|
باسمه تعالی غم دل
غم دل با که بگویم که نگردم من خوار من نخواهم ز خلایق کمک و هم اغیار
چون ببینم ز بشر منت و او هم محتاج به در خانه ی حق می روم و او مختار
چون خلایق همگی از تو به جایی برسند امر حق بر همگان لازم و آن هم بسیار
به در خانه ی حق آیم و هم نایب او چون امامان و نبی در همه کار و ادوار
گره ی کار گشایند تو را در همه حال می گشاید همه را ، شک منما در هر کار
از خدا عشق طلب ، نی هوس و هم بازی عاملی هست ترا سوی خودش در افکار
او بود خالق و آگاه به هر سختی ما هر چه خواهی به خدا گو ، غم و هر اسرار
حق بود ناظر و آگاه به اعمال بشر ز خدا راه طلب ، راه شهیدان هموار
دان نعائم همگی بی حد و بی پایان است گله از حق منما ، عشق طلب هم دیدار
منتی نیست تو را ، از طرف صاحب جود شکر نعمت بنما ، در همه حال و اعصار
این جهان خلق شود، بهر بشر در هستی تا نمایی تو عبادت ، عمل و هم اذکار
دان رجالی که خدا آگه و هم بیدار است
سراینده دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۲ساعت 0:4  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
در مصاف دگران صادق و با تقوا باش حرف بیهوده نگو ، مظهر پاکی ها باش گر تو را بود گناهی ز خدا عفو طلب
اهل احسان وعمل باش ، ضعیفان دریاب چون قیامت برسد ، وقت حساب است ترا این جهان جای عمل باشد و هم کار و تلاش وقت خود نشر حقایق شود و بیداری
سخت گیری و لجاجت نبر د ما را عرش
عامل نور و صفا باش،چو شمعی سوزان بین حسین ابن علی و شهدا و اهداف هر که در راه خدا بود یقینا خوشبخت حق بود ناجی انسان و دهد روزی ما
بی صبوری مکن وشکوه نکن از دوران
خود بزرگی مکن و لاف مزن در ایام
از گنه دوری و از لقمه ی ناپاک به دور
مرد میدان و عمل باش، نسنجیده مگو
حق بیان کرد کلامش به زبان احمد انچه حق گفت همان گو و همان کن جانا کی شود منجی انسان و خلایق برسد پرچم عدل به پا گردد و مهدی آید ریشه ی ظلم بخشکاند و صاحب قدری است این جهان رهگذری هست رجالی دریاب توشه ای کسب نما با عمل و والا باش
سراینده
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۱ساعت 17:15  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
افسوس ، که جانم به لب و نفس خراب است
گر دل برود داخل یک کوره ی آتش
بی تاب وصال است و سراسیمه ی محبوب
یک قطره کند مست مرا، شرب طهورا
مجنون شده ام عاشق و دیوانه و سرمست
خالی ز هوا نیست دل کوچک و بیمار
مشتاق نگاه و نظر دلبر و معشوق
من تشنه ی یک جرعه از آن شرب الهی
تا کی ز فراق تو کنم گریه و ناله
تحریر کنم عشق خود از دلبر و هم یار
ای یار کجایی ، همه را شوق وصالت
آنکس که بود صاحب تقوا و درایت
مسرور بود هرکه مقید به اصول است
هر کس که برد فیض ز قرآن و نیایش
در شرع بود ، راه خدا در همه احوال
هر آیه ی قرآن که شود درک به معنی
هر تهمت و هر غیبت و هم ظلم به اغیار
پرهیز نما از دغل و تهمت هم کیش
آن کس که دلی شاد و فرح بخش نصیب است
بیهوده مکن عمر تلف ، چون که گرانقدر
هر کس که شود همره شیطان درونش
تحقیر مکن خلق خدا در همه احوال
هر نیک و بدی در دو جهان ثبت شود دوست
دوری ز گناهان کن و تسلیم خدا باش
بیهوده مرو راه خلاف و ره شیطان
یکسان بنما ظاهر و باطن به خلایق
با صبر توان چیره شوی بر دل و امیال
هر کس عملش خالص و از بهر خدا بود
تسلیم حقایق شو و آزاده و حق جو
هر کار شود بهر خدا ، مانده رجالی
سروده شده توسط
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۰ساعت 15:13  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
در کنار رود پر آبی بنا شد اصفهان
حیف باشد شهر تاریخی ما گشته چنین
چون نگینی بر سپهر اصفهان رخشنده است
گنبدی فیروزه ای بر صدر میدان امام
کاخ های بی بدیل اصفهان هم دیدنی است
اصفهان مهد ادیبان و سرای اهل دل عاشقان جان به کف دارد شهر اصفهان
چند سالی شد سپاهان پایتخت شیعیان
زادگاه میسمی و هم رجالی ، اصفهان
سرایندگان
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد ۱۴۰۰ساعت 0:7  توسط علی رجالی
|
کتاب حاضر با عنوان تاریخ منظوم اسلام، به قلم دکتر علی رجالی استاد تمامِ گروه ریاضی دانشگاه اصفهان و همکاری آقای مهدی مِیسَمی، دانشجوی دکتریِ رشتۀ ریاضی دانشگاه اصفهان، تدوین و به رشتۀ نظم در آمده است. نشر ذخائر اسلامی( قم)
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۹ساعت 0:6  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی صلوات بر محمد و آل محمد
بر پرچم سبز آل احمد بنوشت کلام حق، محمد لا حول ولا قوه الا بالله از قدرت حق جهان بگردد
سلام بر مصطفی وبر محمد کند رزق ترا افزون وبی حد کند یاد نبی و آل او را هر آنکس بر محمد آن فرستد
صل علی محمد نور خدا محمد این است شعار امت صلوات بر محمد
بر خاتم انبیا محمد بفرست درود خود به احمد بر نور رسل، ولی مطلق بفرست سلام خود مجدد
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 0:19  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی فروع دین حج(۳)
ما برای قرب ، سوی بیت جانان می رویم ما به قصد یار ،سمت کعبه ی جان می رویم
حج مطار مومن خوش سیرت وخوش صورت است ما به سوی کعبه ، قربانگاه خوبان می رویم
کعبه قربانگاه اسماعیل و قربانگاه دل قبله گاه مسلمین را با دل و جان می رویم
حج حضور وحدت و هم صحنه ای ازمحشر است ما صفا و مروه را با عشق یزدان می رویم
حج صفای روح و اعلام برائت از عدوست بی رضای ایزدی، ما سوی حرمان می رویم
حج بود لبیک بر امر خدا در بندگی سوی رضوان برین، نزد شهیدان می رویم
جامه ی احرام ما باشد کفن در این سفر پوششی باشد که با آن سوی سبحان می رویم
حاجیان مشغول چرخش در سرای ایزدی جملگی با ذکر رب ، لبیگ گویان می رویم
شد رجالی حاجی و حجش چه باشد دلپذیر خوش به حال عاشقان ، با چشم گریان می رویم
میثمی خواهان حج است و لقای کبریا هر که خواهد می رود، با روی خندان می رویم
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:33  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی فروع دین زکات(۲)
گر بخواهی زندگی سامان بگیرد، ده زکات موجب افزایش رزق است و عمرو هم حیات
گر بخواهی رستگاری ، در دو عالم همزمان تکیه کن بر پنج اصل دین که شد راه نجات
گفت صادق در خصوص سوره ای بر مردمان می شود رزقت فراوان ، گر بخوانی ذاریات
گر دهند مردم زکات خویش را در هر بلاد فقر و اندوهی نباشد در درون شهر و هم اندر دهات
گر بخواهی صاحب امر و مکان گردد ظهور جمعه عصری کن قرائت، تو فرازی از سمات
گفت پیغمبر توکل کن، تو در کل امور چون خدا منجی ما، اندر حوادث، معضلات
شعر را در نشر دین گو، تا رسد پیغام حق تا به کی درگیر دنیا و گرفتار لغات
من ندانم کی شود وقت عروج و وصل یار نشر دادم ، بلکه باشد صالحات و باقیات
نشر علم باشد رجالی، از زکات و کن ادا تا که گیرد وضع و اوضاعت کمی رو به ثبات
گر بخواهی میثمی توفیق یابی در امور کن توکل، رو به سمت حق تو ازکل جهات
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:30  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی فروع دین نماز
روح را سرشار عشق و معرفت کن با نماز سوی حق از معرفت بگذار دستان نیاز
نور دل خواهی اگر، آن جستجو کن در نماز حق بود مستغنی و او خالق و هم بی نیاز
ارتباط خالق و مخلوق در ذکر و دعاست من گنه کار م خدایا، کی دهی ما را جواز
مرکب معراج من ،اندر نماز است وثنا با نماز و مهر حق باشی تو دائم بی نیاز
تا توانی کن عبادت، موجب رشد است و فهم دور کن دستان خود را جملگی از حرص و آز
روح را صیقل دهی، با بندگی اندر نماز قبله گاه مسلمین در مکه هست و در حجاز
می دهد آرامش و تسکین، اگر خوانی تو آن با جماعت خواندنش، گردد تو روحت دل نواز
دور کن خود را رجالی، از غرور و کبر و خشم تا بسازی آدمی نو ، سوی یزدان آی باز
میثمی خواهان پرواز است و دیدار خدا گفتگو کن با خدا،با کس نگو اسرار و راز
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:17  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:15  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی فروع دین بر پایی نماز
امان از دست بی دینی ، برد تا قعر گمراهی نگو ترک نمازت را ، نکن دیگر تو کوتاهی
نماز شب کمی بگزار، خدایت دوست می دارد کلید گنج خوشبختیست، همین ورد سحرگاهی
به راه وصل خود با حق، مصمم باش، ای عاشق قوی کن بند ایمانت، چرا در بند اکراهی؟!
تمام زندگی بی سجده معشوق بی همتا ندارد ارزشی حتی به قدر یک عدد شاهی
عدو را با تو نزدیکی فراوان است ای انسان نما از شیطنت دوری، نکن شیطان تو همراهی
هرآن کس که دهد دندان،به نانش هم بیندیشد بگو تا کی غمین گردی؟ چرا در فکر افواهی؟
رها کن راه مکاری، ز حیله کی سعادت جست؟ اگر مکری کنی با خلق، روی حتما به گمراهی
مخور حق یتیمان را، خدا را خوش نمی آید بترس از روز تلخی که یتیمی می کشد آهی
ندارد میثمی دنیا بدون آخرت ارزش مثال عقبی و دنیی،چو شهری هست و درگاهی
رجالی در جهان بینی رها کن رسم خود بینی به خود اندیشه کن اما فزون کن فکر و آگاهی
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:13  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی فروع دین خمس(۲)
یک پنجم مازاد در آمد، که ز سال است با بخشش آن، موجب افزایش مال است
بخشیدن مازاد چقدر سخت و دل آزار ایمان به خدا ، موجب دوری ز جدال است
مخلوط اگر مال تو گردد که حرام است گر خمس دهی، مانده ی اموال حلال است
گر جنگ شود،حاصل اموال و غنیمت یک پنجم آن بهر فقیر است و وبال است
گر کشف کنی گنج و جواهر تو ز دریا چون خمس دهی،موجب پاکی و وصال است
دانی که همین خمس ، چو تمرین جهاد است احسان به فقیران که ز انواع خصال است
پالایش اموال کند روح و روان پاک چون باعث احسان و فقط ذکر مثال است
تبیین شده احکام خدا، در همه ابعاد چون سینه پاکان ، پاک تر از آب زلال است
میثمی پاک کند خویش، ز امیال درون هر که غیر از ره حق رفت ، نهایت به زوال است
از مصرف یک سال، اگر ماند رجالی بخشا،که بود واجب و آن بهر کمال است
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:7  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
شود شیطان گریزان و سر افکنده در این ماه بود ماه نزول و قدر و قرآن و رهایی علاج درد ما ،درمان نفس و ترک عصیان سحر چون می رسد وقت دعا و هم نیایش صفای دل چو خواهی دل زدنیا برکن ای دوست میان هر چه نیکویی تو کردی، روزه خوشتر دهد صیقل روان و روح ما را روزه داری ره رستن ز دوزخ، زهد و تقوا و شفاعت اگر خواهی تو اشعاری ز حکمت یا ولایت سروده شده توسط
+ نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:3  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی اشک شوق
اگر عشقی بود آن عشق مولاست اگر نوری بود، آن نور والاست
اگر اشکی بود، آن اشک شوق است شفای باطن و بیداری ماست
اگر یاری بود، آن یار مهدیست که او نور دل و فرزند زهراست
قیامش جز به فرمان خدا نیست حکومت در زمین را گر چه والاست
عدالت را قیامش زنده سازد جهان بعد از ظهورش نیک و زیباست
ظهورش باعث اثبات حق است همه دلها رجالی سوى مولاست
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۹ساعت 1:11  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی عید فطر
عید آمد و بلبل ز قفس نغمه زنان رست طوطی دل از بند بدن رقص کنان جست
هر کس که در این ماه زبیگانهجداشد با دلبر دیرینه خود طرح دگر بست
ناخورده طعاماست وننوشیده مىآب هر کسکه به این خوانکرم یک دله بنشست
فرهاد صفت تیشه زده کوه بدن را آن گه که به یکباره ز امیال درون رست
هر کس که بنوشاند ورا ساقی کوثر با جرعه ای از آب شود عاشق وسر مست
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۹ساعت 1:2  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مزار
مرغ دل پر می زند سوی مزار فاطمه گشته روز عاشقان چون شام تار فاطمه
روح و جانم میرود سوى بقیع ونینوا بلکه بوسد تربت و جوید مزار فاطمه
یا رسول اله ببین آخر که همرنگ فلق شد ز سیلی ستم گلگون عذار فاطمه
تربیت پاکش اگر بر چشم نابینا نهند غرق اندر نور گردد در کنار فاطمه
هر کجا دل میرود مستانه اندر جستجوست تا بجوید بینوا خاک و مزار فاطمه
روزها سر می برد در پشت دیوار بقیع گریه و شیون کند چون چشم زار فاطمه
گه کنار احمد وگه در کنار مجتبی تا بجوید دلبرش اندر دیار فاطمه
شیعیان در انتظار رجعت فرزند او بلکه بنماید به عالم لاله زار فاطمه
میکنم وصف مزار بانوی اسلام و دین تا که بخشد جرم من پروردگار فاطمه
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۹ساعت 0:52  توسط علی رجالی
|
حجاب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۹ساعت 18:13  توسط علی رجالی
|
گر شود نفس اسیر دل و امیال دنی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۹ساعت 18:10  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۹ساعت 18:5  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
میثمی نیست مرا وصف، چنین که گویی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 18:40  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
مبدا هستی خدا و آخر هستی خدا گر کنی آنی تفکر بر خود و احوال خویش حق بود نزدیکتر از گردن و از ذهن تو حق نباشد در تصور، چونکه او بی حد بود گر کنی نیت،دهد پاسخ تو را در وقت خود ذات هستی تا ابد نشناخته باقی بود دیدن ما، دیدن با چشم سر دانی که نیست گر یقین پیدا کنی از بود حق، با جستجو هرکه خواهد نورحق، تهذیب شرط اول است میثمی گوید سخن با چهارده نور جلی ای رجالی، راه حق در گفتنش آسان بود قرآن چه خوب است و شیرین ،کلام وحی و قرآن شده نازل کلام وحی ، بر قلب محمد محمد آخرین پیک نبوت ، حافظ وحی قرائت کردن و فهم و عمل بنمای توام بود قرآن کتاب حکمت و علم خدایی کتابی پر ز گوهر، بی بدلیل و هم زر افشان کمال آدمی مدیون قرآن مجید است اگر در راه قرآن آیی و وز آن بری فیض رجالی هر چه خواهی در کلام حق بیابی خدا نازل نموده میثمی پیغام خود را اسلام آخرین پیک نبوت ، می کند دینی به پا دین ما کامل ترین دین، تا قیامت ماندگار بانگ حق جوئی احمد، تا فلک دم می زند دین احمد، منجی مردم ز جهل و شرک و جور رهنمای متقین و مونس اهل یقین هست قرآن معجز پیغمبر و دریای نور نکته ها باشد ز اهل بیت و از آل رسول گشت اسلام مبین، سر شار از شور و شعور رهنمون سازد خدا ما را به راه مستقیم هست قرآن زمزم عشق و بود آب حیات
سر آغاز هر کار با یاد و نام خداست بنام خداوند رحمان و پاک و رحیم شروع کن به نام خدا و توکل گزین که ذکرش تسلی دهد روح و جان تو را نبی را کند حفظ در آتش و قادر است چنین ایزدی، لایق ذکر نام است و یاد بود بدترین کار، انسان شود نا امید خدا گر بخواهد به آنی شود، شک مکن شود میثمی عاشقت،ای خدای بز رگ به چرخش در آوردحق، عالم و روزگار سروده شده توسط
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 16:46  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی عدو با توسل به زور و فریب و دل پر عنود بیان شد غزلها، کند وصف آل علی بیان کرده ایم گوهر دین و فرهنگ را تفکر به آیات نورانی ذوالجلال سرودیم اشعار قرآن ودین و حدیث نمودیم تبیین وشرح قصص کرده ایم هر آنکس که خواهد بداند نکاتی ز دین سرودیم ادعیه در مذهب شیعه را رجالی عدو در تهاجم کند حیله ها شنا سایی حق و باطل بدان میثمی
حق تا به ابد زنده، جبر است کمال ما هر جا که بشر قادر، او عامل و مختار است هر کس که شود عاشق، باشد مطیع حق کرده است تو را مختار،از بهر امور خویش نقش من و تو با حق، آن نیست چو بنایی حق هست چو قیومی، در حفظ و نگهداری بین کودک نو پا را، قادر نبود هر گز گر هست تو را کاری ، با اذن خدا باشد جبر است به نفع ما، گر عاشق حق گردی اسلام همان تسلیم، پس میثمی عامل شو
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 15:46  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی دعا های قرآنی
امن یجیب(۲)
امن یجیب خوانم، بشکسته دل کجا را جز تو کسی ندارم ، تو خود بده دوا را
شد آیه ای ز قرآن، خود یک دعا به کویت تنها طریق صحبت، ذکر است و عجز ما را
انواع ذکر یابی، همچون دعا ز عترت در چارده ستاره، ادعیه و ثنا را
حاجت روای مایی، ای قادر و توانا بیمار و بی پناهیم، ، شافی بده شفا را
در این جهان خلقت، جنبنده ای نباشد خارج ز عالم تو، دریاب بینوا را
من مضطر و پریشان، وقت دعا و عجز است چون نیست جز خداوند، فریاد رس ندا را
یارب نمای لطفی، بر بنده ی گنهکار دیدار روی محبوب، کی می شود گدا را
اندر جهان فانی، جز تو همه هلاکند باقی فقط تو هستی، مستان فقط خدا را
پس میثمی حذر کن، از دوستان خاطی از حق بخواه حکمت، غافل مشو دعا را
کی می شود رجالی، از معرفت دگرگون جانا بده جوابی، مجنون بی ریا را
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 15:23  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی مفاهیم عرفانی ذکر رحمان و رحیم، حی وسبحان و کریم خالق کل وقدیم، بشنو از رب عظیم قل هو الله احد، از ازل بود و ابد قل هو الله صمد، گفته قرآن بود رستگار است در جهان، در دو عالم همزمان بی شریک و لا یزال، حی مطلق ذوالجلال کعبه دلها تویی، هر کجا با ما تویی ذکر حقگویان به شب،نور یزدان است و رب هر کسی گوید به لب، قل هو الله نعیم ذکر قرآن مجید، جملگی نور و نوید تو وکیلی و جلیل، تو دلیلی و کفیل صبر و ایمان و وفا، عهد و پیمان با خدا غافر کل ذنوب، عالم کل غیوب رازق و واسع تویی ،خالق و جامع تویی ای رجالی دل بکن،همچو مرغی زین بدن
اینقدر فکر زن و بچه و اولاد نباش تو مکن کار خلاف و ، به خلاف امر مکن تا توانی دل مظلوم بدست آور تو وقت خود را تو غنیمت بشمار و دریاب کن توکل به خدا در همه ی احوالت گر شدی عاشق دنیا، تو مکن عمر تلف باش در یاد خدا، جز به خدا فکر مکن آتش معرکه وعامل آشوب مشو میثمی سعی نما، پاک نمایی خود را از رجالی چو بماند اثری همچو غزل
شهدا السلام ای عاشقان و سالکان بی ریا السلام ای جنگجویان نبرد تن به تن جبهه ها میعادگاه و مرکز ذکر و دعا ای سلحشوران با ایمان راسخ در نبرد لاله های سرخ بشکفته در این خاک و زمین جایگاه این عزیزان بس رفیع است و بلند ما در این دنیا دچار عالمی پر زرق و برق شمع ما هستید، در هر وادی و بیراهه ای میثمی یاد شهیدان ، بالاخص آقا حسین یاد یاران سفر کرده رجالی کن مدام
شفاعت می کند احمد در این دنیای فانی شفاعت می شود مقدور با اذن الهی شفاعت منحصر باشد به خالق در دو عالم شفاعت گر شود همراه توبه مستجاب است شفاعت می شود بر کار خیر و امر لازم شفاعت را پذیرند مردمان اهل سنت شفاعت در کلام حق بود چندین و چندان شوند شافع امامان میثمی اندر دو عالم دهد قرآن محمد را مقامی چون شفاعت
مى رود ایمان و تقوا، در پی هر هرزگی اهل تقوا مردمانی صادق و شب زنده دار هست تقوا چون لباسی، بر روان آدمی هر که دوری می کند از نفس دون ،او متقی است هست تقوا چون دژی مستحکم و سدی عظیم شستشوی روح ما دانی نماز است و دعا گفت مولا مرتضی،مرکب بود تقوی فرد نفس دون افعی بود، چون اژدها در دست توست میثمی تقوا بکن پیشه،اگر خواهی فلاح ای رجالی راه تقوا پیشه کن بهر نجات
جوهر اصلی عرفان، عشق بی حد خداست حق تعالی این ودیعه، در دل انسان نهاد عارف بی عشق، نامش عارف و یک سالک است عشق باشد عامل تشخیص انسان و ملک اوج می گیرد، اگر عشق بشر افزون شود گر بخواهی سوی حق گردی تو نزدیک و عزیز عارفان گویند حق خلقت نموده بهر عشق می رساند سالکان را عشق سوی ذوالجلال گر کنی دقت، محبت ریشه ی هر عاشقی است عشق عارف میثمی، عشق خدایی می شود فرد عاشق دست یابد،ای رجالی بر شهود سروده شده توسط
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 13:54  توسط علی رجالی
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 1:36  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی چشم یعقوب نبی بینا شود، از یوسفش می شود یوسف گرفتار حوادث دم به دم گرچه در حق برادر شد ستم ها ئی چو چاه نیست گرگی پست تر از نفس دون در آدمی شد زلیخا عاشق، روی و جمال آن نبی گفت یوسف، ماه بر من می رود در سجدگاه می شود یوسف عزیز مصر و گردد او عزیز سوره ی یوسف سراسرحکمت است وبندگی گر بخواهی منزلت، تسلیم شرط اول است
پیامبران الهی هادی مردم ز گمراهی،خدای مهربان گه سلیمان می شود پیک خدا بهر نجات می دهد فرمان سلیمان بر خلایق، جن و انس صبر یعقوب از فراق و صبر ایوب نبی آدم و نوح و خلیل هستند از پیغمبران صالح و شیث و شعیب باشند از مردان حق آمده نام پیمبر، یونس و هود و ذبیح موسی عمران بریزد لشکر فرعون به آب هست عیسی صاحب انجیل و دارد علم روز سرور پیغمبران و آخرین پیک خدا سایه ی پیغمبران باشد رجالی مستدام احمد است محبوب رب العالمین اندر جهان سروده شده توسط
ترک اولی کرد آدم ، زین جهت او رانده شد می خورند حوا و آدم ، میوه ی ممنوعه را خلق آدم از گل است و آب و امواجی چو باد می کند تمجید و تسبیح خدا را هر ملک می کنند سجده به آدم، جز که شیطان رجیم هست آدم را بسی فرزند از حوا کثیر می کند هابیل قربانی و می گردد قبول تا توانی میثمی پرهیز بنما از حسد رشد انسان در کمال است و صعود و معرفت سروده شده توسط
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 1:20  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی زنان بهشتی خدا گوید به مریم، ترس را از خود برون کن به دنیا پا نهد عیسی ز مریم در براثا بود او حامل عشق وامید و شور و شادی عجب عصر و زمانی شد مسیحا یک پیمبر بود او زنده و ما منتظر باشیم عیسی کند با اذن رب زنده مسیحا مردگان را رجالی هر چه در عالم ببینی یک شگفتیست خدا قدرت نمایی میثمی کرده به هر نحو
آسیه تنهاترین در کاخ ظلم و جور شاه می کند مخفی مرامش را ز فرعون لعین آسیه مانع شود از کشتن طفل صغیر بود او مادر برای حضرت موسی چنان همسر فرعون عبادت کرد مانند نبی می کند فرعون گله از آسیه بر مادرش چون که فرعون دید، او را در عبادت با خدا می نشیند خنده بر لبهای آن جنت مکان میثمی غافل مشو از حق تعالی در امور نیست کس مانع رجالی، گر خدا خواهد، شود
داد احمد صد لقب بر فاطمه خیر النسا می شود زهرای اطهر ،عامل نور جهان فاطمه هم کفو حیدر ، دختر ختم رسل در دریای علوم است و معارف فاطمه هست احمد وام دار آمنه در زندگی هست کوثر، نام زهرا صاحب خیر فزون می شود زهرا عزیز و او بود بنت رسول جان احمد بود زهرا، صاحب فهم و شعور میثمی ، مخزن اسرار بود دخت نبی فاطمه دخت نبی باشد رجالی بهترین
هست ابراهیم سالک ، با خلوص و بی ریا هست سارا همسرش ، لیکن ندارد وارثی چون که هاجر صاحب فرزند گردید از نبی می رود هاجر به سوی مکه با فرزند خود چاه زمزم می کند جوشش به اذن کردگار امر حق اجرا شود، درذبح فرزند نبی گفته شد یک گوسفند، جایش به سلاخی رود می کند یاری ورا ، در سختی و رنج و عذاب کی شود نومید هاجر ، کی شود شاکی ز حق بین کوه مروه و کوه صفا هاجر دود
حضرت خدیجه
ای خدیجه، حامی قرآن و دین انبیا بانوی فرزانه و ام الفضائل گشته ای با سخاوت های تو ، دین نبی پاینده شد مادر ام الائمه باشی ای بانوی پاک دعوت اسلام را لبیک گفتی تو نخست رسم باشد سن زن کمتر ز مرد است در عرب تو ببخشی آن همه اموال را از بهر دین حق دهد حوا به آدم، می دهد احمد به تو میثمی ، باشد خدیجه صاحب فضل و کمال می کند وصفت رجالی، بانوی اسلام و دین
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 0:30  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی عید آمد و بلبل ز قفس نغمه زنان رست مجبوب شود نزد خداوند دو عالم با کسب رضای خالق کون و مکان هر کس که در این ماه ز بیگانه جدا شد دل مست رخ دلبر و دلدار و رفیق است این ماه بود،ماه خدا، ماه ضیافت محروم نگردد ز عنایات خداوند عمر تو باشد رجالی، همچو آبی در گذر
عید قربان می رسدفرمان رب،فرزند قربانی کنی صبر کن بر دوری فرزند، چون یعقوب باش بوی پیراهن به کنعان می رسد از راه دور می بری یوسف به زندان ،می دهی صبر جمیل عید قربان،روز قربانی شدن در راه دوست چونکه یاران حسین در راه حق گشتند شهید هر که قربانی کند ، امیال و انفاس درون حق بگوید، حرف خود را ساده و در فهم عام می نمائی طی، مسیری پر ز انواع حیل گر رجالی، راه خود را راه یزدانی کند میثمی در راه حق، گر جان فشانی ها کنی
می رسد فرمان، علی را جای خود تعیین کنید چون علی بعد از تو باشد، حافظ ا سرار ما جمع گشتند در غدیر خم، مسلمانان ز حج بهترین هدیه برای مسلمین ، نصب علی می کند تحریر قرآن را، امیر المومنین دین احمد با ولایت زنده و پاینده است می رسد دستور رب در آخرین حج نبی حکم حق را ناکثین و مارقین و فاسقین میثمی خواهد ز مولا، عشق و ایمان و امید می کند تبین رجالی، روز خم روز سرور
عید مبعث می کند مبعوث پیغمبر، خدای لا یزال می دهد فرمان به احمد، در بلاغ دین خود دین احمد، آخرین دین خدا در عالم است هر که خواهد معرفت،جویا شود از دین حق عید مبعث، روز اعلام رسالت،روز وحی مکه دریای فروغ وحی در آن خطه شد شد خدیجه صاحب فرزند یکتا فاطمه فاطمه خود صاحب انوار پاک اولیا ست میثمی خواهان علم است و معارف از نبی ای رجالی شد محمد، شمس عالم شمس جود
نیمه شعبان مژده ای منتظران، مهدی خوبان آمد قائم آل محمد، به جهان چشم گشود منبع فیض الهی و کرم سوی بشر او بود مظهر تقوا و همان صاحب فیض رهبر امت و منجی جهان از ظلمت او بود مشعل قرآن و بود مظهر عشق دردمندان همگی منتظر رخصت حق ز پس ابر برون شو، مه تاریکی شب میثمی گفت مبارک به چنین نور جلی تا به کی شعر سراید، چو رجالی ز فراق سروده شده توسط
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 0:17  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی بود شهر ری ،مرقد شاه عبد العظیم چو با آل احمد تو بودی رفیق و انیس تویی صاحب علم و تقوا و ایمان و دین تویی مرجع مردم و پیک هادی امام تو باشی امین امام و شدی نور چشم کرامت، حمایت ز بیچارگان ، مشی تو کنی جنگ با ظالم و حاکم عصر خود تویی صاحب حکمت و علم و دانش بسی رجالی ز اهل قلم ،مرد دین، درس گیر بدان میثمی قدر خود را در این زندگی
حضرت معصومه عجب! خلد برین واجب شده بر زائرانت بیا معصومه ،خانم یک نظر کن سوی زوار سروده بهر تو شعری ،که باشد تهفه ی من چارمردان را قدم زد شاعری با ذوق دیدار همه مشتاق دیدار و زیارت سوی بانو ز شوق وعشق تو، انبوه یاران و رفیقان اماما، صاحب فیض و کرامت،مر حمت کن همه زوار از سرتاسر اطراف ایران منم مجذوب لطف و عاشق دیدار رویت ز شیرینی لطفت این همه سوهان فروشی
شاه چراغ با ولایتعهدی آقا علی، موسی الرضا احمد و یاران،مدینه ترک کردند سوی طوس داد فرمان که نیاید او به مشهد پیش یار می شود جنگ و جدل بیرون ز شیراز قدیم می شود شایع میان لشکر و یاران او این خبر هم می رسد، بر خیل یاران در نبرد بود مخفی در میان مردم شیراز او می کنند تخریت اسکان و مکان شاه چراغ میثمی از آب رکنی و مصلی دل بکن ای رجالی تا به کی در اصفهان خواهی نشست؟! سروده شده توسط
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 0:10  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
خداواندا تو لطفی کن،امان از دست انسان ها خدا ناظر به هر کار ی،بود آگه به هر چیزی ندارد ارزشی چندان، اگر بنیان کنی کاخی ز بس ظلم و تعدی شد، خدا قهرش تجلی شد خدا را تکیه گاهت کن، به فریادت رسد قطعا به زاد و توشه ی تقوا، مجهز شو که بتوانی اگر حرفی بیامیزد به قرآن و روایت ها برای فهم هستی بخش ، چه دلها خون جگر گردید دهد یزدان تو را پاداش، چو باشد میثمی عاشق رجالی بهر حق گو ید، عنایت می کند یزدان
نبوت دوست داران جهان، جنت مکانند نگر بر دومین اصل اصول دین به تفضیل بنی هاشم ز بنیان پاک و با تقوا و دانش بدان که دشمنان اهل بیت و دین و قرآن طریق سالکان سهل است و هموار و پر از نور اگر تخریب گردد قبر اولاد علی اندر مدینه طریق دشمنان پست است و ناهموار و تاریک عبادت ذکر تنها با خدا و بی عمل نیست نه هرکس میثمی شکر خورد، شکر دهان است رجالی تو نظر کن بر خود وبشناس خود را
هر که باور بر قیامت دارد و روز معاد گر خدا را ناظر اعمال خود بیند بشر چون شریعت شکل گیرد با اصول و فرع دین در قیامت می کنند پرسش زما از زندگی عاشقان و عارفان و سالکان خواهان او ما چرا بیگانه و دور از خدای بی نیاز عترت و قرآن عیان کرده اصول و شرح دین ای خدا بار سفر بندیم از دنیای پست ما در این دنیا رجالی، توشه ای باید بریم
چارمین اصل اصول دین ، امامت می شود جامعه با رهبری دانا و با تقوا نکوست رمز پیروزی نهفته در تداوم ، در تلاش مذهب شیعه امامت را پذیرد همچو اصل مشعل نور و هدایت ، باعث بیداری است دین حق کامل شود با نصب مولا مرتضی گر امور دنیوی در دست اهل آن شود گر بخواهی حفظ گردد، جان و اموال وشرف چون خدا اول ولی و بعد آن پیغمبر است میثمی راه نجات آدمی در تزکیه است عدل اگر خواهی بدانی معنی عدل و عدالت علی گفتا اگر بینی که هر کس جای خود بود
اگر خواهی بماند نام و یادت در دو عالم بدان ظلم است اگر جاری نگردد عدل و انصاف تعالی بشر احیای قسط و عدل و داد است امام شیعیان آید ، کند عالم پر از داد شود دلتنگ و خواهد میثمی صاحب زمان را اصول دین رجالی، عدل و توحید و نبوت سروده شده توسط
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۹ساعت 23:59  توسط علی رجالی
|
|