|
باسمه تعالی دوران پنجاه سالگی به چشمت جهان، رنگ دیگر شود
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۴ساعت 12:6  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی دوران هفتاد سالگی به هر جمع چون سایهبانی بزرگ
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴ساعت 23:17  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی دوران سیسالگی به سی سالگی شور و تدبیر هست
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴ساعت 12:54  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی (۵۵۵) مبادا که غافل شوید از معاد شما را به قرآن سفارش کنم
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۴ساعت 21:34  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی (۵۵۴) ز مِهرش فقیران پناهی گرفت
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۴ساعت 0:24  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی نامه ای به شریح قاضی بگفتا: شریحا! شنیدم خبر جهان پر ز نیرنگ و مکر و فریب
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:6  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی نامه ای به امام حسن(ع)
جهانت پر از آرزوهای خام کجا رفت آن تخت و آن بارگاه؟
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:45  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی (۵۵۱) کارگزار مدینه به دستت سپردم بلادی کبیر
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 3:57  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی (۵۵۰) ندیدی که درویش بی یار و کس
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:30  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی نامه ای به مالک اشتر نخعی نبیای که شد مقتدای بشر به تقوا بیارای دل را نخست
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 2:45  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی استقامت هر که با اخلاص خود خدمت کند بر دین حق دل به عشق حق سپار و با ولایت شو رفیق هر که با اهل ولا همراه گردد جاودان هر که شد فانی در آن درگاه عزت، با صفا هر که یاری کرد اسلام و نبی و مرتضی هر که در راه خدا از مال و جان خود گذشت هر که شد یاریگر اصحاب حق در روزگار هر که با صدق و صفا همراه قرآن میشود دشمن کافر ز میدان، سخت رسوا میکند هر که با اولاد احمد عهد خود پایا کند
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 21:6  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی (۵۴۷) به خیبر چو بر کند دستان او هر آنکس که در راه یزدان بماند در آیات قرآن پیام آمده مثال حُسین است، در کربلا
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 2:29  توسط علی رجالی
|
مثنوی (۵۴۶) بیت ۱۱
بیت ۲۱
تهیه و تنظیم ۱۴۰۴/۶/۱۳
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 14:57  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی (۵۴۵)
بزن گرد زنگ از دل بیقرار
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 14:7  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی (۵۴۴)
بیت ۱۱ بیت ۲۱
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:9  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی نامه ای به سلمان فارسی محمد، رسول خدای جلیل فریبی خلایق به کوی و گذر
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 0:23  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی (۵۴۲) بیت ۱۱ تهیه و تنظیم
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 22:10  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی(۵۴۱) بیت ۱۱
بیت ۲۱
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 21:24  توسط علی رجالی
|
مثنوی (۵۴۰) بیت ۱۱
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 18:40  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی(۵۳۹) فرازهایی از نهج البلاغه(۲) بیت ۶
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 16:50  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی(۵۳۸) ۷.
.
۲۱.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 15:38  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی نامهای به عمروبن عاص همان عمرو کز حیله شد نامدار تو ای مرد دنیا، بدین گوش دار شنیدم که دین را فدا کرده ای که دینت فدای هوای تو گشت به دنبال آن مرد نا لایقی که بد نام و بد کار، چون فاسقی معاویه کز باطل آراست کار مرا نامهای سوی تو شد روان بدانی که دنیا وفا بر نداشت به آتش زدی جان و ایمان خود به یغما زدی عشق یزدان خود ز دنیا چه ماند؟ جز اندوه و غم تو عمرو! بدان باطل، آخر فناست ره باطل آخر به دوزخ سراست تو دنبال آن مرد خونخوارهای نه دنیا برایت بماند، نه دین چو با باطل آمیخت ر وح و روان اگر با من و با حق آیی به راه بدان کاین همه مال دنیای دون نه دنیا دهد عزّ و حرمت به تو اگر حق بگیری، رها می شوی مرا این سخن نامهای شد به تو بدان کاین جهان جای فانی بُوَد نه دینت بماند، نه دنیای تو به دنبال باطل " رجالی" مرو
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:56  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مثنوی(۵۳۵) فرازی از نهج البلاغه(۴) مبادا کنی بر خلایق جفا
+ نوشته شده در یکشنبه نهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:52  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی نامه ای به معاویه فرازی از نهج البلاغه(۳) چو بیعت به دست علی شد تمام ندیدند کس را سزاوارتر که عدلش دل خلق روشن نمود علی را به بیعت همه دل سپرد معاویه را عهد و پیمان نبود گمان بردهای شام، از آن توست ندانی که این تاج و تخت و کلاه خلافت به فضل و به ایمان توست امامت به فرمان و اذن خداست نه با مال حاصل شود این مقام چو عهد ولایت به دوش آمدش تو هم یک نفـر زین جماعت شوی تو خود را مکن از خلایق جدا بدان بیعتت باعث وحدت است تو دانی که امت برای کمال نه دنیا بماند، نه این پادشاه نه شاهی بماند، نه این اعتبار منم حجت حق، امام زمان خدا داد این عهد بر دوش من پس امروز بیعت کنی، رستگار به دنیا " رجالی" چرا ناتوان؟
+ نوشته شده در شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۴ساعت 0:5  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی نامه ای به ابو موسی اشعری فرازی از نهج البلاغه(۲) نه راه رهایی، نه جای گریز
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۴ساعت 18:18  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی نامهای به ابوذر فرازی از نهج البلاغه(۱) سر آغاز هستی و نوری عظیم درود خدا بر رسول امین نه یار و نه همدم ورا در کنار گروهی تو را بدرقه کرد یار چنین گفت: ای یار حقجوی ما تو بر ظلم چون آتشی شعلهور تو آزادی و زاهدی ، دادگر امیدت به غیر از خداوند نیست کسانی که بر تو ستم کردهاند که انصاف حق را ز دل برده اند جهان جز سرابی فریبنده نیست علی گفت: دنیا چو سایه روان رود همچو بادی به سرعت هر آن ابوذر! به یاد ابد زنده باش یکی یار بد، صد بلا آوَرَد بود یار بد، فتنهی روزگار بگفتا علی این سخن را نکو که راه خدا را تو بر خود گزین سکوت است داروی هر درد و رنج بدان کاین جهان رفتنی بیش نیست به جز او کسی همدم خویش نیست چه نیکوست آن کس که پاکیزه زیست چنان زی که گویی فنا در تو نیست چنان کن که یزدان جدا در تو نیست رجالی" که دنیا سرایی گذر
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۴ساعت 15:57  توسط علی رجالی
|
|