|
باسمه تعالی قصیده(۳۸۳)
قلب خود را خانهٔ دنیا مکن
راز دل را در دل امواج عشق
عمر خود را در ره یزدان گذر هر که را دیدی صداقت پیشه کرد
زندگی بیصدق، تاریک و تباه گر تو خواهی رستگاری، ای عزیز
راستی را پیشه کن در زندگی راستی را در دلت پرنور ساز
مِهر بیلطف و صفا بی معنی است
گر که خواهی در محبت غوطهور
هر که در راه محبت گام زد
زندگی بی عشق، چون زندان غم دل به هر بیگانه در دنیا مکن
گر توانی راه تقوا را گزین
هر که را مهر و محبت در بر است
عشق را در جان و دل احیا نما
گر که خواهی سر بلندی و فراز
گر که خواهی در شکیبایی مقام
زندگی بینور ایمان تیره است
گر که خواهی در طریق حق مقام
حق دهد آرامش و عزت به ما صبر را در سینهی خود جای ده
بندگی کن در رهِ یزدان پاک
دل به غیر از او نبند و جز به عشق
گر بهدنبال مقامی، عز و جاه
هر که را دیدی که دارد افتخار
زندگی بینورِ حق و مهر و عشق
گر که خواهی در جوار حق مقام
گر که خواهی جای والا نزد حق
دان تواضع نورِ جان آدمی است
هر که را دیدی " رجالی" پر نشاط
سراینده دکتر علی رجالی
۱۴۰۳/۱۲/۱۳
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 20:36  توسط علی رجالی
|
|