باسمه تعالی

۱۹۰۱.هدیه

هدیه ای بود خدا داد به من با آهی
من پرستار پدر بودم و مادر گاهی
شاعری را ز پدر دارم و الطاف خدا
او مرا داد نشان با عمل و حق خواهی

۱۹۰۲شرح دین

چند سالی است که من شعر روان می گویم

وصف دین با قلم خویش عیان می گویم

شرح دین گویم و اوصاف امامان با شعر

آنچه دانم به زبان آید و آن می گویم

۱۹۰۳.وصف مادر

دوری مادر و هجر ابدی، خسران داشت

سوخت چون شمع و به حق ایمان داشت

گر چه او نیست به دنیا، ولی یادش هست

عشق او در دل ما هست، ره خوبان داشت

۱۹۰۴.دیوان اشعار

اگر خواهی کلام از آل عصمت
سخن از انبیا و شرح حکمت

بخوان دیوان اشعار رجالی
کند افزون تورا در علم و رافت

۱۹۰۵.ریاضی
گشتست رجالی به نظر باز نشسته
از دولت فرخنده و اقبال خجسته
هر گز نکند ترک ریاضی و غزل را

فارغ نشود از غم امروز و گذشته

۱۹۰۶.سوگ همسر

آن بلبل خوش نوای دمساز
یکتا گوهری و محرم راز
روحش سوی جنت برین رفت
آن همدم و همسری سر افراز

۱۹۰۷.رباعیات

رجالی با رباعی کرده آغاز
نوین فصلی ز اشعار سرافراز
خدایا یاورش باش و مدد کن
که شعرش بر جهان افکند آواز

۱۹۰۸.انعکاس

منعکس گردد کلام حق تعالی هر کجا

از طریق سالکین و انبیا و اولیا

چند سالی من تلمذ کرده ام در فهم آن

تا سخن سنجیده گویم در بیان و هم رسا

۱۹۰۹.پایتخت فرهنگی

من به دنیا آمدم ، در شهر زیبای جهان

پایتخت علم و فرهنگ و شهیدان، اصفهان

سومین فرزند مادر باشم و اهل و عیال

تا ابد مدیون مادر هستم و مهرش چنان

۱۹۱۰.شیر زن

مادرم شیر زن و راضی و با جرات بود

در مصاف دگران، محکم و با قدرت بود

ترک ما کرد ، ولی درس فداکاری داد

در کنار پدرم یاور و با همت بود

سراینده

دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۳ساعت 10:55  توسط علی رجالی  |