|
باسمه تعالی
باسمه تعالی قصه های قرآنی حضرت یونس غزل۲
می رود یونس به دریا، تا شود دور از بلا قوم یونس می کند توبه، پذیرد آن، خدا
می رود یونس به کشتی، بعد ترک قوم خود مانع کشتی شود، یک ماهی چون اژدها
حق دهد فرمان به ماهی، تا نبلعد طعمه اش می کند تسبیح یونس ، ذکر دائم با خدا
چونکه یونس می کند تسبیح حق اندر دهان حق دهد فرمان به ماهی تا کند او را رها
می دهد هشدار حق، از لطف او غافل مشو واگذارد کار را گر او به تو، آن کن ادا
می رود یونس به پیش قوم خود بعد نجات می شود منجی مردم، بار دیگر از خطا
کمترین لغزش برای اهل تقوا در امور موجب اندوه گردد، تا به خود آید چرا؟
هر که گوید ذکر یونس را ز تاریکی دل باعث آزادی انسان شود در هر کجا
کن رجالی بر تکالیفت عمل هر روز و شب حق بود حاضر و آگه در زمین و هم هوا
امتحان حق تعالی میثمی، سنگین بود خوش به حال آنکه دائم در نیایش یا دعا
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
باسمه تعالی قصه های قرآنی لقمان حکیم غزل۳
بود لقمان مورد لطف خدای لایزال لیک محروم ماند از زیبایی و روی و جمال
طول دوران طفولیت ،فقیر و برده بود بود خالی دست او، بی ثروت و مال و منال
شد رها از بردگی، در پرتوی آن حکمتش دور ماند او از تباهی و فساد و هر خلال
او نصیحت کرد فرزند خودش در زندگی تا نباشد در خطا و در گناه و در ظلال
بود لقمان اهل تهذیب و سلوک ایزدی داشت انواع صفات خوب و خواهان وصال
حکمت او چیره بود ، بر تیرگی صورتش حق بداد او را درونی روشن و پاک وزلال
گفت صادق،گر چه لقمان چهره ای دارد سیاه لیک باشد متقی و صاحب فضل و کمال
هست خالق بی شریک و بی نیاز واوصمد هر که دارد نور یزدان، او شود صاحب کمال
ای رجالی، چونکه ما غافل ز اسرار درون در قضاوت نا توان باشیم، از فهم خصال
میثمی لقمان به فرزندش بداد اندرز و پند گر توانی کن عمل،بهر خدای بی مثال
سروده شده توسط علی رجالی و مهدی
+ نوشته شده در شنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 16:6  توسط علی رجالی
|
|