|
باسمه تعالی قصیده(۴۲۸)
به نام خداوند نور مبین
جهاد کبیر است تبیین دین
به پا شو جوان، از دل خواب سرد
بساز از هنر سنگری بس عظیم
جهان را اگر نور قرآن گرفت
نه هر پرده و صحنه باشد هنر
هنر آن بود کان دل آرد به نور
اگر کودکات با اذان جان گرفت
مدارس اگر مهدِ نور و صفاست
مدارس بنا کن به شرعِ مبین
مدارس اگر مهدِ نیرنگ شد
اگر در درونش نتابد یقین
هجوم آمده با قلم با خیال
به ظاهر همه چیز زیبا بود
ندیدی که دشمن، سخیف و پلید
به آتش کشید آنچه بودش عزیز
تو ای مادر، روشن از نور جان
در این مهلکه، مهر را پاسدار
ز فرهنگ پاکت چیزی نماند
نمودند فرهنگشان را ظریف
گرفتند غیرت ز آئین و دین
گرفتند ایمان و شرم و حیا
دگر رقص و آواز شد افتخار
دلا مرد میدان، قوی و شجاع
ز غیر خدا دست و دل بر متاب
بزن با یقین، نه به وهم و جنون که عقل است هادی، نه خشم و فسون
به تقلید خود سر مکن اعتنا
مشو غافل از حیلهی روزگار
ببین چهره را با دل هوشیار
جهان تشنهی قطرهای از صفاست
سراینده
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۴ساعت 20:14  توسط علی رجالی
|
|