|
باسمه تعالی غزل(۳۹۷) روزه(۱)
در باغِ وصال، ماهِ ایمان آمد
دل را به صفای روزه، پرنور کنید
در وقت سحر، دیدهها بیدار است
هر لحظه به نورِ عشق، جان تازه شود
با روزه، دل از گناه بیزار شود در سایهی لطف حق، سلیمان آمد
با روزه، امیدِ دل به دلدار رسید از سفرهی عشق، رزقِ جانان آمد
دل پاک نما ز گردِ عصیان ای دوست در رحمت حق، به روی درمان آمد
شبهای دعا ز نور، روشن گردد
قرآن به دلِ خموش، طوفان انگیخت
روزه سپری شد و بقا شد حاصل دل را به صفای عشق، بیدار کنید
هر کس که زِ جامِ وصل، ساغر گیرد
دل بستهی خاک گر گسستن باید
طاعت بپذیر ، ای گدایِ درگاه
این ماه، پیامآورِ تطهیر بود
هر لحظه زِ شوق، گر " رجالی" نالد
دکتر علی رجالی ۱۴۰۳/۱۲/۲۵
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۳ساعت 9:2  توسط علی رجالی
|
|