باسمه تعالی
مجموعه رباعیات واژه های عرفانی(۱)
۳۰۴۱.نفس
نفس است که دائم به خطا میخواند،
ما را به گناه یا بلا می خواند
این دشمن پنهان که نهان جا دارد،
هر لحظه مرا سوی فنا میخواند.
۳۰۴۲.هوای نفس
به هر دم که دل در هوس گم شود
ز باغ حقیقت، بسی غم شود
رهی سوی تقوا برو، با خرد
که قرب خدا نور و همدم شود
۳۰۴۳.نفس اماره
نفس اماره کند دل را تباه
جان و دل گردد اسیر و بی پناه
نور ایمان را ز دل بیرون برد
وسوسه دام شیاطین در گناه
۳۰۴۴.نفس لوامه
نفس لوامه کند دل سرزنش
می کند دل را ملامت از منش
توبه باشد چاره ساز و بندگی
هر گناهی را به توبه واکنش
۳۰۴۵.نفس مطمئنه
نفسی که بود ز نور یزدان و یقین
هر کار بشر بود ز اخلاص، ز دین
گویند که نفس مطمئنه است، تمام
در راه حقیقت است، آرام و متین
۳۰۴۶.فنا
در وادی عشق، دل فنا خواهد شد
هر ذره ز جان، پر صفا خواهد شد
چون هیچ شدم، حقیقتش رخ بنمود
وصلت ره حق، دلربا خواهد شد
۳۰۴۷.بقا
آن دم که ز خود گذشتم و گم گشتم
در ذات خدا محو و همدم گشتم
فانی شدم از خویش، بقا شد جانم
در پرتوِ ذات تو فراهم گشتم
۳۰۴۸.وصل
ای نور وصال تو چراغ دینم
عطرت به دلم ز غم دهد تسکینم
دل میطلبد که بنگرم روی و جمال
ای جان جهان و شادی دیرینم
۳۰۴۹.هجران
از درد جدایی تو با جان چه کنم؟
وز هجر تو با شام و شبستان چه کنم؟
اشکم ز غمت چون که روان است به دل،
بی نور رُخت به این خروشان چه کنم؟
۳۰۵۰.عشق
دل در دل شب، به یاد تو بیدار است
در هر نفسی، یاد خدا در کار است
شوقی که بود در دل ما، آن عشق است
عشق است که در جان و جهان اسرار است
سراینده
دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۳ساعت 22:17  توسط علی رجالی
|