باسمه تعالی
مجموعه رباعیات عهد
۲۶۸۱.عهد(۱)
عهد ازلی به دل چو مهری تابان
بر پردهی جان نوشت حق را فرمان
هرکس که به غفلت شکند عهدِ خدا
گمراه شود ز راهِ حق تا پایان
۲۶۸۲.عهد(۲)
آن عهد قدیم از ازل با ما بود
فطرت ز صفای دل، هویدا بود
هرکس که شکست عهد خود با یزدان
دوری ز حضورِ حق در دل ها بود
۲۶۸۳.عهد (۳)
دل بست به عهدِ ازل و شد عاشق
در محفلِ وصل حق بُوَد او لایق
گر بشکند این عهد، فنا گردد دل
بازآ، که حضور حق کند او ناطق
۲۶۸۴.عهد (۴)
پیمان من و عشق تو، سرّی پیداست
در محفل جان، ز مهر تو آن برپاست
گر عهد شکستم، به فنا ره بردم
هر دم به تو برگشتم و دل در سوداست
۲۶۸۵.عهد (۵)
عهد ازلی با تو سرآغاز من است
آتشکدهی عشق تو اعجاز من است
گر بشکنم این عهد نهان با دل خویش
دوری ز تو، دردِ دلِ پُرراز من است
۲۶۸۶.عهد (۶)
پیمان وفا اساسِ ایمان باشد
بر راه خدا، صدق ز خوبان باشد
بشکن ز هوس هر چه تو را دور کند
عهد اَزلی، مهر دل و جان باشد
۲۶۸۷.عهد (۷)
پیمان خدا شد به همه راهنما
تا پاک شود دل ز خطا ها و جفا
عهدی که نباشد به دلها و وفا
مانَد به جهان محنت و دردی بالا
۲۶۸۸.عهد (۸)
هر عهد که بستی، بنگر بر آن خوب
پیمانشکنی کند تو را نامحبوب
پیمانشکنان ره به ظلمت سپرند
پرهیز نما از گنه و کار ذنوب
۲۶۸۹.عهد (۹)
پیمانشکنان دور ز الطاف خدا
گمراه شوند از ره یزدان و رضا
بر عهد و وفا، مسیر تقواست بلند
عهدی که خدا بست، بماند پا بر جا
۲۶۹۰.عهد (۱۰)
بر عهد بمان، که عهد نوری اَزلی است
پیمان خدا چراغ راه عملی است
آنان که وفای عهد کردند تمام
بر دل زدهاند مهر وفا، جلب دلی است
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۳ساعت 12:3  توسط علی رجالی
|