|
مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۲۶)
حقوق زن و مرد دانی یکیست
۲۶۵.دین
۲۶۶.مادر
۲۶۸.شمع
۲۷۰.رجالی
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ساعت 8:46  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی زکات علم
زکات پدر بر پسر در علوم مجاز است و نیکو ست بهر عموم
که دانش ترا زنده سازد ز جهل به مقصد برد علم وایمان چه سهل
بجز راه دانش که بی انتهاست دگر راهها منتهی بر خطاست
دو علم مفید است اندر جهان یکی علم دین و دگر علم جان
خردمند دانا و زیرک بود اگرچه به تعداد اندک بود
کم و بیش علمت که انکار نیست رسیدن به دانش که دشوار نیست
ترقی انسان به تهذیب اوست عبادت ترا پیش یزدان نکوست
رجالی ترا نشر دانش رواست زکات علوم است و حکم خدا ست
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 18:16  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی درس هایی از دین
صبر ایمان و کمک بر ماندگان هر سه باشند از صفات صادقان
صبر انسان در سراشیب جهان موجب گنجی شود اندر جنان
آخرین حرف نبی بر مسلمین دستگیری از ضعیف و ذکر دین
حق کودک بر پدر چندین بود ازدواج و نام و درس دین بود
درس دین با خواندن قرآن نکوست چون عمل گردد سزاوار تو دوست
ذکر حق در خلوت و با دلق نیست غیر خدمت کردن بر خلق نیست
یاد حق بر پا یی قسط است و داد حق مظلومان ستادن با جهاد
آنکه ضایع میکند حق صلات کی بنوشد از کفش آب حیات
حق آن بر بندگان سنگین بود با جماعت خواندنش شیرین بود
وان دگر حقش به موقع خواندن است حب دنیا را ز سینه راندن است
چون عبادت موجب قرب خداست باعث رشد وکمال اولیاست
یاد او هم درد و درمان شماست باعث آرامش جان شماست
ذکر حق عالیترین ذکر شماست شستشوی روح و جان از هر خطاست
چون عبادت باعث غفران بود در عوض کفاره عصیان بود
این جهان با بندگی از آن توست عاشقش گشتی بلا ی جان توست
در رکوعی یا به تعظیم و ریا سر فرو آری به هر کس جز خدا
در سجودی یا چو مرغی سر به خاک میزنی منقار خود بهر خوراک
در قنوتی یا به فکر نان و آب این جهان چیزی نباشد جز سراب
این نماز از بی نمازی بد تر است باعث خشم خدای اکبر است
زین رکوع و سجده و حمد و ثنا آدمی را کی برد سوی خدا
چون نماز مسلمین بر پا شود با اقامه حق آن صدها شود
دین احمد بی ولایت ابتر است بعد احمد آیت حق حیدر است
چون ولایت اکمل دین خداست خود تجلی در کلام اولیاست
گر رجالی ذاکر آل علیست انتظارش نزد حق جز عفو نیست
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 17:50  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی اصول و فروع دین
محمد با علی از صادقینند نبوت با امامت رکن دینند
دعا کن بر فرج بهر عدالت که مهدی آید آن روح ولایت
خداوند احد وعده نموده است حکومت با ولایت را ستوده است
ولایت همچو چادر بهر دین است که قرآن را نگهبانی امین است
نماز و روزه را واجب نموده اطاعت از وصی را او ستوده
زکات و خمس از ارکان دینند رهایی از دل و حق یتیمند
که با صوم و صلاه آنان ستونند که گرد هر غباری رابشویند
زکات مال از بهر عموم است زکات علم در نشر علوم است
فضیلت با عمل تعین گردد چو زنبور با عسل تحسین گردد
زکات چهره در پاکی نهان است عفاف بانوان دری گران است
زکات هر که اندر رزم باشد گذشتن از خطای خصم باشد
چو دنیا یک گذر گه در مسیر است شهادت زاد راهی بی نظیر است
که حج مصطفی چون شاه دین است که جان دادن ورا حق الیقین است
ترا بر امر وحدت یاد کرده که حج احمدی دل شاد کرده
رسالتهای عاشورا چنین است ترا بر امر و نهی کار دین است
جهاد فی سبیل الله اولی به مصداقش نگرفرزند زهرا
تبری و تولی از فروعند به دقت بنگری عین اصو لند
چو امر و نهی را پاینده کردی تو گویی امتی را زنده کردی
تذکر باعث رشد وکمال است چه کس را مو جب رنج و ملال است
چو وصف اصل و فرع دین نمودی تو آیینی ز احمد را سرودی
رجالی حق مطلب کی نمودی چه رازی را به دل از او شنودی
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 17:34  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی عبادت
عبادت جملگی حبل المتین است شروع گفتگو و ذکر دین است
عبادت صحبتی با حق تعالی است رسیدن بر لقا و ذکر والاست
عبادت باعث معراج روح است تو بنگر توبه ای همچون نصوح است
عبادت شادی روح وروان است نجات هر کسی مرهون آنست
عبادت چون عروج اهل دین است لذا معراج انسان اینچنین است
عبادت نزد حق راز و نیاز است به وصل ایزدی ما را جنان است
عبادت موجب دل روشناییست وصول کردگار ود لرباییست
عبادت بندگی لیکن صعود است بدقت بنگری عین سجود است
عبادت باعث ایمان و تقواست رهایی از خود و دیدار مولاست
عبادت بهترین راه وصال است بریدن از خود و طى کمال است
عبادت چون چراغی در دل شب هدایت می کند دل را سوى رب
عبادت در جوانی کن تو ای دوست عبادت در جوانی وه چه نیکو ست
عبادت چون غذاى روح و جان است ادایش روز و شب قوت روان است
عبادت میزداید همچو سوهان غرور و کبرو نخوت از دل و جان
عبادت آب و عاشق همچو ماهیست حیات بی نیایش پست و واهیست
عبادت ذکر تنها با خدا نیست پیمبر گفت در دین انزوا نیست
عبادت را بود اعمال ظاهر نماز و صوم و حج و نهی منکر
عبادت کوشش و کار و خروش است حمایت از ضعیف و جنب و جوش است
عبادت کشت گندم در زمین است که پاداش یکی صد ها نگین است
عبادت گر چه در خمس و زکات است ولیکن راز هستی در نماز است عبادت در نهایت همچو رازیست ولیکن بی ولایت همچو بازیست عبادت با ولایت مقبل افتد گر این ره بی ولایت مشگل افتد عبادت را تو بر کودک بیاموز که فرزند مهذب شب کند روز عبادت پیشه کن هر دم رجالی اگر خواهی به جنت جای عالی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:41  توسط علی رجالی
|
عید قربان را عزا کردند، در اعمال حج حاجیان را در منا کشتند، در اعمال حج مهدی زهرا بگیرد، انتقام خونشان کشته ها پیش خدا رفتند، در اعمال حج
عید قربان شد عزا بر مسلمین حاجیان قربانی قرآن و دین کشته ها پیش خدا، اندر منا ناتوانی شد عیان از کفر و کین
دشمنان اهل بیت مصطفی گاه در مکه ، گهی در نینوا می کنند ظلم و جفا بر زایرین خاینین اندر منا و کربلا
بی قرارم، سوگوار م ، تا ظهور حاجیان را می کشند ، اصحاب زور غم گسارم، مهدی صاحب زمان ریشه ای ظالم بکن، از قعر گور
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:36  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی فروع دین حج(۳)
ما برای قرب ، سوی بیت جانان می رویم ما به قصد یار ،سمت کعبه ی جان می رویم
حج مطار مومن خوش سیرت وخوش صورت است ما به سوی کعبه ، قربانگاه خوبان می رویم
کعبه قربانگاه اسماعیل و قربانگاه دل قبله گاه مسلمین را با دل و جان می رویم
حج حضور وحدت و هم صحنه ای ازمحشر است ما صفا و مروه را با عشق یزدان می رویم
حج صفای روح و اعلام برائت از عدوست بی رضای ایزدی، ما سوی حرمان می رویم
حج بود لبیک بر امر خدا در بندگی سوی رضوان برین، نزد شهیدان می رویم
جامه ی احرام ما باشد کفن در این سفر پوششی باشد که با آن سوی سبحان می رویم
حاجیان مشغول چرخش در سرای ایزدی جملگی با ذکر رب ، لبیگ گویان می رویم
شد رجالی حاجی و حجش چه باشد دلپذیر خوش به حال عاشقان ، با چشم گریان می رویم
میثمی خواهان حج است و لقای کبریا هر که خواهد می رود، با روی خندان می رویم
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:33  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی فروع دین زکات(۲)
گر بخواهی زندگی سامان بگیرد، ده زکات موجب افزایش رزق است و عمرو هم حیات
گر بخواهی رستگاری ، در دو عالم همزمان تکیه کن بر پنج اصل دین که شد راه نجات
گفت صادق در خصوص سوره ای بر مردمان می شود رزقت فراوان ، گر بخوانی ذاریات
گر دهند مردم زکات خویش را در هر بلاد فقر و اندوهی نباشد در درون شهر و هم اندر دهات
گر بخواهی صاحب امر و مکان گردد ظهور جمعه عصری کن قرائت، تو فرازی از سمات
گفت پیغمبر توکل کن، تو در کل امور چون خدا منجی ما، اندر حوادث، معضلات
شعر را در نشر دین گو، تا رسد پیغام حق تا به کی درگیر دنیا و گرفتار لغات
من ندانم کی شود وقت عروج و وصل یار نشر دادم ، بلکه باشد صالحات و باقیات
نشر علم باشد رجالی، از زکات و کن ادا تا که گیرد وضع و اوضاعت کمی رو به ثبات
گر بخواهی میثمی توفیق یابی در امور کن توکل، رو به سمت حق تو ازکل جهات
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:30  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی جهاد
گفت پیغمبر به همراهان خویش جنگ سختی هر کسی دارد به پیش
در نبردی با عدو گفتا چنین نفس دون دانی که باشد در ﮐﻤﯿﻦ
جنگ با نفس پلید ودون خود سخت تر باشد ز پیکار احد
نفس را کشتن جهاد اکبر است جنگ با دشمن جهاد اصغر است
نفس باشد منشا جرم و خطا لیک اعمال نکو دارد صفا
نفس انسان سرکش و طغیان گر است ذکر حق او را علاجی برتر است
کار نیکو نفس را طاهر بود معرفت در خلق و خو ظاهر ﺑﻮﺩ
سیرت پاک است چون لوحی زلال سیرت نیکو کجا دارد ملال
هست تقوا فضل انسان را ملاک عامل پیدایش آن ذات پاک
کار زشت اما به سان لکه ای قلب را تاریک سازد لحظه ای
در قیامت نامه اعمالتان می کند ظاهر همه احوالتان
باطن افراد ظاهر مى شود آنچه مخفی بود حاضر می شود
گر به دست راست گیری نامه را خود نشانی بر عمل باشد ترا
لیک اصحاب گنه در ظلمتند چونکه در دنیا دچار غفلتند
نامه اعمال اصحاب یمین نور گردد پیش روی و در جبین
چون منافق مى کند آنرا طلب پاسخی گیرد برو دنیا طلب
دست چپ گیرند افراﺩﭘﻠﯿﺪ نامه احوال خود همچون ﯾﺰﯾﺪ
باعث شادی و زیبایی شود کار نیکو مثبت و باقی ﺷﻮﺩ
روح را تهذیب هر دم لازم است کشتن نفس از امور اعظم است
ﺍﯼ ﺭﺟﺎﻟﯽ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺧﯿﺮ ﺯﻫﺪ ﻭ ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﻋﻤﻞ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﻏﯿﺮ
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:24  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی فروع دین نماز
روح را سرشار عشق و معرفت کن با نماز سوی حق از معرفت بگذار دستان نیاز
نور دل خواهی اگر، آن جستجو کن در نماز حق بود مستغنی و او خالق و هم بی نیاز
ارتباط خالق و مخلوق در ذکر و دعاست من گنه کار م خدایا، کی دهی ما را جواز
مرکب معراج من ،اندر نماز است وثنا با نماز و مهر حق باشی تو دائم بی نیاز
تا توانی کن عبادت، موجب رشد است و فهم دور کن دستان خود را جملگی از حرص و آز
روح را صیقل دهی، با بندگی اندر نماز قبله گاه مسلمین در مکه هست و در حجاز
می دهد آرامش و تسکین، اگر خوانی تو آن با جماعت خواندنش، گردد تو روحت دل نواز
دور کن خود را رجالی، از غرور و کبر و خشم تا بسازی آدمی نو ، سوی یزدان آی باز
میثمی خواهان پرواز است و دیدار خدا گفتگو کن با خدا،با کس نگو اسرار و راز
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:17  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:15  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی فروع دین بر پایی نماز
امان از دست بی دینی ، برد تا قعر گمراهی نگو ترک نمازت را ، نکن دیگر تو کوتاهی
نماز شب کمی بگزار، خدایت دوست می دارد کلید گنج خوشبختیست، همین ورد سحرگاهی
به راه وصل خود با حق، مصمم باش، ای عاشق قوی کن بند ایمانت، چرا در بند اکراهی؟!
تمام زندگی بی سجده معشوق بی همتا ندارد ارزشی حتی به قدر یک عدد شاهی
عدو را با تو نزدیکی فراوان است ای انسان نما از شیطنت دوری، نکن شیطان تو همراهی
هرآن کس که دهد دندان،به نانش هم بیندیشد بگو تا کی غمین گردی؟ چرا در فکر افواهی؟
رها کن راه مکاری، ز حیله کی سعادت جست؟ اگر مکری کنی با خلق، روی حتما به گمراهی
مخور حق یتیمان را، خدا را خوش نمی آید بترس از روز تلخی که یتیمی می کشد آهی
ندارد میثمی دنیا بدون آخرت ارزش مثال عقبی و دنیی،چو شهری هست و درگاهی
رجالی در جهان بینی رها کن رسم خود بینی به خود اندیشه کن اما فزون کن فکر و آگاهی
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:13  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی فروع دین خمس(۲)
یک پنجم مازاد در آمد، که ز سال است با بخشش آن، موجب افزایش مال است
بخشیدن مازاد چقدر سخت و دل آزار ایمان به خدا ، موجب دوری ز جدال است
مخلوط اگر مال تو گردد که حرام است گر خمس دهی، مانده ی اموال حلال است
گر جنگ شود،حاصل اموال و غنیمت یک پنجم آن بهر فقیر است و وبال است
گر کشف کنی گنج و جواهر تو ز دریا چون خمس دهی،موجب پاکی و وصال است
دانی که همین خمس ، چو تمرین جهاد است احسان به فقیران که ز انواع خصال است
پالایش اموال کند روح و روان پاک چون باعث احسان و فقط ذکر مثال است
تبیین شده احکام خدا، در همه ابعاد چون سینه پاکان ، پاک تر از آب زلال است
میثمی پاک کند خویش، ز امیال درون هر که غیر از ره حق رفت ، نهایت به زوال است
از مصرف یک سال، اگر ماند رجالی بخشا،که بود واجب و آن بهر کمال است
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:7  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
شود شیطان گریزان و سر افکنده در این ماه بود ماه نزول و قدر و قرآن و رهایی علاج درد ما ،درمان نفس و ترک عصیان سحر چون می رسد وقت دعا و هم نیایش صفای دل چو خواهی دل زدنیا برکن ای دوست میان هر چه نیکویی تو کردی، روزه خوشتر دهد صیقل روان و روح ما را روزه داری ره رستن ز دوزخ، زهد و تقوا و شفاعت اگر خواهی تو اشعاری ز حکمت یا ولایت سروده شده توسط
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:3  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی اهداف روزه
روزه حکمت را دو چندان می کند باغ دل را پر ز ریحان مى کند
معرفت را روزه افزایش دهد دردها را ز آدمی کاهش دهد
گر یقین پیدا کنی در معرفت سختی آسان مى شود در مرتبت
صبر و ایمان و تحمل مر ترا مى شود حاصل ز احسان خدا
روزه یکسان ساز فقر است و غنا در ضیافت کی بود فرقی روا
روح تو نزد خدا مهمان بود موجب خشنودی یزدان بود
روزه تمرینی براى آدم است روح را آرام بخش و مرهم است
روزه انسان را به یاد حق برد قلب را تسکین و آرامش دهد
جسم چون بار ریاضت مى کشد روح تو طعم سعادت مى چشد
زین سبب باشد مبارک ماه حق چونکه باشی در صیام و راه حق
چشم و گوش و دل شود دور از خطا روح و باطن پر ز نور و پر صفا
بیمه مى گردد حواس آدمی عزت انسان فزون گر دد همی
چون رجالی نزد حق مهمان بود انتظارش بخشش و غفران بود
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 13:58  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی روزه
روزه ذکر است و دعا و رمز و راز ناله کردن همره عجز و نیاز
عجزدر نزد خدا خود عزت است لیک در نزد بشر چون ذلت است
عجز انسان در تملق یا ریاست شکر معبودی که آن غیر خداست
عجز در نزد خدا مثل سجود آدمی طى مى کند راه صعود
سالکان را عزلت و انکار نیست عاشقان را جز خدا افکار نیست
روزه داری در طریق سالکان باعث رشد وکمال عارفان
دعوت خاص خدا ماه خداست در ضیافت جملگی نور و صفاست
روزه مخصوص مسلمانان که نیست در مرام و دین ما خسران که نیست
روزه شیطان را به زندان مى برد با غل و زنجیر حیران مى برد
روزه انسان را به اعلا مى برد همچو مرغی سوى بالا مى برد
روزه اتمامش به عید است و نوید تا که گیر ی مزد و پاداشی مزید
روزه داران آشنا باشند چند بر فقیر و بر اسیر انی ز بند
روزه تنها آب نا خوردن که نیست ره بسوی سفره نا بردن که نیست
خواندن و فهمیدن قرآن نکوست چون عمل گردد سزاوار تو دوست
نزد حق روز و شبان یکسان بود لذت ماه خدا چندان بود
نفس دون تسلیم مى گردد به روز چونکه تو باشی به مهمانی هنوز
روح را صیقل دهد راز و نوا نفس را مدفون کند ذکر و دعا
گر رجالی روزه را تعریف کرد کی تواند زین فزون توصف کرد
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 13:48  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی کاهلی در نماز
گفت پیغمبر به زهرا این سخن در خصوص امر حق بر مرد و زن
در خصوص جان و قرآن و نماز از طبیعت تا قیامت هست راز
پانزده رنج و بلای جانگداز آیدت گر سست انگاری نماز
شش به عالم سه به وقت مردنت همچو زنجیری فتد بر گردنت
سه دگر در قبر اید مر ترا سه دگر در وادی محشر ترا
تشنه و خوار و گرسنه جان دهد بی نماز آخر ز کف ایمان دهد
کسر عمر و رزق و خشم کردگار جملگی رنج وبلای روزگار
قبر تو در ظلمت و ضیق و عذاب تا به امر حق شود وقت حساب
اندر این دنیا دچار ظلمتى وندر آن عالم نباشد رحمتی
اندر آن عالم حسابت مو به مو گر نباشی بهره مند از لطف هو
چونکه اعمال دگر مقبول نیست لطف حق دیگر ترا مشمول نیست
ای که سیمایت نمایان خطاست چهره خاطی کجا نور خداست
ای که از صورت به خاک افتاده ای تا به کی، جز بر خدا تن داده ای
چون سبک کردن حضور بی دل است نفس آدم گر نباشد چون گل است
چون مکبر در اذان تکبیر گفت گوهر دل با زبان ذکر جست
چونکه تسبیحات زهرا از نبی است موجب آرامش ام ابی است
گر بخواهی این جهان وآن جهان بهره مند از لطف حق در هر زمان
در نماز ت الگویی همچو نبی پیشه کن چون فاطمه ام ابی
کس نگوید جز محمد این سخن تا که امت بشنود از جان و تن
ای خدا یک لحظه لطفت کم مکن تو رجالی را دچار غم مکن
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 13:41  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی نماز
الا ای ساکن کوی الهی تویی آیینه زیبای شاهی
اگر مایل به وصل ذوالجلالی وگر راغب به رشدی و کمالی
گرت مایل شوی وصل خدایی تماشا کن رخ ماه ولایی
نماز است ارتباط حق وانسان که واجب گشته آن بر هر مسلمان
خدا نازل نموده بهر انسان متاعی چون گوهر، دری چو فرقان
نمازی خوان چو مولا گر توانی که تیرت برکنند و خود ندانی
نماز بی حضور دل چو خوانی ندارد ارزشی و خود بدانی
نجات هر کسی در ارتباط است که ذکر با خدا ، همچو رباط است
بجای آرش که دین را چون عمو د است سجودش مر ترا عین صعود است
قنوتش جای اظهار نیاز است بسوی وصل حق، ما را جواز است
چه نهری در نمازت بر تو جاریست مصفا چون عسل، از غیر خالیست
به موقع خوان نمازت را تو ای دوست خدا را کن تماشا، او چه نیکوست
مقدم در امور زندگانی است ادای ذکر حق، دل روشنایی است
نبی گفتا ستون دین نماز است که معراج مسلمانی نیاز است
چو خوانی، روح تو آید به پرواز شود روح نبی شادان از این راز
مجو جز ذکر حق چیزی تو برتر اگر چه باشد آن، همسنگ گوهر
سراسر راز هستی در نماز است شفای درد مستی در نماز است
اگر خواهی روی تو سوى جنت بجای آور نمازت را به دقت
عبادتها همه حبل المتین است به دقت بنگری، الحق چنین است
نماز بی ولایت بی نماز یست نماز بی امامت لهو و باز یست
نماز با ولایت روشنایی است وصول کردگار و دل ربایی است
توسل بر امامت جو که در کیش شود بیمه، هر آنکس مى رود پیش
صلاه و صوم و حج هر سه وسیله است ولایت رهنمای هر قبیله است
صفای قلب و نور دل نماز است رجالی ذاهق باطل نماز است
دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 13:32  توسط علی رجالی
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 1:36  توسط علی رجالی
|
|