باسمه تعالی

خدا شناسی

۱۹۶۱.خدا شناسی(۱)
اگر خواهی حقیقت را ببینی
نگر در چشمۀ جان و زمینی
تفکر کن، تأمل کن به هستی
که در هر ذره دارد آفرینی

۱۹۶۲.خدا شناسی(۲)
اگر خواهی حقیقت را بجویی
نگر در چشمۀ دانش به‌ سویی
تأمل کن، تدبر کن به عالم
که پیداست از وجودش صد نکویی

۱۹۶۳.خداشناسی(۳)
اگر خواهان حقی و حقیقت
نظر کن بر خلایق در طبیعت
تامل کن ، تدبر کن ، جهان را
بجویی سر و اسراری ز خلقت

۱۹۶۴.خداشناسی(۴)
اگر خواهی حقیقت را بدانی
نگر در جلوه‌های آسمانی
تأمل کن به اسرار طبیعت
که پیدا می‌شود رازِ جهانِی

۱۹۶۵.خداشناسی(۵)
اگر خواهی حقیقت را بگویی
جهان را بنگر از هر سمت و سویی
به کارِ کائنات و آفرینش
بکن اندیشه و اسرار جویی

۱۹۶۶.خداشناسی(۶)
اگر خواهی که حق را خوب دانی
نگر در کارِ عالم جاودانی
تأمل کن به رازِ خلقتِ خاک
که پیدا می‌شود سرّ نهانی

۱۹۶۷.خداشناسی(۷)
اگر خواهی حقیقت را ببینی
بزن دل بر نسیمِ صبحِ چینی
جهان را چون کتابی باز بنگر
که هر برگش بود رازِ مبینی

۱۹۶۸.خدا شناسی(۸)
به عمقِ آسمان‌ها چشم بگشا
درونِ ذره‌ها را جمله پیدا
جهان هر سو نشان از آفریدن
به هر سو بنگری، بینی خدا را

۱۹۶۹.خداشناسی(۹)
نگر در موج و دریا، خاک و گردون
ببین اسرارِ پنهان ، کوه و هامون
جهان آیینه‌ای از حق‌نمایی است
به هر سو نورِ او جاری و افزون

۱۹۷۰.خدا شناسی(۱۰)
اگر خواهی حقیقت را ببینی
جهان را بنگری و دل بچینی
تأمل کن به رازِ آفرینش
که پیداست از دلِ و عمق زمینی
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر ۱۴۰۳ساعت 0:45  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
۱۸۴۱.حفظ زبان

چه گویم، زبان در دهان، خنجر است

بود تیغِ بران، دو سو، در سر است
که حفظش خطیر است و پاسش گران
به وقتش، سخن گفتنش، افسر است

۱۸۴۲.نگین

نجات مسلمین ، راه حسین است
چراغ رهنما ، نور دوعین است
زمین کربلا و خون یاران
گلستانی ز عشق و مهر دین است

۱۸۴۳.مومنان

مومنان بر حق توکل می کنند

اهل ذکزند و توسل می کنند
خوش به حال مردم با معرفت
در خصوص حق تعقل می کنند

۱۸۴۴.خود سازی
گر بشویی جان خود از حیله و مکر و جفا
پاک گردد جان تو از هر تباهی، هر خطا
کی شود، جانا، ببینم هم درونت هم برون
خویش را پاکیزه گردان از گناهان هر کجا

۱۸۴۵.صاحب امر

برون رفت از مصائب ها ، مصیببت

عدالت باشد و نفی خصومت

شود جاری به اذن حق تعالی

بدست صاحب امر و ولایت

۱۸۴۶.صهیونیسم

جنایت ها کند صهیون شب و روز

نگردد عاقبت منصور ، پیروز

به خاک و خون کشاند بی گناهان

بود جانی و مکار و جهان سوز

۱۸۴۷.ناجی

شده ام اسیر خویش و شده ام غرق گناه

من گرفتار خود و نفس و درونی جانکاه

غوطه ور در لجن و در هوس و در گرداب

ناجی ماست خداوند عظیم و آگاه

۱۸۴۸.دانا

ز ناهلان بی آئین حذر کن

ز جاهل دوری و از او گذر کن

نباشد جاهلان و ناکسان دوست

ز دانایان بیاموز و سپر کن

۱۸۴۹.حافظ انسان

ذره ذره جمع گردد، علم و دانش در بشر
حافظ انسان شود، ایمان و تقوا،چون سپر

عقل ما محدود و امداد الهی لازم است

عالم غیب است نا پیدا ز ما اندر نظر

۱۸۵۰.واقعیت

فهم و درک ما برای زندگی تعیین شده
ماورا خواهی ، ریاضت خواهد و تحسین شده

علم باشد یک حقیقت، ما فقط تبیین کنیم

با ادله واقعیت روشن و تبیین شده

سراینده

دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر ۱۴۰۳ساعت 14:49  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۴۱)

۱۴۱۱.فراخوان
در قیامت می شود محشر به پا
مردگان را زنده می سازد خدا
می شود غوغا به پا با امر حق
دان خدا قادر به احضار شما

۱۴۱۲.عصیان
خداوندا در این شب های قرآن
ببخشا لغزش ما را ز طغیان
نمی باشد گنه از عمد و از علم
بود غفلت ز خویش و جرم و عصیان


۱۴۱۳.اذان
صوت جان بخش موذن ، با اذانی دلنواز
رهنمون سازد تو را ، بهر نیایش چون نماز
تا به پا داری قیامی و سجودی و رکوع
می برد ما را برای گفتگو ، راز و نیاز

۱۴۱۴.چاره
من اسیر دست شیطانم ، خدایا چاره ای
کاین چنین نالان و حیرانم ، خدایا چاره ای
من که می دانم تویی صاحب علاج چاره ها
من گرفتارم ، پشیمانم ، خدایا چاره ای


۱۴۱۵.زندان
من به بند و حصر و زندانم ، خدایا چاره ای
روز و شب چون شمع سوزانم ، خدایا چاره ای
چند روزی در قفس مهمان نمودی ای فلک
من گدای شاه شاهانم ، خدایا چاره ای

۱۴۱۶.پشیمان
دیگر از دنیا گریزانم ، خدایا چاره ای
عاشق یار و پریشانم ، خدایا چاره ای
من ز اعمال خودم شرمنده ام در آخرت
خسته و زار و پشیمانم ، خدایا چاره ای

۱۴۱۷.شیدایی
من ز شیدایی پریشانم ، خدایا چاره ای
با نگاهت مست و حیرانم ، خدایا چاره ای
جز تو معشوقی نمی خواهم ، ندارم دلبری
عشق تو در روح و در جانم ، خدایا چاره ای


۱۴۱۸.کنج
کنج این دنیا گرفتارم ، خدایا چاره ای
بی پر و بال و ، خطا کارم ، خدایا چاره ای
عمر من دارد به پایان می رسد ، شرمنده ام
من اسیر نفس امارم ، خدایا چاره ای


۱۴۱۹.باخت
باختم ، عمر گرانقدر و گران سنگ طلا
من هدر دادم جوانی را به بطلان و خطا
زندگی سرشار برد است و پر از انواع باخت
با توکل ، با تدبر ، دور بنما هر بلا

۱۴۲۰.سالار
سرور جن و بشر ، سید و سالار ، علیست
شه دین ، شیر خدا ، مخزن اسرار، علیست
باعث خلقت هستی است علی در دو جهان
خسرو کون و مکان ، مظهر دادار ، علیست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۲ساعت 8:41  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۴۰)

ماه مبارک رمضان

۱۴۰۱.رمضان(۱)
رمضان ماه نزول است و تلاوت
رمضان ماه خدا باشد و رحمت
که گناهان شده بخشوده ز حکمت
رمضان ماه سرور است و عبادت

۱۴۰۲رمضان(۲)
رمضان ماه فطور است و سخاوت
رمضان ماه دل و ماه ریاضت
که شود باعث تقوی و سلامت
رمضان ماه نجات است و هدایت

۱۴۰۳.رمضان(۳)
رمضان ماه شب و ماه حلاوت
رمضان ماه خود و ماه سعادت
که دعا گشته در این ماه اجابت
شده ابلیس در این ماه اسارت

۱۴۰۴.رمضان(۴)
رمضان ماه علی است و ولایت
رمضان ماه لقا است و کرامت
به علی گشته در این ماه خیانت
که نصیب شه دین گشت شهادت

۱۴۰۵.رمضان(۵)
رمضان ماه گذشت است و عنایت
بود امید مسلمان به شفاعت
که به مهمانی حق گشته ای دعوت
رمضان ماه خود و ماه سعادت

۱۴۰۶.رمضان(۶)
رمضان ماه شکور است و جماعت
رمضان ماه عطا است و بشارت
شده احیا در این ماه روایت
که در این خاتمه عید است و سعادت

۱۴۰۷.رمضان(۷)
رمضان ماه مشیر است و عدالت
رمضان ماه ظهور است و حکومت
شده اعمال در این ماه حکایت
که دعا بهر فرج گشته اشا رت

۱۴۰۸.رمضان(۸)
رمضان ماه گذشت است و اطاعت
که شود صلح اگر هست عداوت
رمضان ماه رجوع است و اجابت
که گنه کار شود بنده اگر هست ندامت

۱۴۰۹.رمضان(۹)
رمضان ماه حساب است و ندامت
بود امید هر انسان به عبادت
رمضان ماه زکات است و حمایت
که در این ماه بود فطر صیانت


۱۴۱۰.رمضان(۱۰)
رمضان ماه جهاد است و ریاضت
که مسلمان شده سی روز ضیافت
رمضان ماه نیاز است و شفاعت
که شود موجب احسان و هدایت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۲ساعت 21:58  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

سوگ حضرت زهرا(س)


بی تامل ، اسوه ی حجب و حیا را می زنند
بهر دنیا ، همسر شیر خدا را می زنند
تا خلافت را بدست آرند ، با مرگ نبی
بی محابا ، عصمت آل عبا را می زنند


بین آن دیوار و در ، خیرالنسا را می زنند
روز روشن با لگد ، شمس الضحی را می زنند
داد غیرت می زنند و لاف دین ، نامحرمان
بی محابا ، دختر بدر الدجی را می زنند


بی شرف ها ، یادگار مصطفی را می زنی
بی مروت ، نور چشم مرتضی را می زنی
از برای قدرت چند روزه ی دنیا چنین
مظهر نور و صفا ، شمس الضحی را می زنی


شامیان ، صاحب عزا فرزند زهرا می زنند
در مسیر شام و کوفه ، دخترش را می زنند
می زنند با سنگ و چوب و نیزه ها بر غافله
بی شرف ها ، سرور اهل سجایا می زنند


آبروی عالم و الگوی انسان ها زدنند
مشعل و سرچشمه ی جوشان دریا را زدنند
سقط کردند محس زهرا ز میخ پشت در
با لگد از پشت در بر پهلوی زهرا زدنند


در زمین نینوا ، در قتلگه ، مولا زدنند
شمر ملعون سر جدا بنمود ، بی پروا زدنند
قلب زینب خون شود از طشت و از داغ حسین
بر لبان نور هستی ، چوب خیزر را زدنند

سراینده

دکتر علی رجالی



+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 2:22  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۳۷)

۱۳۷۰.قطار زندگی
این قطار زندگی ، روزی به پایان می رسد
هر کسی روزی سوارش می شود ، آن می رسد
این سفر کوتاه می باشد ، به سرعت طی شود
کس نداند وقت آن ، یکباره فرمان می رسد

۱۳۷۱.بیداری
آنان که ز خود عبور و بیدار شدند
شمع دو جهان گشته و ابرار شدند
راه شهدا و نصر خوبان همگی
ناجی بشر ز غفلت و یار شدند

۱۳۷۲.می ناب
مست معشوقم و مست می خالص می ناب
می دنیا نکند جان مرا آن سیراب
مست انگور و شراب و عرق دنیایی
موجب رنج و گناه است ، تغافل و عذاب

۱۳۷۳.یا مهدی
دیوانه و شیدای توام ، یا مهدی
گم گشته ی دریای توام ، یا مهدی
دریای وجود و معرفت در هستی
دل برده ی رعنای توام ، یا مهدی

۱۳۷۴.مقام شهدا
بدان جای شهیدان بس رفیع است
خلایق را امید و هم شفیع است
ز نور حق تعالی مست و حیران
شهیدان را دلی پاک و وسیع است

۱۳۷۵.اصحاب یمین
خوش به حال سالکان و اهل دین
همچو سلمان ، همچو اصحاب یمین
نامه ی اعمالشان در دست راست
می درخشد همچو خورشید و نگین

۱۳۷۶.رزق
دیر فهمیدم که مرگ آید بسوی هرکسی
دیرفهمیدم که رزق ما رسد حتی خسی

جملگی ما را خدا یاری کند در زندگی
پس چرا بی تاب فردایی، چرا دل واپسی

۱۳۷۷.منزل گاه
شد عیان منزل گه اهل یقین
بهر یاران حسین و مخلصین
شد تجلی عالم غیب و شهود
در سرای دیگر و جنت چنین

۱۳۷۸.تدبیر
اگر داری تو عقل و علم و دانش
اگر داری تو صبر و حلم و بینش
چرا بی تابی و نا لان و دلتنگ
موفق می شوی با سعی و کوشش

۱۳۷۹.رزق و روزی
توکل کن ، تدبر کن ، دو چندان
شروع کن کار خود با صوت قرآن
تداوم در امور و نظم و کوشش
سبب گردد تو را رزق فراوان


۱۳۸۰.نوای دل
مشنو از نی چون ، روایت می کند
بشنو از جان ، چون صدایت می کند
مشنو از نی ، نی صدای بینواست
بشنو از حق ، چون عنایت می کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 10:4  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۳۶)

۱۳۶۱.صبوری
اگر خواهی سعادت در دو دنیا
عبادت کن خدا را ، کسب تقوا
صبوری کن ، صبوری کن ، صبوری
صبوری در مصیبت ، هم بلایا


۱۳۶۲.معراج
سر به خاک آری و آیی در رکوع
موجب معراج می گردد ، خضوع
این رکوع و این خضوع و سجده ها
گفتگو یی با خدا باشد ، شروع

۱۳۶۳.نامحرمان
بین آن دیوار و در ، خیرالنسا را می زنند
روز روشن با لگد ، شمس الضحی را می زنند
داد غیرت می زنند و لاف دین ، نامحرمان
بی محابا ، دختر بدر الدجی را می زنند

۱۳۶۴.اسوه
بی تامل ، اسوه ی حجب و حیا را می زنند
بهر دنیا ، همسر شیر خدا را می زنند
تا خلافت را بدست آرند ، با مرگ نبی
بی محابا ، عصمت آل عبا را می زنند

۱۳۶۵.صاحب عزا
شامیان ، صاحب عزا فرزند زهرا می زنند
در مسیر شام و کوفه ، دخترش را می زنند
می زنند با سنگ و چوب و نیزه ها بر غافله
بی شرف ها، سرور اهل سجایا می زنند

۱۳۶۶.یادگار مصطفی
بی شرف ها ، یادگار مصطفی را می زنی
بی مروت ، نور چشم مرتضی را می زنی
از برای قدرت چند روزه ی دنیا چنین
مظهر نور و صفا ، شمس الضحی را می زنی

۱۳۶۷.محسن زهرا
آبروی عالم و الگوی انسان ها زدنند
مشعل و سرچشمه ی جوشان دریا را زدنند
سقط کردند محس زهرا ز میخ پشت در
با لگد از پشت در بر پهلوی زهرا زدنند

۱۳۶۸.چوب خیزران
در زمین نینوا ، در قتلگه ، مولا زدنند
شمر ملعون سر جدا بنمود ، بی پروا زدنند
قلب زینب خون شود از طشت و از داغ حسین
بر لبان نور هستی ، چوب خیزر را زدنند

۱۳۶۹.احترام
چو خواهی بهین عالمی ای پسر
به مادر محبت نما ، هم پدر
نخواهند جز عزت و احترام
بلایا شود دور ،بی درد سر


۱۳۷۰.تسکین
هر که بار خویش را جانانه بست
می شود از جام وصل یار مست
دل به فیض سرمدی تسکین شود
چون زند پا بر درون و نفس پست

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 21:56  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۳۵)

۱۳۵۱.دادرس
ای دادرس مردم ، ای پادشه خوبان
بر ما بنما لطفی ، در پیش گه یزدان
مردم همه مشتاقند ، بینند رخ گلگونت
فریاد رس مایی ، تفسیر شود قرآن

۱۳۵۲.شروع
به نام خدا وند روزی رسان
که نامش بود ورد پیر و جوان
شروع کن تلاش و تقلای خویش
به نام خداوند عرش و جهان

۱۳۵۳.عزت
شرف و عزت ما در تقواست
از خدا خواه ، که او بی همتاست
هر که را نیست سعادت ، عزت
ذلت و خواری او واویلاست

۱۳۵۴.رسالت

نبی مسلمین ، منجی ، امام است
پیام حق تعالی در کلام است
رسالت باعث خشم قبایل
هدایت سوی حق را در مرام است


۱۳۵۵.نور دو عالم
عجب عشقی بود ، آن عشق والاست
عجب نوری بود ، آن نور مولاست
همه بر گرد او اندر دو عالم
حسین ابن علی ، فرزند زهراست


۱۳۵۶.عشق ولایت
صفای باطن و عشق ولایت
شفای جان بود ، عز و سعادت
مجو جز اهل بیت و دین و قرآن
دوای جان بود تقوا و حکمت

۱۳۵۷.فصل الخطاب
دیر فهمیدم ، قیامت باشد و روز حساب
دیر فهمیدم حقایق را ، بود فصل الخطاب
در جوانی غفلت و در نو جوانی منفعل
دیر فهمیدم که پیری آید و من در حجاب


۱۳۵۸.عالم غیب
آنچه پنهان است از دید بشر
ماورای جسم می باشد اثر
عالم غیب است اسرار نهان
بر خدا نبود غیابی در نظر

۱۳۵۹.منزل گاه
شد عیان منزل گه اهل یقین
بهر یاران حسین و مخلصین
شد تجلی عالم غیب و شهود
در سرای دیگر و جنت چنین

۱۳۶۰.اصحاب یمین
خوش به حال سالکان و اهل دین
همچو سلمان ، همچو اصحاب یمین
نامه ی اعمالشان در دست راست
می درخشد همچو خورشید و نگین


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 12:5  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۳۴)

۱۳۴۱.قدر استاد
قدر استاد ندانند گروهی چندان
گوهری هست گران قیمت و چون در افشان
چونکه استاد عزیز است و بود دانشمند
سالها رنج و تلاش است ، گلی در بستان

۱۳۴۲.حلم
ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺁ ﮔﺎﻫﯽ ﻭ علم
نور ایمان و فلاح و صبر و حلم
حکمت افزون می شود از جمع آن
موجب آرامش است و کسب سلم

۱۳۴۳.فرهنگ
زمانی که امیال دون اصل شد
شعائر چو ایمان ز ما فصل شد
علاقه به فرهنگ بیگانگان
شعار جوانان و این نسل شد

۱۳۴۴.طبیب جانها
اگر خواهی کمال و علم و حکمت
مهار نفس خود از کبر و شهوت
نما تذهیب نفس و کسب دانش
طبیب جان و حرمان ، اهل عصمت

۱۳۴۵.معاش
موجب افزایش رزق و معاش
در قناعت باشد و کار و تلاش
روزی ما می رسد با امر حق
او مقسم باشد و نالان نباش


۱۳۴۶.روز رستاخیز
به نام خدا وند علم و کتاب
خداوند روز عقاب و حساب
رسد وقت موعود و وقت معاد
بود پرسش و پاسخ و گه عذاب


۱۳۴۷.گشایشگر
به نام خدا وند کیهان و نور
خدای حکیم و علیم و غیور
که ذکرش تسلا دهد جان ما
گشاید گره ، از مصائب ، امور

۱۳۴۸.مردم غزه
غزه را نابود کردند و خراب
مردمان غزه در رنج و عذاب
بین نقاب دشمنان رفته کنار

نیست مردم را غذا و نان و آب

۱۳۴۹.شاهد
خدا قادر و شاهد کار ماست
خدا وند ناظر به رفتار ماست
بقای جهان پرتوی اذن اوست
کمال و تعالی به پندار ماست

۱۳۵۰.بی تاب
روزی ما می رسد ، بی تاب و سرگردان نباش
عاقبت باشد خوشی ، نالان و بی ایمان نباش
حق تعالی حامی و هر دم حمایت می کند
بهر دنیای دنی ، مجذوب و در حرمان نباش

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند ۱۴۰۲ساعت 14:23  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۳۳)

۱۳۳۱.آفت
خود پسندی آفتی باشد دنی
مردمان را ابله و خود را قوی
کی بدارد نا توان یک روز خوش

عزت انسان به تقوا ، بندگی

۱۳۳۲.خر سواری
گر شوی خر بهتر از با خر شدن

دوری از خر کن برای سر شدن
خلقت خر از برای آدمیست
خر سواری کن بجای خر شدن

۱۳۳۳.خانه
خانه ی بی مهر کی یک خانه است
خانه ی بی عشق دانی لانه است
در جدل پر هیز کن ای با خرد
خود بزرگی کاذب و افسانه است

۱۳۳۴.دانش
جهل و نادانی ، نهایت ذلت است
علم و آگاهی ، کمال و حکمت است
فضل و دانش بی حد و بی انتهاست

کسب دانش با معارف عزت است

۱۳۳۵.ذلت
تا به کی خوار و ذلیلی و حقیر
می شوی نالان و گریان و اسیر

معرفت جو ، تا ببینی حق کجاست

حق تعالی خالق کل و کبیر

۱۳۳۶.دانش
گر بخواهی کسب دانش ، رنگ رنگ
کن طلب از حق تعالی جای سنگ
کسب علم و معرفت دانی تو را
می برد تا عرش بالا ، بی درنگ

۱۳۳۷.دوست
همنشیی با بدان ممدوح نیست
عاقبت جز نکبت و اندوه نیست
همنشیی با کسان باید گزید
موجب رشد است و آن انبوه نیست


۱۳۳۸.معصیت
رو به سوی اهل دین و معرفت
می دهد ما را کمال و مغفرت

در جدال و جنگ با انفاس دون
می شود ناجی تو را در معصیت

۱۳۳۹.روزگار
چون که در این روزگار
نیست صفا و قرار
فکر عقوبت نما
گریه کنی زار زار

۱۳۴۰.یار
دان که مرا یار نیست
همدم و دلدار نیست
دیدن معشوق هم
با دل بیمار نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:50  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۳۲)

۱۳۲۱. خود پسندی
جمعی که اسیر نفس خویش است
مشغول گناه و نفی کیش است

جمعی که حریص و خود پستند
مشغول ریا و مال بیش است
کی در صدد حصول عقبی است


۱۳۲۲.مصیبت
جمعی به توسل و عبادت
مشغول دعا و ذکر حاجت

جمعی به عذاب و رنج و سختی
در دام فلاکت و مصیبت

۱۳۲۳.ملاک
جمعی که حذر از آن صواب است
همچون قدحی ز منجلاب است
جمعی که برای ما ملاک است
مردان خدا و حرف ناب است

۱۳۲۴.سر فرازی
جمعی که همیشه سر فرازند
در محضر حق به ذکر و رازند
دائم به نیایش و تلاشند
مشغول عبادت و نمازند

۱۳۲۵.حیا
جمعی به بهانه بی حیا شد
در محضر حق ادب فنا شد
هر کس که ادب مرام او بود
محبوب خلایق و خدا شد

.گناه
گنه در اهل دل راهی ندارد
دلیلی غیر خود خواهی ندارد
گنه را چون نجاست می توان دید
بجز دوری ز آن راهی ندارد

۱۳۲۷.سرگذشت
آنچه را طی می کنی ، شد سر گذشت
تا که کردیم فکر ، گفتند در گذشت
این دو روز عمر دریاب ای بشر
ظلم و جور ناکسان از سر گذشت

۱۳۲۸.کاخ
تا به کی اهل ریا و خدعه ای

اهل نامردی و فسق وحقه ای
می زنی تهمت به این و آن بسی
تا به کی مشغول کاخ و بقعه ای

۱۳۲۹.بخشش
مال مردم می خوری هر روز و شب
وانگهی خواهان بخشش سوی رب

کسب دنیا کی کند روحت روان
تا به کی خواهان دنیا یی ، طرب

۱۳۳۰.آب دستی
گر بگردد آب دستی از طلا

جای آن دانی که باشد در خلا
تا به کی مردم فریبی می کنی
می شود روزی درونت بر ملا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۲ساعت 8:37  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۳۱)

۱۳۱۱.دوستی
دوستی گردد عیان ، اندر مصیبت یا که فقر
جز خدا حامی نباشد ، در سرا شیبی قبر
تا به کی غافل ز خود در این سرای بی وفا
دشمن ما در درون جان بود تا روز حشر

۱۳۱۲.الگو
زهرا و علی ، که بهترین زوج جهان از ازل اند
الگو ى کمال و معرفت در نظر و در عمل اند
از پرتوی آنها ، فلک و عالم هستی برپاست
افراد شقی و دون صفت ، بی ادب و هم خجل اند

۱۳۱۳.خود بینی
خود آرایی وخود بینی ، خطا و خود بلایی است
طلب غیر از خدا ، واهی و بی جا و گدایی است
تلاش آدمی ، حق جویی و کشف حقیقت
خدا خواهی ، خدا جویی ، درون هر ندایی است

۱۳۱۴.حدود ‌دوستی
دوستی با مردمان ، دارد حدود
دشمنی با دشمنان ، باید زدود
ممکن است روزی عیان گردد نظر
دوستی یا دشمنی ، باید فزود

۱۳۱۵.دوستی
دوستی یا دشمنی دارد حدود
می شود روزی عیان ، اسرار زود
سعی کن بر خویشتن آیی برون
تا که گویند آفرین و صد درود

۱۳۱۶.محبت
اهل احسان و شفقت ، گهری یکدانه
قدر دانان محبت ، چو صدف دردانه
جان فشانی و گذشت شهدا الگو کن
مشی ایثار و شهادت ، هدفی جانانه

۱۳۱۷.معرفت
از هزاران اندکی با معرفت
مابقی اندر گناه و معصیت
خوش به حال سالکان و اهل دل
صاحب عز و مقام و منزلت

۱۳۱۸.غفلت
جمعی به فساد و رنج و شهوت
گمراه و اسیر نفس و غفلت

جمعی به دعا و یاد یزدان
خواهان کمال و علم و عزت

۱۳۱۹.غارت
جمعی به نزاع و جنگ و غارت
دنبال مقام و پست و شهرت
جمعی به تلاش و کار و کوشش
در کسب حلال مال و ثروت

۱۳۲۰.ستایش
جمعی به تفکر و عبادت
مشغول نیایش و ریاضت
جمعی به ریا و خدعه و زور
در فکر خلافت و خیانت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۲ساعت 14:37  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۳۰)

۱۳۰۱.مردان خدا
گفت مولایم علی ، اوصاف مردان خدا
جملگی باشند ، خورشید درخشان خدا
در سخن گفتن ، خدا را یاد و آنها شاکرند
در مصیبت صابر و دائم به فرمان خدا

۱۳۰۲.کیش
من از نفسی که مى گردد ، عذاب خویش می ترسم
من از جاهل ، که مى گوید ، ندارم کیش مى ترسم
ندارم ترسی از دنیا ، که هر کس رفتنی باشد
"من از گرگی که مى پوشد لباس میش مى ترسم"

۱۳۰۳ سوره کوثر
فاطمه ام ابیها ، صاحب علم و کمال و اطهر است
عمر آن گل ، شش برابر نقطه های کوثر است
کی شود مهدی بیاید تا کند تفسیر آن
همسر دخت نبی ، مولود کعبه ، حیدر است

۱۳۰۴.یوسف
ناجی یوسف تویی ، در قعر چاه
عزت و شوکت دهی با عز و جاه
تو خدایی می کنی و ما گرفتار هوا
مى شود یوسف ، عزیز مصر و شاه

۱۳۰۵.حضرت علی
عدو مى گفت مولا بی نماز است
شهادت در حرم گویای راز است
ولایت تا ابد پاینده گردید
که تفسیر حقیقت کار ساز است

۱۳۰۶.شهادت
شهادت موجب احیای افکار
حقیقت دیده گردد نزد اغیار
علی در کعبه گوید آرزویش
کند خوشبختیش ابراز و اظهار

۱۳۰۶.انتقاد
در صدد باش ، زدایی نظر و افکارت
در کمین باش ، شناسی عمل و پندارت
چو کسی کرد نصحیت ، مکن داد و فغان
زنگ ساعت که صدا کرد ، کند بیدارت

۱۳۰۷.آثار ظهور
آثار ظهور ، یک به یک پیدا شد
مکر و دغل فتنه گران افشا شد
مرگ ملک و شاه عرب عبدالله
جنگ یمن و شام و حلب بر پا شد

۱۳۰۸.عصیان
دیر فهمیدم که عصیان کرده ام در بندگی
دیر فهمیدم که تنها اوست اندر زندگی
ای بشر تا کی اسیر این و آن و نفس خود
دیر فهمیدم زمان طى شد و ما در بردگی

۱۳۰۹.تسلیم
دل اگر رنجیده شد ، کی مى توان ترمیم کرد
آدمی چون رانده شد ، کی مى شود تعلیم کرد
در جوار حق شدن ، تسلیم شرط لازم است
روح و جان یاغی بود ، کی می توان تسلیم کرد

۱۳۱۰.قناعت
گر قناعت پیشه کردی در امور زندگی
کی شوی محتاج مردم در امور دنیوی

ای خدا ما را مکن محتاج خلقت روز و شب

گر چه ما غافل ز حقیم و امور معنوی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:30  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۲۹)

۱۲۹۱.قفس
روح من سرکش و فرمانبر میل و هوس است
منم آن بنده ی شیطان که اسیر قفس است
چه کنم تا که شوم دور ز نفس و دل خویش
هر چه آورد سرم ، مستی و کار عبث است

۱۲۹۲.توکل
جز توکل بر خدا سرمایه ی در کار نیست
هر که را باشد توکل ، کار او دشوار نیست
با امید حق تعالی ، کی بشر تنها شود
در گلستان طبیعت ، هر گلی بی خار نیست

۱۲۹۳.مخزن اسرار
ای دخت نبی ، مخزن اسرار دو عالم
ای کوثر دین ، مظهر حق ، بضعه ی خاتم
دردانه گهر ، ای شرف آدم و حوا
از بهر علی همسر فرزانه و همدم

۱۲۹۴.سراب
دیر فهمیدم که دانش نیست در حمل کتاب
دیر فهمیدم زمان طى شد ولی من در منجلاب
تا به کی غافل بمانم در جهان دون و پست
دیر فهمیدم که دنیا نیست چیزی جز سراب

۱۲۹۵.معلم
ای معلم ، وارث پیغمبران
بهره مند از سر حق ، در هر زمان
کیستی تو ، صاحب فهم و کمال
رهنمایی می کنی ، خلق جهان

۱۲۹۶.اخلاق
ای محمد ، مظهر خلق کبیر
صاحب حمد و مقامی بی نظیر
خلق را منجی و هادی گشته ای
حکم حق جاری نمودی در غدیر

۱۲۹۷.زندگی
زندگی کن با خضوع و مهربانی با صفا
زندگی کن با امید و با توکل بر خدا
می شود شیرین حیات و زندگی با یار خوب
زندگی کن با محبت هم به ظاهر هم خفا

۱۲۹۸.نگرانی
دیر فهمیدم که می آید اجل بر هر کسی
رزق هر کس می رسد ، حتی خسی
دیر فهمیدم که ایزد ناظر احوال ما
پس چرا هر روز و شب دل واپسی

۱۲۹۹.شب قدر
نور قرآن در جهان امشب هویدا مى شود
نفس دون پاکیزه و افعال انشا مى شود
روح و جان مسرور و دل سوی خداست
سرنوشت آدمی تعیین و امضا مى شود

۱۳۰۰.اصول دین
محمد با نبوت را پذیرفتم ، پذیرفتم
امامت با عدالت را پذیرفتم ، پذیرفتم
یگانه خالق عالم ، به یکتایی پذیرایم
معاد و هم قیامت را پذیرفتم ، پذیرفتم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۲ساعت 23:45  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۲۸۱)

۱۲۸۱.مزار
مرغ دل پر می زند سوی دیار فاطمه
گشته روز عاشقان چون شام تار فاطمه
هر کجا دل میرود مستانه اندر جستجوست
تا بجوید بینوا خاک و مزار فاطمه

۱۲۸۲.محضر حق
گر عشق لقا باشد ، سهل است مصیبت ها
چون در ره قرآنی ، شهد است ملامت ها
در محضر حق مادام ، دور ی ز گناهان کن
گر لذت آن بینی ، زیباست عبادت ها

۱۲۸۳.رستگاری
بشنو از رب عظیم ، خالق کل و قدیم
هر که آرد بر زبان ، نام یزدان حکیم
رستگار است در جهان ، در دو عالم همزمان
تا ابد دارد حیات ، حی و سبحان و کریم

۱۲۸۴.هدف کربلا
هر که دارد هدف کرب و بلا ، بسم الله
هر که خواهد نظر خون خدا ، بسم الله
عاشقان در ره سالار شهیدان رفتند
آن که خواهد شرف و عزت و جا ، بسم الله

۱۲۸۵.عبادت
عبادت چون غذاى روح و جان است
ادایش روز و شب قوت روان است
بریدن از خود و طى کمال است
نجات هر کسی مرهون آن است

۱۲۸۶.گذشت
خوشا آنان که در راه ولایت
رها کردند جان و مال وثروت
برای حفظ دین و راه یزدان
گذشتند از زن و فرزند و مکنت

۱۲۸۷.نعمت
الهی سینه ای ده پر ز حکمت
ببینم راز و اسراری ز خلقت
ندارم جز خدا ، یار و پناهی
زبانی ده که گویم شکر نعمت

۱۲۸۸.ولادت
شد نیمه ماه رمضان جشن ولادت
باشد همه جا شور و صفا بهر ولایت
آورده به عالم گهر ی دخت پیمبر
صورت چو علی قد چو نبی , بهر هدایت

۱۲۸۹.مقتدا
حسین و کربلا و خون یاران
ولی و مقتدای جن و انسان
عجب شوری به عالم کرده بر پا
شهیدان گرانقدر و اسیران

۱۲۹۰.آرامش
آرامش آدمی ، ز دین است
اخلاق نکو ، ورا نگین است
عقل و ادب و حیا ى انسان
ناجی بشر ، ز مکر و کین است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۲ساعت 21:58  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۲۷)

۱۲۷۰.تهمت
تهمت مزن ای دوست گرفتار شوی
مردار خوری و آن جهت خوار شوی
غیبت اثر وضعی و روحی دارد
با انس به آن ، شقی و بیمار شوی

۱۲۷۱.اذان
سزاوار ستایش ، در جهان هوست
اذان در گوش فرزندت چه نیکوست
نمازش خوانده گردد ، در نهایت
بقا مختص ذات حق بود دوست

۱۲۷۲.حسادت
حرص و حسد و غرور ، فرجام
نابود کند تو را سرانجام
با ترک گناه و شوق تقوی‌
آزاد شوی ز بند این دام

۱۳۷۳.خود بینی
رسد آدمی بجایی ، که به جز خودش نبیند
بکشد برادرش را ، که حسد فرو نشیند
به خدا قسم که هر گز ، عطشش فرو نشیند
عمل وخطا ى ما را ، شه جان چو روز بیند

۱۳۷۴.ولایت
نماز با ولایت روشنایی است
وصال کردگار و دلربایی است
ولی باشد امین حق تعالی
اطاعت از ولی کاری الهی است

۱۳۷۵.اجل
چون گنه آید زداید جان تو
گر اجل آید بگیرد جان تو
هر گنه ضایع کند روح تو را
با نیایش کی بمیرد جان تو

۱۳۷۶.قرآن
ره آورده شب قدر است قرآن
بود میراث احمد این گلستان
ز بهر عاشقان آب حیات است
به کام مومنان شهد است فرقان

۱۳۷۷.عید فطر
عید آمد و بلبل ز قفس نغمه کنان رست
طوطی دل از بند بدن رقص کنان جست
هر کس که در این ماه ز بیگانه جدا شد
با دلبر دیرینه ی خود طرح نهان بست

۱۳۷۸.عدالت
گر حجت حق آید ، پایان خصومت هاست
چون عشق حقیقی شد ، آغاز ولایت هاست
با آمدن مهدی عدل است ، عدالت ها
پاکیزه جهان گردد ، آزاد ز نکبت هاست

۱۳۷۹.نهضت
هر که دارد نظر آل عبا ، بسم الله
این جهان رهگذری بهر رضا ، بسم الله
حفظ دینی که محمد بودش پایه گذار
هدف نهضت شاه شهدا ، بسم الله

۱۳۸۰.شهادت
من چو خارم به کنار گل خوشبوی علی
دست گل چین زمان چید گل روی علی
تیغ کین تابه جبین شه عالم بنشست
غرق خون گشت چو گل ، قامت و گیسوی علی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۲ساعت 20:16  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۲۶)

۱۲۶۱.ندای حق
روز و شب در انتظار مهدی صاحب زمان
مردمان دیده ام بنشسته بر در خون فشان
تا ندای حق رسد از آسمان در هر طرف
با قیامی تحت امر صاحب روح و روان

۱۲۶۲.منتظر
منتظر ، یعنی امید ، یعنی عدالت در جهان
با قیامی تحت امر مهدی صاحب زمان
منتظر ، یعنی نوا ، یعنی رجا ، یعنی دعا
نام مهدی را بیان کردن دمادم بر زبان

۱۲۶۳.سخن بزرگان
روزگاری نظر اهل خرد گردش داشت
سخن و حرف بزرگان اثر و ارزش داشت
دوستی معنی زیبای صداقت را داشت
کار ها یکسره با عشق و صفا چرخش داشت


۱۲۶۴.رخ جانان
شده با علم و یقین خانه حق در بزنی
شده باو ر کنی و سوی خدا پر بزنی
این دل خسته عزیزم ، رخ جانان خواهد
شده از بهر خدا ، بر فقرا سر بزنی

۱۲۶۵.مستی
مست یارم ، مست و خاطر خواه دوست
مست معشوقی که عالم آن اوست
مست چشمی را که می خوابد نیم
مست محبوبی که جان دادن نکوست

۱۲۶۶.دلبر
الهی گشته ام ، دیوانه و مست
شدم عاشق ، روم در گوشه ی پست
دمادم مى کنم ، من آه و ناله
نجویم دلبر دیرین ، کجا هست؟

۱۲۶۷.طریقت
الهی به لطفت ، جهان آفرین
هدایت نما ، خلق را از حزین
مرا در دو عالم طریقت نما
خداوند عالم ، خدای امین

۱۲۶۸.رفاقت
بد گمانی ، در رفاقت با بدان حاصل شود
عقل و دین ، با صالحان کامل شود
آدمی همرنگ افکار رفیق و نفس خویش
هر کسی با کسب دانش ، عالم و عامل شود

۱۲۶۹.یقین
ایمان و یقین لقای جان و دلهاست
افزون ز گوهر ، صفای دل را پیداست
هر کس که دلش کعبه ی حق می گردد
اندر دو جهان ، شفیع او بی همتاست

۱۲۷۰.تهمت
تهمت مزن ای دوست گرفتار شوی
مردار خوری و آن جهت خوار شوی
غیبت اثر وضعی و روحی دارد
با انس به آن ، شقی و بیمار شوی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۲ساعت 17:32  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۲۴)

۱۲۴۰.فساد
عامل بی بند و باری ، هم به ظاهر هم خفا
در گناه است و فساد است و هوا
علت افزونی رزق حلال است ، مغفرت
عامل شور و شعف ، گردد توکل بر خدا

۲۱۴۱.هفت سین
سفره ی عید مزین به سماق و سمنو و سرکه است
سنجد و سبزه و سیر و سبدی از سکه است
سبزه و ماش و عدس ، ارزن و ذرت هستند
سبزی و ماهی قرمز ، به دم انجمن و هر دکه است

۲۱۴۲.روز موعود
خبر آمد ، خبری در راه است
روز موعود و وصال و جاه است
حجت حق ، ز پس ابر ، برون می آید
خوش بر آن دل ، که از آن آگاه است

۲۱۴۳.هفت منزل
هفت منزل طى کنند ، مردان دین
همچو توبه ، تزکیه ، کسب یقین
بندگی حق ، اگر افزون شود
در کفت یابی چه اسرا ی ، چو عین

۲۱۴۴.راه یزدان
سیر حق ، دارد مسیری دلربا
با قبول دین و ایمان بر خدا
گر یقین پیدا شود در معرفت
راه یزدان با غریبان ، دان جدا

۲۱۴۵.اسطرلاب
عشق اسطرلاب اسرار ولاست
دیده بان حکمت و وصل و صفا ست
خوش بر آن مردان با تقوا ضمیر
کارشان هر روز و شب یاد خداست

۲۱۴۶.عشق
عشق را تفسیر و تعبیرش خطاست
جملگی شور و نوایی دلرباست
عشق بر یزدان همه نور است و نور
خوش بر آن عاشق که معشوقش خداست

۲۱۴۷.آزار
وای از سخن مردم و کوی و بازار
بحث و نظر خلق شود ، دل آزار
گر لطف کنی یا که کنی مردم ظلم
ساکت نشود خلق به کوی و انظار


۲۱۴۸.شباهت
یوسف و مهدی ، شبیه یک دگر
هر دو باشند ، منجی خلق و بشر
آخرین نسل پیمبر ، آخرین نسل امام
در مرام و در عقیده هم نظر

۲۱۴۹.ظرف
الهی به آه و به اشک یتیم
عطا کن تو ظرفی وسیع و عظیم
بریزی در آن نور ایمان و صبر
کنم بند گی بر خدای علیم

۲۱۵۰.ترک دنیا
در تولد بچه ای عریان بدی
دیگران خندان و تو گریان بدی
خوش به حالت ، در زمان ترک ما
دیگران گریان و تو خندان بدی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:36  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۲۳)

۱۲۳۱.خدعه
گر شوی مرتکب خدعه و نیرنگ و ریا
چون شوی مرتکب حیله و تزویر و جفا
وانگهی غرق هوا و هوس خو یش شو ى
می رود روح و روان در پی هر میل و خطا

۱۲۳۲.زاهد
زاهدان مدهوش عقبا
غافلان مجذوب دنیا
هر دو مسرو رند اما
این کجا و آن کجا

۱۲۳۳.اغوا
عده ای با زهد و تقوا
عده ای در حال اغوا
هر دو مشغو لند ، اما
این کجا و آن کجا

۱۲۳۴.لذت
عده ای مشغول غارت ، عده ای در رنج و محنت
می کنند با زور و قدرت ، می برند اموال ملت
عده ی در خط فقرند ، در مصائب در عذاب
عده ای در بند شهوت، روز و شب خواهان لذت

۱۲۳۵.ثروت
عد ه ای مبهوت ثروت
عده ای در کسب قدرت
هر دو مسروند ، اما
نیست آنان را سعادت

۱۲۳۶.حافظ
ایمان به خدا امید ما گشت
دین حافظ ما ز هر خطا گشت
زهد است تو را صفای باطن

شادی و لقای بینوا گشت

۱۲۳۷.جدال
هر که خواهد روی پاک ذوالجلال
ابتدا عاشق شود ، تا وانگهی یابد کمال
هفت شهر عشق را طى کردن است
نفس دون را کشتن است ، جنگ و جدال

۱۲۳۸.خوشبختی
عامل خوشبختی و رفع نیاز
در ستایش با خدای چاره ساز
باعث کسب کمال آدمی
در نماز است ، در نماز است ، در نماز

۱۲۳۹.جهاد اکبر
بدترین دشمن ، تو را خود خواهی است
دور گشتن از ولی ، گمراهی است
گر به ظاهر دشمن دون اصغر است
بدترین یاغی تو را دل خواهی است

۱۲۴۰.فساد
عامل بی بند و باری ، هم به ظاهر هم خفا
در گناه است و فساد است و هوا
علت افزونی رزق حلال است ، مغفرت
عامل شور و شعف ، گردد توکل بر خدا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۲ساعت 0:9  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۲۲)

۱۲۲۱.شهادت
دان که شهادت بود راهگشای امور
نفس کند مردمان ، دور ز ایمان و نور
ﭼﻮﻧﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ خدا ، ﺭﺍﻩ ﮐﻪ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ
ذهن تهی کن ز خصم ، صاحب فهم و شعور

۱۲۲۲.دین
ﺍﺯ ﻧﺒﯽ ﺑﺎﻗﯽ ﺍﺳﺖ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ مرام
دین اسلام و شریعت هم کلام
بعد احمد دین حق تبیین شود
ﺷﺪ ﺗﺠﻠﯽ ﻧﻮﺭ ﯾﺰﺩﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻡ


۱۲۲۳.قلب
کاش می شد ظلم و تزویر و ستم یا هر جفا
جملگی می شد برون از نفس و هر قلب سیاه
اندر آن یکرنگی و مهر و خوشی جا می گرفت
بی وفایی و ستم ، می شد احسان و سخا

۱۲۲۴.پدر
دردانه ی دهر و نکته پرداز
روحش سوى حق بود به پرواز
از سوز جگر گلایه نا کرد
بابای شفیق و محرم راز

۱۲۲۵.مسکین
نظر کردم به مردم ، من کم و بیش
بدیدم حال دو لتمند و درویش
نه قدرتمند در فکر فقیر است
نه مسکین است اگه از غم خویش

۱۲۲۶درویش
نگه کردم به حال دزد و درویش
ندیدم فرق چندانی کم و بیش
نه درویش است غالب بر دل خود
نه دزدی را که آگه گشته بر خویش

۱۲۲۷.مست
مست عشقم ، مست یار و روی هو
مست معبود ى که هستی مال او
حالت مستی و حیرانی نکو
دیدن یکتا امید م آرزو

۱۲۲۸..عید نوروز
شعف و شور و شعور است در این عید کهن
شادی و شهد و سرور است در این عید کهن
شهر تزیین به گل یاس و چراغ و شب بو است
وقت دیدار وحضور است در این عید کهن


۱۲۲۹.
سلام بر اهل بیت و بر محمد
کند رزق تو را افزون و بی حد
کند یاد نبی و آل عصمت
هر آنکس بر نبی آن را فرستد

۱۲۳۰.نماز شب
نماز شب چو خوانی در دل شب
دل و چهره شود پر نور از رب
خداوندا بده توفیق آن را
بخوانم دلبر خود با دل و لب

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۲ساعت 10:0  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۲۱)

۱۲۱۱.راه
ایﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﯼ ، ﺭﺍﻩ ﻧﺸﺎﻧﻢ ﺑﺪﻩ
ﺩﺭ ﺭﻩ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﺧﻮﯾﺶ ، ﺟﺎﻩ ﻧﺸﺎﻧﻢ ﺑﺪﻩ
گرچه ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ ﺑﯿﺎ ، ﺁﻣﺪﻧﻢ ﺳﻬﻞ ﻧﯿﺴﺖ
ﺟﺰ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﺴﯽ ، گاه نشانم بده

۱۲۱۲.نظر
ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﺒﺮ ﻫﺎ ﺯ ﺗﻮﺳﺖ ، ﭼﺸﻢ ﻭ ﻧﻈﺮ ﻫﺎ ز ﺗﻮﺳت
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻧﻤﺎ ، ﭼﻮﻧﮑﻪ ﺍﺛﺮﻫﺎ ز ﺗﻮﺳﺖ
گر چه ﺟﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻧﻈﺮ ، در هم و ویران کنی
عشق عطا کن به ما ، چون که خبرها ز توست

۱۲۱۳.جانشین
ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﻮﺩ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ، ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ
ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍﯼ ﮐﺮﯾﻢ ، ﺧﻠﻘﺖ ﺧﻮﺩ ﺁﻓﺮﯾﻦ
ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ، عشق خداوندی است
عشق عطا کن خدا ، صاحب علم و یقین

۱۲۱۴.خالق
خالق یکتای من ، ﺩﺍﺩ ﻣﺮﺍ ﮐﯽ می ﺭﺳﯽ
ﺑﯽ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺭﺍ ، غصه و غم ها بسی
چون ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﻣﺴﺖ ﺗﻮ ، ﺷﯿﻔﺘﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ
کشت ﻣﺮﺍ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ، جز تو ندارم کسی

۱۲۱۵.رستگاری
ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﻫﯽ ﻣﻨﺰﻟﺖ ، نیست مرا عافیت
علم عطا کن مرا ، چون تو دهی معرفت
نفس کند مردمان ، دور ز ایمان و نور
ﺩﺳﺖ ﭼﻮ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ ، سخت بود مغفرت

۱۲۱۶.آداب
ﺍﺯ ﻧﺒﯽ ﺁﻣﻮﺯ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺳﻨﻦ
ﭘﯿﺮﻭﯼ ﮐﻦ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺨﻦ
امر حق را می کند حضرت بیان
ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺟﻮ از ﭘﯿﺎﻡ ﺫوالمنن

۲۱۷.عهد
ﺍﺯ نبی ﺑﺸﻨﻮ ﺣﺪﯾﺚ ﻧﯿﻨﻮﺍ
غرق خون گردد حسین در کربلا
زینب است همراه مولا در سفر
این بود عهد وی و همسر به جا

۱۲۱۸.شب
ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺷﺐ
ﺗﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺑﺠﻮ ﻳﻢ ﯾﺎﺭ ﻭ ﺭب
ﺭﻫﮕﺸﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ کبیر
در گرفتاری و درگیری صعب

۱۲۱۹.اخلاق
ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ خلق ﺍﻭﻟﯿﺎ
ﺣﻠﻢ ﺯﻳﻨﺐ ، ﺻﺒﺮ اﯾﻮﺏ ﻭ ﺭﺿﺎ
ﻋﻔﻮ ﺑﻨﻤﺎﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ
ما گرفتاریم ، محتاج عطا

۱۲۲۰.مشی اولیا
ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﻣﺸﯽ ﺍﻭﻟﯿﺎ
ﺭﺳﻢ ﻭ ﺁﯾﯿﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﺍﻧﺒﯿﺎ
ﺻﺪﻕ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻭ ﺧﻠﻮﺹ ﻭ بندگی
همره پاکی نفس و هم لقا

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن ۱۴۰۲ساعت 22:36  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۲۰)

۱۲۰۱. دوستی
دوستی با مردم اهل دل و با معرفت
باعث پاکی شود ، در عالم و در آخرت
دوستی با مردم بی دین و بی ایمان بسی
مى برد ما را به هر سو، در جهنم عاقبت


۱۲۰۲.اجل
از ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺗﻮﻓﻴﻖ ﻋﻤﻞ
در ره ﯾﺰﺩﺍﻥ و ﻗﺮﺍﻥ، ﺍﺯ ازل
ﺻﺪﻕ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻭ ﺧﻠﻮﺹ ﻭ بندگی
دستمان خالیست ، گرآ ید اجل

۱۲۰۳.توفیق
ﺍﺯﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺭﻭﺡ ﺑﻨﺪﮔﯽ
خدمتی بر مردمان در زندگی
ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺳﺘﻢ
ﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺼﯿﺎﻥ ﻭ ﺧﻼﻑ ﻭ هرزگی

۱۲۰۴.مانگاری
ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺍﺛﺮ
ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﭘﺎ ﯾﻨﺪﻩ گردد ﺩﺭ ﻧﻈﺮ
علم ﻭ ﺗﻘﻮﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ عافیت
موجب رشد است و ماند چون گهر

۱۲۰۵.هادی
از ﻧﺒﯽﺗﺎ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺣﺐ ﺯﻣﺎﻥ
ﺟﻤﻠﮕﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﻧﻮﺭ ﺟﻨﺎﻥ
ﭘﯿﺮﻭﯼ ﮐﻦ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﻡ ﻭﺩﺭ ﺳﺨﻦ
هادی ﭘﯿﺮ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ

۱۲۰۶.سفارش
ﺍﺯ نبی ﺗﺎ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ﻫﻤﻪ
ﺫﮐﺮ ﺁﻧﻬﺎ ، ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ
ﺍﺯ ﻧﺒﯽ گردد ﺳﻔﺎﺭﺵ مرتضی
حفظ دین را بر همه بی واهمه

۱۲۰۷.غدیر خم
ﺍﺯ ﻧﺒﯽ ﺗﺎ ﻣﺮﮒ ﺯﻫﺮﺍﯼ ﺑﺘﻮﻝ
ﺩﯾﻦ ﺣﻖ ﺍﺯ ﺳﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﻋﺪﻭل
ﺑﺮ ﻏﺪﯾﺮﺧﻢ ﺷﺪﻩ ﻇﻠﻢ ﻭ ﺟﻔﺎ
نقض گردد عهد مردم با رسول

۱۲۰۸.سر بلندی
ﺍﺯ ﻧﺒﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻼﻡ ﺣﻖ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ
ﻗﺪﺭﺕ ﺷﺎﻩ ﻋﺠﻢ ﮔﺮﺩﺩ ﺧﻤﻮﺵ
ﺍﺯ ﻧﺒﯽ ﺍﺳﻼﻡ ﮔﺸﺘﻪ سر بلند
تا توانی در تعالیش بکوش

۱۲۰۹.ام ابیها
چون ﻧﺒﯽ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺯﻫﺮﺍ ﮐﺲ ﻧﮕﻔﺖ
ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﻡ ﺍﺑﯿﻬﺎ ﮐﺲ ﻧﺠﺴﺖ
دخت زهرا تهفه ی پروردگار
همچو او عالم ندیده از نخست

۱۲۱۰.درود
ﺑﺮ ﻧﺒﯽ ﻭ ﺁﻝ ﺍﻭ صد ها ﺩﺭﻭﺩ
تا قیامت جملگی باید ستود
ﺍﺯ ﻧﺒﯽ ﭘﯿﺸﯽ ﻧباشد ﯾﮏ ﺳﻼﻡ
ﺑﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺗﺎ ﻣﺤﻤﺪ ﮔﻮ ﺳﺮﻭﺩ

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن ۱۴۰۲ساعت 13:47  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۱۹)

۱۱۹۱.دوری
ترک دنیا ، شرط دینداری که نیست
دوری و ترک بشر کاری که نیست
ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩ ﺣﻖ ﻭ ﺑﺎ ﻃﻞ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﺎ
ﺗﺮﮎ مردم ، رشد و بیداری که نیست

۱۱۹۲.رشد
رشد تو در سختی کار است و فکر
نی که در آسایش و دائم به ذکر
با تدبر با توکل کار خود آغاز کن
گرچه طولانی بود یا سخت و بکر

۱۱۹۳.هدایت
بشنو از یزدان حکایت مى کند
مشنو از دل چون خیانت مى کند
بشنو از روزی رسان روز و شب
از طریق انبیا ما را هدایت می کند

۱۱۹۴.مسیر حق
از مسیر حق جدا گشتن خطاست
سرنوشت سرکشان ، تار و جزاست
رهزن ایمان تو ، اعمال تو ست
همره روز جزا ، افعال ماست

۱۱۹۵.حرف حق
بشنو از قرآن و عترت رمز و راز
مشنو از مستان ، نوای دلنواز
حرف حق باشد کلام انبیا
حق بود منجی ما و چاره ساز


۱۱۹۶.دادگاه الهی
در دادگه یزدان ، باشد به امان هم کین
در دین خدا بینی ، عدل است ملاک دین
فریاد رس ما یی ، ای دادرس مظلوم
بینی همه را یکسان ، ای دادگر و حق بین


۱۱۹۷.عدالت
از روز ازل دعواست ، هر جا نبود تقوا
عدل است علاج آن ، ورنه ببرند اغنا
هر جا که بود کاخی ، آنجا نبود عدلی
کوخ است جوار آن ، محروم بود آنجا

۱۱۹۸.اهل یقین
بشنو از اهل یقین و معرفت
نی ز هر بیگانه وشیطان صفت
بشنو از حق، از طریق صالحان
صاحب علم و مقام و منزلت

۱۱۹۹.جدال
بشنو از جانت که آن سلطان ماست
مشنو از نفسی که آن شیطان ماست
عقل و نفس آدمی در حال جنگ
پیروی از نفس دون خسران ماست

۱۲۰۰.هوای نفس
منجی تو نیست ، مال و ثروتت
عزت تو نیست ، زور و قدرﺗﺖ
آنچه کشتی ، می کنی آنرا درو
تا توانی چیره شو بر شهوتت

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 21:18  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۱۸)

۱۱۸۱.ندانستن
به بیراه کجا رفتم ، ندانستم ، ندانستم
نسنجیده سخن گفتم ، ندانستم، ندانستم
به فکر این و آن هر گز ، نمی بودم ، نمی بودم
تهی از خلق و خو هستم ، ندانستم ، ندانستم

۱۱۸۲.مولود کعبه
علی چشمان خود در کعبه وا کرد
چه غوغایی به عالم او به پا کرد
علی آمد به دنیا روز جمعه
دل هر شیعه را نور ولا کرد

۱۱۸۳.نور خاتم
بود زهراى اطهر نور خاتم
علی را همسری باشد به عالم
علی باشد پدر بر بهترین ها
حسین و مجتبی را ، هر دو با هم


۱۱۸۴.ضربت
علی در بهترین شب خورده ضربت
بدست جاهلی در غرق شهوت
شود در خون ولی و نور هستی
به خون آغشته گردد فرق حضرت


۱۱۸۵.جفا
علی بعد از محمد بهترین است
سزاوار حکومت هم امین است
ولیکن نقض گردد عهد و پیمان
جفا بر اهل بیت و مسلمین است

۱۱۸۶.تقدیر
علی شد غرق خون با ضرب شمشیر
بدست جاهلی با مکر و تزویر
رسد نور خدا بر آرزویش
بود آن هم زمان با شام تقد یر

۱۱۸۷.عدل علی
هرکس به کسی نازد ، ما هم به علی نازیم
در روز قیامت هم ، بر عدل علی راضیم
ﺍﺯ ﻋﺪﻝ ﻋﻠﯽ ﮔﻮ ئیم ، ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺟﻠﯽ ﮔﻮ ئیم
در پرتوی نور او ، فردای خزان سازیم

۱۱۸۸.نفس
هستیم غلا م نفس ، هستیم رفیق خصم
تسلیم به شیطا نیم ، باشیم اسیر چشم
شیطان هوس هر آن ، غلاده کند ما را
هر لحظه کشد سویی ، دائم به خطا ، هم خشم


۱۱۸۹.خواب
خوابیده شود بیدار با ذکر حقیقت ها
پندت نشود ضایع با نقل حکایت ها
خوابیده نما هرگز ، بیدار نمی گردد
سعی تو شود واهی ، با ذکر نصیحت ها

۱۱۹۰.غرور
من کیم ، بنده ی عصیان گر و یاغی و شرور
منم آنکس که به خود غره و هستم محجور
منم آن بنده ی شیطان که اسیر قفس است
روح من سر کش و فرمانبر میل و مغرور

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 13:28  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۱۷)

۱۱۷۱.پرچم
بر پرچم سبز آل احمد
بنوشته کلام حق محمد
لا حول ولا قوه الا بالله
بالاتر حق مجو چو سرمد

۱۱۷۲. صلوات
سلام بر مصطفی و بر محمد
کند رزق تو را افزون و بی حد
شود یاد نبی و آل حضرت
هر آنکس بر محمد آن فرستد

۱۱۷۳.شعار
صلوات بر محمد
منجی و نور سرمد
شعار امت است این
باعث یاد احمد

۱۱۷۴.درود
بر خاتم انبیا محمد
بفرست درود خود به احمد
بر نور رسل ، ولی مطلق
بفرست سلام خود مجدد

۱۱۷۵. غم مخور
غم مخور ، ناله مکن ، راز مگو
جز خدا ، دلبر و دلدار مجو
اکثرا غرق خود و امیال اند
ره حق جو ، و مرو در هر سو

۱۱۷۶.غم دل
غم دل با که بگویم ، که کند ارشادم
غم دل جز به خدا ، کس نبرد از یادم
غم دل چیست ، که آزرده کند احوالت

غم دل دوری یار است، کند نا شادم

۱۱۷۷.غم مردم
گر بکاهی غم مردم ، نبری رنج و عذاب
گاه در عالم خاکی و گهی وقت حساب
غم مردم ، غم خود دان ، به علاجش پرداز
گر بخواهی اثری بهر خود و بهر ثواب

۱۱۷۸.عزلت
سالکان را عزلت و انکار نیست
عاشقان را جز خدا افکار نیست
نیست ذلت در طریق سالکان
جز کمال و عزت و اذکار نیست

۱۱۷۹.روزه
روزه تنها آب ناخوردن که نیست
ره بسو ی سفره نا بردن که نیست
روزه تمرین جهاد اکبر است
روزه در خوابیدن و خوردن که نیست

۱۱۸۰.عزت
این عزت و شوکتی که دارید
از پرتوی نور حق بیارید
از حافظ خود ، خدا بدانید
گر نه که ضعیف و ناتوانید

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 15:2  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۱۶)

۱۱۶۱.جبر و اختیار
دانی که جهان در اختیار است تو را
دانی که بشر اسیر نفس است چرا؟
در کون و مکان مجو بجز جبر و خیار
زیرا که بود نیاز ما در دو سرا

۱۱۶۲.شعور
دانی که چرا ، خدا تو را داده شعور؟
حق داده تو را عقل و خرد بهر امور
تا روح و روان شود مهیای صعود
من معتقدم ، خدا علیم است و صبور

۱۱۶۳.تحسین
وقتی که شوی تنها ، جز حق نکنی تمکین

وقتی که شوی با حق ، مردم کنند تحسین
پس حق بودت کافی ، در عالم دون خاکی

دل بستن غیر از حق ، هر گز ندهد تسکین


۱۱۶۴.ترس
گر بترسی از کسی ، گردی گریزان از جفا

گر بترسی از خدا ، گردی چنان سوی خدا
دان سپاس بی کران ، مخصوص ذات کبریاست

چون تو کل بر خدا گردد ، کنی دنیا رها


۱۱۶۵.استجابت دعا
گفت سجاد این سخن ، در وصف ذکر با خدا

می کند حق استجابت ، هر تمنا هر دعا
گاه می گردد قبول و گاه بعدا مستجاب

گاه می گردد ذخیره ، تا شود روز ی ادا


۱۱۶۶.کارخدا
دانی که خدا چه گفته و چه کرده و چه می کند

دانی که خدا چه پوشد و چه خواهد و چه می دهد
او رزق دهد ، غصه خورد ، هر چه بخواهد گردد

همواره خدا عیب تو و عیب همه می پوشد

۱۱۶۷.دلهره
سبب دلهره و غصه ی بی جا در چیست
دل پریشانی ما ، بهر چه و در پی کیست
دل ببر پیش خدا ، بهر سکون دل خود
گر شود خانه ی دل بهر خدا ، یک غم نیست

۱۱۶۸.توکل
اگر داری توعقل و علم و دانش
اگر داری تو صبر و حلم و بینش
چرا بی تاب و نا آرام هستی
توکل کن تو در انواع کوشش

۱۱۶۹.رهایی
الهی به اشک فقیر و یتیم
ببخشا گنه ، ای خدا ی حکیم
رهایی عطا کن ، بر این نفس تنگ
خدای عظیم و کریم و رحیم


۱۱۷۰.پناه
الهی به آه یتیمان نما
مرا بندگی و خلوص و صفا
ندارم پناهی بجز حق همی
عطا کن صفای دل و جان مرا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 21:51  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۱۵)

۱۱۵۱.قضاوت
آنچه بینی، می شود گفت ، واقعیت
آنچه باشد ، می توان گفتا ، حقیقت
آنچه بینی ، آنچه باشد ، کی برابر
عدل و انصاف است معیار قضاوت

۱۱۵۲.یار
یار یعنی ، عشق و هستی ، زندگی
پاک و خالص ، خالی از آلودگی
همدم خوب و انیس جان و دل
باعث آرامش و آسودگی

۱۱۵۳.شهیدان
ما حامی راه شهدا می باشیم
ما شیعه ی آل مرتضی می باشیم
خون شهدا ، ناجی ما در دو جهان
دنباله روی راه ولا می باشیم

۱۱۵۴.راه شهدا
ما حامی راه شهدایم همه
ما پیرو خط کربلا ایم همه
بر پا یی عدل و قسط ، امیال همه
ما منتظر نور خدایم همه

۱۱۵۵.انتظار
سالکان ، حامی خط شهدا می باشند
عاشقان ، پیرو راه کربلا می با شند
جملگی منتظر اذن خدا در عالم
عارفان ، منتظر نور خدا می باشند

۱۱۵۶.عهد و پیمان
روح باشد ماندگار و جسم بی جان می رود
عهد و پیمان ماندگار ، و عمر هر آن می رود
علم باشد ماندگار و ثروت از کف رفتنی است
آنچه ماند کار خیر است ، مابقی دان می رود

۱۱۵۷.آسابش
کاخ و ویلا کی دهد آرامش روح و روان
مال و ثروت کی دهد خوشبختی پیر و جوان
می دهد آسایش و لذت به ظاهر مر تو را
رو به دنبال کمال و معرفت در هر زمان

۱۱۵۸.عاشق
هر کسی عاشق شود ، در انتظار دلبر است
فرد عاشق ، کی خطا از دلبرش را درسر است
همچو مجنون ، از فراق یار بی تاب و تب است
سختی آسان می شود ، چونکه خدایش اکبر است

۱۱۵۹.معیار
معیار رفاقت ، به محبت به وفاست
معیار لیاقت ، ادب و عقل و صفاست
این شاخصه ها باعث بیداری هست
مردی و شهامت ، به جوانمردی ماست

۱۱۶۰.انسان کامل
آدمی را دین و ایمان و یقین
می کند کامل ، وفادار و امین
فهم و ادراک و شعور آدمی
می برد تا کهکشان ها از زمین

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 15:15  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۱۴)

۱۱۴۱.صعود
ناز هستی در وجود زن بود
عالم هستی ، به بود زن بود
هدیه ی الله بر مردان زن است
رشد انسان در صعود زن بود

۱۱۴۲. دامن زن
از دامن زن مرد به معراج رود
در دامن زن ، نور خدا میر بود
کعبه بشکافت ، تا علی پا بنهاد
او کفو زنی بود که یزدان بدهد

۱۱۴۳.غیرت
ارزش زن ، به حیا و عصمت است
ارزش زن ، به وفا و عفت است
در حجاب و پاکی و دوری ز نفس
زندگی با همسری با غیرت است

۱۱۴۴.آزادی
آزادی زن ، به حرمت و عزت اوست
آزادی زن ، به عفت و عصمت اوست
در دانش و حکمت و توانایی اوست
در رشد و تعالی و همی خدمت اوست

۱۱۴۵. نقش مرد
مرد یعنی ، مشعل نور و صفا
مرد یعنی ، هم زبان و هم صدا
در مصائب همدم و همراه یار
محرم راز وی و مشکل گشا

۱۱۴۶. ارزش مردان
ارزش مردان ، به عقل و غیرت است
ارزش مردان ، به حلم و رافت است
در تعبد ، در اصالت ، در وفاست
مرد را ارزش به علم و حکمت است


۱۱۴۷.لیاقت
ارزش زن در حیا و عفت است
ارزش مردان به عقل و غیرت است
گر چه زیبایی و ثروت لازم است
لیک ارزش در لیاقت ، عصمت است

۱۱۴۸.تشکیل خانواده
شغل پاینده سبب گردد تو را
تا کنی یک زندگی را نو به پا
ازدواج است یک تعهد تا حیات
امنیت در شغل کاری بس روا

۱۱۴۹.مبارزه
چون که من غافل ز خود ، در بند شیطانم اسیر
ای خدا ، من ناتوان با جنگ او ، دستم بگیر
لحظه ای ما را به خود مشغول و تنها وامذار
ما ضعیفیم و دچار غفلت و دور از مسیر

۱۱۵۰.عوامل خوشبختی
گر بخواهی معرفت در روح و جان یابد وجود
گر بخواهی عزت و رشد و تعالی ، کن سجود
کسب روزی کن حلال و ترک هر گونه گناه
می برد بالا تو را ، از پستی و از هر رکود

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:40  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۱۳)

۱۱۳۱.مردان خدا
مردان خدا به دیدن یار خوش اند
مستان به می و صدای یک تار خوش اند
نزدیک مشو به بی خرد ، در همه حال
افراد شقی ، به ظلم و پیکار خوش اند

۱۱۳۲.منزلگاه
منزلگه جسم ، می شود در دل خاک
منزلگه روح ، می شود برزخ پاک
چند ماهی بنمودست تو را در دل مام
بعد از آن رشد کنی ، تا که روی در افلاک

۱۱۳۳.دوران جوانی
افسوس که عمر خود ، به واهی طی شد
افسوس که بی ثمر ، به آهی طی شد
دریاب تو هر لحظه و هر ثانیه عمر
دوران جوانی ، به تباهی طی شد

۱۱۳۴.آتش عشق
آتش عشق کند ، روح و روان را ویران
آتش عشق شود شعله‌ ور و هم سوزان
عشق بی صبر و وفا عشق حقیقی نبود
آتش عشق کند کور و کر و دل لرزان

۱۱۳۵.بهشت برین
آن بهشت است ، که مردم همه مشتاق ورود
آن بهشت است ، سرای همه ی قرب و شهود
شربت پاک بود در قدح و حوض برین
حوری و جوی ز شهد و عسل و عنبر و عود

۱۱۳۶.شناخت
گر نیست تو را شناخت ، از بود خدا
گر نیست تو را شناخت از جود خدا
قدری به جهان بنگر ، قدری به بشر
تا قدرت حق بینی ، هم زود خدا

۱۱۳۶.امید
تا چند اسیر هوس و میل و هوا
تا چند گرفتار خود و مال و سرا
برخیز و دمی به سوی حق کن پرواز
تا کی به امید همه ای ، غیر خدا

۱۱۳۷.نماز صبح
بر خیز ز خواب ، وقت دیدار شده
برخیز و بخوان ، که حق خریدار شده
صبح است و کنون وقت نماز است تو را
برخیز و ببین ، جهان پدیدار شده


۱۱۳۸.راه نجات
توحید و نبوت سبب حفظ حیات است
قرآن و معاد موجب رشد صفات است
حق است و حقیقت علل حفظ ولایت
اسلام و شریعت همه جا راه نجات است


۱۱۳۹.سحر
وقت سحر است ، خیز از بهر نماز
وقت سفر است ، خیز در اخذ جواز
در خلوت و تنهایی خود ، یار طلب کن
با یار و شفیق خود ، دمی راز و نیاز

۱۱۴۰.اهل قلم
گر اهل سلوکی و نیایش با هو
بسیار مخور ، فاش مکن ، اندک گو
با اهل خرد ، اهل قلم ، هم ره شو
تا فکر و عمل ، جهت بگیرد یک سو

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 8:2  توسط علی رجالی  | 

مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۱۲)

۱۱۲۱.تزویر
محبت کن به اهل علم و تدبیر
به مردم کن تو نیکی بهر تاثیر
بیاموز آن به مشتاقان دانش
مگو راز خودت بر اهل تزویر

۱۱۲۲.جهالت
آدم جاهل چو شیری بی سر است
شیر بی یال و توان و ابتر است
عروده با داد و فریاد زیاد
کی نشان قدرت یک پیکر است

۱۱۲۳.شیر
پیر، پیر است ، گرچه دارد او هوس
شیر ، شیر است ، گر چه باشد در قفس
با دم شیران مکن بازی هر آن
می خروشد بر پلنگان تا نفس

۱۱۲۴.محراب
بهترین جا ،در مساجد در کجاست؟
هست در محراب و آن در ابتدا ست
شد علی در غرق خو ن در سجده گاه
بهترین سالک ، به نزد کبریاست

۱۱۲۵.گمراهی
علم باشد باعث رشد و حیات جان ما
جهل گردد موجب مرگ دل و حرمان ما
علت گمراهی و اغفال ما در نفس ماست
باعث آرامش و تسکین ما، ایمان ما

۱۱۲۶.خواب
خواب گردد موجب آرامش روح و روان
لیک گردد ، باعث غفلت برای انس و جان
نیست تکلیفی تو را در حالت رفتن به خواب
خواب باشد فرصتی ، تا جسم باشد در امان

۱۱۲۷.عید فطر
سی روز گذشت و عید فطرت آمد
پاکی روان و ترک ظلمت آمد
شیطان هوس اسیر ما بود به بند
شادی و سرور بی نهایت آمد

۱۱۲۸.خوشحالی
دانی چه کند همسرتان را خوشحال
قدر زحمات او بدانی همه حال
یک شاخه ی گل هدیه کنی با احساس
تسخیر شود دلی که سخت است و محال

۱۱۲۹.احترام
بهترین گوهر به زن را شوهر است
بهترین همدم به زن را همسر است
حرمت یار و انیس خود بدار
چون قوام زندگی را ، در بر است

۱۱۳۰.حج
حج تجلی گاه روز محشر است
وحدت و همبستگی دیگر است
حج امید و شور و شوق و بندگی
جلوه ای از طوف حق را در بر است

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 21:39  توسط علی رجالی  |