باسمه تعالی
مجموعه رباعیات واژه های عرفانی(۱۳)
۱۳۶۱.انابت
در سایهی توبه، دل شود مامن اسرار
دل پاک شود از گنه و تاری افکار
گر صدق نهی در دل و جان، ای دوست
آزاد شوی ز بند دنیا، اغیار
۱۳۶۲.تقوا
دوری ز گناه، نور تقوا گردد
این جلوهی پاک اهل معنا گردد
هر لحظه حضور حق به دل جاری کن
عشق ازلی، چراغ دلها گردد
۱۳۶۳.مشرب
مشرب، ره عشق است به سوی یزدان
دل، مقصد عشق است و وصال جانان
هر لحظه تمنای دل است، حق طلبی
این ره ، ره دلهای رفیق است به جان
۱۳۶۴.مزاج عشق
مزاج عشق راهی بی مثال است
رهی پر پیچ و خم بهر وصال است
در این ره رنج و محنتها فراوان
ولی مقصود، لطف ذوالجلال است
۱۳۶۵.عروج
رفتم ز جهان و دل ز دنیا بستم
بر قلهی عشق، پر ز سودا بستم
عالم چو حبابی است ز دریای وجود
جان غرق در این بحر، ز پروا بستم
۱۳۶۶.آفتاب معرفت
آفتاب معرفت بر جان بتابد هر زمان
گر کنی آرسته دل را با نوای دلستان
شد حقیقت جلوه گر در جان و دل
بی خود از خود شو، ببینی حق عیان
۱۳۶۷.رندان
در خلوت دل، نوای حق در جانهاست
رندان همه جمعند، که دلها شیداست
فریاد دل است، از دلت می آید
در محضر عشق، نور یزدان برجاست
۱۳۶۸.عالم الهویه
هستی ز هویتِ خداوند کبار
دل محو تماشای خدای دادار
جانم ز هویتِ تو آگاه شده
رسته دل و جان ز هر غم و هر زنگار
۱۳۶۹.الوهیت
در عمق وجود، نور حق افشا شد
از چشمه جان، راز او معنا شد
هر ذره که در جهان نمایان گردد
آیینهای از حقیقتش پیدا شد
۱۳۷۰.لاهو
لاهو صفتی است از خدای منان
خارج ز بیان و وصف و اظهار عیان
در ذهن بشر، عقل بشر، ناگنجد
مافوق خلایق است و در عرش مکان
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۳/۱۰/۲۶
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۳ساعت 21:49  توسط علی رجالی
|