|
باسمه تعالی قصیده(۳۹۰) نصیحت(۱۷) بخشش فقر خود را پیش کس افشا مکن
بخشش و نیکی ز مردان خداست لطف خود بر این و آن، افشا مکن
دیدهی دل سوی رحمان باز کن
رنجش از خلق خدا در دل مدار
هر چه آید بهر تو از لطف اوست
در مسیر عشق، جز یزدان نبین
خدمت مردم نما با شوق و ذوق
عفو را چون زینتی بر دل گزین
گر کسی بر تو جفا کرد بی غرض
هر که را دیدی خطایی کرده است
زندگی در عفو زیبا میشود
نیک باش و نیک بین و دلنواز
دست خود بر مهربانی ها گشا
در گذشت است لذتی بر جان و دل
هر که را دیدی که دل آرام شد
چون که رحمت شامل حالت شده
زندگی جز لطف حق بی معنی است
راز هستی را ز یزدان کن طلب
چون که تسلیم قضا از حکمت است
گر که تقدیری رسد در زندگی
اعتماد خویش بر یزدان نکوست
زندگی سرشار از عشق و صفاست
حرص دنیا بی ثمر باشد، فناست
عزت از درگاه حق حاصل شود
صبر چون کردی، خدا یاری کند
روزگارِ تلخ را شیرین ببین
با توکل بر خدا آرام باش
هر که با صبر و رضا همراه شد
چون ز درگاه خدا روزی رسد
حاجتت را جز به درگاهش مگو
گر به درگاه خداوندی شدی
دیدهی دل را به نور حق فروز
سراینده دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 19:20  توسط علی رجالی
|
|