باسمه تعالی

مجموعه رباعیات ترس


۲۵۶۱.ترس(۱)
ترسم ز فراق تو دلم خسته شود
از ظلمت دنیا دل و جان بسته شود
بگشا در عشق بر دل جانکاهم
این دل ز فراق، بی تو افسرده شود


۲۵۶۲.ترس(۲)
هر لحظه ز حق غافل و حیران ، ترسم
از ظلمت دل، به سوی شیطان، ترسم
ای رب، ز محبتت نظر کن بر من
کز دوری تو، ز جان لرزان، ترسم


۲۵۶۳.ترس (۳)
ترسم که ز غفلتی گرفتار شوم
دور از ره حق گردم و بیمار شوم
ای خالق ما، به سوی تو برگردم
رحمی کن اگر خراب و بیزار شوم


۲۵۶۴.ترس(۴)
از خوف خدا، دل همه لرزان است
در سایه‌ی عشق، دیدها گریان است
هر لحظه که تقوا به دل افزون گردد
هر لغزش ما خفیف و آن درمان است


۲۵۶۵.ترس(۵)
ترسم که ز حق غافل و بی یار شوم
از دوری تو ز عشق ، غم بار شوم
ای دوست مرا به خلوت وصل بخوان
کز بی‌تو اسیر خویش و بیمار شوم


۲۵۶۶.ترس(۶)
ای خالق هستی، دل ما ترسان است
از عاقبت غفلت خود حیران است
گر لطف تو در دلم نتابد هرگز
این روح ز بار گنهم ویران است


۲۵۶۷.ترس(۷)
در روز قیامت دل من لرزان است
از نامه‌ی اعمال دلم نالان است
ای خالق رحمان، به تو روی آوردم
چون رحمت تو چشمه ی بی‌پایان است

۲۵۶۸.ترس(۸)
گفتم ز گناه، این دلم بیمار است
هر لحظه ز خوف حق، دلم خون‌بار است
ای خالق بی‌کران، به ما رحمی کن
این دل که زند تکیه به تو هشیار است


۲۵۶۹.ترس(۹)
گفتم که پناهم به تو ای یار جلیل
جز سایه تو نیست مرا راه جمیل
ای خالق رحمت و صفا، در هر حال
بخشای بر این بنده ز تقصیر قلیل


۲۵۷۰.ترس (۱۰)
ای خالق جان‌ها، تو کریمی و غفور
بخشنده و دانا به خطایم، تو صبور
هر لحظه دل از خوف گنه لرزان است
امید به عفوت، ز جهالت ز قصور

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۳ساعت 15:39  توسط علی رجالی  |