|
باسمه تعالی عشق به خدا
ای که ندارم کسی غصه و غم ها بسی کشت مرا عشق تو داد مرا کی رسی
ای که در این روزگار نیست صفا و قرار فکر عقوبت کنی گریه کنی زار زار
ای که دهی منزلت ای که کنی مغفرت علم عطا کن مرا بلکه برم معرفت
ای که مرا یار نیست همدم و دلدار نیست دیدن معشوق هم با دل بیمار نیست
ای که خبر ها ز توست چشم و نظر ها به تو ست لحظه ای بر ما نما چونکه اثر ها ز توست
ای که روم کوی تو بهر دل و روی تو عاشق و دیوانه را کی بشود سوی تو
ای که شدم مست یار عاشقم و بی قرار یک نظری کن مرا کی بکنم جان نثار
دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:6  توسط علی رجالی
|
|