مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۱۶)

۱۱۶۱.جبر و اختیار
دانی که جهان در اختیار است تو را
دانی که بشر اسیر نفس است چرا؟
در کون و مکان مجو بجز جبر و خیار
زیرا که بود نیاز ما در دو سرا

۱۱۶۲.شعور
دانی که چرا ، خدا تو را داده شعور؟
حق داده تو را عقل و خرد بهر امور
تا روح و روان شود مهیای صعود
من معتقدم ، خدا علیم است و صبور

۱۱۶۳.تحسین
وقتی که شوی تنها ، جز حق نکنی تمکین

وقتی که شوی با حق ، مردم کنند تحسین
پس حق بودت کافی ، در عالم دون خاکی

دل بستن غیر از حق ، هر گز ندهد تسکین


۱۱۶۴.ترس
گر بترسی از کسی ، گردی گریزان از جفا

گر بترسی از خدا ، گردی چنان سوی خدا
دان سپاس بی کران ، مخصوص ذات کبریاست

چون تو کل بر خدا گردد ، کنی دنیا رها


۱۱۶۵.استجابت دعا
گفت سجاد این سخن ، در وصف ذکر با خدا

می کند حق استجابت ، هر تمنا هر دعا
گاه می گردد قبول و گاه بعدا مستجاب

گاه می گردد ذخیره ، تا شود روز ی ادا


۱۱۶۶.کارخدا
دانی که خدا چه گفته و چه کرده و چه می کند

دانی که خدا چه پوشد و چه خواهد و چه می دهد
او رزق دهد ، غصه خورد ، هر چه بخواهد گردد

همواره خدا عیب تو و عیب همه می پوشد

۱۱۶۷.دلهره
سبب دلهره و غصه ی بی جا در چیست
دل پریشانی ما ، بهر چه و در پی کیست
دل ببر پیش خدا ، بهر سکون دل خود
گر شود خانه ی دل بهر خدا ، یک غم نیست

۱۱۶۸.توکل
اگر داری توعقل و علم و دانش
اگر داری تو صبر و حلم و بینش
چرا بی تاب و نا آرام هستی
توکل کن تو در انواع کوشش

۱۱۶۹.رهایی
الهی به اشک فقیر و یتیم
ببخشا گنه ، ای خدا ی حکیم
رهایی عطا کن ، بر این نفس تنگ
خدای عظیم و کریم و رحیم


۱۱۷۰.پناه
الهی به آه یتیمان نما
مرا بندگی و خلوص و صفا
ندارم پناهی بجز حق همی
عطا کن صفای دل و جان مرا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 21:51  توسط علی رجالی  |