باسمه تعالی
مثنوی(۵۵۸)

دوران پنجاه سالگی

چو پنجاه گردد، شکوفد امید
درونت به نور حقیقت رسید
جوانی گذشتی به شور و سرور
کنون می‌رسی بر صفای حضور
تو را تجربه گنج و ثروت بود
کلید سعادت، محبت بود
نه بازیِ دورانِ مستی بجاست
نه آن شورِ بی‌حدِّ و شوقی به‌پاست
کنون وقت آرامش جان توست
شکوفایی روح و ایمان توست
چو فرزند یابد ز تو تربیت
فزاید تو را قدر و هم منزلت
کلامت همیشه گران‌مایه‌ است
به دل روشنی بخش و سرمایه است

به چشمت جهان، رنگ دیگر شود
به باغ وجودت معطّر شود
نه چون گردش پر شتاب زمان
که هر دم فکندت به چرخ گران
به پنجاه، دل مهربان‌تر شود
ز مهر تو دنیا جوان‌تر شود
نهال وفا بار خود را نشان
درخت صفا سایه اش را عیان
اگر ورزش و مهر همراه توست
به جانت نشاطی ز درگاه توست
میانه‌روی کن، به خورد و خوراک
بمانی تو سالم، نگردی هلاک
به محفل تو را فیض و آرامش است
نسیمی به جان و دل و بینش است
به پنجاه، انسان فروتن شود
دل از حرص و کینه مزین شود
به ایمان، به قرآن، به مهر خدا
کنی خانه را پر ز نور و صفا
نباشد هراسی ز دورانِ عمر
که روشن‌تر آید به پایانِ عمر
به لب خنده داری، به دل شور عشق
به جانت بود روشنی، نور عشق
به کودک شوی همدم و هم‌سخن
فروزنده و شمع هر انجمن
تو سرمایه‌ی نسل و چون گوهری
به هر خانه نوری و هم سروری
پس ای نورِ چشمان و عشق و حضور
بمان تا شکوفد به دل‌ها سرور
چو خورشید، تابان شوی با عمل
شود مهر تو آیتی مشتعل
به اخلاص، دانی ره زندگی
که آن شد طریق ره بندگی
اگر شکر یزدان به جا آوری
به هر لحظه نعمت فزون پروری
درونت بود آیتی آشکار
که راهیست تا حضرت کردگار
به یاد آور ای دوست، یزدان خویش
که او هست درمانِ هر درد و ریش
به پنجاه، جانت چو آیینه شد
ز نور خدا روشن و دیده شد
چو پیموده‌ای نیمه‌ی عمر تان
ببینی حقیقت، نه بازی ، گمان
دعایت " رجالی" به فرزند و یار
فزاید تو را بهره در هر دیار

سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۲۵
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۴ساعت 12:6  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
مثنوی(۵۵۷)

دوران هفتاد سالگی

به نام خداوند آرام جان
که یادش شفابخش روح و روان
فروزد چراغی به ظلمت تو را
ز رحمت گشاید به حکمت تو را
ز مهر تو دل ها سراسر امید
که هر لحظه ی زندگی را نوید
چو هفتاد سالت شد ای جان من
ز عمری گذشتی به صد ها فتن
میان‌سالی و جان فشانی گذشت
همه شور و شادی ، جوانی گذشت
نه افسوسِ دیروز، بر دل بزن
نه اندوه فردا، به محفل فکن
به هر لحظه شکر خدای جهان
خداوند عشق و خداوند جان
چو فرزند خود کرده ای تربیت
کنون می‌بری لذت و منزلت
چو بینی نواده، جوانی کنی
ز دیدار او گل پرانی کنی
به آرامی و صبر یارت شود
دلت پر ز عشق و نهایت شود
نه حرص جوانی، نه شوق فزون
نیارد دلت را قرار و سکون

به هر جمع چون سایه‌بانی بزرگ
ستونی ز خیمه، فروغی سترگ
تو در رنج و درد و به طوفان سخت
گذشتی به صبر و به ایمان سخت
کنون وقت آرامش و سروری ست
که راهت به نسلِ جوان، رهبری‌ست
جوانی گذشتی به شور و نشاط
میان‌سالی‌ات رفت با صد صفات
به ذکر خدا دل جوان می‌کنی
به هر لحظه شکری بیان می‌کنی
تو چون چشمهٔ دانش و بینشی
به هر دل فشان نور و آرامشی
تو گنجینهٔ حکمت و راستی
به هر دل تو نوری برافراشتی
به جسم ار ز نیروی پیشین کم است
ولی روح تو هم‌چنان محکم است
به ورزش شود توصیه، آن مدام
که افزون کند قدرتت را تمام
به دیدار یاران، سفارش تو را
که دیدار یزدان، ستایش تو را
نه غم را هراسی، ز دنیای دون
که رحمت همیشه خدا را فزون
به لبخند تو دل چمن زار شد
ز مهرت نسیمی به گلزار شد
نواده چو خندد، طراوت تو را
که شادی رساند، حکایت تو را
نه هفتاد پیری و رنج و ملال
که گنجی‌ست پر نور و درس کمال
به شادی سفارش کنم این گروه
فسرده نگردد ز رنج و ستوه
شنیدار تو، از کلامت سکون
کند چان ما را همی رهنمون
که هر روز تو فرصت است و حیات
چو یک بارقه در دل و آن نجات
به مردم رسان مهر و بخشش مدام
که نام تو ماند به نیکی مرام
اگر دل " رجالی" بماند جوان
تو پیری نداری در این کهکشان
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۲۳
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴ساعت 23:17  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
مثنوی(۵۵۶)

دوران سی‌سالگی

رسیدی چو بر سی، به اوج شباب
هنوزت به دل هست شور و شتاب
نه کودک دگر، نی همان نو‌جوان
میان دو دنیا، به عزم و توان
به کار و به عشق و به علم و هنر
شود زندگی روشنی‌بخش‌تر
گذشتی ز دورانِ بی‌خویشی‌ات
رسیدی کنون در خوداندیشی‌ات
به بالِ هنر ره به معنی بری
به نورِ امید و خِرَد پروری
جهان پیش رو پر ز عطر و صفاست
تو مهمان عشقی، عبادت سزاست
دل از غم رها کن، به شادی خرام
که سی سال عمر است، دریای کام
به هر روز خود تا توانی بکار
که فردا بیابی ز رنجت بهار
اگر همّت و شوق همراز توست
سعادت به هر لحظه دمساز توست
نهال امیدت قوی ، پرتوان
نشانی ز فردا، به روزت نشان

به سی سالگی شور و تدبیر هست
به لبخند تو، عشق و تقدیر هست
نه زود است پیری، نه دیگر صغیر
که سی، مرز مردانگی و نصیر
توانی ز دانش، فروزان کنی
به شادی دل خود گلستان کنی
اگر یار و هم‌صحبتی یافتی
چه زیبا دل و جان ز آن ساختی
به ورزش بپرداز و دل زنده باش
به هر کار نیکو، تو پاینده باش
جهانت پر از نور یزدان شود
وجودت به هر لحظه تابان شود
دلت گرم و روشن ، رها از جفا
خور و خواب خود کن به دور از خطا
به سی، تازه راهت نمایان شود
چراغ دلت پُر ز ایمان شود
نهال جوانی اگر عشق داشت
به باغ سعادت ثمردار گشت
بود سی، سر آغاز کار و تلاش
امیدت به یزدان و مسرور باش
به فردا توانی جهان ساختن
ز اندیشه‌ها بی گمان ساختن
چو دل را به کوشش کنی هم‌نوا
شود زندگانی سراسر صفا
به علم و هنر، جانِ خود پروران
که با سعی و کوشش شوی جاودان
چو صبر و امید آیدت در کنار
جهان گردد از نور دانش بهار
چو خدمت به مردم کنی افتخار
محبت شود مایه‌ی اعتبار
رها کن دل و جان به یاد خدا
که هر لحظه‌ات پر شود از صفا
به هر دم نگر در دل روزگار
که دریای فرصت تو را در کنار
اگر دل به یزدان بود رهنما
جهانت شود پر ز نور و صفا
جوانی گذشتی به شور و شتاب
کنون می‌رسی با وقار و حساب
دلت گر جوان ماند و خنده‌ روی
بهاری بمانی در این کوی و جوی
ز حکمت "رجالی" تو نیکی فزای
ره رستگاری به مردم نمای
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۲۲
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴ساعت 12:54  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی (۵۵۵)
نامه ای به فرزندان
فرازهایی از نهج البلاغه(۱۴)

به نام خدایی که بخشید جان
که جان شد ز انوار او شادمان
خدایی که بر عرش دارد وقار
به اهل صفا بخشد اسرار یار
ستایش مر او را سزا بی‌حدود
که بر بنده‌اش راه رحمت گشود
درود آن رسول خداوند نور
که آورد بر کفر و ظلمت فتور
سلام آن امامان اهل یقین
هدایت گر خلق و راه مبین
علی، آن امامی که دریای نور
ز بخشش فکندست در دل سرور
وصیت به فرزند دارد چنین
که سازد تو را در جهان بهترین
ولی در وصیت، به صبر و یقین
پیام خدا را رساند ز دین
بفرمود: ای جانِ جانان پسر
در این لحظه ها بشنو پند پدر
شما را وصیت به تقوای حق
به زهد و عبادت، به دریای حق
سخن حق بگوئید و حق را سزاست
ز باطل به دور و به یزدان تو راست
به مظلوم یاری نما بی‌دریغ
ستمگر برانداز با عدل و تیغ

مبادا که غافل شوید از معاد
که فردا حساب است و روزِ جهاد
جهان، گل‌نمایی‌ست بی‌عطر و بو
که آرد به دل رنج و صد گفت‌وگو
مبادا به زَینَت فریبی دهد
ز راه حقیقت غریبی دهد
شما را صبوری وصیت کنم
ره حق و ایمان روایت کنم
به فرمان حق، دل به جانان کنید
نه تسلیم ظالم ، نه خسران کنید
چه حاصل ز کاخی که بر باد شد؟
چه سود از گناهی که فریاد شد؟
به تقوا شود خانه ای در جنان
که روشن کند جان و دل را چنان
چو پرهیز، جان را رها می کند
به یاد خدا، دل صفا می‌کند
علی گفت: دنیا چو زندان ماست
که جنت، به تقوا نمایان ماست
مرا این جهان شد به تیغی خراب
بود زندگانی چو بازی، سراب
بگفتا: خدا را خدا را نماز
که آن است آیین دین و نیاز
نماز است ستونی در آئین ما
ره آورد پاکان و میزان ما

شما را به قرآن سفارش کنم
که بر جان انسان سفارش کنم
کتاب خدا هست نور و حیات
به جان و به دل می نماید نجات
بگفتا علی با دلی خون‌فشان
الهی! تویی رحمت بی‌کران
کنون آخرین پند من بر شما
به تقوا و ایمان و عدل و صفا
علی شد شهید ره ایزدی
که یادش بماند به دل سرمدی
"رجالی" سراید وصیت به نظم
که جان‌ها شود روشن از درک و فهم
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۲۱
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۴ساعت 21:34  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی (۵۵۴)
نامه ای به جریر بن عبدالله
فرازهایی از نهج البلاغه(۱۳)

به نام خدایی که جان آفرید
به هر ذره‌ای شور ایمان دمید
خدایی که بر عرش دارد جمال
ز فرمان او شد جهان در کمال
ز فضلش جهان پر ز نور و شعور
ز حکمت به دل‌ها رساند حضور
همان پادشاهی که بر خاک و جان
به عدل و به تقواست صاحب نشان
ستایش مر او را سزد جاودان
که بر بنده‌اش کرد رحمت عیان
درود آن رسول خداوند داد
که بر کفر، آیین حق را نهاد
سلام آن وصی نبی، مرتضی
که او بُد امام و ولیّ خدا
علی آن امام است ، فخر جهان
به تقواست سرمایه‌ی روح و جان
نه شمشیر او جز برای خدا
نه تدبیر او جز رهِ مصطفی

ز مِهرش فقیران پناهی گرفت
ز تیغش ستمگر تباهی گرفت
به تیغش فرو ریخت کفر و نفاق
به حکمش نشد کس به باطل وفاق
کنون نامه‌ای شد ز دریای جان
برای جریر است در آن زمان
برو تا رسانی پیام وصی
که او وارث احمد است و نبی
به شامش فرستاد مولا، علی
که بیعت بگیرد ز خصم ولی
نشسته به شام آن شقی پلید
که جز فتنه نارد به آیین، مزید
بگو با دلی پر ز نور و صفا
که مولاست تنها امام هُدی
چو نامه به کف یافتی ای جریر
بر آن فتنه‌جو عرضه کن ای دلیر
بگو: بر ستمگر چه خواهی کنی؟
به تقوا نباشی، به جنگ منی
اطاعت ز فرمان حاکم تو را
نگه دارد از لغزش و فتنه ها
اگر جنگ خواهی، تو را آتشی است
که آن نفس دون منشا سرکشی است
اگر صلح جویی، تو را بهتر است
علی شیر حق مغنی و حیدر است
اگر جنگ خواهد، شود ذلتش
ولی صلح و بیعت بود حجتش
اگر با تو آید به دعوی و رای
تو حجّت نمای از کتابِ خدای
جریر این پیام امام هُدی
برد با دلی پر ز مهر خدا
عمل گر نکو باشدت در خفا
به آن، سر بلندی به روزِ جزا
علی عهد خواهد ز صدق و صفا
نه صلحی که گردد بنایش جفا
جریرا سخن، صاحبش حیدر است
که بر عقل و ایمان، همه داور است
بگو: ای معاویه! بیدار شو
ز خواب غرورت خبردار شو
نه آن تخت ماند ، نه آن تاج زر
نه آن لشکر و نه سپاهِ بشر
جهان بشنود این پیام جلی
" رجالی" ز گفتار مولای علی
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۲۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۴ساعت 0:24  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
مثنوی(۵۵۳)

نامه ای به شریح قاضی
فرازهایی از نهج البلاغه(۱۲)

به نام خداوند عشق و حضور
جهان شد ز فضلش پر از شور و نور
خدایی که عالم به فرمان اوست
زمین و فلک چرخ گردان اوست
ستایش مر آن پادشاهی سزاست
که بر خاک، جان را ز حکمت بجاست
درود آن رسول امین خدای
که بر دین او زنده شد هر سرای
کنون نامه‌ای پر ز نور و کلام
که بخشد به قاضی ره اهتمام
خطابش شریح است، مرد قضا
که در داوری بود اهل رضا
علی با بیانی چو تیغ و قلم
به بیداریت خواند، ظلم و ستم
سخن‌های او، وحی سرمد بود
که جان تو را ره به مقصد بود
بگویم کنون شرح آن نامه را
که بنمایدت راه عز و بقا
کنون بشنو ازمرتضی این خطاب
که از مهر، جان را دهد فتح باب

بگفتا: شریحا! شنیدم خبر
خریدی سرایی به سیم و به زر
چه کردی؟چه دیدی؟ که بر خود ستم
به کاخی که با باد گردد عدم
تو را خانه‌ای جز دو گز خاک نیست
در آن گور، جایی به افلاک نیست
گواهان چه سودت دهند آن زمان؟
که جانت رسد بر سر امتحان
اگر خانه خواهی، بخر در بهشت
که جاوید باشد، نه ویران و خشت
به این کاخ دنیا مکن اعتماد
که چون سایه بگذشت و گردد به باد
خریدی تو خانه ز مال حلال؟
نمودی به زحمت خود و دان زوال
که وارث برد بهره‌اش در غیاب
تو باشی به رنج و جواب و عذاب
نه ماند به تو، نه به فرزند و زن
نماند به کس جز دو گز پیرهن
چه خوش گفت دانا: که دنیا سراب
که نادان ببیند چو کوثر، گلاب

جهان پر ز نیرنگ و مکر و فریب
نداند کسی زو سلامت به جیب
چه سود است خانه، چو دل تیره شد؟
که نفس فریبنده را چیره شد
شریحا! تو هم در ره امتحان
چرا دل نهادی به دنیا، عیان؟
نه ماند به کس زر، نه ماند گهر
به غیر از عمل، هیچ آید ثمر
عمل خانه ی آخرت می خرد
نه این کاخ دنیا که جانت بَرَد
به تقوا بخر خانه‌ای در جنان
که پاینده باشد تو را در جهان
بدان خانه‌ای کز دل آید به کار
بود برتر از آن که از خشت بار
قضا عدل یزدان بود بر زمین
نماند عدالت ز اجحاف و کین
چه نیکوست قاضی که عادل بُود
نه آن کس که بر مال، مایل بُود
مبادا " رجالی" ز شرم و عتاب
به محشر بمانی بدون جواب
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۹
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:6  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
مثنوی(۵۵۲)

نامه ای به امام حسن(ع)
فرازهایی از نهج البلاغه (۱۱)


به نام خداوند مُلک و سپهر
که او داده بر هر دلی نورِ مهر
خدایی که جان را ز حکمت سرود
ز دریای رحمت گهرها فزود
ستایم خداوند روح و روان
که بخشد به عالم حیات و توان
بگفتا علی بر حسن این سخن
پس از رنج صفّین و شور و مَحَن
که ای نور چشمم، امامِ هُدی
به راه خدا کن رهِ اقتدا
منم بنده‌ای خسته از روزگار
به فرزند گویم سخن یادگار
به ظاهر گران و به باطن گُهر
که باشد چراغ ره اندر سحر
من آن دل‌شکسته به پایان راه
به دور از ریا و جفا و گناه
که در عمر خود دیده‌ام روزگار
پر از فتنه و رنج و پر کارزار
به پایان رسیده مرا عمر و جان
نهان گشته در سینه راز جهان
به فرزند گویم پیام وفا
که گیرد ره حق، طریق خدا

جهانت پر از آرزوهای خام
که راهت نماید سرابی به کام
شنو ای پسر، راه یزدان تو راست
که جانت اسیر دل و فتنه هاست
به فرزند گویم ز صدق و صفا
که ره جوید او تا به حق و رضا
من آن دیده ام رنج دوران بسی
تو ای جان من، راه یزدان بسی
پس ای عمر من، زود بیدار شو
ز گرداب غفلت، سبک‌بار شو
سخن‌های من در دلت جا کند
که ره بر تو تا کوی بالا کند
جهان یک‌سره پر ز عبرت بود
ولی چشم غافل به حسرت بود

کجا رفت آن تخت و آن بارگاه؟
کجا رفت آن لشکر و آن سپاه؟
تو را ای پسر در رهی بی‌قرار
که فردا شوی هم‌چو آنان دچار
بسا پادشاهان به افسون و مکر
که شد آخر کارشان خاک و قبر
به کاخی که صد پادشه داشت جای
کنون جای گور است و ماتم سرای
کجا رفت آن باده و بزم و ساز؟
کجا رفت آن بخت و تخت و نیاز؟
همه رفت و شد خاک تیره به‌جای
نهان گشت در ظلمت و در بلای
تو ای جان من پند و عبرت از آن
که باشی تو هم در ره امتحان
به کردار نیکو بپرداز جان
که باقی بماند به روز نهان
تو ای جان من،چشم دل باز کن
از این تن رها و تو پرواز کن
اگر بر تو آید عطای جهان
مکن فخر و باشد تو را امتحان
سخن‌ها " رجالی" به پایان رسید
دل مؤمنان را به تقوا کشید

سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۸
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:45  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی (۵۵۱)
نامه حضرت علی (ع) به سهل بن حنیف

کارگزار مدینه
فرازهایی از نهج البلاغه(۱۰)

به نام خداوند عشق و خرد
که بر ملک هستی خرد را سزد
خدائی که بنمود گیتی به نور
ز لطفش جهان پر ز فیض و سرور
ستایش کنم آن خدای کریم
که بخشد به دل‌ها صفایی عظیم
کنون قصه‌ای گویمت پر بها
ز گفتار مولای دین و وفا
علی آن امام همام و شجاع
که در راه حق بود و اهل دفاع
ز دانش، جهان را فروغی دگر
ز عدلش همه شهر شد پرگهر
چو گردید حاکم به درخواست حق
به داد و فضیلت بیافراشت حق
نهادند دشمن به او کید و مکر
ولی حق نگه داشت او را ز شر
در آن روزگاران، بشارت نمود
به سهل نصارا وصیت نمود
که‌ای والی متقی و امین
فروغ تو شد مایه‌ی عز دین

به دستت سپردم بلادی کبیر
که جمعی به نیرنگ و جمعی بصیر
مدینه سرای رسول خدا
مکانی مقدس ز عشق و وفا
چو آگه شود نور حق مرتضی
که دشمن کند فتنه ای را به پا
بگفتا به سهل نصارا چنین
که دشمن بود خود سر و در کمین
شنیدم که جمعی ز راه وفا
رها کرده‌اند، عهد حق را، جفا
روان سوی شام و خدا را رها
به سودای زر رفته اند و بلا
نگردد تو را ترک شهر و دیار
کدورت به جان و شوی بی قرار
تو بر حق بمان و خدا را سزاست
جهان در کف و در ید کبریاست
به حق گر بمانی خدا با تو است
که فتح و ظفر در رضا با تو است
هماره بدان این جهان فانی است
سراب است و بی‌ارزش و آنی است
صبوری کن ای مرد میدان حق
که صبر است سررشته‌ی جان حق
مبادا ز دشمن تو غم بر دلت
که یاری حق قدرت و منزلت
هرآن کس که باشد به حق استوار
بهشتی شود، جاودان یادگار
به صبر و یقین باش مرد وفا
که این است راه نبی و خدا
به دنیا مبندید دل، ای حکیم
که دنیا فریبد به صد ناز و سیم
تو را با خدا یار و یاور بسی است
به حق، نصرت و فتح، با تو کسی است
تو مردی ز اصحاب بدر و وفا
که یارت خدا هست تا انتها
مدینه به عدلت شود پایدار
که باشی تو بر دین حق رهگذار
تو ای مرد با عدل و ایمان و صبر
بمان بر ره حق چو دریاست جبر
چه مردان " رجالی" که دنیا گرفت
ولی جانشان را ز تقوا گرفت

سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۷
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 3:57  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی (۵۵۰)
نامه ای به کارگزار بصره(عثمان بن حنیف)
فرازهایی از نهج البلاغه(۹)

به نام خداوند فضل و کرم
که از فیض او، شد جهان، پر نعم
ز یزدان گرفتم توان و صفا
که گردم به اخلاص او آشنا
بگفتا علی: راوی علم و دین
ز اعماق جان و ز روی یقین
به عثمان، تو ای کاردار امین
سفارش کنم بر تو فهوای دین
بگویم تو را از ره مصطفی
که او رهبر خلق و دارد صفا
تو باید مثال علی باشدت
نه چون اهل لهو و کسی باشدت
اگر من به نان جو قانع شدم
ز نفس و هوا سخت مانع شدم
تو هم رهبر خلق باشی چنین
که دنیا بماند چو ماری گزین
شنیدم که مهمان شدی محفلی
به خوان زر و باده ی غافلی
چرا بر سر سفره غافلان؟
نشستی چو آئینه ی در میان
ندیدی چرا ماندگانِ در زمین
ز نان خالی است سفره و دل غمین؟

ندیدی که درویش بی یار و کس
ندارد پناهی، به جز دادرس
تو باید که با مردمان هم‌نشین
نه با اغنیا و نه با دل‌نشین
اگر سفره ای پر ز نوش و غذاست
کنارش فقیری به رنج و بلاست
مخور لقمه‌ای کز دل بینواست
که آهش تو را در قیامت جزاست
جهان صحنه ی بازی و در گذر
کسی با زر و تاج ناید ثمر
ز کار شبانان تو را اقتدا
که باشد چو چوپان، ره دین خدا
به دنیا مکن تکیه ای نامور
که باشد فریب و سرای گذر
که فردا تو مانی به خاک و غبار
نه چیزی بماند به جا و قرار
چو خواهی بمانی به پیش خدای
به عدل و به تقوا کنون ره گشای
بترس از خدای جهان‌آفرین
که داند تو را با دل و با یقین
چو پنهان کنی خوان و مهمانیت
که فردا کند بر تو رسوائیت
دل خود نهان کن به راه خدا
برون کن دل از فتنه و کیمیا
تو ای مرد با صدق و با اعتقاد
به مردم رسان مهر بی‌انتقاد
مکن با فقیران ستیزی به کار
که نفرینشان گیردت بی‌شمار
اگر با توانگر شدی هم‌نشین
به مسکین نگر، باش با او قرین
چه بسیار مردم که با مال و زر
فرو شد به دوزخ به خواری و شر
نه اشراف ماند، نه آن باده‌خوار
نه زرین‌سراها، نه آن نامدار
چو خواهی بمانی به دین خدا
برو با فقیران ره مصطفی
" رجالی" مرو سوی زرق جهان
که این‌ها وبال دل است و نهان

سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۶
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:30  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
مثنوی(۵۴۹)

نامه ای به مالک اشتر نخعی
فرازهایی از نهج البلاغه(۸)

به نام خداوند عشق و صفا
که بخشد به دل ها سکون و رضا
خداوند رحمان، خدای رحیم
جهان‌آفریننده‌ی خوش نعیم
درود خدا بر نبی و امام
رساننده ی نور و عشق و پیام

نبی‌ای که شد مقتدای بشر
امین خدا در همه خیر و شر
درود دگر بر امام هدی
که ما را بود هادی و رهنما
وصی رسول و بود ره گشا
چراغی که افروخت، راه خدا
به مالک چنین گفت مولا علی
که ای یار صدیق عصر نبی
تو را می‌فرستم به مصر کهن
که باشی نگهبان دین و سنن
به قومی که بودند در امتحان
گهی بر ره عدل و گه بر گمان
تو مالک! بدان این امانت خطیر
تو را می‌دهد خالقت، دست گیر

به تقوا بیارای دل را نخست
عدالت بنای حکومت ز توست
مبین خود فزون بر سرِ دیگران
که گردد دلت سخت و سنگین چنان
چو آید به جانت تکبر غرور
نما کین و اجحاف از دل به دور
نگردد به مردم جفایی روا
که فرمان من همچو حکم خدا
که این‌گونه گفتار و رفتار و کار
نباشد نکو در دل و کردگار
چو خواهی که یزدان کند عفو ما
تو بگذر ز مردم، ز کردار ها
سپاه تو بی‌خلق ناید به کار
که مردم سپاهند در روزگار
بپرهیز زآن کس که دارد خطا
که پیشینه‌اش پر ز جور و جفا
تو نزدیک کن مرد اهل یقین
که یار تو باشد به راه مبین
بپرهیز از ظلم و از احتکار
که ویران کند ملک و هم اعتبار
به دهقان بده فرصت کشت و کار
شکوفا شود گوشه گوشه دیار
مبادا که لشکر شود بهترین
که از دیدن خلق باشی غمین
فروتن بمان همچو عبد حقیر
که این است راه سرافراز و پیر
چو فرمانبری از خدای جهان
شود دولتت در پناه و امان
مبادا که دنیا فریبد تو را
به یادت رود مرگ و روز جزا
حکومت تو را چون امانت بود
نه غارتگری، عدل و رافت بود
که فردا ز کردار تو پرسش است
ز اعمال و گفتار تو پرسش است
به فرمان حق باش پیوسته یار
که یاری دهد در مسیر و گذار
چو خواهی بمانی به تاریخ یاد
مکن بر رعیت به جز عدل و داد
به نیکی " رجالی" حکایت نما
که این است راه رسول و خدا

سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۵
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 2:45  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
قصیده(۵۴۸)

استقامت

هر که با اهل ولایت جنگ و دعوا می‌کند
پیش یزدان و خلایق، خویش رسوا می‌کند

هر که با اخلاص خود خدمت کند بر دین حق
ذکر خیرش را خدا در لوح اعلا می‌کند

دل به عشق حق سپار و با ولایت شو رفیق
چون که نور ایزدی را تا ثریا می کند

هر که با اهل ولا همراه گردد جاودان
نام او را حق تعالی در مُهَنّا می‌کند

هر که شد فانی در آن درگاه عزت، با صفا
خویش را باقی به وجه حق تعالی می‌کند
دل به مهر و رحمت پروردگار خود سپار
راه ایمان و سعادت را هویدا می کند

هر که یاری کرد اسلام و نبی و مرتضی
خون او بنیاد کفر و شرک، رسوا می‌کند

هر که در راه خدا از مال و جان خود گذشت
سعی او را حق تعالی مشق و معنا می‌کند
استقامت با صبوری در ره دین خدا
رستگاری موجب و جان را مصفا می کند

هر که شد یاری‌گر اصحاب حق در روزگار
در دل هر مؤمن از نورش تجلا می‌کند
کینه جویی و ستم بر اهل تقوا نارواست
بی جهت کفار عالم ظلم و اغوا می کند

هر که با صدق و صفا همراه قرآن می‌شود
راه خود را سوی رضوان برین وا می‌کند

دشمن کافر ز میدان، سخت رسوا می‌کند
عشق حق گر در دلش جا گیرد و غوغا کند
لطف حق بر مردمان پیدا و گه نامرئی است
بر خلایق مهر بی پایان و دریا می کند
هر که یاران خدا یاری کند با کبریاست
یاری دین خدا، تا حشر بر پا می کند
هر که با قرآن و عترت عهد خود محکم ببست
در صف حق، نام خود از شرک تنها می‌کند
با علی، شیر خدا، پیوند محکم گر زند
در صف محشر، ره خود از بلا وا می کند
هر که جان در راه دین و در طریق حق دهد
در بهشت جاودان، منزل تولا می‌کند
بر دل عاشق تجلی می‌شود نور خدا
هر که در رهبا خدا تسلیم و تقوا می‌کند

هر که با اولاد احمد عهد خود پایا کند
در صف محشر، شفاعت را تمنا می‌کند
یار مظلومان عالم، خصم ظلم و کفر و جور
نام نیکش در جهان، تا حشر معنا می‌کند
هر که با صبر و یقین یاری کند دین خدا
دشمن کافر ز میدان، سخت رسوا می‌کند
عشق حق گر در دلش جا گیرد و غوغا کند
سینه را آیینه‌ی انوار مولا می‌کند
هر که با نور ولایت محشری برپا کند
تیرگی را از دل مردم به یغما می‌کند
هر که در یاری ولی شد پیشگام و باوفا
در قیامت خویش را بر عرش بالا می‌کند
هر که با قرآن و اهل بیت سازد همدمی
ظلم را در هر زمان از ریشه برجا می‌کند
یار حق چون کوه باشد در میان این جهان
هر که در رهبا خدا، با صبر، غوغا می‌کند
هر که در ایمان خود گردد قوی و استوار
راز وصل و راه عشق و دل تمنا می‌کند
هر که نام احمد و آل علی بر دل نشست
نورحق و عشق یزدان را به دل جا می کند
هر که شد جانا «رجالی» با صفا و با خلوص
نام او را جاودان، دنیا و عقبی می‌کند
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۴
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 21:6  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی (۵۴۷)
مفهوم مقاومت در قرآن
فرازهایی از قرآن مجید


کلام خدا چون چراغ حیات
فروزنده‌ی جان و راه نجات
سخن رفت آن‌جا ز اصلِ ثبات
که دل را دهد نورِ امن و نجات
بود استقامت تو را در جهان
کلید ظفر باشد و مستعان
توکل نما بر خدای قدیر
که او یار مومن بود بی‌نظیر
مجاهد کسی کو به راه خدا
گذارد دل و جان و مالش فدا
درونش پر از نور تقوا شود
دل و جان او غرق معنا شود
چو آیات قرآن نوید آورند
که یاران حق را امید آورند
به صبر و به ایثار و عشق و کمال
بیفکن ز دل ترس و بیم و زوال
صبوری چراغ ره مؤمنان
که در فتنه‌ها باشد او را امان
علی آن امام وفادار دین
که شمشیر حق داشت بر سر زمین

به خیبر چو بر کند دستان او
نشان داد قدرت ز ایمان و هو

هر آن‌کس که در راه یزدان بماند
ز عرش خدا مزد بی حد ستاند
چو امت بخواهد که گردد قوی
به تجهیز خویش و ز دین پیروی
نترسد ز دشمن، نلرزد ز زور
که ایمان دهد جان به میدان نور
شهیدان چو شمع شب تیره‌اند
به جان روشنایی به ما داده‌اند
ملائک به اهل وفا می‌رسند
به باغ وصال و لقا می‌رسند
چنین است قرآن، چراغ حیات
که آموخت ما را طریق ثبات
نداری هراس از هجوم عدو
که یار تو باشد چو یزدان و هو

در آیات قرآن پیام آمده
جهاد و دفاع مدام آمده
به هر جا که ظلمی پدیدار گشت
دل حق‌پرستان خبردار گشت
چو بر تو رسد سختی و امتحان
نگردد دل مؤمن از حق نهان
تو را استقامت به کسب یقین
رهاند تو را از بلا و حَزین
در این راه باید فدا کرد جان
که قرآن چنین داد بر ما نشان
ز قرآن بیاموز درس ثبات
که ماند تو را تا ابد در نجات
به ایمان و تقوا نگه دار خویش
که گردد مصون جان و افکار بیش
جهان پر ز ظلم است و مکر عدو
بگردی مقاوم به یاری او

مثال حُسین است، در کربلا
قیامش کند زنده دین خدا
چنین است راه شهیدان دین
که با خون نوشتند عشق و یقین
پیام خدا بر همه مومنین
بود استقامت ز آئین و کین
" رجالی" ، چه مردان نیکو وقار
که با استقامت همه کامکار
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۴
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 2:29  توسط علی رجالی  | 


باسمه تعالی

مثنوی (۵۴۶)
تحلیلی عرفانی بر مثنوی نامه ای به کمیل
فرازهایی از نهج البلاغه(۷)

بیت ۱
به نام خداوند نور و نوید
ز مهرش دل عاشقان را امید
ارجاع قرآن: ﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ (نور/۳۵)
ترجمه: خداوند، نور آسمان‌ها و زمین است؛ مهر او دل عاشقان را روشن می‌کند
تحلیل: آغاز نامه با ستایش خداوند نور و امید است؛ دل عاشقان با نور او روشن و دلگرم می‌شود
بیت ۲
که او خالق روز و شب در جهان
که نورش مزین کند کهکشان
ارجاع قرآن: ﴿اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ﴾ (زمر/۶)
ترجمه: خداوند خالق همه چیز است؛ نور او کهکشان‌ها را مزین می‌کند
تحلیل: جهان آفرینش و نظم آن جلوه نور الهی است؛ ستایش از قدرت و جمال خداوند
بیت ۳
درود و سلام از دل پرصفا
به احمد، رسول و چراغ هُدی
ارجاع قرآن: ﴿مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ﴾ (انبیاء/۱۰۷)
ترجمه: ما تو را جز رحمت برای جهانیان نفرستادیم
تحلیل: درود بر پیامبر، چراغ هدایت؛ مرهم دل‌ها و راهنمای انسان‌ها
بیت ۴
امیدی که شد رهنمای بشر
چراغ دل و جان به وقت خطر
ارجاع قرآن: ﴿وَجَعَلْنَاکُمْ شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ﴾ (بقره/۱۴۳)
ترجمه: شما را گواهان بر مردم قرار دادیم
تحلیل: پیامبر چراغ دل و جان مؤمنان است و در سختی‌ها راهنمای آنان
بیت ۵
درود دگر بر وصی نبی
علی آن امام هدی و ولی
ارجاع نهج‌البلاغه: نامه ۳۵
ترجمه: علی وصی پیامبر و امام هدایتگر است
تحلیل: وصی پیامبر ادامه‌دهنده هدایت و نور الهی است
بیت ۶
امامی که راهش چراغ هُدی است
شفیع دو عالم، ولی خداست
ارجاع نهج‌البلاغه: نامه ۳۵
ترجمه: امام هدایتگر، شفیع و ولی خداست
تحلیل: امامت علی، مسیر انسان‌ها را روشن می‌کند و وسیله شفاعت است
بیت ۷
کنون رو به یار وفادار خویش
کمیل است همدم، مددکار خویش
ارجاع نهج‌البلاغه: نامه ۳۵
ترجمه: کمیل یار و همدم وفادار علی است
تحلیل: تاکید بر وفاداری یاران امام و ارتباط نزدیک آنان با راه حق
بیت ۸
بگفتا علی: دل چو ظرفی عظیم
به قدر عنایت شود پر ز سیم
ارجاع نهج‌البلاغه: نامه ۳۵
ترجمه: دل انسان مانند ظرفی بزرگ است؛ به اندازه توجه الهی پر می‌شود
تحلیل: دل انسان ظرفیت پذیرش نور و حکمت الهی را دارد
بیت ۹
بگفتا: کمیل! ای برادر! بدان
که دین، یار جان و امان روان
ارجاع نهج‌البلاغه: نامه ۳۵
ترجمه: دین، جان را حفظ و روان را امان می‌دهد
تحلیل: تاکید بر اهمیت دین و نقش آن در هدایت انسان
بیت ۱۰
نگه دار دین را چو جان در بدن
که بی‌دین بمیرد چو بی‌روح تن
ارجاع نهج‌البلاغه: نامه ۳۵
ترجمه: دین را مانند جان حفظ کن؛ بی‌دین مانند بدن بی‌روح است
تحلیل: دین ستون زندگی روحانی و عقلانی انسان است

بیت ۱۱
بزن گرد زنگ از دل بی‌قرار
ببینی به جانت تجلّی یار
ارجاع عرفانی: حکمت ۴۵ نهج‌البلاغه
ترجمه: دل را از اضطراب پاک کن تا تجلی الهی را ببینی
تحلیل: آرامش دل، پیش‌شرط دیدن نور و جلوه خداست
بیت ۱۲
دلت را نما غرق نور و صفا
که گردد در او جلوه‌ی کبریا
ارجاع عرفانی: قرآن ۲۴/۳۵
ترجمه: دل را پر از نور و صفا کن تا جلوه عظمت الهی در آن نمایان شود
تحلیل: تزکیه دل، انسان را شایسته دیدار نور الهی می‌کند
بیت ۱۳
دلت چون سبوی حقایق بود
در او مهر و اسرارِ خالق بود
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه، خطبه ۱۴۶
ترجمه: دل مانند ظرفی از حقایق باشد؛ مهر و اسرار الهی در آن جای گیرد
تحلیل: دل آماده پذیرش حکمت و اسرار الهی، مسیر معرفت است
بیت ۱۴
چو لبریز گردد دل از سر جان
نمایان شود نور ربّ جهان
ارجاع عرفانی: قرآن ۲۴/۳۵
ترجمه: وقتی دل پر از نور شد، جلوه خداوند در آن آشکار می‌شود
تحلیل: تکمیل تزکیه دل، ظهور نور الهی در قلب انسان است
بیت ۱۵
مرا بشنو ای یار با معرفت
که گویم ز اسرار و از آخرت
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه، نامه ۳۵
ترجمه: یار با معرفت، اسرار الهی و زندگی پس از مرگ را بشنو
تحلیل: آموزش عرفانی و اخلاقی، هدایت انسان به سوی سعادت ابدی است
بیت ۱۶
بگویم حدیث وفا، عاقبت
رساند تو را دولت عافیت
ارجاع عرفانی: حکمت نهج‌البلاغه ۴۵
ترجمه: وفا و درستکاری، دولت و سلامتی ابدی می‌آورد
تحلیل: وفاداری و درستکاری سبب امنیت و نجات است
بیت ۱۷
سه دسته شوند این خلایق همه
در این راه پر بیم و ظلمت‌کده
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه ۳۵
ترجمه: مردم در این راه، گروه‌های مختلفند؛ برخی در ظلمت، برخی در هدایت
تحلیل: مسیر حق و باطل آشکار است و انسان باید گروه راهنمای را انتخاب کند
بیت ۱۸
یکی عالِم است و بود رهنما
نماید طریق هدایت، چراغ خدا
ارجاع عرفانی: قرآن ۹۹/۷
ترجمه: عالم هدایتگر، چراغ راه خداست
تحلیل: پیروی از عالمان راستین، انسان را به نور و هدایت می‌رساند
بیت ۱۹
اگر طالب علم، جویای خیر
که جوید ره خود ز دانش به سیر
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه ۷۲
ترجمه: طالب علم، راه خیر و سعادت را از طریق دانش می‌جوید
تحلیل: علم و حکمت وسیله رشد روح و هدایت انسان است
بیت ۲۰
و دیگر گروهی به نام عوام
ندارد نشانی ز جاه و مقام
ارجاع عرفانی: حکمت نهج‌البلاغه ۲۵
ترجمه: مردم عامی، بی‌اطلاع از مقام و حقایق
تحلیل: عوام، پیروی از هوا و جهل می‌کنند و راه حقیقت را نمی‌شناسند

بیت ۲۱
که گردد اسیر دل و هم غرور
گرفتار خویش است و اهل سرور
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه ۴۶
ترجمه: دلشان اسیر غرور است؛ گرفتار هوس و شادی‌های دنیوی
تحلیل: غرور و هوا باعث گمراهی و دوری از هدایت می‌شود
بیت ۲۲
اسیر هر آوازه و هر صداست
دلش سوی عیش و به فکر صفاست
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه ۴۶
ترجمه: دلشان گرفتار شهوات و سرگرمی‌هاست
تحلیل: دل مشغول دنیای فریبنده، توان دیدن حقایق را ندارد
بیت ۲۳
کمیل! ای برادر! ز این قوم دور
که گردند در جهل، گمراه و کور
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه ۷
ترجمه: از این گروه فریب‌خورده دوری کن؛ آنان در جهل و گمراهی هستند
تحلیل: دوری از جاهلان و فریب‌خوردگان، شرط رشد و تعالی روحی است
بیت ۲۴
به عالِم بپیوند و آموز راه
که او ره نماید به سوی اله
ارجاع عرفانی: قرآن ۹۹/۷
ترجمه: با عالم واقعی همراه شو و راه درست بیاموز
تحلیل: علم و هدایت، مسیر نجات و قرب الهی است
بیت ۲۵
بدان علم، جان را صفا می‌دهد
به تاریکی دل، ضیا می‌دهد
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه ۷۲
ترجمه: علم دل را روشن می‌کند و ضیای حقیقت را آشکار
تحلیل: علم الهی، انسان را از تاریکی نادانی رها می‌کند
بیت ۲۶
بپرهیز از جهل و از بی وفا
مکن جان و دل را اسیر هوا
ارجاع عرفانی: حکمت ۴۵
ترجمه: از نادانی و بی‌وفایی پرهیز کن؛ دل را به هوا و هوس نفروش
تحلیل: دوری از جهل و هوس، پیش‌شرط رشد و هدایت است
بیت ۲۷
مبادا ز اهل هوا پیروی
که آن ره بود رهزن معنوی
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه ۷
ترجمه: از پیروان هوا و هوس دوری کن؛ آنان رهزن راه روح هستند
تحلیل: هواپرستی، انسان را از مسیر نور و حقیقت بازمی‌دارد
بیت ۲۸
خرد را بجو، تا شوی رهنمون
ز دریای حکمت، برآری فسون
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه ۴۵
ترجمه: خرد و حکمت را جوی تا هدایتگری شوی
تحلیل: حکمت، دریایی است که انسان را به نور و رهایی می‌رساند
بیت ۲۹
به علم است آدم به بالا رسد
ز دریای حکمت، به یکتا رسد
ارجاع عرفانی: قرآن ۹/۱۲
ترجمه: آدمی با علم و حکمت به مقام قرب و یگانگی الهی می‌رسد
تحلیل: علم، پل صعود انسان به عالم نور و وحدت با حق است
بیت ۳۰
"رجالی" تو را این سخن یاد دار
که علم است یار و تو را شد قرار
ارجاع عرفانی: نهج‌البلاغه، نامه ۳۵ و حکمت ۴۵
ترجمه: ای رجالی! این نکته را به خاطر بسپار که علم، همدم و یار توست و به تو آرامش و قرار می‌دهد
تحلیل: پایان این فراز، تاکید بر اهمیت علم و حکمت الهی است؛ علم به انسان ثبات و قدرت تشخیص حق از باطل می‌بخشد و او را در مسیر الهی پایدار می‌کند.

تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی

۱۴۰۴/۶/۱۳
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 14:57  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی (۵۴۵)
نامه ای به کمیل بن زیاد
فرازهایی از نهج البلاغه(۷)


به نام خداوند نور و نوید
ز مهرش دل عاشقان را امید
که او خالق روز و شب در جهان
که نورش مزین کند کهکشان
درود و سلام از دل پرصفا
به احمد، رسول و چراغ هُدی
امیدی که شد رهنمای بشر
چراغ دل و جان به وقت خطر
درود دگر بر وصی نبی
علی آن امام هدی و ولی
امامی که راهش چراغ هُدی است
شفیع دو عالم، ولی خداست
کنون رو به یار وفادار خویش
کمیل است همدم، مددکار خویش
بگفتا علی: دل چو ظرفی عظیم
به قدر عنایت شود پر ز سیم
بگفتا: کمیل! ای برادر! بدان
که دین، یار جان و امان روان
نگه دار دین را چو جان در بدن
که بی‌دین بمیرد چو بی‌روح تن

بزن گرد زنگ از دل بی‌قرار
ببینی به جانت تجلّی یار
دلت را نما غرق نور و صفا
که گردد در او جلوه‌ی کبریا
دلت چون سبوی حقایق بود
در او مهر و اسرارِ خالق بود
چو لبریز گردد دل از سر جان
نمایان شود نور ربّ جهان
مرا بشنو ای یار با معرفت
که گویم ز اسرار و از آخرت
بگویم حدیث وفا، عاقبت
رساند تو را دولت عافیت
سه دسته شوند این خلایق همه
در این راه پر بیم و ظلمت‌ کده
یکی عالِم است و بود رهنما
نماید طریق هدایت، چراغ خدا
دگر طالب علم، جویای خیر
که جوید ره خود ز دانش به سیر
و دیگر گروهی به نام عوام
ندارد نشانی ز جاه و مقام
که گردد اسیر دل و هم غرور
گرفتار خویش است و اهل سرور
اسیر هر آوازه و هر صداست
دلش سوی عیش و به فکر صفاست
کمیل! ای برادر! ز این قوم دور
که گردند در جهل، گمراه و کور
به عالِم بپیوند و آموز راه
که او ره نماید به سوی اله
بدان علم، جان را صفا می‌دهد
به تاریکی دل، ضیا می‌دهد
بپرهیز از جهل و از بی وفا
مکن جان و دل را اسیر هوا
مبادا ز اهل هوا پیروی
که آن ره بود رهزن معنوی
خرد را بجو، تا شوی رهنمون
ز دریای حکمت، برآری فسون
به علم است آدم به بالا رسد
ز دریای حکمت، به یکتـا رسد
" رجالی" تو را این سخن یاد دار
که علم است یار و تو را شد قرار

سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۳
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 14:7  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی (۵۴۴)
تحلیلی عرفانی بر مثنوی نامه ای به سلمان فارسی
بیت ۱
به نام خدایی که آرد پدید
به هر دل صفا و به هر لب نوید
ارجاع عربی: ﴿اللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ﴾ (صف/۱۰)
تحلیل: آغاز نامه با ستایش خدای آفریننده است؛ جان و دل انسان به نور او روشن می‌شوند
بیت ۲
به نام خدای بزرگ و عظیم
که جان را چراغ و خرد را حکیم
ارجاع عربی: ﴿وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ﴾ (بقره/۲۰)
ترجمه: و او بر هر چیز تواناست
تحلیل: خداوند علاوه بر خلق، خرد انسان را نیز هدایت می‌کند؛ چراغ دل و حکمت عقل از اوست
بیت ۳
ستایش مر او را سزاوار باد
که دل را به نور یقین یاد داد
ارجاع عربی: ﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ (نور/۳۵)
تحلیل: دل‌ها با یاد او روشن می‌شوند و نور یقین در قلب مؤمنان جلوه می‌کند
بیت ۴
محمد، رسول خدای جلیل
چراغ هدایت، شفیع و دلیل
ارجاع عربی: ﴿مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ﴾ (انبیاء/۱۰۷)
ترجمه: ما تو را جز رحمت برای جهانیان نفرستادیم
تحلیل: رسول خدا چراغ هدایت و شفیع است؛ پیامبر راهنمای دل‌ها و جان‌هاست
بیت ۵
وصیّش علی، شیر حق، مرتضاست
که جان را دهد نور و دل را صفا
ارجاع نهج‌البلاغه: نامه ۳۹
تحلیل: امامت علی، استمرار هدایت و منبع نور معنوی برای مؤمنان است
بیت ۶
بگفتا به سلمان، حکیم صبور
سخن از سعادت، ز دریای نور
ارجاع نهج‌البلاغه: نامه ۵۴۳
ترجمه: نامه‌ای به سلمان حکیم و صبور، درباره سعادت و هدایت
تحلیل: نامه آموزشی و اخلاقی است؛ دریایی از حکمت برای هدایت مؤمنان
بیت ۷
چنین گفت مولا به یار وفا
که با حق بمان و دلت با خدا
ارجاع قرآن: ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا﴾ (آل‌عمران/۱۰۳)
ترجمه: همگی به ریسمان خدا چنگ زنید
تحلیل: توصیه امام به اتصال دل و جان به حق و خداوند است؛ وفاداری رمز سعادت است
بیت ۸
تو سلمان! ز دنیای دون کن حذر
که ایمن نماند کسی از خطر
ارجاع قرآن: ﴿مَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ﴾ (عنکبوت/۶۴)
ترجمه: زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست
تحلیل: خطر وابستگی به دنیا، انسان را از مسیر حق دور می‌کند
بیت ۹
جهانا! تو چون مار، خوش خط و خال
که ما را ز نیشت نیاید مجال
ارجاع نهج‌البلاغه: خطبه ۱۷۶
ترجمه: دنیا دارای ظاهر زیبا و باطن خطرناک مثل مار است
تحلیل: هشدار به خطر فریب ظواهر؛ دنیا و مردم ممکن است فریبنده باشند
بیت ۱۰
فریبی خلایق به کوی و گذر
به ظاهر لطیفی، به باطن خطر
تحلیل: مار دارای جسمی لطیف و نرم است ولی با زهرش انسان را می کشد.

بیت ۱۱
مبادا که مغرور گردی ز مال
که آرد به جانت عذاب و وبال
ارجاع قرآن: ﴿وَلَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ﴾ (بقره/۱۱)
ترجمه: و در زمین فساد مکنید
تحلیل: دنیا و مال، فریبنده و هلاک‌آور است؛ غرور از مال باعث فساد جان می‌شود
بیت ۱۲
مبادا فریبی ز کاخ و غلام
که گردد سرانجام جز درد و دام
ارجاع نهج‌البلاغه: حکمت ۴۵
ترجمه: فریب جاه و مقام و خدمتکاران، پایانش جز درد نیست
تحلیل: وابستگی به دنیا و مقام، باعث زیان روحی و گمراهی می‌شود
بیت ۱۳
ببر دل ز غم‌های عالم به جان
که آن رهزن جان بود بی‌امان
ارجاع قرآن: ﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ﴾ (نحل/۱۲۷)
ترجمه: صبر تو جز با یاری خدا میسر نیست
تحلیل: غم‌های دنیا فریبنده‌اند؛ صبر و اعتماد به خدا مسیر رهایی است
بیت ۱۴
تو دانی که روزی ز این خاکدان
روی سوی جنت، دلی شادمان
ارجاع قرآن: ﴿إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ کَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ﴾ (مریم/۶۳)
ترجمه: کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح کردند، جنت دارند
تحلیل: امید به پاداش الهی و آخرت، جان را شاد و دل را مطمئن می‌کند
بیت ۱۵
تو با دیده‌ی عقل بنگر جهان
نبینی در آن جز سراب و فغان
ارجاع قرآن: ﴿مَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الغُرُورِ﴾ (حدید/۲۰)
ترجمه: زندگی دنیا جز بهره‌ای فریبنده نیست
تحلیل: جهان مادی فریبنده است؛ عقل باید حقیقت را از سراب تمییز دهد
بیت ۱۶
اگر دل به آن بسته‌ای، باز کن
ز بند هوا، رسته‌ای، ساز کن
ارجاع نهج‌البلاغه: خطبه ۱۹
ترجمه: دل را از وابستگی‌های نفسانی آزاد کن
تحلیل: رهایی از هوا و هوس، انسان را به مسیر حق نزدیک می‌کند
بیت ۱۷
مکن دل به دنیا، به نقش و نگار
که آن جز سرابی ندارد به بار
ارجاع قرآن: ﴿تَبْتَغُونَهَا عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا﴾ (قصص/۷۷)
ترجمه: دنیا را برای لذات زودگذر می‌جویید
تحلیل: زیبایی‌های مادی فریبنده‌اند و ارزش پایدار ندارند
بیت ۱۸
یکی را دهد ملک و جاه و جلال
دگر روز گیرد ز او این کمال
ارجاع قرآن: ﴿کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ﴾ (آل‌عمران/۱۸۵)
ترجمه: هر نعمتی موقتی است و پایان آن مرگ است
تحلیل: دنیا و مقام امانت است و زودگذر؛ انسان باید بر آخرت تمرکز کند
بیت ۱۹
مبادا فراموش گردد خدا
که بی‌او نگردد دلی با صفا
ارجاع قرآن: ﴿أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾ (رعد/۲۸)
ترجمه: تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد
تحلیل: یاد خدا عامل اصلی آرامش و صفای دل است
بیت ۲۰
به ذکرش دل و جان خود زنده کن
زهر غم رها شو، دلت بنده کن
ارجاع قرآن: ﴿فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ﴾ (بقره/۱۵۲)
ترجمه: مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم
تحلیل: ارتباط با خدا باعث زندگی دل و رهایی از غم‌هاست

بیت ۲۱
به تقواست راه سعادت تمام
به پرهیز گردد دلت شادکام
ارجاع قرآن: ﴿وَلِمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا﴾ (طلاق/۲)
ترجمه: برای هر کس که پرهیزکار باشد، راه نجات فراهم می‌شود
تحلیل: تقوا و پرهیز، کلید سعادت و شادی دل است
بیت ۲۲
مبادا که غافل شوی از حساب
که در پیش باشد، قیامت، عذاب
ارجاع قرآن: ﴿وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾ (نجم/۳۹)
ترجمه: انسان جز آنچه تلاش کرده، چیزی ندارد
تحلیل: یاد قیامت و حساب اعمال، انسان را از غفلت نجات می‌دهد
بیت ۲۳
در آن روز تنها عمل یاور است
گواهی که بر لوح دل حاضر است
ارجاع قرآن: ﴿کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ﴾ (مدثر/۳۸)
ترجمه: هر کسی به آنچه انجام داده مقید است
تحلیل: در قیامت، هیچ کس جز اعمال خود را همراه ندارد
بیت ۲۴
به تقوا تو را قلعه‌ای ایمن است
به پرهیز دل خانه‌ی روشن است
ارجاع قرآن: ﴿إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ﴾ (مائده/۲۷)
ترجمه: خداوند تنها از پرهیزکاران می‌پذیرد
تحلیل: تقوا دژی است برای حفظ جان و دل در برابر فتنه‌ها
بیت ۲۵
علی آن امامِ خرد، عدل و نور
که یاران بنوشند شربی طهور
ارجاع نهج‌البلاغه: خطبه ۲۱۲
ترجمه: علی امام خرد و عدالت است و یاران از نور و هدایتش بهره‌مند می‌شوند
تحلیل: امام به‌عنوان سرچشمه هدایت و عدل، سرچشمه نور برای پیروان است
بیت ۲۶
هر آنکس که با آل احمد بماند
به دل رحمت و عشق یزدان رساند
ارجاع قرآن: ﴿وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ﴾ (انفال/۷۴)
ترجمه: با خاندان پیامبر ماندن، سبب دریافت رحمت الهی است
تحلیل: اتصال به خاندان پیامبر، سبب برکت و عشق الهی است
بیت ۲۷
مدارای با خلق آیین ماست
که آن رسم پاک نبی مصطفاست
ارجاع نهج‌البلاغه: نامه ۳۴
ترجمه: مدارای با مردم، سنت پاک پیامبر است
تحلیل: رفتار مهربانانه و عادلانه با دیگران، از آموزه‌های اصلی اسلام است
بیت ۲۸
مبادا ز رحمت شوی ناامید
که هر بنده را حکمت حق رسید
ارجاع قرآن: ﴿وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ﴾ (یوسف/۸۷)
ترجمه: از رحمت خدا ناامید مباشید
تحلیل: ناامیدی ممنوع است؛ خداوند برای هر بنده راه حکمت و رهایی قرار داده است
بیت ۲۹
به هر دم بگو یا الهی مرا
ببخشا ز تقصیر و جرم و خطا
ارجاع قرآن: ﴿رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا﴾ (آل‌عمران/۱۶)
ترجمه: پروردگارا! گناهان ما را بیامرز
تحلیل: تضرع و استغفار، دل را از بار خطاها سبک می‌کند
بیت ۳۰
که یاد قیامت "رجالی" رواست
ز هر ظلم و بیداد دل را سزاست
ارجاع قرآن: ﴿یَوْمَ یُحْصَىٰ الْمَوْتَىٰ﴾ (غاشیه/۱۹)
ترجمه: روزی که مردگان شمارش می‌شوند
تحلیل: یاد قیامت، عامل دوری از ظلم و بیداد است و دل را متوجه عدالت می‌کند
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۲
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:9  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
مثنوی (۵۴۳)

نامه ای به سلمان فارسی
فرازهایی از نهج البلاغه(۶)

به نام خدایی که آرد پدید
به هر دل صفا و به هر لب نوید
به نام خدای بزرگ و عظیم
که جان را چراغ و خرد را حکیم
ستایش مر او را سزاوار باد
که دل را به نور یقین یاد داد

محمد، رسول خدای جلیل
چراغ هدایت، شفیع و دلیل
وصیّش علی، شیر حق، مرتضی
که جان را دهد نور و دل را صفا
بگفتا به سلمان، حکیم صبور
سخن‌ از سعادت، ز دریای نور
چنین گفت مولا به یار وفا
که با حق بمان و دلت باخدا
تو سلمان! ز دنیای دون کن حذر
که ایمن نماند کسی از خطر
جهانا! تو چون مار، خوش خط و خال
که ما را ز نیشت نیاید مجال

فریبی خلایق به کوی و گذر
به ظاهر لطیفی، به باطن خطر
مبادا که مغرور گردی ز مال
که آرد به جانت عذاب و وبال
مبادا فریبی ز کاخ و غلام
که گردد سرانجام جز درد و دام
ببر دل ز غم‌های عالم به جان
که آن رهزن جان بود بی‌امان
تو دانی که روزی ز این خاکدان
روی سوی جنت، دلی شادمان
تو با دیده‌ی عقل بنگر جهان
نبینی در آن جز سراب و فغان

اگر دل به آن بسته‌ای، باز کن
ز بند هوا، رسته‌ای، ساز کن
مکن دل به دنیا، به نقش و نگار
که آن جز سرابی ندارد به بار
یکی را دهد ملک و جاه و جلال
دگر روز گیرد ز او این کمال
مبادا فراموش گردد خدا
که بی‌او نگردد دلی با صفا
به ذکرش دل و جان خود زنده کن
زهر غم رها شو، دلت بنده کن
به تقواست راه سعادت تمام
به پرهیز گردد دلت شادکام
مبادا که غافل شوی از حساب
که در پیش باشد، قیامت، عذاب
در آن روز تنها عمل یاور است
گواهی که بر لوح دل حاضر است
به تقوا تو را قلعه‌ای ایمن است
به پرهیز دل خانه‌ی روشن است
علی آن امامِ خرد، عدل و نور
که یاران بنوشند شربی طهور
هر آنکس که با آل احمد بماند
به دل رحمت و عشق یزدان رساند
مدارای با خلق آیین ماست
که آن رسم پاک نبی مصطفاست
مبادا ز رحمت شوی ناامید
که هر بنده را حکمت حق رسید
به هر دم بگو یا الهی مرا
ببخشا ز تقصیر و جرم و خطا
که یاد قیامت "رجالی" رواست .
ز هر ظلم و بیداد دل را سزاست

سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۲
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 0:23  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی (۵۴۲)
تحلیلی بر مثنوی نامه‌ای به عمرو بن عاص
فرازهایی از نهج البلاغه(۵)
بیت ۱
به نام خدایی که بخشد امید
ز رحمت بر افروخت دل را نوید
ارجاع عربی: ﴿قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ﴾ (زمر/۵۳)
ترجمه: بگو ای بندگان من که بر خویشتن ستم کرده‌اید! از رحمت خدا نومید نشوید.
تحلیل: شاعر آغاز را با امید پیوند می‌زند؛ خداوند سرچشمه‌ی امید و نوید است و رحمت او دل‌ها را زنده می‌کند. سالک حقیقت، در سختی‌ها تنها به این امید است که راه می‌یابد.
بیت ۲
ستایش سزاوار پروردگار
که او آفریننده‌ی روزگار
ارجاع عربی: ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾ (فاتحه/۲)
ترجمه: ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
تحلیل: شاعر حمد را مخصوص او می‌داند که هم خالق است و هم مدبّر زمان. روزگار در قبضه‌ی اوست، پس دنیا پرستی خطاست.
بیت ۳
سپاسم بر او کز ازل تا ابد
به هر دل صفا و به هر جان مدد
ارجاع عربی: «الحمد لله على ما جرى به قضاؤه» (نهج البلاغه، خطبه ۲۲۸)
ترجمه: ستایش خدا بر آنچه قضای او جاری ساخت.
تحلیل: شاعر بر شمول فیض الهی در ازل و ابد تأکید دارد. خداست که جان‌ها را مدد می‌دهد و دل‌ها را صفا می‌بخشد، نه دنیا و زر و زور.
بیت ۴
محمد، رسول و امین خداست
هدایتگر خلق و جان را صفاست
ارجاع عربی: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ﴾ (انبیاء/۱۰۷)
ترجمه: و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.
تحلیل: پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله سرچشمه‌ی صفا و هدایت است؛ جان‌های آلوده در سایه‌ی او به نور و آرامش می‌رسند.
بیت ۵
کتابش چراغ ره آدمی‌ست
کلامش به دل قوت و مرهمی‌ست
ارجاع عربی: ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ﴾ (اسراء/۹)
ترجمه: این قرآن به راهی که استوارتر است هدایت می‌کند.
تحلیل: قرآن به‌عنوان چراغ، مسیر آدمی را روشن می‌سازد. کلامش همچون مرهمی است که دردهای روحی را التیام می‌بخشد.
بیت ۶
وصیّش علی، آن امام هدا
که بخشد دل و جان، امید و صفا
ارجاع عربی: «أنا مدينة العلم وعلي بابها» (حدیث نبوی)
ترجمه: من شهر دانشم و علی دروازه‌ی آن است.
تحلیل: علی علیه‌السلام مظهر هدایت و صفا است؛ جان‌ها در پرتو ولایت او به امید حقیقی می‌رسند.
بیت ۷
امیر شجاعت، امام یقین
که بر حق بُوَد رهبر مؤمنین
ارجاع عربی: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا...﴾ (مائده/۵۵)
ترجمه: ولیّ شما تنها خدا و پیامبر او و کسانی هستند که ایمان آورده‌اند...
تحلیل: علی علیه‌السلام نماد شجاعت و یقین است؛ امامت او ریشه در نصّ الهی دارد نه در دنیاطلبی.
بیت ۸
کنون نامه‌ای شد ز دل آشکار
خطابش به عمروست، مردی سوار
ارجاع عربی: «أمّا بعد، فإنّي بعثت إليك كتابي هذا...» (نهج البلاغه، نامه‌ها)
ترجمه: امّا بعد، این نامه را به سوی تو فرستادم...
تحلیل: این بیت ورود به خطاب است؛ امام علی علیه‌السلام در نامه‌ها، همواره از دل پاک حقیقت می‌گوید نه از سیاست صرف.
بیت ۹
همان عمرو کز حیله شد نامدار
ولی راه باطل ورا اختیار
ارجاع عربی: ﴿يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ﴾ (بقره/۹)
ترجمه: آنان خدا و مؤمنان را فریب می‌دهند، در حالی‌که جز خود را فریب نمی‌دهند.
تحلیل: حیله‌گری عمرو بن عاص مشهور است، اما حیله سرانجام انسان را در باطل غرق می‌کند و به هلاکت می‌برد.
بیت ۱۰
تو ای مرد دنیا، بدین گوش دار
سخن بشنو از بنده‌ی کردگار
ارجاع عربی: ﴿فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ﴾ (غاشیه/۲۱)
ترجمه: پس تذکر بده، که تو جز تذکر دهنده نیستی.
تحلیل: امام از موضع بندگی خدا سخن می‌گوید. گوش دادن به سخن حق، نجات از دلبستگی دنیا را به همراه دارد.

بیت ۱۱
شنیدم که دین را فدا کرده‌ای
برای دل و جان رها کرده‌ای
ارجاع عربی: ﴿وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَصَدُّوا عَن سَبِيلِهِ﴾ (توبه/۹)
ترجمه: آنان دین را به بهایی اندک فروختند و از راه خدا بازداشتند.
تحلیل: عمرو دینش را قربانی دنیای پست کرد؛ این همان خسارت عظیم است که در قرآن نکوهش شده است.
بیت ۱۲
که دینت فدای هوای تو گشت
خسارت دو عالم سزای تو گشت
ارجاع عربی: ﴿أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلضَّلَـٰلَةَ بِٱلْهُدَىٰ﴾ (بقره/۱۶)
ترجمه: آنان گمراهی را به بهای هدایت خریدند.
تحلیل: هوای نفس جای دین را گرفت و این مبادله، خسارت دنیا و آخرت را در پی دارد.
بیت ۱۳
به دنبال آن مرد نا لایقی
که بد نام و بد کار، چون فاسقی
ارجاع عربی: ﴿وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ ٱلنَّارُ﴾ (هود/۱۱۳)
ترجمه: به ستمگران تکیه نکنید که آتش شما را می‌گیرد.
تحلیل: اشاره به پیروی عمرو از معاویه است؛ تکیه به انسان‌های نالایق، انسان را به پرتگاه می‌کشاند.
بیت ۱۴
معاویه کز باطل آراست کار
چو ماری است بنشسته در رهگذار
ارجاع عربی: «لَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَكُمْ فَتَضِلُّوا» (نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶)
ترجمه: از هواهای نفستان پیروی نکنید که گمراه می‌شوید.
تحلیل: معاویه باطل را آراسته می‌نمایاند؛ مثل مار در کمین است، ظاهر زیبا اما باطنی زهرآگین.
بیت ۱۵
مرا نامه‌ای سوی تو شد روان
که دانی حقیقت در این داستان
ارجاع عربی: ﴿وَقُلِ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ﴾ (کهف/۲۹)
ترجمه: بگو حق از پروردگار شماست.
تحلیل: نامه امام علی علیه‌السلام دعوت به حق است؛ کسی که چشم بصیرت دارد حقیقت را درمی‌یابد.
بیت ۱۶
بدانی که دنیا وفا بر نداشت
کسی کو بدو تکیه زد، جان گذاشت
ارجاع عربی: ﴿وَمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا إِلَّا مَتَـٰعُ ٱلْغُرُورِ﴾ (آل‌عمران/۱۸۵)
ترجمه: زندگی دنیا جز متاعی فریبنده نیست.
تحلیل: دنیا وفا ندارد؛ هر که بر آن اعتماد کند، با دست خالی و حسرت از دنیا می‌رود.
بیت ۱۷
به آتش زدی جان و ایمان خود
به یغما زدی عشق یزدان خود
ارجاع عربی: ﴿أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ﴾ (توبه/۶۹)
ترجمه: آنان کسانی‌اند که اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد.
تحلیل: خیانت به دین، همچون سوزاندن ایمان است؛ عشق خدا را به یغما دادن بزرگ‌ترین فاجعه روحی است.
بیت ۱۸
ز دنیا چه ماند؟ جز اندوه و غم
که گیرد دل از مهر و از بیم هم
ارجاع عربی: ﴿لَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَـٰنَ فِى كَبَدٍ﴾ (بلد/۴)
ترجمه: همانا انسان را در رنج آفریدیم.
تحلیل: دنیا آمیخته به غم و سختی است؛ دل‌بستگی به آن جز ترس و اندوه برای انسان نمی‌آورد.
بیت ۱۹
تو عمرو! بدان باطل، آخر فناست
ره باطل آخر به دوزخ سراست
ارجاع عربی: ﴿إِنَّ ٱلْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَـٰلٍ وَسُعُرٍ﴾ (قمر/۴۷)
ترجمه: گناهکاران در گمراهی و آتش خواهند بود.
تحلیل: هر راه باطلی سرانجامش فنا و دوزخ است؛ هشدار صریح به عمرو.
بیت ۲۰
تو دنبال آن مرد خونخواره‌ای
که در ظلم و بیداد، بدکاره ای
ارجاع عربی: ﴿وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ... عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ﴾ (قلم/۱۰–۱۳)
ترجمه: از هر بدگو و پست... و هر زورگو و بدنام اطاعت مکن.
تحلیل: پیروی از ظالمان، شریک شدن در جنایت آنان است.
بیت ۲۱
نه دنیا برایت بماند، نه دین
نه عز و مقام و نه تاج و نگین
ارجاع عربی: ﴿مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ بَاقٍ﴾ (نحل/۹۶)
ترجمه: آنچه نزد شماست نابود می‌شود و آنچه نزد خداست باقی می‌ماند.
تحلیل: هشدار به فناپذیری دنیا؛ نه دین حفظ می‌شود نه دنیای زینتی.
بیت ۲۲
چو با باطل آمیخت روح و روان
برون شد صفای دل و عقل و جان
ارجاع عربی: ﴿فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضًا﴾ (بقره/۱۰)
ترجمه: در دل‌هایشان بیماری است و خدا بر بیماریشان افزود.
تحلیل: آمیزش با باطل، آینه‌ی دل را تیره می‌کند و عقل و جان از صفا می‌افتد.
بیت ۲۳
اگر با من و با حق آیی به راه
نجاتت رسد از عذاب و تباه
ارجاع عربی: ﴿وَأَنِ ٱتَّبِعُونِ هَـٰذَا صِرَٰطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴾ (زخرف/۶۱)
ترجمه: از من پیروی کنید که این راه مستقیم است.
تحلیل: نجات در پیروی از حق و امام حق است؛ هر راه دیگر به تباهی می‌انجامد.
بیت ۲۴
بدان کاین همه مال دنیای دون
چو خوابی‌ست بر مردم بی‌سکون
ارجاع عربی: ﴿وَمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَآ إِلَّا كَحُلْمٍ﴾ (حدیث نبوی)
ترجمه: زندگی دنیا جز خوابی گذرا نیست.
تحلیل: مال دنیا خواب و خیال است؛ بی‌قراران به آن دل می‌بندند ولی با بیداری مرگ همه از دست می‌رود.
بیت ۲۵
نه دنیا دهد عزّ و حرمت به تو
نه دینت رساند کرامت به تو
ارجاع عربی: ﴿مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلْعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلْعِزَّةُ جَمِيعًا﴾ (فاطر/۱۰)
ترجمه: هر کس عزت خواهد، عزت همگی از آنِ خداست.
تحلیل: عزت و کرامت حقیقی تنها نزد خداست؛ نه در مال دنیا و نه در دین فروخته‌شده.
بیت ۲۶
اگر حق بگیری، رها می‌شوی
ز آتش، ز فتنه، جدا می‌شوی
ارجاع عربی: ﴿فَمَن يَهْدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلْمُهْتَدِى﴾ (اعراف/۱۷۸)
ترجمه: هر که را خدا هدایت کند، او هدایت‌یافته است.
تحلیل: حق‌گرایی تنها راه آزادی از آتش و فتنه است؛ امام راه نجات را نشان می‌دهد.
بیت ۲۷
مرا این سخن نامه‌ای شد به تو
نویدی زِ حق، مژده‌ای شد به تو
ارجاع عربی: ﴿يُبَشِّرُهُم رَّبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَٰنٍ﴾ (توبه/۲۱)
ترجمه: پروردگارشان آنان را به رحمتی از جانب خود و رضوان بشارت می‌دهد.
تحلیل: نامه امام فقط هشدار نیست، بلکه نوید رحمت خدا برای بازگشت‌کنندگان است.
بیت ۲۸
بدان کاین جهان جای فانی بُوَد
که جز رنج و محنت نشانی بُوَد
ارجاع عربی: ﴿كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ﴾ (رحمن/۲۶)
ترجمه: هر آنچه روی زمین است، فانی خواهد شد.
تحلیل: دنیا خانه فناست؛ هیچ نشان پایداری جز رنج در آن نیست.
بیت ۲۹
نه دینت بماند، نه دنیای تو
نه ماند صفایی به سیمای تو
ارجاع عربی: ﴿خَسِرَ ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةَ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْخُسْرَانُ ٱلْمُبِينُ﴾ (حج/۱۱)
ترجمه: دنیا و آخرت را از دست داد؛ و این زیان آشکار است.
تحلیل: از دست دادن دین و دنیا، نتیجه‌ی باطل‌گرایی عمرو است؛ سیمای انسانی نیز بی‌صفا می‌شود.
بیت ۳۰
به دنبال باطل "رجالی" مرو
به دنبال جهل و ظلالی مرو
ارجاع عربی: ﴿وَلَا تَتَّبِعِ ٱلْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾ (ص/۲۶)
ترجمه: از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا گمراه می‌کند.
تحلیل: بیت پایانی وصیت اخلاقی است؛ دوری از باطل و جهل، راه روشن را به روی انسان می‌گشاید.
این بود تحلیل کامل ۳۰ بیت مثنوی «نامه‌ای به عمرو بن عاص».

تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۱
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 22:10  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی(۵۴۱)
تحلیلی عرفانی بر نامه ای به اشعث
فرازهایی از نهج البلاغه(۴)
بیت ۱
• به نام خدایی که بخشد توان
• که بی او نباشد بقا در جهان
• ارجاع عربی: وَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ (نحل: ۵۳)
• ترجمه فارسی: هر نعمتی که دارید از جانب خداست.
• تحلیل عرفانی: آغاز سخن با یاد خدا نشان می‌دهد که توان، قدرت و حتی بقا در جهان تنها با فیض الهی امکان‌پذیر است؛ وابستگی همه‌ی موجودات به او یادآور فناپذیری ماسوی‌الله است.
بیت ۲
• خدایی که بر خلق، رحمت گشود
• به هر جان و دل نور حکمت فزود
• ارجاع عربی: وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ (اعراف: ۱۵۶)
• ترجمه فارسی: رحمت من همه چیز را فرا گرفته است.
• تحلیل عرفانی: فیض رحمت و حکمت الهی، همه‌ی جان‌ها را شامل می‌شود؛ عارف با درک این حقیقت، خود را سراسر محتاج و محاط در رحمت خدا می‌بیند.
بیت ۳
• ستایش خداوند جان را سزاست
• که یادش شفای دلِ مبتلاست
• ارجاع عربی: أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد: ۲۸)
• ترجمه فارسی: آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد.
• تحلیل عرفانی: ذکر الهی درمان رنج‌های درونی و شفای دل‌های بیمار است؛ این بیت بر جنبه‌ی شفابخش یاد خدا در سلوک تأکید دارد.
بیت ۴
• علی، آن امام صفا و یقین
• که شد مقتدای همه مؤمنین
• ارجاع: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاهُ» (حدیث غدیر)
• ترجمه: هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست.
• تحلیل: امامت علی (ع) ریشه در حقیقت یقین و صفا دارد؛ مقتدا بودن او هدیه‌ی الهی است، نه انتخاب صرف انسان‌ها.
بیت ۵
• وصیِّ نبی، شیر حق، مرتضاست
• که عدلش چراغ ره اولیاست
• ارجاع: نَهج البلاغه، خطبه ۳ (شِقشِقیّه): «وَ قَد عَلِمْتُمْ أَنَّهُ أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَیْرِهِ»
• ترجمه: شما می‌دانید که علی شایسته‌ترین فرد به خلافت بود.
• تحلیل: عدالت علی چراغی است که اولیای الهی در مسیر خود به آن اقتدا می‌کنند؛ عدل، اصل امامت اوست.
بیت ۶
• نوشت آن امام رهِ حق‌مدار
• به اشعث، که شد والیِ آن دیار
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۵: «وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ»
• ترجمه: این کار برای تو طعمه‌ای نیست، بلکه امانتی بر گردن توست.
• تحلیل: مسئولیت دنیوی نه غنیمت است و نه ابزار قدرت؛ بلکه بار امانتی است الهی که باید به حق ادا شود.
بیت ۷
• امانت بُوَد این ولایت تمام
• نه سرمایه‌ی جاه و کبر و مقام
• ارجاع: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ (نساء: ۵۸)
• ترجمه: خدا به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به اهلش برسانید.
• تحلیل: حکومت یک امانت الهی است نه ابزار جاه و تکبر؛ حاکم، خادم است نه مالک.
بیت ۸
• مبادا کنی بر خلایق جفا
• که برگیرد از خاک، ظلمت‌سرا
• ارجاع: «وَ لَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ» (هود: ۱۱۳)
• ترجمه: به ستمگران متمایل نشوید که آتش شما را فرو می‌گیرد.
• تحلیل: ظلم و جفا خانه‌ی جامعه را به ویرانه‌ای تاریک بدل می‌کند؛ والى باید از آن برحذر باشد.
بیت ۹
• نه جان را بماند صفا و نوا
• نه دل را بماند امید و وفا
• ارجاع: «فَنَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ» (حشر: ۱۹)
• ترجمه: آنان خدا را فراموش کردند و خدا هم آنان را از یاد خویش برد.
• تحلیل: ظلم موجب زوال جان و امید است؛ دل در اثر بی‌وفایی از نور الهی خالی می‌شود.
بیت ۱۰
• که این خانه‌ی ظلم و جور و شرار
• ندارد دوامی، در این روزگار
• ارجاع: «وَتِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا» (قصص: ۸۳)
• ترجمه: سرای آخرت برای کسانی است که در زمین برتری و فساد نمی‌خواهند.
• تحلیل: بناهای ظلم، ناپایدارند؛ تنها عدالت و فروتنی باقی می‌ماند.

بیت ۱۱
• به چشم پدر بین خلایق نگار
• گروهی برادر، گروهی چو یار
• ارجاع: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (حجرات: ۱۰)
• ترجمه: مؤمنان برادر یکدیگرند.
• تحلیل: والی باید مردم را با نگاه پدرانه بنگرد؛ رابطه‌ی حاکم با رعیت، رابطه‌ی محبت و اخوت است.
بیت ۱۲
• چو آیینه شو در درون و برون
• که بی‌عیب گردد ز تو هر فسون
• ارجاع: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا» (شمس: ۹)
• ترجمه: رستگار شد کسی که نفس خویش را پاکیزه گرداند.
• تحلیل: والی باید همچون آیینه صاف باشد؛ درون و بیرون او باید از عیب پاک گردد تا مردم به او اعتماد کنند.
بیت ۱۳
• نگاه خلایق به امثال توست
• به کردار و رفتار و اعمال توست
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۵: «فَإِنَّ النَّاسَ إِنَّمَا یُنْظَرُ إِلَیْکَ فِی مَا تَصْنَعُ»
• ترجمه: مردم به اعمال تو می‌نگرند.
• تحلیل: مسئولان الگو هستند؛ خطای کوچک آنان در چشم مردم بزرگ جلوه می‌کند.
بیت ۱۴
• اگر ره به باطل کنی آشکار
• شود دین و دنیا همه نابکار
• ارجاع: «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ» (بقره: ۴۲)
• ترجمه: حق را با باطل درنیامیزید.
• تحلیل: انحراف حاکم از مسیر حق، جامعه را به تباهی و دین را به تزلزل می‌کشاند.
بیت ۱۵
• تو را بهر خدمت امانت دهند
• نه بهر طمع، جاه و شوکت دهند
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۵: «وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ»
• ترجمه: این مقام امانتی بر گردن توست.
• تحلیل: هدف از ولایت، خدمت است نه سلطنت و نه سودجویی.
بیت ۱۶
• مبادا که غافل شوی از خدا
• که جز او نیابی به دل آشنا
• ارجاع: «فَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْغَافِلِینَ» (اعراف: ۲۰۵)
• ترجمه: از غافلان مباش.
• تحلیل: غفلت از خداوند سرچشمه‌ی همه‌ی لغزش‌هاست؛ تنها با یاد خدا، حاکم می‌تواند عادل بماند.
بیت ۱۷
• به روزی که گیرند آن جان تو
• نه قدرت بماند، نه فرمان تو
• ارجاع: «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ» (آل‌عمران: ۱۸۵)
• ترجمه: هر نفسی چشنده مرگ است.
• تحلیل: قدرت و فرمان‌روایی ناپایدار است؛ تنها چیزی که می‌ماند سرانجام جان در پیشگاه الهی است.
بیت ۱۸
• تو ماندی و اعمال و کردار تو
• کتاب خدا گشته معیار تو
• ارجاع: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» (زلزال: ۷-۸)
• ترجمه: هر که به اندازه ذره‌ای کار خیر یا شر کند، آن را خواهد دید.
• تحلیل: اعمال انسان یگانه سرمایه آخرت است و قرآن معیار سنجش آن.
بیت ۱۹
• مبادا شتابان شوی در امور
• که باشد پشیمانیت در عبور
• ارجاع: «وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ» (طه: ۱۱۴)
• ترجمه: در کار قرآن شتاب مکن.
• تحلیل: عجله در تصمیم‌ها موجب خطا و حسرت است؛ تأنی و تدبیر نشانه‌ی حکمت است.
بیت ۲۰
• تو در راه عدل و صفا ره سپار
• که یاری رساند تو را کردگار
• ارجاع: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» (مائده: ۴۲)
• ترجمه: خداوند دادگران را دوست دارد.
• تحلیل: عدالت همراه با صفای دل، پشتیبانی الهی را برای حاکم به همراه دارد.

بیت ۲۱
• لذا از عدالت تو غافل مشو
• به دنیا و زرقش تو مایل مشو
• ارجاع: «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا» (هود: ۱۱۳)
• ترجمه: به ستمگران تکیه مکنید.
• تحلیل: عدالت با دنیاطلبی جمع نمی‌شود؛ حاکم باید همواره عدالت را بر زرق و برق دنیا ترجیح دهد.
بیت ۲۲
• جهان زود گردد به پایان کار
• مبادا بمانی به غفلت دچار
• ارجاع: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» (قمر: ۱)
• ترجمه: قیامت نزدیک شد و ماه شکافته شد.
• تحلیل: دنیا گذراست؛ غفلت از آخرت خطر بزرگی برای والی است.
بیت ۲۳
• مبادا که بینی به چشم غرور
• که ماند تو را ملک و تاج و سرور
• ارجاع: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ» (قصص: ۸۳)
• ترجمه: سرای آخرت برای کسانی است که برتری‌جویی در زمین نمی‌خواهند.
• تحلیل: غرور به قدرت و پادشاهی موجب هلاکت است؛ تنها تواضع راه رستگاری است.
بیت ۲۴
• از این پس تو را بر رعیّت نظر
• چو خورشید تابان، چو مهر پدر
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۵۳: «وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ»
• ترجمه: قلبت را آکنده از رحمت بر مردم کن.
• تحلیل: والی باید نسبت به مردم همچون خورشید و پدر باشد؛ رحمت و محبت لازمه‌ی رهبری است.
بیت ۲۵
• اگر در ره حق کنی عدل و داد
• خدا بر تو لطفی دو چندان نهاد
• ارجاع: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» (نحل: ۹۰)
• ترجمه: خداوند به عدل و نیکوکاری فرمان می‌دهد.
• تحلیل: اجرای عدالت جلب لطف مضاعف خداست؛ عدل سرچشمه برکت است.
بیت ۲۶
• مبادا که بینی به چشم هوس
• که این تخت و این جاه ماند به کس
• ارجاع: «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ» (حدید: ۲۰)
• ترجمه: بدانید که زندگی دنیا بازیچه و زینت است.
• تحلیل: دنیا فانی است؛ هوس جاه و مقام حجاب راه حق می‌شود.
بیت ۲۷
• به هر کار باید نظر بر خدا
• که او پادشاه است و ما را وفا
• ارجاع: «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ» (یوسف: ۴۰)
• ترجمه: حکم جز برای خدا نیست.
• تحلیل: همه کارها باید به یاد خدا و برای او باشد؛ پادشاهی حقیقی تنها از آن اوست.
بیت ۲۸
• به یاد ابد باش و فردای دین
• که پاداش گیرد دلِ پاک‌بین
• ارجاع: «یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ» (طارق: ۹)
• ترجمه: روزی که رازها آشکار می‌شود.
• تحلیل: آخرت و پاداش الهی تنها سرمایه‌ی ماندگار است؛ دل پاک در آن روز سربلند خواهد بود.
بیت ۲۹
• به هر کار باید خرد پیشه کرد
• هماره به هر کار، اندیشه کرد
• ارجاع: «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ» (زمر: ۱۸)
• ترجمه: کسانی که سخن را می‌شنوند و بهترین آن را پیروی می‌کنند، آنانند که خدا هدایتشان کرده.
• تحلیل: خرد و اندیشه معیار هدایت است؛ بدون عقل، تصمیم‌ها سست و زیانبار خواهد شد.
بیت ۳۰
• به دنیا مشو غافل از عدل و داد
• که یاد تو ماند "رجالی"‌ به یاد
• ارجاع: «وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتَابِ وَالْحِکْمَةِ» (بقره: ۲۳۱)
• ترجمه: نعمت خدا و کتاب و حکمت او را یاد کنید.
• تحلیل: انسان در دنیا باید عدالت‌محور باشد تا یاد و نام نیک از او باقی بماند؛ آنچه می‌ماند عدالت است، نه مال و جاه.

• تهیه و تنظیم
• دکتر علی رجالی
۱۴.۴/۶/۹
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 21:24  توسط علی رجالی  | 


باسمه تعالی

مثنوی (۵۴۰)
تحلیلی بر مثنوی نامه ای به معاویه
فرازهایی از نهج البلاغه(۳)
بیت ۱
• به نام خدایی که بخشنده است
• که نورش به جان‌ها فزاینده است
• ارجاع عربی: الرَّحْمَنُ عَلَى الْعِبَادِ رَحِيمٌ وَاللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (قرآن، مريم: ۹۶ و نور: ۳۵)
• ترجمه فارسی: خداوند بخشنده و مهربان بر بندگان است و نور او همه آسمان‌ها و زمین را روشن می‌کند
• تحلیل عرفانی: آغاز هر حرکت معنوی با یاد و سپاس خداست؛ بخشندگی و نور الهی جان انسان را روشن و دل را زنده می‌کند و مسیر سلوک را هموار می‌سازد
بیت ۲
• خدایی که بر جان دهد روشنی
• دل اهل معنا بود مَأمنی
• ارجاع عربی: يَهْدِي اللَّهُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (قرآن، قصص: ۵۱)
• ترجمه فارسی: خداوند به وسیله او هر که را بخواهد به راه مستقیم هدایت می‌کند
• تحلیل عرفانی: خداوند راه حیات را برای اهل معنا روشن می‌سازد؛ این روشنی همان آگاهی و معرفت روحی است که دل‌ها را مأمن و پناهگاه معنوی می‌کند
بیت ۳
• خدایی که بنمود راه حیات
• به جان‌ها برافروخت نور نجات
• ارجاع عربی: وَمَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُضِلٍّ (قرآن، بقره: ۲۵۶)
• ترجمه فارسی: هر که را خدا هدایت کند، کسی نمی‌تواند او را گمراه سازد
• تحلیل عرفانی: هدایت الهی، مسیر نجات را روشن می‌سازد؛ جان انسان با نور الهی روشن و آزاد از ضلالت می‌شود
بیت ۴
• سپاسش که جان را صفا می‌دهد
• به دل نور ایمان جلا می‌دهد
• ارجاع عربی: يُنِيرُ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ وَيُثَبِّتُ الْإِيمَانَ فِي الْقُلُوبِ (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۵)
• ترجمه فارسی: خداوند به وسیله آنان زمین را روشن و ایمان را در دل‌ها استوار می‌سازد
• تحلیل عرفانی: سپاس و شکرگزاری، سرچشمه صفا و آرامش در دل است؛ ایمان با نور الهی جلا یافته و قلب مؤمن را نورانی می‌کند
بیت ۵
• وصیِّ رسول و ولیِّ جهان
• که نورش درخشید بر مؤمنان
• ارجاع عربی: أَنَا وَالْوَلِيُّ عَلَى النَّاسِ يَدُ اللّهِ (نهج‌البلاغه، نامه ۳۹)
• ترجمه فارسی: من و ولی بر مردم دست خدا هستیم
• تحلیل عرفانی: ولایت علی (ع) منبع هدایت امت و نور ایمان مؤمنان است؛ او چراغ راه حق و عدالت در جهان است
بیت ۶
• خداوند احمد، رسول امین
• فرستاد بر خلق نوری مبین
• ارجاع عربی: وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ (قرآن، انبیاء: ۱۰۷)
• ترجمه فارسی: ما تو را جز رحمت و نور برای جهانیان نفرستادیم
• تحلیل عرفانی: رسالت پیامبر چراغ هدایت است؛ نور او دل‌های مؤمنان را روشن و جامعه را به سوی کمال معنوی هدایت می‌کند
بیت ۷
• پس از احمد آمد علی، رهنما
• که جانش فدا شد به راه خدا
• ارجاع عربی: أَنَا وَالْوَلِيُّ عَلَى النَّاسِ يَدُ اللّهِ (نهج‌البلاغه، نامه ۳۹)
• ترجمه فارسی: من و ولی بر مردم دست خدا هستیم
• تحلیل عرفانی: پس از پیامبر، ولایت علی استمرار بخش مسیر هدایت است و جانفشانی او نشان از اخلاص در راه حق دارد
بیت ۸
• پس از قتل عثمان حکومت سزاست
• به درگاه حیدر چه شور و صفاست
• ارجاع عربی: وَلِيُّ الْأَمْرِ عَلَى الْعِبَادِ (نهج‌البلاغه، نامه ۳۹)
• ترجمه فارسی: ولی امر بر بندگان باید حق را اجرا کند
• تحلیل عرفانی: پس از حوادث تاریخی، حکومت صالح و عادل مانند علی (ع) موجب آرامش و امنیت دل‌های مردم و ثبات دین می‌شود
بیت ۹
• چو بیعت به دست علی شد تمام
• صفا بر دل آمد ز عهد و دوام
• ارجاع عربی: إِنَّ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْأَمْرَ بِالْعَدْلِ (قرآن، النساء: ۵۸)
• ترجمه فارسی: کسانی که امور را به عدالت جستجو می‌کنند
• تحلیل عرفانی: بیعت با علی وحدت و صفای دل مؤمنان را تقویت و مسیر عدالت الهی را نمایان می‌سازد
بیت ۱۰
• ندیدند کس را سزاوارتر
• ز مولای مؤمن، وفادارتر
• ارجاع عربی: أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (قرآن، بقره: ۲۵۷)
• ترجمه فارسی: دوستان خدا نه ترسی دارند و نه اندوهگین می‌شوند
• تحلیل عرفانی: وفاداری و شایستگی علی در ولایت الهی باعث اطمینان و آرامش دل مردم می‌شود و مسیر حق را تثبیت می‌کند

بیت ۱۱
• که عدلش دل خلق روشن نمود
• به تدبیر او مُلک ایمن نمود
• ارجاع عربی: وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ (قرآن، الرحمن: ۷)
• ترجمه فارسی: عدالت را رعایت کنید
• تحلیل عرفانی: عدالت علی دل مردم را روشن می‌سازد و با تدبیر حکومتی، امنیت و آرامش جامعه را تضمین می‌کند
بیت ۱۲
• علی را به بیعت همه دل سپرد
• جهان در ره حق، به وحدت ببرد
• ارجاع عربی: أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ (قرآن، نساء: ۵۹)
• ترجمه فارسی: خدا و رسول و اولی‌الامر خود را اطاعت کنید
• تحلیل عرفانی: بیعت با علی موجب وحدت و انسجام امت می‌شود و دل‌ها را به سوی حق سوق می‌دهد
بیت ۱۳
• معاویه را عهد و پیمان نبود
• به دین خدا هیچ ایمان نبود
• ارجاع عربی: وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ (قرآن، توبه: ۶۶)
• ترجمه فارسی: کسی که به خدا و رسولش کفر ورزد
• تحلیل عرفانی: بی‌وفایی و نداشتن ایمان، زمینه فساد و انحراف در جامعه را فراهم می‌کند
بیت ۱۴
• گمان برده‌ای شام، از آن توست
• که دنیا خیال است و خسران توست
• ارجاع عربی: الدُّنْيَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَجَنَّةُ الْكَافِرِ (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۹۵)
• ترجمه فارسی: دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است
• تحلیل عرفانی: دنیا فریبنده و گذراست؛ دل‌بستن به دنیا باعث خسران و دوری از حقیقت می‌شود
بیت ۱۵
• ندانی که این تاج و تخت و کلاه
• به زودی شود بر تو اسباب آه
• ارجاع عربی: وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ (قرآن، عنکبوت: ۶۴)
• ترجمه فارسی: زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست
• تحلیل عرفانی: مقام و قدرت ظاهری زودگذر و مایه اندوه و پشیمانی است؛ انسان باید نگاه خود را به حقیقت و آخرت بدوزد
بیت ۱۶
• خلافت به فضل و به ایمان توست
• نه ارث قبیله نه از آن توست
• ارجاع عربی: إِنَّ اللّهَ يَخْتَارُ لَهُ مَنْ يَشَاءُ (قرآن، مؤمنون: ۵۱)
• ترجمه فارسی: خدا هر که را بخواهد برمی‌گزیند
• تحلیل عرفانی: خلافت و رهبری تنها بر اساس فضل و ایمان الهی تثبیت می‌شود، نه بر اساس میراث یا تعلقات دنیوی
بیت ۱۷
• امامت به فرمان و اذن خداست
• به رأی مسلمان، حکومت رواست
• ارجاع عربی: أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (قرآن، بقره: ۲۵۷)
• ترجمه فارسی: دوستان خدا نه ترسی دارند و نه اندوهگین می‌شوند
• تحلیل عرفانی: مقام امامت با فرمان الهی است و مشروعیت آن از اراده خداوند ناشی می‌شود
بیت ۱۸
• نه با مال حاصل شود این مقام
• نه با تیغ گردد کمال و تمام
• ارجاع عربی: لَيْسَ بِالْمَالِ وَلا بِالْقُوَّةِ (نهج‌البلاغه، نامه ۳۹)
• ترجمه فارسی: این مقام با مال یا قدرت به دست نمی‌آید
• تحلیل عرفانی: کمال معنوی و ولایت تنها با ایمان، فضل و اخلاق الهی تحقق می‌یابد، نه با زور و ثروت
بیت ۱۹
• چو عهد ولایت به دوش آمدش
• به بیعت، ره حق سروش آمدش
• ارجاع عربی: وَأَطِيعُوا اللّهَ وَرَسُولَهُ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ (قرآن، نساء: ۵۹)
• ترجمه فارسی: خدا و رسول و اولی‌الامر خود را اطاعت کنید
• تحلیل عرفانی: پذیرش ولایت حق، راهنمایی و نورانی شدن مسیر هدایت را به همراه دارد
بیت ۲۰
• تو هم یک نفر زین جماعت شوی
• به بیعت درآی و به طاعت شوی
• ارجاع عربی: وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ (قرآن، بقره: ۲۶۱)
• ترجمه فارسی: کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دهند
• تحلیل عرفانی: پیوستن به جماعت حق و بیعت با ولی الهی باعث تقویت ایمان و عمل صالح می‌شود
بیت ۲۱
• تو خود را مکن از خلایق جدا
• که پایان کار جدایی فنا
• ارجاع عربی: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (قرآن، آل عمران: ۱۰۳)
• ترجمه فارسی: همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید
• تحلیل عرفانی: جدایی و انزوا از جماعت مؤمنان موجب سقوط معنوی است؛ وحدت و همراهی سبب دوام مسیر حق و بقای ایمان می‌شود
بیت ۲۲
• بدان بیعتت باعث وحدت است
• نگردد خلل در من و ذلت است
• ارجاع عربی: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا (قرآن، آل عمران: ۱۰۳)
• ترجمه فارسی: به ریسمان الهی چنگ بزنید تا وحدت حفظ شود
• تحلیل عرفانی: بیعت با ولی الهی، موجب وحدت امت و رفع هرگونه ضعف و ذلت است؛ این پیوند، قوت ایمان و انسجام جامعه را تضمین می‌کند
بیت ۲۳
• تو دانی که امت برای کمال
• مرا برگزیدند در این جدال
• ارجاع عربی: إِنَّ اللّهَ يَخْتَارُ لَهُ مَنْ يَشَاءُ (قرآن، مؤمنون: ۵۱)
• ترجمه فارسی: خدا هر که را بخواهد برمی‌گزیند
• تحلیل عرفانی: انتخاب علی (ع) توسط امت، بر اساس کمال و شایستگی معنوی است؛ این انتخاب نشان از حکمت الهی و معیارهای معنوی دارد
بیت ۲۴
• نه دنیا بماند، نه این پادشاه
• نه قدرت بماند، نه شام سیاه
• ارجاع عربی: الدُّنْيَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَجَنَّةُ الْكَافِرِ (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۹۵)
• ترجمه فارسی: دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است
• تحلیل عرفانی: همه امور دنیوی گذرا و فریبنده‌اند؛ انسان باید نگاه خود را به حقیقت و آخرت معطوف کند
بیت ۲۵
• نه شاهی بماند، نه این اعتبار
• نه آن قدرت و لشکر و اقتدار
• ارجاع عربی: وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ (قرآن، عنکبوت: ۶۴)
• ترجمه فارسی: زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست
• تحلیل عرفانی: همه شکوه و جلال دنیوی موقت و فانی است؛ تنها ارزش واقعی در مسیر معنوی و ولایت حق است
بیت ۲۶
• منم حجت حق، امام زمان
• که با من بُوَد دین حق جاودان
• ارجاع عربی: أَنَا وَالْوَلِيُّ عَلَى النَّاسِ يَدُ اللّهِ (نهج‌البلاغه، نامه ۳۹)
• ترجمه فارسی: من و ولی بر مردم دست خدا هستیم
• تحلیل عرفانی: ولایت و حجت الهی استمرار دین حق را تضمین می‌کند و با حضور امام، هدایت امت محفوظ می‌ماند
بیت ۲۷
• خدا داد این عهد بر دوش من
• که باشم به دین رهبر انجمن
• ارجاع عربی: أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (قرآن، بقره: ۲۵۷)
• ترجمه فارسی: دوستان خدا نه ترسی دارند و نه اندوهگین می‌شوند
• تحلیل عرفانی: مسئولیت و عهد الهی بر دوش ولی، موجب هدایت مردم و تضمین دوام دین می‌شود؛ اعتماد به قدرت و فضل خدا دل رهبر را آرام می‌سازد
بیت ۲۸
• منم حجت حق، وصی نبی
• که با من بماند ره معنوی
• ارجاع عربی: وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ مَنْ هُوَ مُرْسَلٌ (قرآن، انعام: ۱۲۳)
• ترجمه فارسی: خدا هرگز کسی را که رسالت دارد، گمراه نمی‌کند
• تحلیل عرفانی: وصایت پیامبر، ادامه مسیر معنوی است و ولایت علی راهنمای سلوک و هدایت امت باقی می‌ماند
بیت ۲۹
• پس امروز بیعت کنی، رستگار
• وگرنه شوی خوار فردای کار
• ارجاع عربی: أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ (قرآن، نساء: ۵۹)
• ترجمه فارسی: خدا و رسول و اولی‌الامر خود را اطاعت کنید
• تحلیل عرفانی: بیعت با ولی حق، موجب رستگاری و امنیت معنوی است و مخالفت با آن باعث خسران و ذلت خواهد شد
بیت ۳۰
• به دنیا "رجالی" چرا ناتوان؟
• که باطل بُوَد همچو باد خزان
• ارجاع عربی: إِنَّ الْحَقَّ يَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ وَالْبَاطِلُ هَالِكٌ (نهج‌البلاغه، نامه ۳۹)
• ترجمه فارسی: حق به سوی صراط مستقیم هدایت می‌کند و باطل نابودکننده است
• تحلیل عرفانی: قدرت باطل زودگذر و فانی است، در حالی که حق پایدار و مسیر هدایت را برای مؤمنان روشن می‌کند

تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۸
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 18:40  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی(۵۳۹)
تحلیلی عرفانی بر نامه ای به ابو موسی اشعری

فرازهایی از نهج البلاغه(۲)
بیت ۱
• به نام خداوند دانای راز
• خداوند روز و شب و بی نیاز
• ارجاع عربی: الله الغني عن العالمين (قرآن، آل عمران: ۹)
• ترجمه فارسی: به نام خداوند بخشنده و مهربان؛ خداوند از همه آفریدگان بی‌نیاز است
• تحلیل عرفانی: آغاز همه امور با نام خداوند، یادآور توکل و حضور الهی در هر عمل و سلوک معنوی است؛ شناخت بی‌نیازی خدا انسان را از وابستگی و ترس آزاد می‌کند
بیت ۲
• ستایش مر او را که بخشنده است
• دل روشن از مهر او زنده است
• ارجاع عربی: أَلَا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (قرآن، رعد: ۲۸)
• ترجمه فارسی: ستایش خدای عالمیان؛ آگاه باشید، با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد
• تحلیل عرفانی: ستایش خداوند، تمرین قلبی برای گشوده شدن دل و تقویت محبت الهی است؛ دل انسان با یاد و محبت خدا روشن و زنده می‌شود
بیت ۳
• ز او شد جهان را صفا و جمال
• که جان را فزاید کمال و وصال
• ارجاع عربی: وَيَرْفَعُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ (قرآن، المجادلة: ۱۱)
• ترجمه فارسی: جهان جلوه جمال الهی است؛ خداوند مؤمنان و صاحب علم را به درجات بالاتر می‌رساند
• تحلیل عرفانی: مشاهده جهان به عنوان جلوه جمال الهی، انسان را به یاد خدا و به کمال روحی می‌رساند؛ علم و معرفت راه ارتقای روح است
بیت ۴
• سپاس از خدای جهان‌آفرین
• که با حق بود یاور اهل دین
• ارجاع عربی: إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى (قرآن، نحل: ۹۰)
• ترجمه فارسی: خداوند به عدالت، احسان و یاری اهل دین فرمان می‌دهد
• تحلیل عرفانی: همراهی با حق و خدمت به اهل حقیقت، ریشه عرفان عملی و اخلاقی است
بیت ۵
• علی دست حق است و انکار نیست
• که راه هدایت جز او یار نیست
• ارجاع عربی: أنا يد الله على الخلق (نهج‌البلاغه، نامه ۳۹)
• ترجمه فارسی: من دست خدا بر خلق هستم
• تحلیل عرفانی: علی (ع) مظهر هدایت و دست خداوند در زمین است؛ پیروی از ولی خدا راه رهایی از گمراهی و رشد روحی انسان است

بیت ۶
• کنون نامه‌ای سخت و آتش‌فشان
• ببارد شرر بر دل بدگمان
• ارجاع عربی: وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُمْ مِن قُوَّةٍ وَمِن رِبَاطِ الْخَيْلِ (قرآن، انفال: ۶۰)
• ترجمه فارسی: هر چه توان دارید، نیرو آماده کنید؛ آماده رویارویی با دشمن باشید
• تحلیل عرفانی: نامه هشداردهنده، بیداری دل و تنبه انسان به خطرات نفس و دشمنان است؛ آتش و شرر نماد تلاش برای پاکسازی دل از بدگمانی و کینه‌هاست
بیت ۷
• یکی نامه شد سوی قاضی شهر
• به هشدار ظلم و به انکار دهر
• ارجاع عربی: وَالَّذِينَ إِذَا ظُلِمُوا أُذْلِمُوا يَنْتَصِرُونَ (قرآن، شوری: ۴۰)
• ترجمه فارسی: کسانی که مورد ظلم قرار گرفتند، حق خود را به پا می‌دارند
• تحلیل عرفانی: مسئولیت اخلاقی انسان در برابر ظلم و انکار حق؛ در عرفان اجتماعی، عدالت‌جویی بخشی از رشد معنوی است
بیت ۸
• بداده علی اشعری را پیام
• ز مکر و ز کینه چو تندر به دام
• ارجاع عربی: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ (قرآن، بقره: ۱۱)
• ترجمه فارسی: وقتی به آنان گفته شود: در زمین فساد نکنید، گوش نمی‌دهند
• تحلیل عرفانی: هشدار به انسان نسبت به دشمنی با حق و مکر شیطانی؛ مبارزه با باطل هم درونی و هم بیرونی است
بیت ۹
• ندای جهاد است و جنگ و نبرد
• زمان قیام است و درک و خرد
• ارجاع عربی: وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ (قرآن، حج: ۷۸)
• ترجمه فارسی: در راه خدا جهاد کنید به حق جهاد
• تحلیل عرفانی: جهاد حقیقی، مبارزه با نفس و جهل درونی است؛ خرد راهنمای انسان در مسیر سلوک است
بیت ۱۰
• نه راه رهایی، نه جای گریز
• نه جایی برای نشست و ستیز
• ارجاع عربی: وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۶)
• ترجمه فارسی: در مسیر حق کوتاه نیایید
• تحلیل عرفانی: انسان نمی‌تواند از مسئولیت الهی فرار کند؛ مواجهه با خود و حقیقت اجتناب‌ناپذیر است
بیت ۱۱
• مپندار این کار آسان بود
• که باطل ز دینت گریزان بود
• ارجاع عربی: وَلَا يَحِيقُ الْبَاطِلُ بِالْحَقِّ (قرآن، اسراء: ۸۱)
• ترجمه فارسی: باطل نمی‌تواند بر حق غلبه کند
• تحلیل عرفانی: مسیر عرفان و مبارزه با باطل، آسان نیست؛ صبر و مجاهدت برای رهایی از هواهای نفسانی ضروری است
بیت ۱۲
• یقین دان که حق است با مومنین
• که ناحق بود دشمن مسلمین
• ارجاع عربی: وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ (قرآن، مائده: ۹)
• ترجمه فارسی: کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند
• تحلیل عرفانی: باور به همراهی حق با مومنان و دشمنی با ناحق، اطمینان و قوت قلب در مسیر عرفان را تقویت می‌کند
بیت ۱۳
• مرا باک نی از ستمکارها
• ز کفر و ضلالت، ز پیکارها
• ارجاع عربی: إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (قرآن، بقره: ۱۵۳)
• ترجمه فارسی: خداوند با صابران است
• تحلیل عرفانی: ایستادگی در مسیر حق بدون ترس از دشمنان؛ تمرین صبر و اعتماد به حمایت الهی
بیت ۱۴
• که حق با من است و مرا یاور است
• خدای عظیم است و او داور است
• ارجاع عربی: وَلله مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (قرآن، طلاق: ۱۲)
• ترجمه فارسی: ملک و سلطنت آسمان‌ها و زمین از آن خداست
• تحلیل عرفانی: اعتماد به حمایت الهی ضامن پایداری و استقامت انسان در مسیر معنوی است
بیت ۱۵
• چنین گفت مولای دین مرتضی
• ولی خدا در زمین و سما
• ارجاع عربی: أَنَا وَلِيُّ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ (نهج‌البلاغه، نامه ۳۹)
• ترجمه فارسی: من ولی خدا در زمین هستم
• تحلیل عرفانی: ولایت الهی علی (ع)، راهنمای انسان به سوی حق و کمال است
بیت ۱۶
• به مردی که در کوفه شد نامور
• ولی سست و بی‌همت و بی‌ظفر
• ارجاع عربی: مَا أَغْنَى عَنْهُم مَالُهُمْ وَمَا كَسَبُوا (قرآن، طارق: ۱۰)
• ترجمه فارسی: مال و دستاوردشان به کارشان نمی‌آید
• تحلیل عرفانی: شهرت و نام، معیار هدایت نیست؛ قوت و استقامت در مسیر حق مهم است
بیت ۱۷
• اگر یاری حق کنی هر زمان
• بمانی به تاریخ، در هر مکان
• ارجاع عربی: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا (قرآن، عنکبوت: ۶۹)
• ترجمه فارسی: کسانی که در راه ما جهاد کنند، راه‌های خود را به آنان نشان می‌دهیم
• تحلیل عرفانی: پیروی و همراهی با حق، انسان را به جاودانگی معنوی و اثر ماندگار در تاریخ می‌رساند
بیت ۱۸
• اگر با منی در رضای خدا
• بمانی چو مردان حق‌آشنا
• ارجاع عربی: وَمَنْ أَطَاعَ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (قرآن، احزاب: ۷۰)
• ترجمه فارسی: هر که از خدا و پیامبر اطاعت کند، رستگار است
• تحلیل عرفانی: پیوند عرفانی با ولی خدا انسان را به مراتب عالی معرفت و شناخت حق می‌رساند
بیت ۱۹
• منم آن علی، شیر میدان دین
• که با حق بمانم، به تیغ و یقین
• ارجاع عربی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْتَدِرِينَ (قرآن، توبه: ۴)
• ترجمه فارسی: خداوند کسانی را که قدرت و استقامت دارند دوست می‌دارد
• تحلیل عرفانی: شجاعت و ایستادگی در راه حق، نمایانگر یقین و تقواست؛ مقابله با ظلم درونی و بیرونی نیازمند استقامت روحی است
بیت ۲۰
• چراغ هدایت، فروزان منم
• کلام خدا، راه و میزان منم
• ارجاع عربی: كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا (قرآن، توبه: ۴۰)
• ترجمه فارسی: کلام خدا برتر و بلندمرتبه است
• تحلیل عرفانی: علی (ع) مظهر نور هدایت و معیار عدالت است؛ انسان باید خود را با چراغ حق و کلام الهی روشن کند
بیت ۲۱
• چو حق با من است و مرا رهنماست
• چه ترسم ز دشمن، که او بی حیاست
• ارجاع عربی: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ (قرآن، آل عمران: ۱۳۹)
• ترجمه فارسی: نه ضعیف شوید و نه غمگین، شما برتر هستید
• تحلیل عرفانی: اعتماد به راهنمایی حق، ترس را از دل می‌زداید و شجاعت معنوی ایجاد می‌کند
بیت ۲۲
• نصیحت به تو کردم از بطن جان
• مشو غافل از حضرت مستعان
• ارجاع عربی: وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ (قرآن، بقره: ۴۵)
• ترجمه فارسی: از صبر و نماز یاری بجویید
• تحلیل عرفانی: نصیحت اهل معرفت و توجه مستمر به کمک الهی، اساس عرفان عملی است
بیت ۲۳
• تو را با وفا خواندم و مرد راه
• مبادا کنی با عدو اشتباه
• ارجاع عربی: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ (قرآن، مائده: ۹)
• ترجمه فارسی: کسانی که ایمان آورده و عمل صالح کنند
• تحلیل عرفانی: وفاداری و تشخیص درست دوست و دشمن، درس عرفانی برای تشخیص نفس مطمئنه و نفس اماره است
بیت ۲۴
• که فردا نماند جز اعمال تو
• جز ایمان و تقوا و آمال تو
• ارجاع عربی: فَكُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ (قرآن، مدثر: ۳۹)
• ترجمه فارسی: هر نفسی به آنچه انجام داده در گرو است
• تحلیل عرفانی: یادآوری حساب آخرت و اهمیت عمل صالح؛ هر عمل انسان در مسیر عرفان سنجیده می‌شود
بیت ۲۵
• منم آن که تیغش به عدل است راست
• به حق، با ستمکار، پیکار خواست
• ارجاع عربی: إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ (قرآن، نحل: ۹۰)
• ترجمه فارسی: خداوند به عدالت و احسان فرمان می‌دهد
• تحلیل عرفانی: عدالت‌جویی، نماد مقابله با ظلم و نفس اماره است
بیت ۲۶
• به حق زنده‌ام، با حقم جاودان
• نترسم ز دنیا و جور زمان
• ارجاع عربی: وَالَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَكَّلُوا عَلَى اللّهِ (قرآن، آل عمران: ۱۶۲)
• ترجمه فارسی: کسانی که ایمان آورده و بر خدا توکل کنند
• تحلیل عرفانی: جاودانگی واقعی، زندگی با حق و در مسیر حق است؛ توکل، امنیت و شجاعت معنوی می‌دهد
بیت ۲۷
• علی گفت: من با خدایم قرین
• نترسم ز دشمن، نه از کافرین
• ارجاع عربی: فَإِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا (قرآن، بقره: ۲۵۳)
• ترجمه فارسی: خدا با پرهیزگاران است
• تحلیل عرفانی: همسویی با خدا رمز امنیت و شجاعت روحانی است
بیت ۲۸
• درود خدا بر ره حق‌پرست
• که با حق بماند، ندارد شکست
• ارجاع عربی: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ (قرآن، آل عمران: ۱۳۹)
• ترجمه فارسی: نه ضعیف شوید و نه غمگین، شما برتر هستید
• تحلیل عرفانی: فرد حق‌جو در برابر ناملایمات شکست نمی‌خورد؛ ایستادگی بر حق، فضیلت عرفانی است
بیت ۲۹
• علی گفت و ختم سخن کرد راست
• که باطل فرو می‌رود، حق بقاست
• ارجاع عربی: وَالْحَقُّ يَظْهَرُ وَالْبَاطِلُ يَبْطُلُ (قرآن، اسراء: ۸۱)
• ترجمه فارسی: حق آشکار می‌شود و باطل نابود می‌گردد
• تحلیل عرفانی: باطل فناپذیر و حقیقت ماندگار است؛ حق درون انسان از هر باطل پایدارتر است
بیت ۳۰
• "رجالی"، قیامت، چو محشر رسد
• حساب عمل پیش داور رسد
• ارجاع عربی: يَوْمَ يُبْعَثُونَ لِلَّهِ الْأَعْمَالُ (قرآن، غاشیه: ۲۵)
• ترجمه فارسی: روزی که اعمال انسان‌ها نزد خدا برانگیخته می‌شود
• تحلیل عرفانی: یادآوری حساب آخرت و اهمیت اعمال؛ هر عمل انسان در مسیر عرفان و رشد روحی سنجیده می‌شود

تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
۱۴.۴/۶/۶
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 16:50  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی(۵۳۸)
تحلیلی عرفانی بر نامه ای به ابوذر
فرازهایی از نهج البلاغه(۱)
۱.
به نام خدای بصیر و علیم
خدای رحیم و خدای حکیم
• ارجاع: قرآن کریم، سوره حشر (۵۹:۲)
متن عربی: «هُوَ اللّهُ الَّذِی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ»
ترجمه فارسی: «اوست خدا، که جز او معبودی نیست؛ دانا و حکیم است.»
• تحلیل عرفانی: یاد خدا با صفات بصیر و علیم، دل را به نور معرفت الهی متصل می‌کند و آگاهی باطنی را در انسان فعال می‌سازد. رحمت و حکمت الهی، چراغ راه سالک در تاریکی دنیا است.
۲.
سر آغاز هستی و نوری عظیم
خداوند جان و خدای قدیم
• ارجاع: قرآن کریم، سوره انعام (۶:۱۰۲)
متن عربی: «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ»
ترجمه فارسی: «اوست آن که نخستین و آخرین است.»
• تحلیل عرفانی: نور الهی سرچشمه‌ی وجود و حقیقت مطلق است. یاد «خدای قدیم» باعث آگاهی سالک از ازلیت و بی‌زمانی حقیقت مطلق می‌شود و دل را به سمت اتصال به نور باطنی سوق می‌دهد.
۳.
ستایش خدایی که دارد جلال
که بر بنده بخشد طریق وصال
• ارجاع: نهج‌البلاغه، خطبه ۱
متن عربی: «سُبْحَانَ اللّهِ الَّذِی هَدَانَا»
ترجمه فارسی: «منزه است خداوند، که ما را هدایت کرد.»
• تحلیل عرفانی: راه وصال، نزدیکی به حق مطلق است. جلال الهی سالک را متوجه عظمت و بزرگی حق می‌کند و هدایت الهی، چراغی برای عبور از حجاب‌های نفسانی و رسیدن به حقایق باطنی است.
۴.
درود خدا بر رسول امین
که روشنگر راه اهل یقین
• ارجاع: قرآن کریم، سوره احزاب (۳۳:۲۱)
متن عربی: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»
ترجمه فارسی: «برای شما در پیامبر خدا سرمشق نیکویی است.»
• تحلیل عرفانی: پیامبر (ص) تجسم کامل هدایت الهی است. اهل یقین، کسانی هستند که دل خود را از تعلقات دنیوی رها کرده‌اند. ذکر درود، تمرینی برای اتصال قلب سالک به نور پیامبر و حقیقت مطلق است.
۵.
علی آن امام همایون‌نژاد
امام هدایت، ورا عدل و داد
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳ به مالک اشتر
متن عربی: «إِقْسَامُ الْعَدْلِ بَیْنَ النَّاسِ وَلا تُظْلِمُوا فِی شَیْءٍ»
ترجمه فارسی: «عدالت را در میان مردم برقرار کن و در هیچ چیز کوتاهی مکن.»
• تحلیل عرفانی: عدالت امام، نماد نظم درونی و تعادل روحی است. پیروی از امام، راهی است به سوی تزکیه نفس و وصول به قرب الهی.
۶.
به یار وفادار و مخلص، غیور
بیان کرد حق را، پیامی چو نور
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «وَأَمَّا بَعْدُ فَإِنَّکَ صَدِیقِی وَأَمِینِی»
ترجمه فارسی: «و سپس، تو دوست و امین من هستی.»
• تحلیل عرفانی: وفاداری و صداقت، دروازه‌های دریافت هدایت و نور الهی هستند. پیغام حق، نورانی است و دل سالک را به سوی حقیقت می‌کشاند.

۷.
ابوذر، وفادار و یار نبی است
سزاوار مهر و شفیق علی است
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «أَنْتَ صَادِقُ الْوَلَاءِ وَوَفِیٌّ بِالْحَقِّ»
ترجمه فارسی: «تو وفادار و در راه حق پایدار هستی.»
• تحلیل عرفانی: وفاداری به راه حق، عامل نزدیکی به نور الهی است. دل مخلص، آماده پذیرش هدایت و کشف اسرار باطنی می‌شود.
۸.
به روی ستمگر، خروشید نور
تحمل نکردی خلافت، به زور
• ارجاع: تاریخ طبری
متن عربی: «وَقَفَ فِی وَجْهِ الظَّالِمِینَ وَمَا تَحَمَّلَ طُغْیَانَهُمْ»
ترجمه فارسی: «در برابر ستمگران ایستاد و طغیان آنان را تحمل نکرد.»
• تحلیل عرفانی: مخالفت با ظلم، نمایانگر نور الهی در دل سالک است. ایستادگی بر حق، زمینه‌ی رشد روح و تزکیه نفس را فراهم می‌کند.
۹.
به گردنکشان، برکشیدی فغان
به غاصبکران، برنمودی بیان
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «وَنَبَّهْتَ الْمُعْتَدِینَ عَلَى ظُلْمِهِمْ»
ترجمه فارسی: «و به متجاوزان نسبت به ظلمشان هشدار دادی.»
• تحلیل عرفانی: تبیین حق و بیان حقیقت، وظیفه‌ی دل آگاه و روشن است. این اقدام، سالک را به قرب الهی نزدیک می‌کند و ظلم را از دل پاک می‌سازد.
۱۰.
زمانه به بیداد بردت ز راه
خدا در غریبی تو را تکیه‌گاه
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «وَکَانَ اللهُ عَوْنًا فِی غُرْبَتِکَ»
ترجمه فارسی: «و خداوند در تنهایی و غربت تو پشتیبان بود.»
• تحلیل عرفانی: اعتماد کامل به خداوند، سالک را از اضطراب و ناامیدی دور می‌کند و قلب او را در مسیر سلوک پایدار می‌سازد.
۱۱.
ربذه بود جای تبعیدِ او
به محراب دل می‌کند گفتگو
• ارجاع: تاریخ طبری
متن عربی: «وَرُبَذَةُ هِیَ مَکَانُ نَفَاهُ»
ترجمه فارسی: «ربذه، مکان تبعید او بود و او دل خود را به عبادت و گفتگو با خدا مشغول ساخت.»
• تحلیل عرفانی: غربت و تنهایی، فرصتی است برای تمرین اتصال با خداوند. سالک در محراب دل، ارتباط مستقیم با نور الهی را تجربه می‌کند.
۱۲.
نه یار و نه همدم ورا در کنار
خدای بزرگ است جان را قرار
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «وَمَا لَهُ صَدِیقٌ فِی الْأَرْضِ وَاللّهُ کَافِیَهُ»
ترجمه فارسی: «نه دوستی در زمین داشت و نه همراه، و خداوند کفایت جان او بود.»
• تحلیل عرفانی: در تنهایی مطلق، سالک تنها به خدا متکی است و این تجربه، تقویت ایمان و تمرکز قلب بر حقیقت مطلق را به همراه دارد.
۱۳.
گروهی تو را بدرقه کرد یار
چو مولا علی، با دلی بی‌قرار
• ارجاع: تاریخ طبری
متن عربی: «وَاصْطَفَى بَعْضُ أَوْلِیَائِهِ لِیُوَدِّعُوکَ»
ترجمه فارسی: «گروهی از دوستان برای بدرقه تو جمع شدند، همانند مولا علی با دلی مضطرب.»
• تحلیل عرفانی: وفاداری دوستان در مسیر حق، تجلی نور الهی در روابط انسانی است و دل سالک را از سردرگمی نجات می‌دهد.
۱۴.

.
چنین گفت: ای یار حق‌جوی ما
چراغ سحرگاه دلجوی ما
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «یَا صَدِیقِی الطَّالِبِ لِلْحَقِّ، أَنْتَ نُورُ صَبَاحِ قَلْبِی»
ترجمه فارسی: «ای دوست ما که طلب حق می‌کنی، تو چراغ صبح دل من هستی.»
• تحلیل عرفانی: سالک، نور حقیقت را نه تنها در خود، بلکه در دیگران نیز می‌یابد. رابطه‌ی دوستانه و راهنمایی‌های روحانی، نور دل را برافروخته نگه می‌دارد.
۱۵.
تو بر ظلم چون آتشی شعله‌ور
تو آزادی و زاهدی، دادگر
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «أَنْتَ کَنَارٍ مُشْعِلٍ فِی وَجْهِ الظُّلْمِ وَأَنْتَ زَاهِدٌ وَعَادِلٌ»
ترجمه فارسی: «تو همچون آتشی در برابر ظلم شعله‌ور هستی و زاهد و دادگر.»
• تحلیل عرفانی: خشم نسبت به ظلم و پاسداری از حق، تجلی عشق الهی در سالک است. زهد و عدالت، پاکی نفس و تقرب به خدا را تقویت می‌کند.
۱۶.
امیدت به غیر از خداوند نیست
که بی‌او کسی را توانمند نیست
• ارجاع: قرآن کریم، سوره طلاق (۶۵:۳)
متن عربی: «وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»
ترجمه فارسی: «و هر کس بر خدا توکل کند، خداوند برای او کافی است.»
• تحلیل عرفانی: توکل به خدا، قلب را از وابستگی‌های دنیوی آزاد می‌کند و انسان را در مسیر سلوک مطمئن می‌سازد.
۱۷.
کسانی که بر تو ستم کرده‌اند
که انصاف حق را ز دل برده‌اند
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «أُوْلَئِکَ الَّذِینَ ظَلَمُوا لَا یَرْعَوْنَ حَقًّا»
ترجمه فارسی: «آنانی که ستم کردند، انصاف حق را در دل ندارند.»
• تحلیل عرفانی: شناخت ستمگران و آگاه شدن از نقص روحی آنان، سالک را در مراقبه و تمرین صبر و گذشت یاری می‌کند.
۱۸.
جهان جز سرابی فریبنده نیست
کسی را در آن پایدار نیست
• ارجاع: نهج‌البلاغه، خطبه ۱۸
متن عربی: «الدُّنْیَا سَرَابٌ وَلا یَبْقَى فِیهَا أَحَدٌ»
ترجمه فارسی: «دنیا جز سرابی فریبنده نیست و کسی در آن پایدار نیست.»
• تحلیل عرفانی: درک فانی بودن دنیا، سالک را به سمت تزکیه نفس و جستجوی حقیقت باطنی سوق می‌دهد.
۱۹.
علی گفت: دنیا چو سایه روان
رود همچو بادی به سرعت هر آن
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «الدُّنْیَا کَالظِّلِّ تَجْرِی وَکَالْرِّیحِ تَمُرُّ»
ترجمه فارسی: «دنیا همچون سایه‌ای روان است و مانند باد می‌گذرد.»
• تحلیل عرفانی: توجه به گذر زمان و ناپایداری دنیا، سالک را متوجه اهمیت لحظه‌ها و مراقبه در مسیر الهی می‌کند.
۲۰.
ابوذر! به یاد ابد زنده باش
به نور حقیقت دل آکنده باش
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «وَاذْکُرِ الْأَبَدَ فِی حَیَاتِکَ وَامْلَأْ قَلْبَکَ بِنُورِ الْحَقِّ»
ترجمه فارسی: «ابوذر! ابد را در زندگی خود به یاد آور و دل خود را از نور حقیقت پر کن.»
• تحلیل عرفانی: یاد ابدیت و اتصال به حقیقت، سالک را از وابستگی به امور گذرا رها می‌کند و قلب او را به نور معرفت روشن می‌سازد.

۲۱.
به همراه نکو یار خود برگزین
که همراه بود مایه‌ی عقل و دین
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «فَاخْتَرِ الصَّاحِبَ الصَّالِحَ الَّذِی یُنْمِی الْعَقْلَ وَالدِّینَ»
ترجمه فارسی: «همراه صالحی انتخاب کن که عقل و دینت را رشد دهد.»
• تحلیل عرفانی: ارتباط با یار صالح، ابزار رشد معنوی و تقویت معرفت قلبی است و دل را به صفای روحانی نزدیک می‌کند.
۲۲.
یکی یار بد، صد بلا آورد
که از تو دل و دین به یغما برد
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «الصَّاحِبُ السَّیِّئُ یُجْلِبُ الْبَلَاءَ وَیَسْرِقُ الْقَلْبَ وَالدِّینَ»
ترجمه فارسی: «یار بد، بلاهای فراوان می‌آورد و دل و دین تو را به یغما می‌برد.»
• تحلیل عرفانی: سالک باید مراقب تأثیر اطرافیان باشد؛ مصاحبت ناصالح، رشد روحی را کند و دل را از مسیر حقیقت دور می‌کند.
۲۳.
بود یار بد، فتنه‌ی روزگار
گشاید به رویت گنه بی‌شمار
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «الصَّاحِبُ السَّیِّئُ فِتْنَةٌ لِلْزَّمَانِ وَیَفْتَحُ أَمَامَکَ الْخَطَایَا»
ترجمه فارسی: «یار بد، فتنه‌ی زمان است و گناهان فراوانی پیش رویت می‌گشاید.»
• تحلیل عرفانی: شناخت خطر فتنه‌های درونی و بیرونی، تمرینی برای مراقبه و تزکیه نفس است.
۲۴.
بگفتا علی این سخن را نکو
که نیکو سخن، ره برد سوی او
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «وَقَالَ عَلِیٌّ کَلِمَةً طَیِّبَةً تَهْدِی إِلَیْهِ»
ترجمه فارسی: «علی گفت: این سخن نیکو، راه را به سوی او هدایت می‌کند.»
• تحلیل عرفانی: سخن نیکو و حقیقت‌آمیز، قلب سالک را روشن و مسیر باطنی او را به سوی خدا باز می‌کند.
۲۵.
که راه خدا را تو بر خود گزین
رساند تو را تا به عرش برین
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «فَاخْتَرْ سَبِیلَ اللّهِ یَهْدِیکَ إِلَى الْعَرْشِ الْأَعْلَى»
ترجمه فارسی: «راه خدا را انتخاب کن که تو را به عرش برین هدایت کند.»
• تحلیل عرفانی: انتخاب راه حق، سالک را از وهم و گمراهی دور کرده و به قرب مطلق الهی می‌رساند.
۲۶.
سکوت است داروی هر درد و رنج
به خاموشی آید دل از کینه گنج
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «الصَّمْتُ دَوَاءٌ لِکُلِّ أَلَمٍ وَیُزِیلُ الْحَقْدَ مِنَ الْقَلْبِ»
ترجمه فارسی: «سکوت، درمان هر درد است و دل را از کینه پاک می‌کند.»
• تحلیل عرفانی: سکوت، تمرینی برای تسلط بر نفس و پاک‌سازی قلب است. سالک با سکوت، به آرامش و حضور الهی نزدیک‌تر می‌شود.
۲۷.
بدان این جهان رفتنی بیش نیست
به جز او کسی همدم خویش نیست
• ارجاع: قرآن کریم، سوره حدید (۵۷:۲۰)
متن عربی: «مَا هِیَ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَالْأَبَدِیَّةُ لِلَّهِ وَحْدَهُ»
ترجمه فارسی: «زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و جاودانگی تنها از آن خداست.»
• تحلیل عرفانی: آگاهی از فانی بودن دنیا، سالک را از تعلقات دنیوی آزاد کرده و او را به سوی جاودانگی روحی و قرب الهی هدایت می‌کند.
۲۸.
چه نیکوست آن کس که پاکیزه زیست
که جز راه تقوا به دل، راه نیست
• ارجاع: نهج‌البلاغه، خطبه ۱۸
متن عربی: «مَنْ زَکَاهُ اللّهُ فَطَرِیقُ التَّقْوَى هُوَ الْخَیْرُ لَهُ»
ترجمه فارسی: «آن کس که خداوند او را پاکیزه سازد، راه تقوا بهترین مسیر برای اوست.»
• تحلیل عرفانی: پاکیزگی دل، شرط لازم برای مشاهده نور الهی است. سالک با تقوا، مسیر باطنی را از آلودگی‌های نفس و تعلقات مادی خالی می‌کند و آماده‌ی دریافت هدایت می‌شود.
۲۹.
چنان زی که گویی فنا در تو نیست
چنان کن که یزدان جدا در تو نیست
• ارجاع: نهج‌البلاغه، نامه ۳
متن عربی: «عِشْ کَأَنَّکَ لَا تَفْنَى وَاعْمَلْ کَأَنَّ اللّهَ فِیکَ مُتَّصِلٌ»
ترجمه فارسی: «چنان زندگی کن که گویی فنا در تو نیست و چنان عمل کن که گویی خداوند در تو حاضر و ناظر است.»
• تحلیل عرفانی: سالک باید در عمل و زندگی روزمره، همواره حضور خدا را احساس کند و در عین حال از ترس فنا و مرگ، قلبش مبهوت حق باقی نماند. این بینش، تعادل روحی و تمرکز معنوی می‌آورد.
۳۰.
رجالی که دنیا سرایی گذر
نه جای قرار است در این سفر
• ارجاع: قرآن کریم، سوره عنکبوت (۲۹:۶)
متن عربی: «وَالْأَمْرُ کُلُّهُ إِلَى اللّهِ وَالدُّنْیَا فَانِیَةٌ»
ترجمه فارسی: «همه امور به خداوند بازمی‌گردد و دنیا فانی است.»
• تحلیل عرفانی: دنیا گذراست و هیچ‌چیز پایدار نیست. سالک با این بینش، دل خود را از وابستگی‌ها آزاد کرده و تنها بر اتصال با حق تمرکز می‌کند، که جوهر سلوک معنوی و عرفانی است.

تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
۱۴۰۳/۶/۱۰
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 15:38  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
مثنوی(۵۳۶)

نامه‌ای به عمروبن عاص
فرازی از نهج البلاغه (۵)

به نام خدایی که بخشد امید
ز رحمت بر افروخت دل را نوید
ستایش سزاوار پروردگار
که او آفریننده‌ی روزگار
سپاسم بر او کز ازل تا ابد
به هر دل صفا و به هر جان مدد
محمد، رسول و امین خداست
هدایتگر خلق و جان را صفاست
کتابش چراغ ره آدمی‌ست
کلامش به دل قوت و مرهمی‌ست
وصیّش علی، آن امام هدا
که بخشد دل و جان، امید و صفا
امیر شجاعت، امام یقین
که بر حق بُوَد رهبر مؤمنین
کنون نامه‌ای شد ز دل آشکار
خطابش به عمروست، مردی سوار

همان عمرو کز حیله شد نامدار
ولی راه باطل ورا اختیار

تو ای مرد دنیا، بدین گوش دار
سخن بشنو از بنده ی کردگار

شنیدم که دین را فدا کرده ای
برای دل و جان رها کرده ای

که دینت فدای هوای تو گشت
خسارت دو عالم سزای تو گشت

به دنبال آن مرد نا لایقی

که بد نام و بد کار، چون فاسقی

معاویه کز باطل آراست کار
چو ماری است بنشسته در رهگذار

مرا نامه‌ای سوی تو شد روان
که دانی حقیقت در این داستان

بدانی که دنیا وفا بر نداشت
کسی کو بدو تکیه زد، جان گذاشت

به آتش زدی جان و ایمان خود

به یغما زدی عشق یزدان خود

ز دنیا چه ماند؟ جز اندوه و غم
که گیرد دل از مهر و از بیم هم

تو عمرو! بدان باطل، آخر فناست

ره باطل آخر به دوزخ سراست

تو دنبال آن مرد خونخواره‌ای
که در ظلم و بیداد، بدکاره ای

نه دنیا برایت بماند، نه دین
نه عز و مقام و نه تاج و نگین

چو با باطل آمیخت ر وح و روان
برون شد صفای دل و عقل و جان

اگر با من و با حق آیی به راه
نجاتت رسد از عذاب و تباه

بدان کاین همه مال دنیای دون
چو خوابی‌ست بر مردم بی‌سکون

نه دنیا دهد عزّ و حرمت به تو
نه دینت رساند کرامت به تو

اگر حق بگیری، رها می شوی
ز آتش، ز فتنه ، جدا می شوی

مرا این سخن نامه‌ای شد به تو
نویدی زِ حق، مژده‌ای شد به تو

بدان کاین جهان جای فانی بُوَد
که جز رنج و محنت نشانی بُوَد

نه دینت بماند، نه دنیای تو
نه ماند صفایی به سیمای تو

به دنبال باطل " رجالی" مرو
به دنبال جهل و ظلالی مرو
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۱۰
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:56  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی

مثنوی(۵۳۵)
نامه ای به اشعث

فرازی از نهج البلاغه(۴)

به نام خدایی که بخشد توان
که بی او نباشد بقا در جهان
خدایی که بر خلق، رحمت گشود
به هر جان و دل نور حکمت فزود
ستایش خداوند جان را سزاست
که یادش شفای دلِ مبتلاست
علی، آن امام صفا و یقین
که شد مقتدای همه مؤمنین
وصیِّ نبی، شیر حق، مرتضاست
که عدلش چراغ ره اولیاست
نوشت آن امام رهِ حق‌ مدار
به اشعث، که شد والیِ آن دیار
امانت بُوَد این ولایت تمام
نه سرمایه‌ی جاه و کبر و مقام

مبادا کنی بر خلایق جفا
که برگیرد از خاک، ظلمت‌سرا
نه جان را بماند صفا و نوا
نه دل را بماند امید و وفا
که این خانه‌ی ظلم و جور و شرار
ندارد دوامی ، در این روزگار
به چشم پدر بین خلایق نگار
گروهی برادر، گروهی چو یار
چو آیینه شو در درون و برون
که بی‌عیب گردد ز تو هر فسون
نگاه خلایق به امثال توست
به کردار و رفتار و اعمال توست
اگر ره به باطل کنی آشکار
شود دین و دنیا همه نابکار
تو را بهر خدمت امانت دهند
نه بهر طمع، جاه و شوکت دهند
مبادا که غافل شوی از خدا
که جز او نیابی به دل آشنا
به روزی که گیرند آن جان تو
نه قدرت بماند، نه فرمان تو
تو ماندی و اعمال و کردار تو
کتاب خدا گشته معیار تو
مبادا شتابان شوی در امور
که باشد پشیمانیت در عبور
تو در راه عدل و صفا ره سپار
که یاری رساند تو را کردگار
لذا از عدالت تو غافل مشو
به دنیا و زرقش تو مایل مشو
جهان زود گردد به پایان کار
مبادا بمانی به غفلت دچار
مبادا که بینی به چشم غرور
که ماند تو را ملک و تاج و سرور
از این پس تو را بر رعیّت نظر
چو خورشید تابان، چو مهر پدر
اگر در ره حق کنی عدل و داد
خدا بر تو لطفی دو چندان نهاد
مبادا که بینی به چشم هوس
که این تخت و این جاه ماند به کس
به هر کار باید نظر بر خدا
که او پادشاه است و ما را وفا
به یاد ابد باش و فردای دین
که پاداش گیرد دلِ پاک‌بین
به هر کار باید خرد پیشه کرد
هماره به هر کار. اندیشه کرد
به دنیا مشو غافل از عدل و داد
که یاد تو ماند "رجالی"‌ به یاد
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۹
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 1:52  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
مثنوی(۵۳۴)

نامه ای به معاویه

فرازی از نهج البلاغه(۳)
به نام خدایی که بخشنده است
که نورش به جان‌ها فزاینده است
خدایی که بر جان دهد روشنی
دل اهل معنا بود مَأمنی
خدایی که بنمود راه حیات
به جان‌ها برافروخت نور نجات
سپاسش که جان را صفا می‌دهد
به دل نور ایمان جلا می‌دهد
وصیِّ رسول و ولیِّ جهان
که نورش درخشید بر مؤمنان
خداوند احمد، رسول امین
فرستاد بر خلق نوری مبین
پس از احمد آمد علی، رهنما
که جانش فدا شد به راه خدا
پس از قتل عثمان حکومت سزاست
به درگاه حیدر چه شور و صفاست

چو بیعت به دست علی شد تمام
صفا بر دل آمد ز عهد و دوام

ندیدند کس را سزاوارتر
ز مولای مؤمن، وفادارتر

که عدلش دل خلق روشن نمود
به تدبیر او مُلک ایمن نمود

علی را به بیعت همه دل سپرد
جهان در ره حق، به وحدت ببرد

معاویه را عهد و پیمان نبود
به دین خدا هیچ ایمان نبود

گمان برده‌ای شام، از آن توست
که دنیا خیال است و خسران توست

ندانی که این تاج و تخت و کلاه
به زودی شود بر تو اسباب آه

خلافت به فضل و به ایمان توست
نه ارث قبیله نه از آن توست

امامت به فرمان و اذن خداست
به رأی مسلمان، حکومت رواست

نه با مال حاصل شود این مقام
نه با تیغ گردد کمال و تمام

چو عهد ولایت به دوش آمدش
به بیعت، ره حق سروش آمدش

تو هم یک نفـر زین جماعت شوی
به بیعت درآی و به طاعت شوی

تو خود را مکن از خلایق جدا
که پایان کار جدایی فنا

بدان بیعتت باعث وحدت است
نگردد خلل در من و ذلت است

تو دانی که امت برای کمال
مرا برگزیدند در این جدال

نه دنیا بماند، نه این پادشاه
نه قدرت بماند، نه شام سیاه

نه شاهی بماند، نه این اعتبار
نه آن قدرت و لشکر و اقتدار

منم حجت حق، امام زمان
که با من بُوَد دین حق جاودان

خدا داد این عهد بر دوش من
که باشم به دین رهبر انجمن
منم حجت حق، وصی نبی
که با من بماند ره معنوی

پس امروز بیعت کنی، رستگار
وگرنه شوی خوار فردای کار

به دنیا " رجالی" چرا ناتوان؟

که باطل بُوَد همچو باد خزان

سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۸
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۴ساعت 0:5  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
مثنوی(۵۳۳)

نامه ای به ابو موسی اشعری

فرازی از نهج البلاغه(۲)

به نام خداوند دانای راز
خداوند روز و شب و بی نیاز
ستایش مر او را که بخشنده است
دل روشن از مهر او زنده است
ز او شد جهان را صفا و جمال
که جان را فزاید کمال و وصال
سپاس از خدای جهان‌آفرین
که با حق بود یاور اهل دین
علی دست حق است و انکار نیست
که راه هدایت جز او یار نیست
کنون نامه‌ای سخت و آتش‌فشان
ببارد شرر بر دل بدگمان
یکی نامه شد سوی قاضی شهر
به هشدار ظلم و به انکار دهر
بداده علی اشعری را پیام
ز مکر و ز کینه چو تندر به دام
ندای جهاد است و جنگ و نبرد
زمان قیام است و درک و خرد

نه راه رهایی، نه جای گریز
نه جایی برای نشست و ستیز
مپندار این کار آسان بود
که باطل ز دینت گریزان بود
یقین دان که حق است با مومنین
که ناحق بود دشمن مسلمین
مرا باک نی از ستمکارها
ز کفر و ضلالت ، ز پیکارها
که حق با من است و مرا یاور است
خدای عظیم است و او داور است
چنین گفت مولای دین مرتضی
ولی خدا در زمین و سما
به مردی که در کوفه شد نامور
ولی سست و بی‌همت و بی‌ظفر
اگر یاری حق کنی هر زمان
بمانی به تاریخ، در هر مکان
اگر با منی در رضای خدا
بمانی چو مردان حق‌آشنا
منم آن علی، شیر میدان دین
که با حق بمانم، به تیغ و یقین
چراغ هدایت، فروزان منم
کلام خدا، راه و میزان منم
چو حق با من است و مرا رهنماست
چه ترسم ز دشمن ، که او بی حیاست
نصیحت به تو کردم از بطن جان
مشو غافل از حضرت مستعان
تو را با وفا خواندم و مرد راه
مبادا کنی با عدو اشتباه
که فردا نماند جز اعمال تو
جز ایمان و تقوا و آمال تو
منم آن که تیغش به عدل است راست
به حق، با ستمکار، پیکار خواست
به حق زنده‌ام، با حقم جاودان
نترسم ز دنیا و جور زمان
علی گفت: من با خدایم قرین
نترسم ز دشمن، نه از کافرین
درود خدا بر ره حق‌پرست
که با حق بماند، ندارد شکست
علی گفت و ختم سخن کرد راست
که باطل فرو می‌رود، حق بقاست
" رجالی"، قیامت ، چو محشر رسد
حساب عمل پیش داور رسد
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۶
rejali2020.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۴ساعت 18:18  توسط علی رجالی  | 

باسمه تعالی
مثنوی(۵۳۲)

نامه‌ای به ابوذر

فرازی از نهج البلاغه(۱)

به نام خدای بصیر و علیم
خدای رحیم و خدای حکیم

سر آغاز هستی و نوری عظیم
خداوند جان و خدای قدیم
ستایش خدایی که دارد جلال
که بر بنده بخشد طریق وصال

درود خدا بر رسول امین
که روشنگر راه اهل یقین
علی آن امام همایون‌نژاد
امام هدایت، ورا عدل و داد
به یار وفادار و مخلص، غیور
بیان کرد حق را، پیامی چو نور
ابوذر ، وفادار و یار نبی است
سزاوار مهر و شفیق علی است
به روی ستمگر، خروشید نور
تحمل نکردی خلافت، به زور
به گردنکشان، برکشیدی فغان
به غاصبکران، برنمودی بیان
زمانه به بیداد بردت ز راه
خدا در غریبی تو را تکیه‌گاه
رَبَذه بود جای تبعیدِ او
به محراب دل می کند گفتگو

نه یار و نه همدم ورا در کنار
خدای بزرگ است جان را قرار

گروهی تو را بدرقه کرد یار
چو مولا علی، با دلی بی قرار

چنین گفت: ای یار حق‌جوی ما
چراغ سحرگاه دلجوی ما

تو بر ظلم چون آتشی شعله‌ور

تو آزادی و زاهدی ، دادگر

امیدت به غیر از خداوند نیست
که بی‌او کسی را توانمند نیست

کسانی که بر تو ستم کرده‌اند

که انصاف حق را ز دل برده اند

جهان جز سرابی فریبنده نیست
کسی را در آن پای پاینده نیست

علی گفت: دنیا چو سایه روان

رود همچو بادی به سرعت هر آن

ابوذر! به یاد ابد زنده باش
به نور حقیقت دل آکنده باش
به همره نکو یار خود برگزین
که همره بود مایه‌ی عقل و دین

یکی یار بد، صد بلا آوَرَد
که از تو دل و دین به یغما بَرَد

بود یار بد، فتنه‌ی روزگار
گشاید به رویت گنه بی‌شمار

بگفتا علی این سخن را نکو
که نیکو سخن، ره برد سوی او

که راه خدا را تو بر خود گزین
رساند تو را تا به عرش برین

سکوت است داروی هر درد و رنج
به خاموشی آید دل از کینه گنج

بدان کاین جهان رفتنی بیش نیست

به جز او کسی همدم خویش نیست

چه نیکوست آن کس که پاکیزه زیست
که جز راه تقوا به دل، راه نیست

چنان زی که گویی فنا در تو نیست

چنان کن که یزدان جدا در تو نیست

رجالی" که دنیا سرایی گذر
نه جای قرار است در این سفر


سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۶/۵
rejali2020.bligfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۴ساعت 15:57  توسط علی رجالی  |