باسمه تعالی

مجموعه رباعیات واژه های عرفانی(۵)


۳۰۸۱.حیرت
در وادی عشق، عقل حیران باشد

دل مست رخ جان جانان باشد
هر لحظه ز نوری، هزاران پرتو
این راز که پیداست، پنهان باشد

۳۰۸۲.هو
حضور حق تجلی شد به دل‌ها
برد سالک به یزدان، عرش اعلا
کمال آدمی را شد سبب "هو"
رها سازد بشر، از جهل و محنّا

۳۰۸۳.صفات الهی
ای خالق بی‌نیاز و بی‌چون و مثال
ذاتت ز فرای عقل و ادراک و خیال
رحمان و رحیم، سرمدی در احسان
در وصف تو حیرت است و ادراک محال


۳۰۸۴.باطن
در باطن ما، حقیقتی پنهان است
از چشم بشر به دور و آن در جان است
رخسار فریبنده بود در انسان
خوشبختی ما به علم و هم ایمان است

۳۰۸۵.ظاهر
حفظ باطن از وجود ظاهر است
باطن از ظاهر، همیشه برتر است
ظاهر زیبا، چه سود است بی درون؟
نور حق در باطن و زیباتر است

۳۰۸۶.حضور
جز نام خدا ، نام دگر یاد مکن
در کسب جهان، داد و فریاد مکن
روزی تو از روز ازل تامین شد
در محضر حق، آه و بی داد مکن

۳۰۸۷.غیبت
غیبت مکن ای دوست، ز تقوا گو چند
بر نفس بزن تیغ و ز عقبا گو چند
هر کس که زبان خویش محفوظ نمود
در محضر حق باشد و از معنا گو چند

۳۰۸۸.ذوق

ذوق است شراری از وصال ازلی
چشمی که ببیندش به حال ازلی
هر ذره در این جهان نشانی دارد
از لذت و راز آن جمال ازلی

۳۰۸۹.شهود
شهود است حقیقت، که عیان می‌آید
نوری ز حضور بی‌کران می‌آید
نه عقل و نه حس، درک آن نتواند
این لطف خداست، بی‌نشان می‌آید

۳۰۹۰.خرابات
خرابات است و بیداری بشر را
مکانی بهر نجوا، حق نظر را
مسیر حق تعالی، نور و ایمان
ز خواب غفلت و جانان خطر را

سراینده

دکتر علی رجالی


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۳ساعت 18:31  توسط علی رجالی  |