باسمه تعالی

مجموعه رباعیات شجاعت


۲۶۴۱.شجاعت(۱)
ز خود برتر آی و نظر سوی او
به وادی فنا شو، مکن جست‌وجو
شجاعت برون رفتن از نفس خویش
دلیری چنین می‌دهد آبرو


۲۶۴۲.شجاعت(۲)
بشو شیرِ میدانِ عشق و یقین
ز بندِ خودی و هوس، بی قرین
شجاعت گذر از منِ خاکی است
که در عرش بنشیند آن دل‌نشین


۲۶۴۳.شجاعت(۳)
شجاعت شکستِ دلِ بی‌نواست
که جان را به وصلِ حقیقت رواست
دلیر آن‌کسی کو به دریا رود
به امواجِ عشق و فنا مبتلاست

۲۶۴۳.شجاعت(۳)
شجاعت، همان کشفِ اسرارِ حق
برآور ز دل نغمه‌ی یار حق
به خنجر زن از خویش بر نفسِ دون
برو تا شوی مستِ انوار حق


۲۶۴۴.شجاعت(۴)
شجاعت ز ترکِ منِ بی‌بهاست
برو تا به حق، نورِ دلبر رواست
ز بندِ هوس، دل به یزدان بده
برو در رهِ عشق، جان را صفاست


۲۶۴۵.شجاعت(۵)
شجاعت شکستن ز خود تا خدا
نه شمشیر وخنجر، نه میدان بلا
رسیدن به آرامشِ از نور حق
شود دل رها از غمِ ماسوا



۲۶۴۶.شجاعت(۶)
شجاعت همان وصلِ حق‌پروری
ز تاریکیِ نفس و غم‌ بگذری
بخوان نام حق در درون فنا
به نور یقین، راه یزدان روی


۲۶۴۷.شجاعت(۷)
شجاعت چو شمشیرِ تقوا به دست
حریفِ هوا را شکار و شکست
ز بند درون رستگاری بود
به سوی حقیقت، رهایی و جست


۲۶۴۸.شجاعت (۸)
ز سنگر به سنگر، شجاعت بجوی
به آیاتِ حق دل ز غم ها بشوی
ز شیطان گریز و به حق دل سپار
که وهم و هراس است، زآن ره مگوی


۲۶۴۹.شجاعت(۹)
شجاعت بجوی و تو تقوا گزین
برو راه یزدان، ز نور و یقین
ز صبر است یاری حق هر زمان
که در راهِ حق، او پناهی امین


۲۶۵۰.شجاعت(۱۰)
نترس از هجومِ حوادث، بلا
که یاریِ حق بر دلت شد عطا
بود بعدِ سختی، گشایش همی
که آرامش است و دلت با صفا

سراینده

دکتر علی رجالی


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۳ساعت 12:10  توسط علی رجالی  |