دکترا و کارشناسی ارشد همکاری زیادی
داشتیم و در شاخه آنالیز هارمونیک شاگردان مشترک زیادی در شاخه های گوناگون تربیت گردید به طوری که برخی از آن ها هم اکنون در
دانشگاه های کشور مشغول فعالیت اند. ایشان و بنده هر دو همزمان از دانشگاه اصفهان بازنشسته شدیم. پس از کسالت ایشان، راهنمایی
سه نفر از دانشجویان دکترای ایشان را برعهده گرفتم.
اولین سمینار آنالیز هارمونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان با حضور ایشان و بنده و جمعی از همکاران دانشگاه های دیگر تشکیل
گردید که مدیریت سمینار با دکتر رسول نصر اصفهانی، استاد آن دانشگاه، برگزار شد. در حال حاضر به طور مرتب هر سال، سمینار آنالیز
هارمونیک مجرد برگزار می شود. به جرات می توان گفت آنالیز هارمونیک مجرد در ایران در سطح دنیا حرف برای گفتن دارد و مجلات
معتبری برای داوری در این زمینه از متخصصان داخلی تقاضای داوری مقاله می کنند. ایشان و بنده عضو قطب علمی جبرهای باناخ در
دانشگاه اصفهان بودیم، که در چند نوبت بین قطب های علمی کشور سرآمد بود.
در دوران همکاری، همواره حرمت مرحوم دکتر لشکری زاده را پاس داشتم و در انتخاب دانشجو و درس، ابتدا نظر ایشان را جویا
می شدم. در چن&#

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی ۱۴۰۰ساعت 15:50  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
انتظار از دیگران
قسمت (۱۷)
بسیار در زندگی برای ما اتفاق افتاده است ، که انسان از شخصی با توجه به خصوصیات اخلاقی ظاهری او انتظاراتی دارد ولی یکمرتبه شاهد رفتاری یا گفتاری می شود که دور از انتظار است.لذا موجبات کدورت و ناراحتی می گردد.
من اولین مسئولیت اجرایی که داشتم ،با افراد گوناگون با سلایق مختلف روبرو بودم.تا زمانی که همراه آنان بودم و نظر آنها را تامین می کردم مورد تائید بودم.به محص اینکه در یک مورد امکان پاسخ مثبت نبود ، قضاوت گونه ای دیگر می شد.لذا در مسیولیت های بعدی به این نتیجه رسیدم که مردم را با همین صفات باید پذیرفت و تغییر در رفتار و گفتار بعضا غیر ممکن یا سخت است.این دید باعث شد ، که کمتر در امور اجرایی ناراحت شوم تا بتوانم گره گشایی در کار مردم را انجام دهم.
همانطوریکه حضرت علی می فرمایند ما باید حق را بشناسیم و آن را ملاک تصمییم و قضاوت خود قرار دهیم.اینکه افراد یا خود انسان میزان و معیار برای قضاوت ها گردد، منجر به تصمییمی غلط یا خطا می گردد.چون معمولا در افراد هوای نفس حاکم است و بر عقل چیره می گردد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام گروه ریاضی

باسمه تعالی
آنچه از زندگی آموختم
خصائل اخلاقی
شماره (۱۸)
در زندگی با اقشار مختلف برخورد داشتم .بعضی افراد را متواضع و بااخلاق و با سواد دیدم.در مقابل بسیاری از افراد را مشاهده کردم که ظاهر و باطن متمایز داشتند .این دسته آنقدر که ادعا می کنند ، توانایی انجام ادعای خود را ندارند. شاید همین علت کمبود ، باعث خود نمایی بیشتر آنها می گردد.
با توجه به سفرهای خارجی و شرکت در سمینارهای علمی که داشتم ، بعضی از ریاضی دانان مشهور را می دیدم که به خاطر آگاهی بالا به مطالب ریاضی ،قادر به تنظیم مقالات زیاد با تغییراتی جزیی از ایده های دیگران را می دیدم . در مقابل ریاضی دانان توانا و بی ادعا چون جرج ویلیس و بیکر را دیدم که در ضمن تواضع دارای اخلاق نیکو و باهوش و توانا در تحقیق بودند.
در ریشه یابی که کردم ، متوجه شدم که علاوه بر شخصیت ذاتی آنان، به این نتیجه رسید م ، که همچون آبی که سرازیر به زمین های مرتفع نمی شود ،افتادگی در علم باعث رشد و شکوفایی افراد می گردد.اگرچه ممکن است در ابتدا این افراد گمنام باشند ولی روزی فرا می رسد که افراد محقق به آثار انها پی می برند، همچون ملا صدرا و ابوعلی سینا .
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچا در زندگی آموختم
شماره ۱۹
من در زمان فراغت از تحصیلم دچار سختی شدم
و استاد راهنما اجازه دفاع نمی داد.
دعای توسل و زیارت عاشورا را یک ماه نذر کردم.
هر روز شاهد باز شدن گره های تحقیق شدم.
لذا خود را وقف خدا کردم.هرکاری برای خدا باشد و در توانم باشد، کوتاهی نمی کنم.
دقت کرده ام، خدا خلوص نیت می خواهد.فقط و فقط از او طلب کنیم.پنج جلد کتاب اشعارم
هدیه خداست وقتی دوباره آن را می خوانم
اهمیت آن را پی می برم من حتی یک جلسه در انجمن شعرا نرفته ام. اگر چه عزیزانی زحمت ویرایش آنها را به عهده داشتند.دلم نمی خواهد
مطالبم، به خاطر خود ستایی باشد.قصدم تبیین نقش خدا در زندگی است.همه چی اوست.او هم از بشر همین را می خواهد.کمال می خواهد و متعاقب آن‌ نزدیکی به حق و لقای الهی را موجب می شود.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
۱۴۰۰/۱۱/۱۵

باسما تعالی
انچه در زندگی آموختم
عشق و انگیزه
شماره۲۰
یکی از نکاتی که باعث پیشرفت و موفقیت در زندگی من شد، تداوم و پی گیری و پشتکار در کاری بود که مصمم به اجرای آن بودم.این ایجاد نمی شود، مگر اینکه در عقبه کار انگیزه قوی و باوری محکم به آن کار باشد.اگر کاری صحیح باشد ،با توکل به خدا و طلب یاری از او،می توان موق به انجام هر کاری شد.
شنیده اید دو دوست درکنار یک جوی عبور می کردند ،پوستی در آب می بینند.رفیقش می گوید برو بیار.بعد از مدتی نمی آید.رفیقش می گوید پوست نمی خواهم، بیا.می گوید من پوست را رها کردم.او مرا رها نمی کند.به ظاهر پوست می دید ند،اما خرس آبی بود.ماهر چه بخواهیم استراحت کنیم، ذهن و عشق به مطالب ریاضی ما را رها نمی کند.
دکتر علی رجالی
استاد تمام گروه ریاضی دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
انچه در زندگی آموختم
غفلت
شماره۲۱
گویند دکتر هشترودی بچه اش مدرسه ابتدایی رفته بود معلم ریاضی به آنها مستطیل را آموخته بود.از پدر می خواهد مستطیلی بکشد.
پدر هم اطاعت می کند و یک مستطیل رسم می کند. بچه فورا می گوید چه پدر بی سودادی که با اینکه ریاضی خوانده مستطیل را درست نمی کشد.
از فرزند می خواهد او رسم کند.او هم یک مستطیل می کشد و به پدر نشان می دهد. دو مستطیل در ظاهر با هم متفاوتند، یکی افقی بود و دیگری عمودی.
اما بچه هنوز به این درک نرسیده است که با یک چرخش هر دو یکسان می شود. گاهی غفلت و ندانستن موجب اختلاف است.البته گاهی هم حسادت. باید ماقب هوای نفس خویش باشیم.آدم را خوردن گندم از عرش به فرش آورد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
۱۴۰۱.۱.۵

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
ریاضی و زندگی
شماره۲۲
معمولا کسانی که رشته تخصصی آنها علوم دقیق، چون عوم پایه و مهندسی، است.ناخود آگاه رفتار آنها در زندگی بعضا سخت است و خانواده در زحمت هستند.از زندگی هم مانند کار انتظار ات دقیق دارند. در صورتی که کودک با آزمون و خطا کردن، رشد می کند.ما در ریاضی با صفر ویک کار داریم.هر عدد توسط این دو ایجاد می شود.زندگی رفتار فازی دارد، بین صفر و یک است.
هممان طوری که موقع نماز، کار را در اولویت دوم قرار می دهیم.لدا به کار باید گفت زندگی دارم و به زندگی نگفت کار دارم.
دغدغه های فکری، گاهی ما را مشغول به خود می کند و زندگی را رها می کنیم.باید مدیریت کرد تا هم از ندگی لذت برد و هم کار.
دکتر علی رجالی
استاد تمام گروه ریاضی دانشگاه اصفهان
۱۴۰۱.۱.۶

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
سو ظن و بد گمانی
شماره (۲۳)
یکی از سرمایه های اجتماعی اعتماد است و نابودی آن با سو ظن به همدیگر ، والدین، محل کار، روابط با مردم و مسئولین ،امام زمان و در نهایت خدای متعال است.
لذا بایدبه دنبال علاج این بیماری روحی باشیم.با ایجاد تعاملات با یکدیگر به آرامش همدیگر کمک کنیم.شما در یک مکان شلوغ ممکن است با یکدیگر بر خورد فیزیکی داشته باشید ولی از آنجایی که آن را عمدی نمی دانید ، با یک معذرت خواهی و چشم پوشی هر یک راه خود را ادامه می دهیم.
برخورد های روحی با یک دیگر ،در روح و روان انسان ثبت می گردد.چون قطره خون در یک حوض آب است.در آب حل می شود و چه بسا قابل دیدن نیست.اما یقینا در آب هست.
انسان باید در زندگی دارای یک هدف مقدس باشد و مسائل گوناگون که برای انسان پیش می اید با درایت و عقل و توسل و توکل بر خدا حل نماید و مانعی در راه کمال انسان نگردد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
۱۴.۱.۲.۵

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
یک تحلیل
شماره۲۴
من اکثرا به کار های علمی و فرهنگی مشغول هستم.اگر چه از پنجاه سال پیش تا کنون در جریان مسائل سیاسی کشور بودم.
مدتی است، یک موضوع ذهن مرا به خود مشغول کرده است.در صورت وقوع جنگ جهانی سوم، کشور آمادگی لازم را برای مقابله دارد؟
حدود دو ماه از جنگ بین روسیه و اوکراین می گذرد. چنانچه این جنگ ادامه یابد، جنگ جهانی سوم پدید می آید. در حقیقت جنگ بین بلوک شرق و بلوک غرب.سوالی که مطرح می شود موضع ایران چیست.غرب ایران را دشمن خود می داند و در بلوک شرق منظور می کند.اگر چه بی طرفی خود را اعلام کرده است.در جنگ جهانی دوم، ظاهرا ایران بی طرف بوده است، اما دچار صدمه های زیاد شد.
با این مقدمه آیا ما آمادگی مقابله با تهدیدات غرب و حملات هسته ای را داریم. آیا موشک های ما قادر به پاسخگویی هستند.به نظر می رسد ما باید تدابیر دفاعی را آنقدر بالا ببریم ، که ناتو به خود جرات حمله‌ به ایران را نداشته باشد.مثلا خود را به موشک های قاره پیما با کلاهک های هسته ای مجهزکنیم.
در شرایط کنونی به نظر می رسد، باید در ابعاد گوناگون نظامی، فرهنگی، اقتصادی متمرکز شد و با یک برنامه دراز مدت و شناسایی آسیب های احتمالی، آمادگی نطام را برای تقابل احتمالی فراهم ساخت.رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود،با دانشجویان به نظم نوین جهانی نکاتی را مطرح نمودند.نیاز به بررسی و تحلیل دقیق و آمادگی کشور برای روز مبادا دارد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
در سهایی که در زندگی آموختم
رمزهای موفقیت
شماره۲۴
۱.خود را به علم،صبر،بردباری وکرم آراسته کن.
۲.با پدر مادر،خواهر و برادر مهربان باش.
۳. با حسودان،دزدان،درغگویان ولجبازان دوست مشو.
۴.به افراد فقیر مریض،بیچاره و یتیم سخت مگیر.
۵.خوراک، خواب،پر حرفی و کاهلی،کم آن خوب است
۶.با افراد مخلص،با وفا، صادق وکریم نزدیک شو.
۷.نماز، قرآن، صله رحم وذکر خدا را قطع مکن.
۸.از بخل،وهم ناتوانی وحزن به خدا پناه ببر.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
عوامل مهاجرت
شماره۳۱
انسان ها معمولا برای رفاه خود و خانواده و تامین هزینه زندگی در تلاش هستند.انسان متشکل از جسم و روح است.آسایش نیاز جسم و آرامش نیاز روح است.آسایس انسان زمینه ساز آرامش است.عده ای دنبال آرامش هستند ولی آن را در آسایش جستجو می کنند.همانطوری که اگر جسم ناتوان گردد ،روح اذیت می شود و تا حد مرگ و جدایی از بدن پیش می رود.نبود آسایش خانواده نیز موجب مشکلات روحی و آرامش می گردد.
عوامل گوناگونی باعث نگرانی و اضطراب و نهایت مهاجرت می گردد.گاهی آینده فرزندان،گاهی نبود شغل مناسب، گاهی نارضایتی از عملکرد مسیولین، گاهی برای کسب درآمد بیشتر،گاهی زندگی بهتر و بسیاری موارد دیگر.حتی دخالت های خانواده های والدین ،بعضا باعث بریدگی از فامیل و مهاجرت می شود.
گاهی بدون بررسی همه جوانب، اقدام به مهاجرت می گردد.ر این حالت ، حداقل برای مدتی فرد دچار زحمت و انواع فشار های روحی و مادی قرار می گیرد.به قول مردم ، انسان از چاه به چاله می افتد.انسان ها طی گذر زمان در وطن خود، با بسیاری از کارها و مکان ها و افراد آشنا می شود و لازمه یک زندگی است.در مهاجرت نیز انها لازم است.مثلا آشنا بودن به زبان و فرهنگ و محیط زندگی، لازمه یک زندگی مطلوب است.
در زندگی دریافتم، توکل به خدا و تلاش انسان ها و باور به خدا که او رزاق است و روزی رسان بوده و خواهد بود و همانند پدر مهربان همه مخلوقات را سرپرستی می کند.باعث آرامش می گردد.سعی کنیم به همدیگر ظلم نکنیم، به جایش مهربانی کنیم.به انجام امور صحیح همت گماریم و نگران نتیجه نباشیم.
دکتر علی رجالی
استاد دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
جاهای دیدنی استانبول
شماره ۳۷
برای دو ماه تابستان ۱۴۰۱ برای تفریح به استانبول سفر کردم.از ایران یک سوئیت رزرو و با پرداخت نیمی از اجاره در ایران و نیمی دیگر هنگام استقرار
در منزل، سفر خوبی بود.سعی شد اکثر مناطق دیدنی در استانبول را با استفاده از وسایل نقلیه عمومی چون مترو، مترو باس،و تاکسی برویم و از تورها استفاده نکنیم.با یک راننده تاکسی آشنا شدیم که آشنا به زبان انگلیسی بود و ما را به جاهای دیدنی می برد و معمولا با تورها انجام نمی شد.تور ها معمولا پول زیادی از مسافرین نا آشنا اخذ می کنند.در زیر چند محل دیدنی را ذکر می کنم.
۱.رستوران آبا وا :
اکنون که دارم این مطالب می نویسم از رستوران آباوا به منزل بر گشته ام.رستوران همجوار دریاست.ماهیان در دریا قابل دیدن و پرندگان ماهی خوار در حال پرواز اطراف و بالا سر رستوران مشغول پرواز هستند و کشتی ها در حال تردد می باشند و پل زیبای تنگه بسفر و روشنایی منازل در آن طرف دریا ، زیبایی خاصی را ایجاد کرده است و همچنین برای صرف صبحانه کامل، توریست ها به آنجا می روند.

۲.پارک امرگان :
محل دیگری که ارزش دیدن دارد، پارک امرگان است و ما برای صبحانه مخصوص آن به آنجا رفتیم.با توجه به اینکه کمی از مرکز شهر فاصله دارد توسط تور ها بازدید نمی شود.مردم در این پارک جنگلی با خانواده هایشان نشسته و همانند سیزده بدر مشغول غذا پختن و گردش هستند.
۳.ساحل گالاتاپو
در این ساحل کشتی های بزرگ چون کروز، که خود یک مجموعه چند طبقه بزرگ است که کسانی که مایل به سفر دریایی هستند از آن استفاده می کنند لنگر انداخته بود.کنار ساحل متحرک دارد،هنگام توقف کشتی های بزرگ،تغییر حالت می دهد و به دیوارهایی تغییر شکل می یابد و رستوران های زیادی دارد که امکان دیدن دریا با صرف غذا مقدور است.
۴.جزایر چهارگانه
یکی دیگر از جاهایی که ارزش دیدن دارد، جزایر چهارگانه استانبول است.ما با کشتی به اتفاق خانواده از سه جزیره عبور کرده و در جزیره آخر نهار را صرف کردیم.بعضا مسافرین یک شب را در هتل های جزیره اقامت می کنند.سفر با کشتی و دیدن سواحل و دریا بر روی عرشه کشتی مسافر بری، ارزش دیدن را دوچندان می کند.

دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
سرقت در ترکیه
شماره ۳۵
با توجه به مهاجر پذیری دولت ترکیه و عدم نیاز به ویزا برای ایرانیان، متاسفانه تعدادی از ایرانیان ،آبروی مملکت را با دزدی و سرقت و جیب بری و انواع حیل لکه دار نموده اند.حتی دیگر به صورت فردی عمل نمی کنند.بصورت باندی عمل می شود.فرد را از محل خرید تا منزل تعقیب می کنند و باب دوستی و راهنمایی کردن و راهنمایی خواستن باز و عکس گرفتن باز می کنند.با طرح مسائل گوناگون ذهن شما را به امور بی ارزش مشغول کرده و پول و اموال شما را سرقت می کنند.پیشنهاد می کتم در سفر به ترکیه، به افرادی که به شما نزدیک می شوند دوری نمائید و اژ صحبت کردن با آنها پرهیز کنید.حتی اگر به دولت ترکیه شکایت برید، ترتیب اثر چندانی ندارد و دزدان به این امر آگاه هستند.البته غیر از ایرانیان، از کشور های دیگر هم سرقت می کنند..چنانچه قصد سفر کوتاه مدت در ترکیه را دارید، با استفاده از تورهای معتبر اقدام و اعتماد به دیگران برای اجاره منزل خوداری کنید.عده ای به بهانه صرافی داشتن و انجام امور مالی برای خرید خانه، اقدام به سرقت می کنند.حتی بعضا به مردم ترکیه و سایر کشور ها هم رحم نمی کنند و در اولین غفلت فرد، سرقت می شود.در فروشگاه های بزرگ در وردی دستگاه چک
وسایل موجود است و بعضا برگه های هشدار و نحوه محافظت از اموال به توریست توسط پلیس داده می شود.
پیشنهاد می گردد، مسافرین به ترکیه،در خرید منزل،حمل پول و خرید مراقبت شدید داشته و حتی الامکان از تاکسی استفاده شود و از مناطقی چون خیابان استقلال خرید نکنند.در حد ضرورت پول همراه خود داشته و در تبدیل به لیر، از صرافی های معتبر اقدام نمایند.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
یادی از محرم
شماره ۳۸
چند سالی بود که به مسافرت نرفته بودم، معمولا در ماه مبارک رمضان به اتفاق خانواده یک ماه در مشهد برای زیارت امام رضا می رفتیم،دو بار هم توفیق شد در ماه مبارک رمضان به مکه برای حج عمره روم.با توجه به خستگی بیش از حد خود و خانواده ،این بار تصمییم گرفتیم دو ماهی به ترکیه در تابستان سفر کنیم. پلا کاردهای از محرم را که مزین به شمائل حضرت علی بود را در چند جای استانبول دیدم.اگرچه جسممان در ایران نیست ولی روحمان در ایران است.ما هر سال تاسوعا و عاشورا را با غذا های نذری خود و خانواده می گذراندیم.به یاد دارم در دوران معاونت آموزشی خود در شهر کرد، هرشب به اصفهان می آمدیم و در جلسات عزادارای شرکت می کردیم و در پایان به شهر کرد بر می گشتیم.مادرم چندین سال بیرق دوز امام حسین بود و پرچم های به نام غزالی،در اصفهان، با همکاری مادرم دوخته و کامل می شد.
شخصا علاقه خاصی به امام حسین دارم، اشعار زیادی در خصوص اهداف و درسهایی که به ما دادند،در حدود پنجاه شعر در پنج جلد کتاب اشعارم سروده ام.امر به معروف و نهی از منکر از شعائر حضرت بود.باید زبانی، تصویری، و به کمک هنر آن را در جامعه بر پا داشت.
مردم معمولا دوست دارند،خود بعضی امور را تجربه کنند ودر زندگی تصمییم گیرند و صرف گفتن منجر به عمل نمی شود.پیشنهاد این جانب این است،که اگر مردم بالاخص اهل قلم، خاطرات خوب و بد را که برای مردم به درستی بیان و تبیین کنند و واقعیات فرهنگ های گوناگون را بیان و به تصویر کشند.،خود نوعی امر به معروف است، اکثر مردم با آگاهی و شناختی که پیدا می کنند،حق را از باطل تمیز می دهند.اگرچه ممکن است معاندین با تبلیغات زیاد اذهان مردم را منحرف سازند و لی در دراز مدت با روشن شدن حقایق، راه درست را مردم تشخیص می دهند.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
تربیت فرزندان
شماره ۳۹
والدینی که صاحب فرزند می باشند ،در قبال سرنوشت و تربیت فرزندان مسئولیت سنگینی بعهده دارند.اینان امانت های الهی هستندکه در کودکی از والدین و در بزرگسالی از جامعه و مدرسه و دانشگاه و سفر های گوناگون و شبکه های مجازی
تاثیر پذیرند.خوشا به حال خانواده هایی که از خوشی های زود گذر خویش چشم پوشی می کنند و برنامه های زندگی خود را برای تعالی روح و روان فرزندان بسیج می کنند.
زندگی در کشور های غربی اگر چه ممکن است آسایشی ایجاد کند و آزادی های جنسی فراهم باشد ولی هیچگونه تضمینی وجود ندارد ،که در دراز مدت فرهنگ غرب فرزندان را از خانواده جدا و سرنوشت نامشخصی از نظر اعتقادی پیدا کنند.آن موقع دیگر دیر شده و سرزنش کردن خود بی فایده است.
اگرچه ممکن است پاره ای از مشکلات و نارضایتی های از برخی مسئولین وجود داشته باشد، اما اگر فرهنگ غنی اسلام، که کارخانه آدم سازی است از جامعه حذف گردد، آنگاه براحتی بی فرهنگی و بی غیرتی و بی دینی غالب و جایگزین می گردد.لذا سعی کنیم فرهنگ اسلام را و نقش آن در زندگی برای خانواده و جامعه بیان و با عمل به آن، نسل آتی را با آن آشنا و بیمه کنیم که نجات انسان ها اطاعت از خدا و دوری از هوای نفس است.
دکتر علی رجالی
استاد دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
تحکیم خانواده
شماره۴۰
تشکیل خانواده در اسلام بسیار تاکید شده است.جامعه سالم، مدیون خانواده سالم است.لذا در هنگام ازدواج فرزندان، والدین نقش مهمی در تشکیل خانواده دارند.اجازه پدر در این امر برای دختر لازم است.کفیت زن و مرد و دو فامیل آنها در مراتب بعد، در تحکیم خانواده و پایدار ی آن بسیار مهم می باشد.کفویت به معنای درک متقابل از هم در شرایط گوناگون می باشد.
دو رکن ایمان و اخلاق همچون دو بال می باشد.
فرد با ابمان هرگز به همسر خود، خیانت نمی کند .او با وفاست و مسئولیت پذیر است.اما زندگی بدون اخلاق ، زندگی نیست.تنها در زیر یک سقف بودن است.باعث تنش و سردی و دوری زن و شوهر از یکدیگر و نهایت طلاق می گردد. در این بین فرزندلن طلاق دچار بی مهری و بی توجهی قرار می گیرند.و مشکلاتی برای خود و جامعه ایجاد می کنند.
قبل از تصمیم بر ازدواج، نکاتی را باید در نظر گرفت.علاوه بر کفویت و ایمان و اخلاق،ضرورت دارد درآمد کافی داشته باشند.تا در تامین هزینه زندگی دچار زحمت نگردند.زمان مناسب را برای فرزند آوری در نظر بگیرند.از تجملات بی جا و اصراف پرهیز نمایند.
خداوند تداوم حیات انسان ها را در ازدواج قرار داده است و او روزی رسان همه موجودات می باشد.اگر شهوات جنسی به موقع تامین نگردد.به صورت های دیگر خود نمایی می کند و لذت داشتن یک زندگی سالم و پایدار را از بین می برد.دولتمردان و خانواده ها باید کمک کنند تا این کار مهم به موقع و درست انجام گیرد.پیش گیری، بهتر از درمان است.
آلوده شدن افراد به کارهای خلاف ، باعث لطمه زدن به خانواده می گردد.باید در اولین فرصت که فرزند آمادگی لازم و بلوغ فکری بدست آورد ازدواج انجام گیرد.من به فرزندانم گفته ام، هر گاه نیاز به ازدواج داشتید اعلام و اجازه کار خلاف نمی دهم.به یاد دارم، پسرم در سن هیجده سالگی، این آمادگی را داشت.روزی که اعلام کر د فردای آن روز در محضر صیغه عقد جاری گردید.والدین باید از دخالت در زندگی فرزندان پرهیز و در حمایت های گوناگون،همت گمارند و به زوجه فرصت لازم برای همفکری و تلاش داده شود.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
تحصیلات تکمیلی
شماره ۴۱
در قبل از انقلاب اسلامی ایران، کشور از نظر تحصیلات تکمیلی نسبت به سایر کشورها رشد چشمگیر و قابل توجهی نداشت.پس از انقلاب تعدادی از اساتید کشور را ترک نمودند.برای جبران و جایگزین نمودن، تعداد زیادی از فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد بورسیه به خارج از کشور شدند.با بازگشت آنان مقاطع تحصیلات تکمیلی شکل گرفت.به یاد دارم بعد از اخذ دکتری و بازگشت به ایران، به سمت معاونت آموزشی دانشگاه اصفهان منصوب شدم.اولین دانشجوی دکتری ریاضی را در زمان مسئولیت گرفتم و حدود صد نفر را بورسیه نمودم. و مقدمات دایر نمودن تحصیلات تکمیلی را فراهم کرده که با بازگشت بورسیه ها مقاطع تحصیلات تکمیلی دایر و فعالیت های آموزشی و پژوهشی و خود باوری در بین همکاران دو چندان گردید..الان در شرایطی هستیم که در اکثر رشته ها نیاز به استاد تامین شده است .
متاسفانه افت تحصیلی در مقاطع گوناگون آموزشی از دبستان تا دانشگاه را شاهد هستیم.البته دلایل مختلف در افت آموزشی و پژوهشی وجود دارد. یکی از آنها بی انگیزه بودن دانشجویان می باشد که پس از فراغت التحصیل ، امکان بکار گیری آنها در تخصص خود کم شده است.بعضا به خاطر تامین هزینه زندگی مجبورند در دوران تحصیل به
کار مشغول گردند و فرصت کافی برای پژدهش جدی ندارند.پایان نامه ها مقاله محور شده و دانشجو به جای کار روی یک پروژه جدی به دنبال پذیرش مقاله از خارج از کشور است.
پیشنهاد می گردد به اساتید اعتماد و کار ها پژوهش محور باشد و کمک هزینه تحصیلی مناسب
به دانشجویان تحصیلات تکمیلی داده شود و در حد نیاز سرمایه گذاری در مقاطع تحصیلات تکمیلی گردد.با تشکیل گروه های خدمات علمی در داخل و خارج از کشور، امکان استفاده از فارغ التحصیلان و بکار گیری آنان در تخصص خود می تواند از بی انگیزه بودن آنان جلوگیری کند.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
فعالیت های فرهنگی در خارج از کشور
شماره ۴۳
انجمن های اسلامی فارغ التحصیلان در اروپا سابقه فعالیت های فرهنگی در اکثر کشور های اروپایی از جمله انگلستان را دارد.با پیروزی انقلاب اسلامی و اعزام بورسیه ها، این تشکل جان دوباره ای گرفت و در نقاط مختلف اروپا انجمن های اسلامی با هم در ارتباط بودند و در تجمعات بالاخص روز قدس و مناسبت های مذهبی خانواده با مهاجرت به حسینیه ها و مساجد مراسم دعا و تفسیر و سخنرانی شرکت می کردند.
ابتدا که ما وارد شفیلد انگلستان شدیم، کمتر بورسیه آمده بود.بعد از مدتی مربیانی از دانشگاه های مختلف بورسیه شدند.من در پیدا کردن منزل برای انان و بعضا اقامت موقت در منزل شخصی خود، به آنان کمک می کردم. آخر هفته خانواده ها ،در یکی از منازل اعضا جلسات مذهبی دایر می کردند و هر هفته یک نفر مسئول سخنرانی و تهیه مطالب سیاسی،فرهنگی اخبار کشور می شد.
پس از مدتی برای گسترش فعالیت های فرهنگی، با فعالیت های انجمن های اسلامی فارغ التحصیلان .آشنا و عضویت در آن تشکل را پذیرفتیم.بنده مسیولیت دفاعی انجمن اسلامی شفیلد را عهده دار بودم و در تهیه ماشین و اعزام خانواده ها برای شرکت در مراسم گوناگون فعالیت می کردم.
خانم ها نیز با هم در خرید های جزیی خانواده بطور دسته جمعی کمک به همدیگر وهمسرانشان می کردند .اکثرا بچه های کوچک داشتند، بچه ها را در کالسکه می گذاشتند و قسمتی از وقت خود را در فروشگاه ها می گذرانند.لذا دلتنگی وغربت و دوری از والدین در کشور ، انها را کمتر اذیت می کرد.همسران افراد مشغول تحصیل، نقش مهمی در آرامش همسران خود و موفقیت آنان داشتند که جای تشکر دارد و ان شاالله اجر الهی به انان عطا خواهد کرد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
فرصت مطالعاتی
شماره۴۳
یکی از روش هایی کم هزینه برای کسب اطلا عات علمی و دستاورد های جدید و آشنایی با صاحب نظران ، شرکت در مجامع علمی در سمینارها و کنفرانس های داخلی و خارجی و بحث و تبادل نظر با شرکت کنندگان و حضور در سخنرانی آنهاست.که زمینه فعالیت های بعدی را ایجاد می کند و با تبادل نظرهای علمی موجبات افزایش دانش می گردد.
دوره های کوتاه مدت که موضوعات تخصصی ارائه می گردد مفید می باشد و معمولا نوسط صاحب نظران هر رشته بطور جداگانه یا در کنفرانس ها ارائه می گردد.
دوره های بلندتر، در فرصت مطاالعاتی هاست. که بسیار مفید است.من در استرالیا دانشگاه نیوکاسل نه ماه روی موضوع پیکر بندی با پروفسور ویلیس کار کردیم و منجر به یک مقاله علمی گردید.به یاد دارم، پس از سبمیت کردن مقاله، در طی یک هفته در امریکا پذیرش داده شد.در ایران موضوع تحقیق ادامه یافت و چهار دانشجوی دکتری در این زمینه فارغ التحصیل در مقطع دکتری شد ند.
متاسفانه بودجه کافی برای فرصت مطالعاتی به دانشگاه ها اختصاص داده نمی شود.هزینه ای که یک دانشجو برای اخذ دکتری می دهد بسیار زیاد و بهره گیری از دانش استاد راهنما و کار مشترک با او نیاز به پایه علمی اولیه دارد که انسان خود را به حدی برساند که بتواند با متخصص تبادل نظر کند و این زمان بر است.
روش دیگری که دانشجویان دکتری،قبل یا بعد فراغت از تحصیلی خود، به خارج می روند نیز مفید است.منتهی باید به کمک استاد راهنمای خود صاحب نظر توانایی که آمادگی همکاری با فرد را دارد پیدا نمود و فعالیت فرد در راستای فعالیت استاد در خارج از کشور باشد.تا امکان همکاری باشد.
بعضی از اساتید در خارج از کشور، با افراد هم سطح خود و تعداد اندکی همکار کارهای پژوهشی می کنند و تمایل به همکاری با دیگران، حتی اساتید سایر دانشگاه ها ندارند.اگرچه پذیرش فرصت مطالعاتی برای استفاده از منابع علمی و تبادل نظر محدود و شرکت در سمینارهای تخصصی داخلی خود را می دهند.
من در فرصت مطالعاتی در کانادا، با پروفسور لائو از نزدیک آشنا شدم.او نیز به ایران سفر کرد و شامی در اصفهان او را مهمانی کردم.او هم قبلا خانواده را برای شام در منزل شخصی دعوت کرد.اما همکاری علمی مشترک با مدعوین بسیار اندک بود.در مدت فرصت مطالعاتی سه مقاله تدوین و چاپ گردید.کتابخانه تخصصی خوبی دانشگاه آلبرتا داشت.من کلید کتابخانه و گروه را داشتم.هر روز از صبح تا شام دانشگاه مشغول مطالعه و تحقیق بودم و در سمینارهای تخصصی شرکت می کردم و یک سخنرانی هم داشتم.پروفسور دزی شو نو وی هم در سفر کوتاهی به آنجا آمده بود.با او بحث و تبادل نظر کردم و مسئله بازی که او و بیکر مطرح کرده بودند و آن را پاسخ و حل کرده بودم، برای او بازگو کردم.دوره بسیار مفیدی بوذ.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
سفر به کانادا
شماره۴۴
برای اخذ وبزای کانادا مسیر طولانی باید طی شود،ابتدا پزشک معتمد کانادا چک و تائید کند سپس بعد از مدتی جواب از کانادا آید.خلاصه اینکه دز صورت تائید مالی و سلامتی حدود نه ماه طول کشید تا ویزا با دعوت نامه معتبر مقدور گردد.
برای سفر به شهر آلبرتا، چندین پرواز گوناگون انجام شد.ابتدا از اصفهان به تهران،بعد از تهران به لندن، سپس لندن به اوتاوا و در نهایت از اوتاوا با مسیر طولانی هوایی داخلی به آلبرتا رفتیم .ما بیش از یک شبانه روز در پرواز و تعویض فرودگاه ها بودیم.
زمانی که به آلبرتا رسیدیم ،روز بود و با توجه به اختلاف ساعت ، شب ایران بو‌د .پروفسور لائو که برای دیدن ما آمده بود، خواب آلودگی بر ما چیره شده بود.در مجتمع خوابگاهی دانشگاه آلبرتا، منزل یک نفر از دانشجویان دکتری که به ایران سفر کرده بود مستقر شدیم.سپس با همکاری سایر بورسیه ها منزلی را در آن مجتمع اجاره کردیم.هوا در زمستان کانادا چندین درجه زیر صفر است و گرمایش منازل از کف ساختمان ها می باشد.در داخل مجتمع ها و منازل و مراکز عمومی تهویه مناسب وجود دارد و مسقف هستند.وسایل نقلیه راس ساعت حرکت می کنند که افراد در هوای آزاد دچار یخ زدگی نشوند.
به یادم آمد شعر
تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
من در دوران دانشجویی در حد توان در اسکان و راهنمایی دانشجویان ایرانی که به شفیلد می آمدند کمک می کردم.در دو سفر فرصت مطالعاتی به استرالیا و کانادا و حتی سفر تفریحی به ترکیه، افراد صادقی را دیدم که با جان و دل در اسکان و راهنمایی ما کوتاهی نکردند.
دکتر علی رجالی
استلد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
وظیفه والدین در قبال فرزندان
شماره۴۵
در اسلام، فرزند در قبال والدین و متقابل، وظایفی دارد.نام نیکو، تحصیل علم و مقدمات ازدواج از وظایف اصلی والدین به فرزندان است.البته وظایفی هم فرزند به والدین دارد و هرگز فرزند نمی تواند زحمات والدین را جبران کند.در کودکی والدین،بالاخص مادر در نه ماه حاملگی و بی خوابی های شبانه روزی و زحمات گوناگون، با عشق از نوزاد پرستاری می کند.در مقابل با افتادگی و پیری والدین، حتی بعضی فرزندان از سر زدن به خانواده خود داری می کنند.روزی که ماد ر با پرستاری منتظر بزرگ شدن کودک است.فرزندان در مقابل، حداکثر در انجام وظیفه و رهایی و بعضا انتظار والدین برای مرگ، برای کسب ارث هستند و.لذا هرگز نمی توانند، اندکی از زحمات والدین را جبران کنند.
بزرگ ترین خیانت به فرزندان، منهدم کردن توانایای خدا دادی به کودک است.گاهی والدین با توجیه این که هنوز زود است و یا کودک قادر به انجام این کار نیست و بزرگ می شود یاد می گیرد، با لوس کردن و تنبل بار آوردن فرزند به خود صدمه و به آینده فرزند لطمه وارد می کنیم .تا رسیدن به سن بلوغ ،که از نظر جسمی رشد طبیعی خود را طی می کند.ما باید به او کمک کنیم تا به تدریج روح و روان وعقل او نیز رشد کند. زندگی کردن مستقل و روی پای خود ایستادن در حوادث و مشکلات گوناگون که هر روز ایجاد می شود، تجربه کافی پیدا کند.
به نظرم سفر و تقسیم کار در سفر و آشنا شدن با حقایق جامعه در شکوفایی و رشد فرزندان بسیار تاثیر گذار است.متاسفانه نسل امروز با شبکه های مجازی وقت خود را به تنهایی می گذرانند.خلقت انسان اجتماعی بودن افراد است.بسیاری از مشکلات با تجربه و درگیر شدن با مشکلات و تدبیر
قابل حل است.رزق و روزی هر انسانی در توانایی فرد است.بهترین خدمت به فرزند، شناسایی توانایی فرزندان و رشد آنها با یادگیری و عمل به آنهاست.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در ذندگی آموختم
انتخاب دانشجو
شماره ۴۶
انتخاب دانشجوی دکتری و ارشد در ابتدای انقلاب غیر متمرکز بود و هر دانشگاه با مصاحبه و بررسی سوابق اقدام به پذیرش دتنشجوی تحصیلات تکمیلی می کرد.سپس با افزایش متقاضی ، دوره های کارشناسی ارشد متمرکز شد .چند سالی است که پذیرش دانشجو متمرکز و با مصاحبه و کنکور بر گزار می گردد.
معیار هایی در مصاحبه تعیین شده است.چنانچه متقاضی حد نصاب لازم در مصاحبه و کنکور را کسب کند، با توجه به اولویت انتخاب دانشجو پذیرفته یا رد می شود
یکی از نکاتی که در مصاحبه باید منظور گردد، توانایی دانشجو در تحقیق است و داشتن فرصت کافی برای تحقیق. دانشجو باید تمام وقت به امور آموزشی و پژوهشی در دوره دکتری بپردازد.متاسفانه چنین نیست، و باعث افت شدید دوره های دکتری شده است.
فارغ التحصیلان دانشگاه و حوزه ، آینده سازان مملکت هستند. چنانچه کم سواد فارغ التحصیل گردند.در عرصه های گوناگون، چه آموزشی و یا اجرایی کارآیی خوبی ندارند.چه بسا با مشاوره و یا تصمیم غلط موجبات ضرر و زیان هنگفتی به جامعه و مملکت شوند. مدیریت امور مملکت و جامعه باید توسط افراد متدین و متخصص و دلسوز به نحو احسن اداره گردد تا شاهد شکوفایی مملکت بالاخص در اقتصاد و رفاه مردم باشیم.
معمولا حق الزحمه اساتید ، پس از فراغت از تحصیل دانشجوی دکتری پرداخت می گردد. این امر موجب شده دانشجوکم کاری کند ،به امید اینکه استاد جبران کم کاری او را به خاطر آبرو و حق الزحمه خود انجام می دهد. و تلاش می کند که به هر نحو دانشجو فارغ التحصیل گردد.در نتیجه شاهد افت تحصیلی شده ایم.کم تر دیده شده است که پس از پذیرش دانشجو ،به خاطر کم کاری دانشجو اخراج گردد.لذا پیشنهاد می گردد حق الزحمه اساتید به صورت ترمی و با عنایت به فعالیت های پژوهشی پرداخت گردد
روند تحصیلات تکمیلی نشان می دهد، که هر سال نسبت به سال قبل دانشجوی ضعیغتری جهت ادامه تحصیل در دوره تحصیلات تکمیلی، حتی کارشناسی، پذیرفته شده است..ضرورت دارد عوامل افت تحصیلی دانشجویان و دانشاموزان در قالب طرح های پژوهشی جامع مشخص و عملیاتی گردد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
انتخاب دوست
شماره ۴۷
بعد از خانواده و جامعه، انسان در سنین مختلف نیاز به دوست و همزبان دارد. در کودکی با اسباب بازی،در هفت سالگی به بعد، آموزش و آشنا شدن با هم سن های خود،بعد از بلوغ نیاز به همدم و همسر دارد. نقش دوست در طی دوران مختلف بسیار مهم است.والدین باید در انتخاب دوست برای فرزند کمک و نظارت داشته باشند.بسیاری از انحرافات از طریق دوست ناباب شروع می گردد. و با آلوده شدن فرد ، اصلاح و بازگشت سخت می گردد.
ممکن است با یک سیگار شروع شود ولی به آن ختم نمی شود.شخصا در طول زندگی حتی یک سیگار نکشیدم وبه مشروبات الکلی ،که کلید جنایت ها و خیانت هاست دم نزدم.شهوت انسان در زمینه های گوناگون تمام شدنی نیست ،نوع خواستنش عوض می شود.پایان اعتیاد ،لطمه زدن به زندگی و خانواده وجامعه است.تبدیل شدن به عضوی مصرفی و غیر مفید در جامعه می گردد.
مثال دیگر، دوست شدن با فرد بی ایمان و بی اعتقاد است.باید شدیدا از انتخاب او به عنوان دوست پرهیز گردد. او بی معیار است.هوای نفسش معیار است. به نظر من دوست واقعی و حقیقی خداست ،که از طریق کتب الهی و چهارده معصوم و پیامبران، انسان ها را به راه صحیح هدایت می کنند.دوست های دنیوی ،اگر مقلد دوست واقعی باشند ارزشمند هستند.دوستان غیر الهی، دوستان شیطان و هوای نفس خویشند.
من در دوران زندگی دوستان انگشت شماری داشتم.در دبستان یک نفر،در دبیرستان یک نفر و در دانشگاه سه نفر داشتم.بعد از ازدواج دوست من همسرم بود و با دوستان قدیمی ارتباط چندانی نداشتم.به نظرم بهترین دوست، همسری هم کفو در دنیاست.اگر علی نبود، شاید فاطمه بی همسر بود و زهرای اطهر هم کفوی نداشت.
امروزه مد شده که افراد دوست پسر و دوست دختر انتخاب می کنند.و بی کلاسی می دانند، اگر کسی چنین دوستی نداشت.این نشان دهنده این حقیقت است که انسان با ازدواج آرامش می گیرد و نیاز به هم سر و هم فکر دارد.قوام زندگی در این این است که انسان همانند دوران ابتدای زندگی، با همسرش تا آخر عمر ابتدا دوست باشد.این نباشد که هنگامی که زیر یک سقف رفتند و فرزند آوردند و مدتی گذشت، بی مهری و ابراز محبت کم گردد.روحیات زن بسیار حساس است.اگر خطای مرد را نبینند ولی آنرا احساس می کنند.
متاسفانه جوامع غربی و متعاقب آن بعضی از خانواده ها به جای فرزند آوری و انتخاب همسر بعنوان دوست، دوستانشان سگ و گربه شده است.
این نشان دهنده این حقیقت است که اگر به خطا روی، منتهی به انحطاط اخلاقی می گردی و با حیوانات دوست و هم بستر می شوی.
اگر فرهنگ غنی اسلام، که چون سدی محکم، جلوی انحرافدت اخلاقی را بطور طبیعی می گیرد از بین رود.آنگاه سیلاب جای خود را می گیرد و همه چیز را نابود می کند.بیشترین تلاش غرب به کمک ماهواره ها و شبکه های مجازی به دنبال تخریب فرهنگ جوامع و سپس فرهنگ غرب را جایگزین کردن است. روزی با استعمار کشور ها، و کشور گشایی، حتی زبان و خط آنها را تغییر می دادند تا در دراز مدت نسل های آتی نتوانند از تاریخ گذشتگان خود و عقایدشان پاسداری کنند.در هند و ترکیه چنین کردند.خط ترکیه به جای الفبای فارسی، به الفبای انگلیسی تغییر یافت.به بهانه این که کشورها بتوانند با یک زبان تکلم و ارتباط داشته باشند، مردم را از فرهنگ خود دور کردند.لذا باید مراقب حیله های گوناگون که هر روز به شکلی تجلی می کند ،باشیم.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۰ساعت 15:20  توسط علی رجالی  | 

 

 

 

 

باسمه تعالی
شوق دیدار
قصیده (۴۹)




 

افسوس ، که جانم به لب و نفس خراب است
از یاد خدا  غافلم و جان به عذاب است





 

گر دل  برود داخل یک کوره ی آتش
پر نور شود جان و دلت ، بحر  مذاب است





 

بی تاب  وصال است و  سراسیمه ی محبوب
از دوری لیلی دل و جان سوز و کباب است





 

یک قطره کند مست مرا، شرب طهورا
تشبیه بود در دو جهان ،همچو شراب است





 

مجنون شده ام عاشق و دیوانه و سرمست
محبوب  کجایی ، که دلم سست و خراب است





 

خالی ز هوا  نیست دل کوچک و بیمار
نوری نشود ساطع و محصور حباب است





 

مشتاق نگاه و نظر دلبر و معشوق
خواهان توام ، همدم دیرینه ، حجاب است




 

من تشنه ی یک جرعه از آن شرب الهی
یک لحظه عنایت بود و لطف جواب است



 

تا کی ز فراق تو کنم  گریه و ناله
شب ها بسرایم غزل و شعر ، خطاب است




 

تحریر کنم عشق خود از دلبر و هم یار
آن جمع شود، حاصل آن چند کتاب است




 

ای یار کجایی ، همه را شوق وصالت
  در دیدن تو سبقت و هم بیش شتاب است





 

آنکس که بود صاحب تقوا و درایت
پیروز بود ، خالق او اهل ثواب است




 

مسرور بود هرکه مقید به اصول است
با ذکر خدا ، در همه احوال  مجاب است





 

هر کس که برد فیض ز قرآن و نیایش
مجذوب خدا گردد و بی زار ز خواب است






 

در شرع بود ، راه خدا در همه احوال
خارج مشو ای جان دلم ، حد و نصاب است





 

هر آیه ی قرآن که شود درک به معنی
گر خوانده و فهمیده شود ، عطر و گلاب است




 

هر تهمت و هر غیبت و هم  ظلم به اغیار
از سوی خدا  نهی و تو را رنج و عذاب است







 

پرهیز نما از دغل و تهمت هم  کیش
این مشی بزرگان بود و راه صواب است





 

آن کس که دلی شاد و فرح بخش نصیب است
در جرگه ی اشخاص توانا و شباب است






 

بیهوده مکن عمر تلف ، چون که گرانقدر
آخر نرسی منزل مقصود  ، سراب است





 

هر کس که شود همره شیطان درونش 
غافل ز خدا باشد و دائم به عذاب است





 

تحقیر مکن خلق خدا در همه احوال
   دوری بنما از عمل و زشت عتاب است





 

هر نیک و بدی در دو جهان ثبت  شود دوست
گر ظلم شود ، روز پسین ، وقت عقاب است






 

دوری ز گناهان کن و  تسلیم خدا باش
چون آتش دوزخ بود و  سخت ز تاب است





 

بیهوده مرو راه خلاف و ره شیطان
هر لحظه خدا ناظر و او اهل جواب است


 

یکسان بنما ظاهر و باطن به خلایق
مخفی منما بر همگان ، چون که نقاب است








 

با صبر توان چیره شوی بر دل و امیال
دنیاست تو را پله و آن همچو رکاب است




 

هر کس عملش خالص و از بهر خدا بود
در محضر حق باشد و مشمول ثواب است





 

تسلیم حقایق شو و آزاده و حق جو
بی راهه مرو میسمی و راه خراب است






 

هر کار شود بهر  خدا ، مانده رجالی
معبود جهان ناظر و او اهل حساب است





 

سروده شده توسط
علی رجالی و مهدی میسمی



 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۰ساعت 15:13  توسط علی رجالی  | 

 

 

باسمه تعالی
به یاد استاد
دکتر محمود لشکری زاده 


دریغا همدم و همکارمان رفت
  بهین استاد خوش گفتارمان رفت

 


عجب لطفی خدا دارد به آدم
ولی غافل ز اسراریم هر دم

 

 

  به یکباره گرفتی  لشکری را​    
      جدا کردی ز ما آن یاوری را

 


زهجرش محفل ما گشته خاموش  
نگردد یاد او هر گز فراموش

 


 
مرامش در خور صد آفرین​ بود        
مقید بر اصول و هم  امین بود

 

 

صبور و با صفا و با کرامت            
  گل بی خار گلزار محبت    

 


      به حق سر چشمه ی انوار رافت
       چو باران بهاری با طراوت 

 

 


عزیز و مهربان و همدمم بود
هماره ره گشا از هر غمم بود

 

 


نوای اهل حق را شد پذیرا  
خداوندا ببخشا یار والا

 


 
خدایا قبر او پر نور گردان    
    ورا با اولیا محشور گردان

 


شود مغفور در روز قیامت
رجالی شاهد و خواهد سعادت

 

 

سروده شده توسط
دکتر علی رجالی
۱۴۰۰.۸.۱۰

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان ۱۴۰۰ساعت 21:44  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
درس هایی که در زندگی آموختم
احترام
شماره(۱)
   در آموزه های دینی بسیار آمده که به دیگران ، بالاخص والدین و بزرگان دین و علم احترام بگذارید.اما علت و اثرات آن در زندگی کمتر بیان شده است.در این یادداشت ،تجربه خود را در این خصوص بیان می کنم.من دو دانشجوی تحت راهنمایی در مقطع دکتری داشتم.یکی از آنها کوچکترین کمک یا خدمتی که به او می کردم ،چندین برابر با تشکر و احترام پاسخ و قدر دانی می کرد. دیگری چندان اهمیت نمی داد و کمک های اینجانب را وظیفه می دانست و بعضا می گفت این مطلب را می دانستم و یا به راهنمایی های اینجانب اهمیت نمی داد و پی گیری نمی کرد. نتیجه عملکرد این دو این شد که دانشجوی اولی به موقع فارغ التحصیل و همکاری علمی با ایشان پس از فراغت از تحصیل ادامه دارد.اما برخورد دانشجوی دوم باعث شد ، کمتر نقطه نظرات خود را بیان و کلیه پیشنهادات اینجانب که می توانست با پی گیری به چندین مقاله علمی منجر شود ، بایگانی شود. اگر چه او هم فارغ التحصیل شد ولی به خاطر برخوردهایش امکان همکاری پس از فراغت تحصیلی نبود.
   نتیجه گیری می کنیم به این حقیقت ، که احترام به دیگران باعث اعتلای خود انسان می گردد ، و دیگران را تشویق می کند که بیشتر به ما توجه کنند، که نهایتا موجب رشد و سازندگی می گردد.
لذا تصمییم گیریم که به دیگران احترام بگذاریم ، حتی اگر آن بسیار کوچک باشد.خواه کتبی ،بیانی و یا عملی باشد.

دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

باسمه تعالی
درس هایی که در زندگی آموختم
عاقبت اندیشی
شماره (۲)

     بعضی اوقات  در زندگی لازم می شود که انسان تصمیمی قاطع گرفته و راهی جدید را بپیماید.
اگر انسان به نتیجه آن توجه نداشته باشد ، و نتواند آن را پیش بینی کند و دچار شکست گردد. اسباب ناراحتی برای خود و خانواده و دیگران می گردد.
       برای مثال ، برای تشکیل خانواده انتخاب همسری که هم کفو فرد باشد، یعنی شوهرش را در امور مختلف درک کند ، بسیار مهم می باشد. لذا می بینیم ازدواج های خیابانی اکثرا منجر به شکست می گردد. به خاطر اینکه به زندگی نگاهی دراز مدت نشده است.
   شخصا در مسائل اساسی ، مشورت و تدبر و عاقبت اندیشی می کنم.اگر به نتیجه برسم با توکل به خدا اقدام می کنم.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
۱۴۰۰.۷.۲۰

 

باسمه تعالی
درس هایی که از زندگی آموختم
نظم
شماره (۳)

   یکی از عوامل موفقیت انسان در زندگی ، داشتن نظم و پشتکار می باشد. ما معمولا در ابتدا ، کاری را بدون فکر به عاقبت آن شروع می کنیم.یا اگر فکر هم شده باشد ، بعد از مدتی خسته می شویم و آن را پی گیری نمی کنیم.گاهی به خاطر نداشتن برنامه و نظم ، کاری را که شروع کرده ایم به شکست می انجامد و به پایان نمی رسد.
   شخصا در زندگی ، همواره با داشتن یک برنامه و رعایت نظم و تلا ش مداوم به موفقیت هایی دست پیدا نموده ام. تا وقتی یک کار به پایان نرسد ، آن را رها نمی کنم، اگر چه ممکن است طول بکشد.

دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

 

باسمه تعالی
درس هایی که از زندگی آموختم
پشتکار
شماره (۴)
   یکی از عواملی که باعث پیشرفت انسان در زندگی می گرد ، انتخاب درست و پی گیری مداوم و تلاش جهت دسترسی به هدف است.
   من علاقه مند به سرودن شعر بودم و در دوره دبیرستان با دیگران مشاعره می کردم. اولین شعری که سرودم، فرازهایی از دعای ندبه  تحت عنوان گفتگو بود که حدود سه ماه طول کشید.
   اما با تلاش و تداوم و همفکری با جمعی از شعرا
تا حدی در سرودن شعر و رعایت اصول آنها، امکان سرودن یک شعر در روز مقدور شده است.
   نتیجه می گیریم   با تلاش و کوشش امکان رسیدن به اهداف مقدور است.اگرچه ممکن است زمان بر باشد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
۱۴۰۰.۷.۲۱

 

 

باسمه تعالی
درس هایی که در زندگی آموختم
اتلاف وقت
شماره (۵) 
عمر انسان گران بهاترین چیزی است که خداوند به انسان هدیه کر ده تا به رشد و تعالی برسد.
هر شخصی در زندگی دار ای اشتغالات خود است.
انسان در سنین مختلف، با توجه به شرایط جسمی و ر وحی ، آمادگی برای کارهای مختلف دارد.
  اینجانب ، باعنایت به اینکه زمان پیوسته است ،لذا با اولویت بندی کارهای خود ،در زمان های گوناگون با توجه به  شرایط به طور دقیق انجام می دهم. از سرهم بندی و رفع تکلیف در زندگی خوداری می کنم.من بیکاری و اتلاف وقت ،خیلی مرا اذیت می کند. روزی که می گذرد و کاری مفید انجام نداده باشم ، نگران هستم.از وقت های به اصطلاح مرده خوب استفاده می کنم.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

 

باسمه تعالی
درس هایی که در زندگی آموختم
بازنشستگی
شماره(۶)
   انسان در دوران زندگی ، از نظر جسمی و روحی یک روند صعودی طی می کند.اما در دوران پیری از نظر جسمی ضعیف می گردد.لذا دوران بازنشستگی شروع می شود.
   بنده این دوران را چند سالی است گذرانده ام ،اما به فعالیت های علمی و فرهنگی ادامه دادم بطوریکه دو مجموعه اشعار تاریخ منظوم اسلام و کتاب کلید های خوشبختی را به چاپ رساندم.اخیرا هم مشغول تدوین کتاب اشعار سیری در نهج البلاغه هستم.
  اگر چه فعالیت های علمی کمتر شده ولی در عوض کفه فعالیت فرهنگی که غذای روح است افزوده شده است.معمولا تا نیمه های شب مشغول مطالعه، شبکه های مجازی و سرودن اشعار هستم.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

باسمه تعالی
درس هایی که از زندگی آموختم
حقوق استاد و شاگرد
شماره(۷)

    در اسلام تاکید بسیار شده است ، که سه گروه حق پدری برای انسان دارند.پدر ، معلم و پدر خانم.
اگر به دقت بنگریم تشابهات زیادی در آنها  می یابیم
که چنین گفته شده است.
  اینها در تامین نیاز های مادی، معنوی و روحی نقش بسزایی دارند. لذا سفارش شده که اگر کسی چیزی به انسان یاد داد، جایگاه والای باید برای انسان داشته باشد.
  متاسفانه بعضا شاهد هستیم ، که از طرف استاد یا شاکرد ، رفتار و گفتاری سر می زند که موجب کدورت می گردد.
   تجربه نشان می دهد اواخر فراغت از تحصیل دانشجویان دکتری ،دچار انواع فشار های روحی می شوند. صبر و تحمل استاد می تواند مشکل گشا باشد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

باسمه تعالی
درس هایی که از زندگی آموختم
استاد راهنما
شماره(۸)
   با توجه به عنوان استاد راهنما ، اینگونه برداشت می شود که وظیفه استاد ، راهنمایی دانشجو برای
انجام یک موضوع تحقیقاتی است.اما اگر از انتظارات دانشگاه و دانشجویان دقت کنید.اکثر دانشجویان به خاطر مشکلات مالی و یا عدم انگیزه پس از فراغت از تحصیل به خاطر نیافتن شغل و یا عدم توانایی دانشجو با عنایت به سوابق تحصیلی،
استاد راهنما وظیفه سنگینی به عهده دار شده است.تا دانشجو بتواند حداقل دو مقاله علمی به چاپ رساند .
     پیشنهاد می گردد به استاد راهنما اعتماد گردد و پایان نامه محوری ،جای مقاله محوری باشد.
     شخصا در دوره دکتری یک مقاله در مجله لندن چاپ کردم و حدودهشت مقاله از پایان نامه، پس از فراغت از تحصیل.
     چنانچه این روند در دانشگاه های کشور ادامه یابد، شاهد افت شدید علمی در کشور خواهیم شد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

باسمه تعالی
درس هایی که در زندگی آموختم
یکی بود  یکی نبود
شماره (۹)
    خدا شناسی مقوله ایست که ذهن انسان را از  بدو خلقت به خود مشغول کرده و بشر عاجز از توصیف خدا می باشد.همچنین ذات حق تعالی برای بشر مخفی می باشد.
     چند سالی است ،در حد توان در این موضوع تحقیق نمودم.بسیاری از سوالات اعتقادی که ذهن مرا مشغول کرده بود در نهج البلاغه و آثار علامه حسن زاده یافتم.لذا برداشت های خود را از مطالعه آنها در شبکه های مجازی و وبلاگ شخصی تدوین نمودم.اخیرا پاره ای از آنها را به نظم در آورده ام که در کتاب سیری منظوم در نهج البلاغه آمده است.
     در داستان ها زیاد عبارت،یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود، را زیاد شنیده اید.علامه جواد ی آملی تفسیر عرفانی جالب دارند که شرح می دهم. منظور یکی بود، دلالت بر وحدانیت خدا در صفات و ذات است.یکی نبود ،دلالت بر این دارد که خدا مادی نیست و لذا نمی توان چون اعداد به خدا نگاه کرد.نقیض یک، در مجموعه اعداد طبیعی دلالت بر این دارد که هر عددی امکان دارد.علت اصلی خطای ما ، انتظار برقراری قوانین بشری برای خداست.منطور از غیر ازخدا کسی نبود، دلالت دارد بر اینکه خدایی قبل از الله نبوده است و حق تعالی ازلی است.لذا با این جمله کوتاه خدا شناسی تبیین می شود.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
  

 

 

باسمه تعالی
درس هایی که در زندگی آموختم
یاد استاد
شماره(۱۰)
  آقای دکتر مقصودی تقاضا نمودند که خاطرات خود را در رابطه با مرحوم دکتر محمود لشکری زاده استاد تمام گروه ریاضی ارائه نمایم.استاد راهنمای بنده و ایشان دکتر بیکر هیئت علمی گروه ریاضی دانشگاه شفیلد انگلستان می باشد که چند سال قبل فوت نمودند و در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد کارهای ماندگار از خود باقی گذاشتند.در یک کتاب کارهای پژوهشی اینجانب و دکتر لشکری زاده در دوره دکتری آورده شده است.پس از فراغت از تحصیل هر دو در گروه ریاضی دانشگاه اصفهان مشغول به کار شدیم.البته بنده در دوره کارشناسی دروس ریاضی عمومی یک و دو و نیز جبر خطی را با نمره عالی گذراندم. پس از فراغت از تحصیل در دوره دکتری کار تحقیقاتی مشترک نداشتیم.اما در ایجاد دوره دکتری و کارشناسی ارشد همکاری زیادی داشتیم و در شاخه آنالیز هارمونیک شاگردان زیادی در شاخه های گوناگون تربیت گردید بطوریکه بعضا استاد کامل دانشگاه های کشور هستند.بنده تا کنون پانزده دانشجوی دکتری فارغ التحصیل نموده ام.سه نفر از دانشجویان دکتر لشکری زاده را، پس از کسالت ایشان، مشغول راهنمایی دارم .امید است تا سال آتی بیست دانشجو فارغ التحصیل گردند .
      اولین سمینار آنالیز هارمونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان با حضور ایشان و بنده تشکیل گردید که مدیریت سمینار با دکتر رسول نصر اصفهانی استاد تمام آن دانشگاه بر گزار شد. راهنمایی دکتر نصر در دوره دکتری به عهده اینجانب بود و از پایان نامه ایشان حدود هشت مقاله علمی بدست آمد.الان بطور مرتب هر دو سال ، سمینار آنالیز هارمونیک مجرد برگزار می شود.به جرات می توان گفت آنالیز هارمونیک مجرد در ایران در سطح دنیا ،حرف برای گفتن دارد و مجلات معتبر برای داوری از فارغ التحصیلان تقاضای داوری مقاله می کنند.شخصا در سال جاری چهار مقاله در دست داوری دارم.
   در دوران همکاری همواره حرمت آقای دکتر لشکری زاده را داشتم و در انتخاب دانشجو و درس ،ابتدا نظر ایشان را می خواستم.در چندین رساله دکتری و ارشد ، مشاورت داشجویان یا بعضا مشترک داشتم.ایشان حتی در این اواخر مشتاق به تدریس و کارهای علمی بودند و به سختی با فرزند خود در محل کار حاضر می شدند.
     ایشان و بنده عضو قطب علمی جبر باناخ بودیم ،که در چند نوبت بین قطب های علمی سرآمد بود و بروندادهای بسیاری در تولید علم منجر گردید.لیست کارهای پژوهشی ایشان و بنده در نگین پژوهشی دانشگاه جمع آوری شده است.
      ایشان و بنده هر دو همزمان بازنشسته دانشگاه اصفهان شدیم.بنده چند سالی که باز نشسته شده ام ، فعالیت های پژوهشی را با حضور در گروه ادامه می دهم.بعلاوه موفق شدم سه کتاب شعر، تاریخ منظوم اسلام، کلید خوشبختی و سیری منظوم در نهج البلاغه را به چاپ رسانم.
    امید است فرصتی حاصل گردد تا فعالیت های علمی خود را نیز تدوین کرده و چاپ نمایم. اگرچه همه آنها را در سایت ریسرچ گیت و شبکه های مجازی و وبلاگ خود  قرار داده ام.
دکتر علی رجالی
استاد تمام گروه ریاضی دانشگاه اصفهان

 

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
برنامه ریزی
شماره (۱۱)
   بسیار شنیده اید که مردم گله مند از عدم موفقیت در زندگی و در برنامه ریزی های خود می باشند.
داشتم رادیو معارف را گوش می کردم. گوینده نکاتی را ذکر نمود، تا در بر نامه ریزی موفق باشیم. 
۱.داشتن هدف و انگیزه در برنامه
۲.داشتن اولویت در اجرای برنامه 
۳.با آرامش برنامه را اجرا کرد 
۴.عجله نکردن در برنامه
۵،داشتن استراحت در حین اجرای برنامه
  
۶. برنامه مناسب و با روحیات فرد سنخیت داشته باشد.
۷.داشتن ساعات خالی در برنامه
۸.برنامه ریزی روزانه
۹ ،مکتوب کردن ررنامه،بجای ذهنی بودن.
۱۰بررسی نحوه اجرای برنامه  ریزی 
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
تربیت فرزندان
شماره (۱۲)
   در خانواده ها زیاد سوال می شود که چه کنیم که فرزندان درست تربیت شوند.کارشناس رادیو معارف نکاتی را ذکر کردند، به طور خلاصه عرض می کنم.
۱.فرزندان  به تدریج با معارف اسلامی آشنا کنید و از سخت گیری بی جا پرهیز کنید.
۲. برای آنان دوست خوب که مجری احکام اسلامی باشد انتخاب کند، تا الگو پذیری کند.
۳.با فرزندان بازی کنید و آنها را با اسباب بازی و تفریح در فضای باز مشغول کنید.
۳.تلویزیون و سایت های مجازی و بازی کامپیوتری نیاز های ثانوی و کاذب برای آنهاست.هر گز جایگزین بازی نمی شود.
۴.یک مرتبه نمی توان آنها را نماز خوان و یابا حجاب کرد، به تدریج با همنشینی با افراد متدین و اعمال خودمان،مقدور می باشد.
۵.منتظر نمانیم ، به وقت بلوغ  او احکام را مجری گردد،برایش سخت است و ترک عادت های قبلی مشکل است.
  پیامبر گرامی می فرمایند ، انتخاب دوست خوب ،همانند رفتن به مغازه عطر فروشی است.اگرچه ممکن است نخرید ولی در  برگشت بوی خوش پیدا می کنید.

دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

باسمه تعالی
آنچه از زندگی آموختم
سو برداشت
شماره (۱۳) 
  بسیار برای ما اتفاق افتاده که از سخنان دیگران
برداشت هایی کرده ایم و موجب کدورت شده است، در صورتی که گوینده منظور دیگری داشته است.
     نقل می کنند عالمی دینی مشغول تدوین کتابی تحت عنوان تناقض های قرآن بود و شاگردان زیادی داشت. روزی یکی از شاگردانش خدمت امام حسن عسگری می رسد. امام می گویند به استادت بگو که آیا شده کسی سخنی گوید و مخاطب برداشت 
دیگری کند.او با هوش است و راه خود را اصلاح می کند. پیغام که داده می شود، استاد متوجه اشتباه خود می شود و اینکه خداوند ممکن است منظور دیگری از آیه های متضاد در قرآن داشته باشد که خواننده امکان پی بردن به اسرار آن ندارد.لذا کلیه یادداشت های خود را می سوزاند و از نوشتن کتاب صرف نظر می کند.
      نتیجه می گیریم که در قضاوت ها در خصوص سخنان و نوشته های دیگران ، نباید زود قضاوت کنیم.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
ازدواج
شماره (۱۴)

    خداوند متعال ، افزایش و ایجاد انسانها را از طریق مادر و ازدواج قرار داده است.در اسلام تاکید بسیاری در این امر شده است. نکته ای که در استحکام و قوام ازدواج موثر است، کفویت است.بعبارت ساده همدیگر را درک کنند.برای این منظور ابتدا باید انسان خلقیات و تمایلات و اهداف خود را قبل ازدواج کاملا تبیین کند.بعبارت دیگر باید خود را بشناسد، تا کفوی با داشتن شرایط خود مقدور گردد.
    دو رکن اساسی ، هچون ایمان و اخلاق،موجب استحکام خانواده می گردد. عاقل بودن و عالم بودن می تواند در شکوفایی زندگی موثر باشد.
   شخصی که زندگی مشترک را اختیار می کند ، باید بداند که محدودیت ها و مسئولیت های جدیدی را باید بپذیرد.لذا لازم است آگاهی کافی از آنها داشته باشد.قبل از ازدواج مشورت های لازم را انجام دهد.پس از انتخاب همسر ،باید به سازندگی زندگی و تربیت فرزندان همت گمارد و خوش گذرانی های قبل ازدواج با دوستان را کاهش و همت خود را به تقویت زندگی بگذارد.البته اوایل ازدواج ممکن است مسائلی جزیی پیش آید  که با صبر و گذشت و عدم دخالت اطرافیان، فرصت شنا خت به زوج داده شود.
   از مقایسه نمودن همسران خانواده ها پرهیز گردد.
اگر چه یک همسر ممکن برای زوج خود ایدال باشد ولی اگر همسر زوج دیگر شود به خاطر عدم کفویت ایدال نباشد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

 

 

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
تفکر کردن
شماره (۱۵)

   ما زیاد شنیده ایم که فکر کردن در جهان هستی، خود نوعی عبادت است.اما کمتر به علت آن توجه کرده ایم.نقل است مهندسی برای تعمیر دستگاهی به یک واحد می رود. ابتدا مدتی به علت کار نکردن دستگاه می پردازد.سپس ، با سفت کردن یک پیچ، دستگاه رفع عیب و شروع به کار می کند.از صاحب واحد پول غیر متعارف طلب می کند.در مقابل صاحب واحد میزان کار روی دستگاه را تذکر می دهد.در جواب مهندس تعمیر کار پاسخ می دهد ،من این مبلغ هزینه را برای فکر و پی بردن اشکال دستگاه طلب می کنم.
    تفکر در موجودات، گیاهان ، انسان ها و اجزای هستی علاوه بر این که ما را از قدرت خداوند آگاه می سازد ، راه هایی برای رهایی از مشکلات زندگی و جامعه به ما نشان می دهد،برای مثال، چگونه خفاش ها در تاریکی پرواز می کنند.اگر به اسرار آن پی ببریم ، باعث می شود دستگاهی بسازیم که ما هم قادر به انجام آن باشیم.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

باسمه تعالی
آنچه در زندگی آموختم
حضور در میدان
شماره (۱۶)
   گاهی سمت ها ، مدارک علمی، گاهی زرق و برق دنیا باعث می گردد که ما خود را تافته ای جدا بافته از دیگران بدانیم و برای خود جایگاهی بس بلند تعریف کنیم و از همنشینی و اختلاط با مردم و همزیستی با آنان پرهیز کنیم و دچار غرور های کاذب گردیم.البته حضور در میدان همانند رفتن روی مین یا رفتن در آب است.احتمال خطر ،خیس شدن و از دست دادن آبروی خود باشد.
   شخصا در زندگی اگر پس از شور و مشورت و تحقیق به نتیجه ای می رسیدم، در اولین فرصت اقدام به انجام آن می کردم و با توکل بر خدا و اراده قوی متمرکز بر اجرای تصمییم خود می شدم.از اینکه دیگران در این مورد چه می گویند مهم نبود و کار خود را به نحو احسن و دقیق در حد توان انجام می دادم ، اگر چه ممکن بود از نظر دیگران آن کار کوچک باشد و یا مورد پذیرش آنها نباشد.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۴۰۰ساعت 14:35  توسط علی رجالی  | 

کتاب دفتر اشعار

کلید خوشبختی

در انتشارات

نشر مجتمع ذخایر اسلامی

در قم

به چاپ رسید

 

کتاب حاضر با عنوان کلید  خوشبختی , به قلم دکتر علی رجالی ( استاد تمامِ گروه ریاضی دانشگاه اصفهان ) و مهدی مِیسَمی (دانشجوی دکتریِ رشتۀ ریاضی دانشگاه اصفهان )، تدوین و به رشتۀ نظم در آمده است. 
       در این دفتر اشعار ، سرایندگان قصد دارند، مفاهیم بلند دینی، عرفانی، اجتماعی و مذهبی را به صورت چهار مصراعی، با بیانی ساده و روان برای علاقه مندان و خوانندگان فراهم نمایند .
       
        امید است؛ سرایندگان با عنایت پروردگار متعال، در آیندۀ نزدیک بتوانند مفاهیمی دیگر از  فرهنگ و تمدّن اسلام را به شیوۀ نظم، تقدیمِ جامعه اسلامی و نسل جوان نمایند.

 



 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۰ساعت 23:21  توسط علی رجالی  | 

کتاب حاضر با عنوان تاریخ منظوم اسلام، به قلم دکتر علی رجالی استاد تمامِ گروه ریاضی دانشگاه اصفهان و هم‌کاری آقای مهدی مِیسَمی، دانشجوی دکتریِ رشتۀ ریاضی دانشگاه اصفهان، تدوین و به رشتۀ نظم در آمده است.
   هدف از سرایش این مجموعه، آشنایی عموم جامعه، به ویژه نسل جوان، با زندگی و خصایل اولیای الهی، به ویژه چهارده معصوم(علیهم‌السّلام) می‌باشد؛ در این مجموعه، تلاش شده است؛ تاریخ تمدّن پر شکوه جهان اسلام، به ویژه تشیّع، به صورت منظوم بیان شود.
    امید است؛ سرایندۀ این مجموعۀ نفیس با عنایت پروردگار متعال، در آیندۀ نزدیک، تاریخ و تمدّن اسلام را به شیوۀ نظم، در قالب‌ها و وزن‌های گوناگون، هم‌چون: مثنوی، غزل، رباعی و قصیده، در جلدهای متنوّع، تقدیمِ جامعه اسلامی و نسل جوان کند.

نشر ذخائر اسلامی( قم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۹ساعت 0:6  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
چگونه اعمال ما بهشت و جهنم را می سازد

برای اینکه نقش اعمال در آخرت را به روشنی بیان کنیم، با یک مثال بحثمان را شروع می کنیم.فرض کنید شما یک درس ریاضی را در دوره کارشناسی اخذ کرده اید.در صورتی می توانید این درس را پاس کنید که در امتحان این درس قبول شوید.لذا سرنوشت شما در این درس به اعمالی بستگی دارد که در دوران ترمی که این درس را اخذ نموده اید و آنچه در برگه امتحانی نوشته اید.
اگر در طول ترم به تدریج مطالعه و تحقیق کرده باشید
و زیر نظر استاد درس در کلاس درس حضور منظم داشته باشید و بطور مرتب درس بخوانید بگونه ای که آنها را خوب فهمیده باشید و خود را همواره در حالت امتحان قرار داده باشید، در اینصورت بدون دلهره می توانید به سوالات استاد درس پاسخ دهید.
تنها چیزی که می تواند شما را نجات دهد، نوشته های شما روی برگه امتحان است.اگر آنچه نوشته اید، دقیقا پاسخ به سوالات امتحانی باشد، آموزش اجازه به شما داده می دهد که درس بالاتر را اخذ و صعود به مراتب بالاتر پیدا نمائید.
به نظر می رسد هر عملی که ما انجام می دهیم یک ظاهر دارد و یک باطن.عملی که توسط ما در این دنیا انجام می گردد ظاهر عمل است.اما بطن عمل نتیجه آن عمل است که از این عمل حاصل می گردد.اگر عمل ما سنخیت با روح و روان ما داشته باشد، موجبات شادی و لذت می گردد که این باطن و نتیجه عمل خوب ماست.اگر عمل ما خلاف فطرت ما باشد، لذات آنی اگر چه ممکن است حاصل آن عمل گردد و لی در دراز مدت موجبات آزردگی خاطر ما را فراهم می کند.لذا می توان گفت هر عمل خوب منجر به یک پاداش خوب و هر عمل بد منجر به یک عذاب می گردد.لذا با اعمال خود در همین دنیا بهشت و جهنم خود را می سازیم.
تعدادی از اعمالی که ما در این دنیا انجام می دهیم،ثواب و عذاب آن در آخرت دیده می شود.این روح ماست که در عالم های گوناگون دچار عذاب و یا شاد می گردد.لذا در عالم برزخ و عالم قیامت،همانند عالم طبیعت، روح ما در بدن های مثالی و حقیقی،همانند بدن مادی،می تواند بهشت و یا جهنم ایجاد کند.

بهشت فاسقان در این جهان است
بهشت زاهدان در لا مکان است
بهشت عاشقان اندر دو عالم
بهشت و دوزخ ما در نهان است

دکتر علی رجالی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 11:15  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

سخنی در خصوص انتخابات

 

1.عملکرد مسئولین نظام در زندگی ماو فرزندان ما و جامعه در داشتن زندگی آرام و آبرومندانه تاثیر گذار است.

2.هر یک از مردم که امکان رای دارند حضور فعال داشته و سر نوشت اجرای کشور را به فرد اصلح بسپارند.

3.به کسی رای دهید که نگاهش به جامعه همانند یک پدر مهربان، دلسوز،با برنامه که با فرزندان خود یکسان و با عدالت برخوردکند.

4.با رهبری در اداره مملکت هماهنگ تر و از تک روی و گروه گرایی وحزب گرایی پر هیز کند و انجام وظیفه و ادای تکلیف همت او باشد.

5.زمانی را برای دیدگاه های نامزد ها اختصاص داده

و از پیروی کور کورانه و نا آگاهانه پرهیز کنید. چنانچه این امر مقدور نیست با افراد مطلع و با تقوا مشورت کنید.

6.وقتی خداوند به پیامبر گرامی می فرمایند به ابلاغ رسالت بپرداز .وظیفه مبلغین اطلاع رسانی و آگاهی دادن به مردم است.مردم دوست ندارند  فرد خاصی به آنها تحمیل شود.

7.مردم معمولا با توجه به سلایق وتمایلات شخصی یه کاندیدا رای می دهند.در صورتیکه لازم است مفید ترین فرد برای اداره کشور بر گزیده شود،اگر چه ممکن است مانند ما فکر نکند.

8.چه در زمان امام راحل و چه در زمان حال،نزدیکترین فرد و دلسوز ترین فرد و آگاه ترین فرد که ازمردم دفاع جانانه می کرد مقام معظم رهبری است.لذا سعی شود کسی انتخاب گردد که بتواند به نحو احسن نقطه نظرات ایشان را عملیاتی کند.

9.کسانی که توسط شورای نگهبان تایید شده اند،دارای حد اقل شرایط لازم با سلایق گو ناگون را دارند.لذا باید با تحقیق وبررسی بهترین فرد از نظر توانایی جسمی، وقت گذاری و دشمن شناسی بر گزید.

10.ضوابط اصلح توسط رسانه ها،امام راحل و مقام معظم رهبری تبیین  شده است.لذا این ضوابط را در خصوص کاندید ها بررسی کرده و اصلح را انتخاب کنیم.

11. تکنیک های گوناگون برای فریب افکار عمومی وجود دارد.لذا با شناخت و  قبل از رسیدن تاریخ رای گیری، فرد مورد  نظر را انتخاب کنید.

 

دکتر علی رجالی



 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 17:16  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

جایگاه کنسرت ها در نظام اسلامی 

 

   جایگاه کنسرت ها در نظام اسلامی

مو ضوع بر گزاری کنسرت ها مدتی است بحث محافل و تریبون هاست

در این یاد داشت به آن بطور اختصار می پردازیم.

۱آیا قانون مدونی که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده شده باشد وجود دارد که ابعاد گو ناگون آنرابر رسی کرده باشد ?
۲به نظرمیرسددولتمردان با عنایت به تفکرات ومصوبات داخلی دولت یا وزارت مجوز ها ی بطور موردی  در خصوص بر گزاری های کنسرت ها می دهند.
 ۳آیا نماینده ولی فقیه از نظر شرعی می تواند نسبت به ابطال کنسرت ها دستور و اقدام کند?
۴آیا قوه قضاییه می تواند مجوز دولت را در صورت تشخیص لغو کند?
۵آیا نیروی انتظامی می توانداز بر گزاری مراسم کنسرت جلوگیری کندو نقش او چیست?
 ۶ آیامرد م بصورت ڴروهی یا فردی می توانند اجتما عات مصوب دولت را مانع اجرا یا بهم بزنند?
۷با عنایت به اینکه با تصویب یک  قانون هم نظر نما یندگان مردم و هم  بلا مانع بودن از نظر شرع توسط شورای نگهبان اعمال می شود تدوین یک قا نون جامع لازم است.
۸با تصویب یک قانون  جایگاه نهاد های فرهنگی و اجرایی مشخص می شود و لازم است چنانچه دولت یا وزیری اقدام به دستوری خارج از ضوابط قانونی کند امکان ابطال و استیضاح تو سط مجلس وجود دارد
۹متاسفانه بعضاشاهد هستیم به خاطر خلع قانونی یا عدم شفا فیت آن افرادی آگاهانه یا نا آگاهانه
اقدامی می کنند که مو جب تضعیف نظام و ارکان آن می گرددو  باعث چند دستگی در جا معه می شود. در صورتی که با یک لایحه یا قانون امکان حل آن وجود دارد و لزومی ندارد که وحدت و یک پار چه گی مردم مورد خدشه واقع شود.

۱۰صرف نظر از اینکه بر گزاری کنسرت ها چه سود و ضرری به جامعه وارد می کند ، سوالاتی قابل طرح است
الف ٱیا اهداف سیا سی،وجود داد که  به حفظ و توسعه بر گزاری کنسرت ها دامن می زنند.
ب آیا اهداف مالی وجود دارد که اصرار و حمایت و تبلیغ در بر گزاری آن می شود.
ج آیا تضعیف اعتقادات و بنیه های فرهنگی تعقیب می شود.
د  ٲیا بیگانگان برای شکستن باورها یا سست نمودن مردم بر نامه ریزی  کرده و دامن می زنند.
  ۱۱به نظر می رسدبرگزاری کنسرت ها چنانچه بطو ر صحیح مدیریت شود می تواند قسمتی از وقت آزاد مردم برای تفریح پر کند.
۱۲نظام باید با توجه به احکام شرعی برنا مه های سالم  برای گذراندن اوقات فراقت اقشار مختلف جامعه داشته با شدند.
  ۱۳افراد با توجه به افکار و تمایلات شخصی اوقات فراقت خود را طی می کنند.مردم عادی
که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند دارای نیاز های گوناگون هستند که با شناخت آنها و یک بر نا مه ریزی امکان پر کردن اوقات فراقت هست.
 ۱۴ به نظر می رسد با اجرای صحیح احکام اسلام
بدون هیچگونه تحدید یا فشاری می توان به جامعه ایدآل رسید.
   ۱۵  برگزاری کنسرت ها شباهت به فیلم های سینمایی و تاتر دارد که معمو لا خا نواده ها شرکت می کنند.با مدیریت در محتوا و نظارت در حسن اجرا در مقایسه با پر کردن وقت های ٱزاد  با مواد مخدر و مشروبات الکلی  و قلیان ضرر بسیار کمتری دارد.
۱۶ چنانچه کنسرت ها با اشعار عرفا و رعایت ضوابط شرعی بر گزار گردد می تواند مفید باشد ولی متا  سفا نه بعضا حواشی  اصل  آنرا را خدشه وارد می کند.
۱۷ به نظر می رسد کسانی که به اجرای کنسرت ها اعتراض دارند.بخاطر حواشی و  تداوم و عدم کنترل و ادامه است.شهید مطهری می فر مایند شهوت ها از بین نمی رود بلکه نوع خواستن ٱن عوض می شود.
۱۸وقتی به کشور های غربی نگاه می کنیم  همه ٱزادی های فردی را به افراد می دهند .ٱیا ٱنها خوشبخت هستند و ٱرامش خاطر دارند.اگر کمی دقیق شویم با حذف معنویات شاید ٲسایش بدست بیاورند ولی قطعا ٱرامش ندارند.
۱۹ما باید تکلیف را با خودمان روشن کنیم.این همه امکانات و راههای پر کردن اوقات با کسب علم و  دانش و شبکه های مجازی .....وجود داردکه افراد با تملایات خود می توانند اوقات فراقت خود را پر کنند.
۱۹ علا مه حسن زاده آملی می فرمایند که برای مشغول کردن  ذهن مشغول نوشتن و تدوین کتاب هستم.
۲۰حال که عا مل  تمایل ا فراد به کار های نو ذهن انسان است لذا باید برای افراد گوناگون تفریحات سالم  و سر  گر می های مفید ایجاد نمود.
۲۱یک کار اساسی تشکیل خانواده و دارای فرزند شدن است که به وقت ازاد افراد جهت داده و انها را به تربیت فرزندان مشغول می شوند
۲۲دولت و والدین و جامعه باید بسیج شوند تا با همکاری یکدیگر نسبت به ایجاد کار و تهیه  مسکن و و متعاقب ان تشکیل خانواده همت گمارند

دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 1:2  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

یاد گیری

 

سوالی که ممکن است برای ما مطرح باشد،اینکه چگونه سخن گفتن را یاد گرفتیم وما با یکدیگر از طریق  زبان نظرات خود را به دیگران می فهمانیم.

اگر به یک طوطی بنگریم با تمرین و تکرار امکان انعکاس مطالبی که به طوطی آموخته ایم  مقدور می باشد.

نوزادی که به دنیا می آید همانند طوطی ولی با سرعت و توانایی بیشتر رفتار و سخن ما را یاد می گیرد که یکدیگر چگونه و به چه طریق  منظور خود را بیان می کنند.

ذهن ما بطور مرتب در حال ثبت مطالب که از طریق چشم و گوش و بطور کلی حواس بدست می آورد  می باشد.وقتی به دانشمندان می نگریم با خواندن و نوشتن و دیدن و گفتن در طول سالیان دراز مطالب گوناگون را در ذهن خود بایگانی می کنند و در وقت لزوم انعکاس و تجزیه و تحلیل می کنند.

نوزادان در کشور های گوناگون زبان مادری خود را در اثر دیدن و شنیدن به تدریج یاد می گیرد.این دلالت دارد بر اینکه نحوه یاد گیری و سخن گفتن  ما اکتسابی است. و ذهن ما در زمان تولد خالی است

و ما به تدریج در طول زمان آن را پر می کنیم.لذا الگوی و آینه ما در فر زندان منعکس می گردد.

کودک وقتی به جامعه بزرگتر وارد می شود با افراد گوناگون آشنا و با حو ادث مختلف روبرو میشود. لذا بعضا شاهد رفتاری از کودک می شویم که خانواده او رفتار و عقاید دیگری دارند.

چیزی که افراد را متمایز می کند قدرت تجزیه و تحلیل افراد است.به نظر می رسد  علاوه بر ضرورت یاد گیری ،ارثی هم باشد.

 

 

 دکتر علی رجالی



 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 0:8  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

انتظار والدین از فرزندان

بعضا والدین از فرزندان انتظاراتی دارند که در صورت عدم تحقق آن موجب کدورت والدین می گردد.در این یاداشت به این مسئله میپردازیم.
1رسالت و وظیفه والدین  بسیارمتمایز با رسالت فرزندان می باشد.ما ایجاد کنندگان آنها با اذن الهی هستیم.لذاوظایف ما سنگین تر و  مسئولیت ما بیشتر است.
2.  فرزندان وقتی پا به دنیا می گذارند دارای ذهن پاک هستندولی بتدریج با توجه به شرایط سنی خود از خانواده ،دوست، جامعه، مراکز آموزشی ،تلویزیون،مراکز اطلاع  رسانی،شبکه های مجازی و....افکار و شخصیت فرد را شکل می دهد.

3.لذا می توان گفت که فرزندان آینه ما و جامعه هستند.همانند کشاورزی که هر چه بکارد همان را درو می کند.لذا مسولیت خانواده و اجتماع در شکو فایی نسل نو بسیار زیاد است.
4.والدین با توجه به زحماتی که برای فرزند متحمل می شوندآنقدر زیاد است که قابل توصیف نیست.لذا به فرزندان توصیه می شود که حرمت آنها حفظ شود
5.والدین بی حساب می بخشند ولی فر زندان اگر چیزی دهند با حساب و گاه با منت است.والدین عاشقانه برای فر زندان تلاش می کنند ولی در مقابل فرزندان در حد وظیفه و ناراحت نشدن والدین.
 6.زمانی فرزندان قدر والدین را قدری درک و احساس  می کنند که خود خانواده تشکیل داده و صاحب فرزند شوند.
7 .لذا تا دیر نشده قدر و ارزش آنها را داشته باشیم و کاری نکنیم که دل شکسته و یا ناراحت از دستمان  شوند.اگر چه از فرط دوست داشتن فرزند ممکن است ناراحتی خود را به روی اولاد  نیاورند.
 8.نقل است از پیامبر گرامی که مادری دارم که در سبد می گذارم و شبانه روز از او پرستاری می کنم.آیا توانسته ام جبران زحمات او راکرده باشم.حضرت در جواب فرمودند تو هر گز قادر به جبران نیستی.او در نیمه شب بیدار می بود و از تو مراقبت میکرد به امید بزرگتر شدن ولی تو برای انجام وظیفه تا اینکه عمر او به پایان رسد.

 

دکتر علی رجالی



 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 23:59  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

عوامل سقوط انسان

 

خود بزرگ بینی

تکبر وغرور

عدم شناخت تواناییهای خود

حرمت شکنی

عدم شناخت جایگاه خود در جامعه

زود بزرگ شدن 

بی تقوایی

تحقیر دیگران برای رشد خود

همنشینی با افراد نا اهل

دنیا طلبی

 

 

دکتر علی رجالی


 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 17:46  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

تمایز انسانها

 

گاه پدر خوب و فرزند نا اهل همانند حضرت نوح و پسرش.گاه پدر خوب و همسر نا اهل چون حضرت لوط.گاهی همسر خوب و شوهر نالایق همچون فرعون و  آسیه.لذا نمی توان افراد را به خاطر وابستگی به یک دیگر تائید یا رد نمود.

بو سیله همسر عمده نیازهای جسمی و روحی  مرد تا مین می شود . اگر نیاز های طرفین تا مین نگردد .انحرا فات و افسر دگی ها شروع می گردد.اینکه اسلام تا کید دارد که ابتدا زن نیاز های اصلی خانواده از قبیل تربیت  فر زند و همسر را تامین کند ,سپس کار های دیگر.بخاطر اهمیت به خا نوا ده است.

در قیامت که بپا می شود گویند همه از یک دیگر فر ار می کنند.در این دنیا بعضا رفتار انسانها با یکدیگر آنقدر شفاف می شود که تمایلی به معاشرت با یک دیگر ندارند در حقیقت قیامت صغری بر ای او اتفاق می افتد.

 

دکتر علی رجالی


 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 21:48  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

شباهت انسان و دستگاه گیرنده امواج 

 

۱۴

ارديبهشت۹۵

گاهی به فکر بودم که خداوند چگونه دو عنصر ماده و مجرد را ادغام می کند.چگونه مرگ اتفاق می افتد و دو عنصر جدا می شوند.اگر بدقت نگاه کنیم رادیو توسط دستگاهی امواج ا رسالی را دریافت و توسط پردازش به صدا تبدیل و برای ما قابل دریافت است.اگر به تلویزیون  به  دقت کنیم.امواج به تصویر تبدیل و هم زمان صدا و تصویر قابل رویت است.اگر به انسان دقت شود جسم ما  شبیه یک دستگاه گیرنده عمل می کند وروح همانند امواج عمل می کند. چنانچه دستگاه خراب   شود تنظیمات آن بهم بخورد،امکان اخذ موج و تبدیل به صدا یا تصویر نمی باشد.به نطر می رسد رابطه روح و جسم همینطور  باشد.تا زمانی که جسم سالم و خداو ند صلاح میداند ارتباط روح و جسم و ادامه حیات دنیوی می باشد.

به نظر میرسد که همان طوری که دستگاه وسیله ایست که امواج خاص را از فضا اخذ و برای ما قابل فهم میکند.جسم نیز با روح ادغام نمی شود بلکه اجزای بدن انسان به فرمان مغز عمل می کند.می گویند زمانی که فردی از دنیا می رود،علامت عدم حیات از کف پا شروع تا به سر برسد.لذا به نظر می رسد روح در تمام سلول های بدن وجود دارد و با فرمان مغز اجزاء بدن  فرمانبرداری می کنند.

به نظر می رسد هانطوریکه انسان تجلی حق با مراتب گوناگون است. امواج نیز تجلی روح در مراتب گوناگون دراجسام می باشد.به نظر می رسد که خداونددارای تجلی مادی و معنوی است. تجلی  کامل مادی در انسان کامل است.تجلی غیر مادی در ملایکه و امور مجازی و غیر مادی است.تجلی کامل  غیر مادی در ملک مقرب ،چون جبرییل، که مامور وحی به پیامبر اسلام می باشد. 

دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 15:37  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

نکاتی در خصوص شبکه های مجازی

  با توجه به فعالیت خود در شبکه های مجازی ،به نکاتی برخورد کردم.لازم دیدم ابتدا به خود و یاد آوری به سایر کاربران و فعالان در شبکه های مجازی مطالبی را ذکر کنم.

1 - با توجه به کثرت کانال و گروه های مجازی،ضرورت دارد بهترین آنها را انتخاب نمود.

2 - اعضای گروه ،با توجه به اهداف گروه مطالب مرتبط به آن گروه را اضافه کنند.

3 - زمان قرادادن مطالب گونه ای باشد،که موجب سلب آسایش دیگران نشود.

4 - از گذاشتن مطالب توهین آمیز خود داری شود.حریم خصوصی افراد مراعات گردد.

5 - هر فرد یک کانال شخصی داشته باشد و مطالب ارزشمند را در آن قرار دهد.

6 - قبل از قرار دادن در شبکه،دقیقا آنرا باز خوانی و ویرایش کند.

7-سعی کند مطالب خود مستند و در صورت امکان مراجع آن ذکر شود.

8 - در صورت امکان مطالب و تجربیات مفید خود را منعکس کند.

9 - چنانچه مطلبی را از دیگران می اورد،به آن اشاره یا مشخص باشد که از کجا کپی شده است.

10 - از گذاشتن مطالب تکراری غیر مفید خود داری شود.

11 - نویسنده هر مطلب و جایگاه علمی او در صورت امکان مشخص باشد.

12- مدیر گروه نظارت بر مطالب داشته باشد ،که در صورت انحراف از اهداف گروه تذکر یا مطلب قرار داده شده حذف گردد.

13 - در گروه های تخصصی،از قرار دادن مطالب غیر مرتبط خود داری گردد.

14 - در گروه های اجتماعی،سعی گردد مطالب متنوع و ارزشمند و مفید به نحو خوب ارایه گردد.

15 - علاوه بر مطالب نوشتاری،ویدیو یا عکس یا سلسله مباحث علمی و اجتماعی آید.

16 - به مناسبت های گوناگون،مطالب ارزشمند خود در آن موصوع را نشر دهد.

17 - چنانچه مطلب ارزشمندی برخورد کرد ،در کانال شخصی بایگانی و در موقع لزوم نشر دهد.

18 - در قرار دادن مطالب در شبکه های مجازی عجله نکنیم.پس از مطمین شدن شدن و کامل بودن آن نشر دهیم.

19 - چکیده مطالب را ارایه نماییم و در صورت لزوم ،فرد را به سایت یا مرجع آن ارجاع دهیم.

 

دکتر علی رجالی



 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 15:22  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

روز استاد

در زندگی آموختم

۱ـ اگر می خواهی استاد شوی,همواره شاگردی کن.

۲ـاگرمی خواهی استاد را اذیت کنی ,وقت او رااز بین ببر.

۳ـاگر می خواهی استاد را گرامی بداری,حرمت او را حفظ کن.

۴ـاگر می خواهی علم بیاموزی,تواضع پیشه کن.

۵ـاگر می خواهی استاد راضی باشد,به سخنانش دقت کن و بکار ببر.

 

روز معلم بر همه اساتید مبارک باد

 

دکتر علی رجالی



 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 15:19  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

انجام چند کار همزمان 

 

 چند وظیفه‌ای هرگز آن‌گونه که تصور می‌کنیم کارآمد نیست و حتی می‌تواند برای سلامت‌مان مضر باشد. در این نوشتار ده دلیل ذکر شده است که باید هرچه سریع‌تر دست از «چندوظیفه‌ای» بودن بردارید.

1ـ هیچ‌کس نمی‌تواند چندوظیفه‌ای باشد

آنچه را ​شما چند وظیفه‌ای می‌دانید در واقع تغییر وظیفه است. بنابرگفته روانشناسان وقتی پای توجه به کار و تولید در میان است، مغز ما محدود عمل می‌کند. فضای مغز را مانند نمودار دایره‌ای تصور کنید. هرگاه مشغول انجام کاری هستیم بخش زیادی از این دایره اشغال می‌شود و تنها جا برای رفتارهای خودکار مانند قدم زدن​ یا جویدن آدامس باقی می‌ماند. جابه جایی میان چند کار فقط به پایین آمدن مقدار تولید و هدر رفتن وقت منجر می‌شود. زیرا توجه‌تان روی چند کار پراکنده شده و نمی‌توانید هرکار را کامل و بدون نقص به پایان برسانید.

2ـ سرعت‌تان کم می‌‌شود

برخلاف عقاید عموم، چند وظیفه‌ای بودن هرگز موجب صرفه‌جویی در وقت نمی‌شود. در واقع باعث می‌شود برای به پایان رساندن دو کار با هم، زمان بیشتری صرف کنید. با انجام آزمایش ساده زیر می‌توانید به صحت این گفته پی ببرید:

روی یک خط، ابتدا چند حرف لاتین بنویسید.

A B C D E F G H I J​ وروی خط بعدی به تعداد حروف لاتین، عدد بنویسید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

مدت زمانی را که برای نوشتن حروف و اعداد صرف کردید، جایی یادداشت کنید. اکنون این دوکار را با هم تلفیق کرده و انجام دهید. یعنی به صورت زیر:

A 1 B 2 C 3 D 4 E 5 F 6 G 7 H 8 I 9 J 10

مدت زمان انجام این کار را نیز یادداشت و با قبلی مقایسه کنید. معمولا برای نوشتن ترکیب اعداد و حروف به زمانی دو برابر نیاز دارید. پس می‌توان گفت خوب بودن چند وظیفه‌ای، دروغی بیش نیست؛ در حقیقت با دسته‌بندی کارها و انجام دادن آنها، در وقت صرفه‌جویی می‌شود و وقتی شما یک کار را شروع می‌کنید باید روی همان کار باقی بمانید تا به سرانجام برسد.

3ـ احتمال خطا بالا می‌رود

کارشناسان تخمین می‌زنند که رفت و آمد بین وظایف گوناگون می‌تواند 40 درصد از تولید را کاهش و در عین حال میزان اشتباه و خطا را تا حد بسیار بالایی افزایش دهد؛ بخصوص​اگر آن کارها به فکر و اندیشه هم نیاز داشته باشند. از آنجا که مغز انسان دو بخش دارد، می‌تواند دو کار پیچیده را بدون دردسر زیاد انجام دهد، زیرا مسئولیت‌های این دو بخش به یک اندازه تقسیم شده‌اند ـ در این باره می‌توان به راه رفتن و در عین حال صحبت کردن با فردی اشاره کرد ـ اما وقتی وظیفه‌ای سوم وارد عمل می‌شود، قسمت قدامی مخ گرفتارشده و تعداد خطاهای فرد افزایش می‌یابد.

4ـ اضطراب‌آور است

در تحقیقی، ضربان قلب کارمندان وقتی همزمان با کار خود با پست الکترونیکی اداره در تماس دائم بودند و همچنین کارمندان دیگر که فقط مشغول کار خود بودند بررسی و مشخص شد، افرادی که دائم پیام دریافت می‌کردند در حالت هوشیاری و گوش به زنگی کامل بودند و تعداد ضربان قلب​شان بسیار بالا رفته بود. اما آن دسته از کارمندان که با پست الکترونیکی در تماس نبودند و چند کار را همزمان انجام نمی‌دادند کمتر اضطراب داشتند. روانشناسان معتقدند «چند وظیفه‌ای بودن» نه‌تنها عوارض فیزیکی داشته و اضطراب‌آور است بلکه عواقب بد دیگری نیز دارد. مثلا اگر موقع تماشای مسابقه فوتبال خود را برای امتحان روز بعد آماده می‌کنید اول این‌که خود را گرفتار تشویش و نگرانی کرده و دوم این‌که مسلما نمی‌توانید در امتحان موفق شوید و با این شکست، عزت نفس‌تان پایین آمده و موجب افسردگی خود می‌شوید.

5 ـ تجربه زیبای زندگی از دست می‌رود

افرادی که همزمان دو کار انجام می‌دهند، حتی نمی‌توانند روبه‌روی خود را ببینند. در تحقیقی روی دانشجویان مشخص شد که 75 درصد از آنها در محوطه دانشکده وقتی راه می‌رفتند و با تلفن همراه‌شان نیز صحبت می‌کردند متوجه وجود دلقکی در نزدیکی خودشان نشدند؛ به این وضع نابینایی ناشی از بی‌توجهی می‌گویند. این حالت زمانی به‌وجود می‌آید که افراد در حال تمرکز روی موضوعی خاص هستند. در این مواقع به علت محدویت پردازش اطلاعات از سوی مغز، پیام‌های بصری به مغز نمی‌رسد و فرد با وجود این‌که به اطرافش می‌نگرد، اما عملا چیزی نمی‌بیند. در واقع آن دانشجویان اطراف خود و حتی دلقک را می‌دیدند، اما هیچ‌یک واقعا وجود آن دلقک را در مغزشان ثبت نکردند.

بنابراین وقتی چند وظیفه‌ای هستیم محیط اطراف‌مان و همچنین زیبایی‌های محیط زندگی مان را فراموش می‌کنیم.

6 ـ حافظه صدمه می‌بیند

البته خیلی عجیب نیست که دوست داشته باشید دو کار را در آن واحد انجام دهید، مثلا وقتی که تلویزیون تماشا می‌کنید، کتاب بخوانید، اما حتی اگر میان انجام دادن این کارها روی یکی بیشتر از دیگری متمرکز شوید، بازهم مضر است و حافظه کوتاه مدت‌تان صدمه می‌بیند. البته این موضوع برای کسانی که مسن‌تر هستند ضرر بیشتری دارد. زیرا با بالا رفتن سن، مغز برای رفتن از موضوعی به موضوع دیگر سختی بیشتری متحمل می‌شود.

7ـ روابط‌تان آسیب​می‌بیند

در حقیقت این کار اثری بسیار بدتر از آنچه ​فکرش را کنید روی روابط‌تان می‌گذارد. مثلا یک زن و شوهر درخصوص موضوع مهمی با هم صحبت می‌کنند، اما یک​دفعه یکی از آنها می‌گوید: یک لحظه صبر کن، من جواب این تلفن را بدهم. سپس طرف دیگر عصبانی می‌شود او هم سراغ کار خودش می‌رود و رابطه‌شان در اینجا کمرنگ می‌شود. چنانچه این اتفاق‌ها چندبار بیفتد دیگر آن دو رابطه گرم و صمیمی نخواهند داشت. در تحقیقات مشخص شده است هنگام گفت‌وگو حتی اگر تلفن همراه‌تان را نزدیک خود بگذارید، بدون این‌که از آن استفاده کنید ​یا حواستان به انجام دادن کار دیگری باشد، موجب حساسیت می‌شود. پس اگر رابطه‌تان را دوست دارید 10 دقیقه کامل توجه کنید و آن‌گاه می‌بینید چه تغییر مثبت و خوبی در زندگی و رابطه‌تان به‌وجود می‌آید.

8 ـ موجب پرخوری می‌شود

اگر وقت غذا خوردن حواستان به کار دیگر پرت باشد، مغز نمی‌تواند میزان غذای خورده شده را پردازش ‌کند و به همین دلیل شما به​موقع احساس سیری نمی‌کنید و در یک مدت کوتاه بیش از حد لازم غذا خواهید خورد. متخصصان تغذیه معتقدند از غذاخوردن جلوی رایانه یا تلویزیون دست بردارید و اندکی به مغزتان اجازه دهید روی غذا خوردن متمرکز شود تا روز به روز چاق نشوید.

9ـ باور کنید که شما در این کار اصلا خوب نیستید

بله شما. شما ممکن است فکر کنید که در انجام دادن چند کار همزمان، ماهر هستید، اما تحقیقات چیز دیگری می‌گوید. روانشناسان به‌طور مشخص روی استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی داوطلبانی که معتقد بودند چند وظیفه‌ای هستند، تحقیق کردند و معلوم شد حتی کسانی که در آزمون‌های «چند وظیفه‌ای» بالاترین امتیاز را کسب کرده بودند، بخوبی نتوانستند از پس رانندگی و به‌طور همزمان صحبت با تلفن همراه برآیند. برای این‌که ساختار مغز به‌گونه‌ای است که فقط می‌تواند در یک زمان روی یک موضوع خاص متمرکز شود.

10ـ خلاقیت از بین می‌رود

چند وظیفه‌ای بودن نیازمند ویژگی‌های بسیاری مانند «حافظه خوب» یا «ذخیره موقت مغز» است و وقتی کل حافظه موثر فرد به‌طور کامل مورد استفاده قرار می‌گیرد، ممکن است توانایی تفکر خلاق از او گرفته شود. در واقع با فکر کردن به موضوعات مختلف در آن واحد جلوی خیالپردازی و لحظه‌های بروز افکار بکر و خلاقانه گرفته می‌شود.​ بنابراین اگر می‌خواهید عوارض بالا را تجربه نکنید هرچه سریع‌تر دست از چند وظیفه‌ای بودن بردارید.

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 15:11  توسط علی رجالی  | 

باسما تعالی

شبکه های مجازی و نقش آنها در تعلیم و تربیت 

 

حضرت آیت الله خامنه ای صداوسیما را عمده ترین مرکز هدایت فکر دانستند و گفتند: اینکه امام گفتند صداوسیما دانشگاه است، تعارف نکردند.

ایشان تأکید کردند: انتظار از صداوسیما این است که درس های گوناگون زندگی به سمت مردم سرازیر شود.

 جایگاه رسانه ملی و بخصوص بخش «هنرهای نمایشی و فیلم و سریال» را، مهمتر از هر زمان دیگر دانستند.

         امروزه شبکه های مجازی همانند صدا و سیما عمل می کنند.لذا در زیر نکاتی را در خصوص آن ذکر می نمایم.

1 - در طول عمر،از زمانی که در رحم مادر قرار داریم تا زمانی که دار فانی را وداع می گوییم در کلاس های درس و مدرسه های گوناگون و دانشگاه های متفاوت کسب علم و دانش می کنیم.

2 - در هر سن و سالی ،معلمین  متفاوت ،با درس های گوناگون در محل های مختلف  داریم .هر یک از آنها با توجه به شرایط جسمی ما را تا مرحله ای هدایت و راهنمایی می کنند. 

3 - زمانی که در رحم مادر هستیم،اگر مراقبت های ویژه انجام نپذیرد.در کلاس درس بعدی که به عالم طبیعت پا می گذاریم

،دچار عوارض آن می شویم.

4 - در رحم مادر،کلاس درس رحم مادر و معلم همراه او مادر و درس او عبادت  و شکر گزاری،که خداوند این توفیق را به مادر داده تا فرزندی با ایمان و مهذب تحویل جامعه دهد.

5 - با به دنیا آمدن فرزند، تکامل مادی و معنوی او شروع می گردد.بطوری که در نهایت بتواند نقش خلیفه الهی خود را انجام دهد.

6 - تا دو سالگی ،معلمین گوناگون با رفتار و گفتار خود به او درس می دهند.شاگرد همه مطالب را فیلم بردا ی و به خاطر می سپارد.کلاس درسیش، منزل خود و اقوام است.

7 - بعد از دو سال،زبان شروع به گفتن می کند.ذهنیات و مطالب  خود رااز طریق زبان ادا می کند.ارتباط متقابل با معلمین بر قرار می کند.

8 - تا پنج سالگی در کلاس درس بزرگتری،همانند مهد کودک،وارد می شود.اینجا با معلم دیگر و محصلین جدید آشنا می شود.

با خواهر و برادر و پدر و مادر هم سخن می شود.لذا یاد گیری فراگیر تر می شود.

9 - در پیش دبستانی،او را برای تحصیل جدی تر آماده می شود.اگر قبلا تنها وسیله نقل و انتقال زبان بود ،الان بتدریج با  وسیله 

دیگری آشنا می شود.تا امکان ایجاد ارتباط  با دیگران را با نوشتن پیدا کند.

10 - با این مقدمات خواستم،اهمیت شبکه های مجازی را یاد آور شوم.حتی در مهد کودک ها وارد شده است و کودکان علاقه خاصی به آن دارند.

11 - شبکه های مجازی گوناگونی مشغول  به فعالیت در سراسر دنیا میباشند.همانند واتز آپ،وایبر و تلگرام و ...اما شبکه تلگرام بخاطر انتقال سریع مطالب و ویدیو و فیلم و داشتن کانال شخصی  استقبال خوبی شده است.

13-هر چیزی را باید توسط چیزی از نوع خود اصلاح یا تخریب کرد.همانگونه که یک فیلم ضد اخلاقی موثر است .یک فیلم ارزشی هم موثر است.اما آمار تولید کدام بیشتر است.

14 - همانگونه که برای یک ساختمان چند طبقه کلیه نقشه های اجرایی پیش بینی و طراحی می شود.باید بر ای فرهنگ جامعه نیز طرحی جامع پیش بینی و کلیه مراحل آن تدوین شود.

15 - به بهانه های گوناگون،از جمله سالگرد  مراسم ها ،تولدها،شهادت ها ،.... از طریق شبکه های مجازی  فرهنگ سازی کرد.اگر روزی مردم در مراسم حضور فیزیکی داشتند.امروز لازم است علاوه بر آن ما در روح و روان آنان رخنه و فرهنگ متعالی و پیشرفته اسلام را به نحو زیبا و دل نشین انعکاس داد.تبلیغ بد و نادرست،مضراتش بیشتر از تبلیغ کردن غلط  است.

16 - لازم است اهل علم و فرهنگ و دانشمندان حوزه و دانشگاه خوراک لازم فرهنگی را تدوین و در اختیار مردم قرار دهند.با بسیج مردمی و ادای امر به معروف و نهی از منکر ،از طریق شبکه های اجتماعی،می توان فرهنگ عمومی مردم را بالا برد.

17 - امروزه مردم چند فر هنگه  شده اند.یک فرهنگ سنتی با فرهنگ های غربی و رنگ و لعاب فریبنده خود،با ارایه فیلم های ضد ارزشی  با مطالب انحرافی  در روح و ذهن مردم رسوخ میکنند. بسیاری از ناهنجاریها و مشکلات از عدم معرفی صحیح اسلام ناب محمدی و بعضی از عملکرد هاست.

18 - اسلام ستیزی به عناوین گوناگون،و دوری مردم از دین و خدا پرستی مو جب می گردد مردم به پوچ گرایی و از فرهنگ خالی شوند.در این موقع زمینه و ظرف فراهم می شود که فرهنگ بیگانگان آنرا پر کند.

19 - شبکه های مجازی  اگر همانند کلاس درس باشد،موجب رشد و تعالی می گردد.معلم آن همه اعضا گروه مجازی و شاگردانش توده مردم وکلا سش سیستم های مجازی است.اگر خوب استفاده نشود و فرصت ها از دست رود ،جبران پذیر نیست.

همانند معتادی می ماند که معالجه آن بسیار پر هزینه از پیش گیری آن است.

20 - همانطوریکه یک معتاد،تک تک  ،با معتاد کردن فرد دیگر،تعدادشان افزایش می یابد.ما هم با جذب افراد،به تدریج و معرفی درست فرهنگ غنی،می توان از دچار شدن جامعه  به فساد و هنجاری های  گوناگون  پیشگیری کرد و وقت فراغت او را با مطالب شاد و ارزشمند و مفید پر کرد.

  • ۹۵/۰۲/۰۳
  • علی رجالی
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 23:39  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

رازهای موفقیت

 

اگر افراد راز های موفقیت و شکست خود و تجارب ارزشمند را به تحریر درآ ورند می تواند راهنمایی برای دیگران باشد

در زیر خلاصه ای  از رمزهای موفقیت خود در زندگی را اشاره می کنم

۱داشتن هدف در زندگی و تلاش وکوشش در رسیدن به آن با پی گیری و برنامه ریزی.

۲داشتن اعتقاد به خدای متعال و توکل در امور و یاری از او خواستن.

۳تلف نکردن اوقات روازانه و استفاده بهینه از لحظه  لحظه وقت خود.

۴داشتن برنامه روزانه, هفتگی ,ماهانه و سالانه و چند سالانه.

۵تحرک و عدم توقف در کارها و داشتن ایده های متعالی و سعی د رسیدن به انها.

۶داشتن همسری دلسوز و راهنما و  در طول زندگی و کمک در پیشرف من در کارها.

۷داشتن سلامت روح و روان و خانواده ای دلسوز و راهنما در طول زندگی.

۸پر کردن اوقات فراغت با تفریحات سالم و نوشتن و خواندن مطالب مفید.

9هیچ گاه فارغ التحصیل خود را ندانستم سعی می کردم بیشتر شنونده باشم تا گوینده.

10ـبا افراد  ناباب رفت وشد نمی کردم در طول عمر حتی یک سیگار نکشیدم.

11ـ دعای پدر و مادر و رضایت انها از بنده و ادای وظیفه در صورت نیاز.

12ـ به ر انجام رساندن کاری که در دست دارم با زمان بندی و اقدام به موقع .

13ـ از فرصت های گوناگون استفاده بهینه کرده و متناسب با آن  شرایط  اقدام لازم می کردم.

۱۴ـدر کارها با صبر  و فکر اقدام می کردم با عجله و بی دقتی کاری نمی کردم.

15ـاگر کاری را صحیح میدانستم اقدام می کردم در کارهای که مطمین نبودم مشورت و پس از به نتیجه رسیدن قاطعانه و بدون تردید عمل می کردم.

16ـدر طول زندگی راستگو بودم و یاد ندارم د روغی گفته باشم اگر چه بعضا سکوت می کردم.



دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 23:17  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

گفتگوی حضرت موسی با خدای متعال 

۲۵

فروردين۹۵

 ؛خداوند روزی به حضرت موسی فرمود: برو بدترین بنده مرا بیاور .موسی رفت یکی از گناهکارهای درجه یک را پیدا کرد ووقتی میخواست با خود ببرد،گفت نکند یک موقع این آدم توبه کرده باشد ومن فکر کنم که این بنده ی گناهکار می باشد  رهایش کرد.

رفت دزدی را گرفت تاببرد نزد خود گفت نکند نکند این بنده خاص خدا باشد وتوبه کرده باشد وخدا او را بخشیده باشد ولش کرد.ریشه های احساس گناه در مبارزان جنگ

هر کسی را می گرفت با چنین فرضیات وداوریهائی آزادش می نمود.

بالاخره سگی را گرفت وگفت بدتر از این که ریگر نداریم ،رفت میانه ی راه رهایش کرد وگفت شاید در عالم سگی بودنش کاری کرده باشد ؛بالاخره موسی دست خالی پیش خدا رفت.

خدا گفت:ای موسی دست خالی آمدی؟

موسی گفت: هرچه گشتم بدتر از خودم پیدا نکردم.

خدا گفت: ای موسی هر آئینه اگر غیر از این کرده بودی از پیغمبری عزل میشدی!

روزی حضرت موسی (ع) رو به درگاه خداوند درخواست نمود:

بار الها! می خواهم بدترین بنده ات را ببینم.

ندا امد: 

صبح زود به درب ورودی شهر برو. اولین کسی که از شهر خارج شد او بدترین بنده من است.

حضرت موسی (ع) اول صبح روز بعد به درب ورودی شهر رفت.

پدری با فرزندش اولین نفری بودند که از درب شهر خارج شدند.

حضرت موسی (ع) پیش خود گفت:

بدبخت خبر ندارد بدترین خلق خداست!

حضرت موسی (ع) پس از بازگشت رو به درگاه خداوند نمود و ضمن تقدیم سپاس از اجابت خواسته اش ،

عرضه داشت که:

با الها!حال می خواهم بهترین بنده ات را ببینم.

ندا امد:

اخر شب به درب ورودی شهر برو. اخرین نفری که وارد شهر شود او بهترین بنده من است.

هنگامی که شب شد حضرت موسی (ع) به درب ورودی شهر رفت.

با تعجب دید که اخرین نفری که از درب شهر وارد گردید همان پدر با فرزندش می باشد.

حضرت موسی (ع) رو به درگاه خداوند با تعجب و درماندگی عرضه داشت:

«بار الها!چگونه ممکن است که بدترین و بهترین بنده ات یک نفر باشد؟

ندا امد:

یا موسی! این بنده صبح که می خواست با فرزندش از درب ورودی شهر خارج شود بدترین بنده من بود.

اما...

اما هنگامی که نگاه فرزندش به کوههای عظیم افتاد از پدرش پرسید:

بابا! بزرگتر از این کوهها چیست؟

پدر گفت:

زمین

فرزند پرسید:

بابا! بزرگتر از زمین چیست؟

پدر جواب داد:

اسمانها

فرزند پرسید:

بابا! بزرگتر از اسمانها چیست؟

پدر در حالی که به فرزندش نگاه میکرد، اشک از دیدگانش جاری شد و گفت:

فرزندم! گناهان پدرت است که از اسمانها نیز بزرگتر است...

فرزند پرسید:

بابا! بزرگتر از گناهان تو چیست؟

پدر که دیگر طاقتش تمام شده بود نتوانست دیدگان ابر الود خویش را کنترل نماید. به ناگاه بغضش ترکید و گفت:

دلبندم! بخشندگی خدای بزرگ از تمام هر چه هست بزرگتر و عظیمتر است...!

نتیجه:

هر گاه بدانیم که نیروی عظیمی همچون نیروی لایتناهی خداوند پشت و پناه ماست،

پس دیگر نگرانی برای چیست؟

تا وقتی خدا را داریم؛

نباید بگوییم مشکل بزرگ داریم، باید به مشکلات بگوییم خدای بزرگ داریم.

تهیه  و تنظیم

دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 22:37  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

شش چیز در شش جا

 

خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام وحی کرد: 

ای موسی‼️

من شش چیز را در شش جا قرار دادم؛ 

ولی مردم در جای دیگر دنبال آن می‌گردند⁉️

 

 درحالی که هرگز آنها را در آنجا نخواهند یافت: 

1- 🌹راحتی و آسایش مطلق را در بهشت قرار دادم، 

ولی مردم در دنیا دنبال آن می‌گردند.

 

2-🌹 ع‍زَت و شرف را در عبادت قرار دادم، 

ولی مردم عزّت را در پست و مقام می‌جویند.

 

3- 🌹بی‌نیازی را در قناعت قرار دادم، 

ولی مردم آن را در زیادی مال و ثروت جستجو می‌کنند.

 

4-🌹 رسیدن به بزرگی و مقام را در فروتنی قرار دادم، ولی مردم آن را در تکبّر و خودبرتر بینی می جویند.

 

5-🌹 کسب علم را در گرسنگی و تلاش قرار دادم،

 

 ولی مردم با شکم سیر دنبال آن می‌گردند.

 

6- 🌹اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم، 

ولی مردم در طلسم و جادو به دنبال اجابت دعا می‌گردند. 

 

منبع:مستدرک الوسائل،ج12،ص173، باب101 


تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 22:0  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

انتظار مردم از مسئولین و مدیران جامعه

 

در ذیل به مواردی می پردازیم که مردم از دولتمردان جامعه انتظار دارند. 

1 )خود را خادم و خدمتگزار جامعه بدانند 

2 )از ریخت و پاش و تجمل گرایی و اصراف در بیت المال پرهیز کنند.

3 )با مردم صادق و اهل تبعیض و پارتی بازی نباشند.

4 )به بیت المال برای نزدیکان خود  سوء استفاده نکنند.

5 )حفظ بیت المال را برای ادای حق الناس بدانند.

6 )در ایجاد رفاه و آسایش  مردم کوشا باشند.

7 )با راهنمایی  های خود مشکلات آنها را بر طرف کنند.

8 )کار های ارجاعی به آنها را به خوبی و سریع انجام دهند.

9 )کارهای دیگران را همانند کار خود بدانند و در حل آنها  کو شا باشند.

10 )وظایف محوله را دقیق و خوب انجام داده و حضور به موقع در سر کار خود داشته باشند.

11 )مسئولیت را چون امانت بدانند و آنرا ارثیه خود ندانند.

12 )به باور ها و اعتقادات مردم احترام بگذارند.

13 ) از آزادی های مشروع و  قانونی بر خوردار باشند.

14 )دغدغه های آینده خود و فرزندان را نداشته باشند. 

15 )از خدمات عمومی همانند بیمه و درمان و رفاه اجتماعی بر خوردار باشند.

16 )دارا ی  کار و مسکن مناسب باشند.

17 )تسهیلات لازم برای ازدواج فرزندان خود  فراهم کنند.

18 )شایسته سالار ی را در انتخاب مدیران رعایت کنند.

19 ) آرامش جامعه را با سخنان نسنجیده بهم نر یزید. 

 

تهیه و تنطیم

دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 21:15  توسط علی رجالی  |