باسمه تعالی
مجموعه رباعیات فطرت
۲۶۹۱.فطرت(۱)
در فطرت ما خدای یکتا پیداست
پیغام حضور او به دلها پیداست
هرکس که از این نشان به غفلت ماند
در ظلمت خود، هزار معنا پیداست
۲۶۹۲.فطرت(۲)
فطرت چو به مهر حق، نشان آورده
در دل به صفای بیکران آورده
هر کس که از این سرشت باشد به دور
جای ره عشق، غبار جان آورده
۲۶۹۳.فطرت(۳)
فطرت چو چراغ نور ایمان در دل
پیغام خدا به سوی انسان در دل
گر گم شوی از مسیر حق، بازآی
رحمت شود از خدا فراوان در دل
۲۶۹۴.فطرت(۴)
فطرت چو نسیم صبحگاه حق است
آیینهای از نگاه شاه حق است
هرکس که از این سرشت دور افتاده
خاموش ز نور و بارگاه حق است
۲۶۹۵.فطرت(۵)
در فطرت ما خدا نشانی دارد
چون آینهای ز خود بیانی دارد
هر لحظه که دل به سوی حق پر گیرد
در دامن خود هزار جانی دارد
۲۶۹۶.فطرت(۶)
فطرت چو به سوی حق نگاهی باشد
در ظلمت شب همیشه راهی باشد
هر دل که به نور حق فروزان گردد
در خلوت خویش، حقپناهی باشد
۲۶۹۷.فطرت(۷)
در فطرت ما حقیقتی پنهان است
چون آینهای که در دل ایمان است
برگرد به خویش تا که او را یابی
این راز وجود بر دل انسان است
۲۶۹۸.فطرت(۸)
در دل بنگر که راه حق پیدا شد
فطرت ز خدای مهربان زیبا شد
این نور که در دل تو پنهان باشد
راهیست که سوی خالق یکتا شد
۲۶۹۹.فطرت(۹)
فطرت ز خدای لایزال آمده است
در دل بهصفای بیمثال آمده است
گر گم شدی ز نور یزدان برگرد
این نور ز حق به هر جمال آمده است
۲۷۰۰.فطرت(۱۰)
در فطرت ما حقیقتی جاوید است
آیینهای از حضور حق تابید است
هر لحظه که دل به سوی نورش باشد
این خانه ز مهر حق تو را تاکید است
سراینده
دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۳ساعت 14:30  توسط علی رجالی
|