باسمه تعالی
مجموعه برداشتهایی از قرآن کریم(۶)
آرامش و آسایش
در یک جامعه با قوانین بشری امکان آسایش وجود دارد.اما آرامش تنها در صورتی امکان دارد که حول محوریت خدا باشد، همانند دانه های تسبیح حول نخ آن گرد هم آییم.قوم بنی اسراییل از نظر مادی مشکلی نداشتند ولی بخاطر اینکه حول محور الهی قرار نداشتند ،مرتب خونریزی و کشتار بین آنها بود.
میتوان حول محوریت غیر خدا کنار هم بود و آسایش نسبی داشت.اما اگر بخواهیم آرامش واقعی داشته باشیم ،باید حول محور و ریسمان الهی و امور معنوی جمع شویم. امور مادی آسایش می آورد ولی آرامش هرگز.تجمع بی خدایان همانند انبوهی از ریگ ها می مانند که در اثر کوچکترین ضربه از هم جدا می شوند.اما تجمع مسلمین در مساجد حول محور خدا و امور معنوی است و از بهترین تجمعات است.
تجمع پیامبران، چون همگی حول محور خدا هستند ، هرگز در امور معنوی نزاع ندارند.
آرامش به خاطر پشتوانه معنوی، حالت پایدار دارد و با تغییر شرایط محیطی و رفاهی ااز دست نمی رود. در صورتی که آسایش پشتوانه مادی دارد و با گرفتن امکانات رفاهی، از بین می رود.
کاخ و ویلا کی دهد ، آرامش روح و روان
مال و ثروت کی شود، خوشبختی پیر و جوان
می دهد آسایش و لذت به ظاهر مر تو را
رو به دنبال کمال و معرفت در هر زمان
دعا و توسل
با عنایت به جایگاهی که معصومین و اولیای خدا پیش خدای متعال دارند.همچنین باتوجه به اینکه افراد معمولی بخاطر خطا و نا آگاهی دچار گناه شده اند.لذا گفته می شود نیاز های مادی و معنوی خود را از خدا ازطریق واسطه تامین کنید.امکان موافقت حق تعالی بیشتر است.اگر چه خداوند این امکان را از طریق نماز و دعا داده که مستقیما در خواست خود را از خدا بخواهیم.
اینکه گفته می شود دیگران در حق شما دعا کنند، بخاطر این است که با زبان دیگران شما گناه نکرده اید.همینطور توسل به معصومین بخاطر گناه نکردن آنهاست. چگونه است انسان از خوردن نجاسات پرهیز می کنند چون ماهیت آن را می داند، گناهان نزد اولیای الهی نیز اینچنین است. آنها ماهیت گناه و عاقبت سر پیچی از اوامر الهی را میدانند و به آن ایمان دارند.
گنه در اهل دل راهی ندارد
دلیلی غیر خود خواهی ندارد
گنه را چون نجاست می توان دید
لذا خوردن از آن جایی ندار د
شناخت انسان
حضرت علی می فرمایند ، انسان ها در پشت زبان خود مخفی هستند.برای شناخت انسانها ، باید شرایطی ایجاد نمود تا لب به سخن باز کنند .چه زیبا کلام امیر مومنان را سعدی در قالب یک رباعی سروده است.
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
هر پیسه گمان مبر نهالی
باشد که پلنگ خفته باشد
علاوه بر سخن گفتن، برای شناخت انسان، شناخت افکار او لازم است.چون ریشه اعمال انسان در افکار اوست.که در نشر مطالب و یا ایراد سخن و یا عملکرد فرد خود را منعکس می کند.
همچنین از روی افکار کسانی که گرد یک نفر جمع می شوند و با او همنشین و دوست هستند ، امکان
شناخت نسبی از فرد وجود دارد.
آشنایی مرتبط سازد ، تو را با یار خود
عشق آسان مى کند، همراهی پندار خود
تا ندانی فکر و احساس عزیز جان خود
کی میسر می شود ،بیداری دلدار خود
ادب انسان
قوم بنی اسراییل بخاطر بی ادبی در نحوه درخواست از حضرت موسی ، خود را از مائده آسمانی محروم و تقاضای حبوبات و سبزیجات زمینی کردند.همانند طفلی که شیر مادر که شیره ای جان مادر است را نخورد و تمایل به تغذیه های رنگارنگ دنیوی باشد.
چه زیبا مولوی در یک مثنوی آنرا سرود.
از خدا جوییم توفیق ادب
بیادب محروم گشت از لطف رب
بیادب تنها نه خود را داشت بد
بلک آتش در همه آفاق زد
ادب انسان باعث رحمت خدا و بی ادبی انسان منجر به خشم خداوند می گردد. ساحران در مصاف با حضرت موسی ، با عنایت به رعایت ادب که کدام شروع کنیم ، مورد رحمت الهی قرار گرفته و آمرزیده شدند.
خوشا به حال انسان هایی که با ادب خود، به چراغ روح خودروشنایی دادند تا پس از خاموش شدن چراغ مادی بدن ، چراغ حیاتشات خاموش نباشد.
صبر باشد شاه کلید مشکلات
بی ادب در منجلاب و معضلات
رشد ما در صبر و در آداب ما
بی ادب کی نوشد از آب حیات
ایمان و عمل صالح
حفظ و حمل اعمال صالح تا روز قیامت ، همانند کالا های با ارزشی می ماند که توسط یک کاروان از محلی به محله دیگر باید جابجا شود. در این مسیر گردنه های زیاد و راهزن های به کمین نشسته زیادی وجود دارند که منتظر غفلت ما و به خواب رفتن کاروان هستند تا توشه های آنها را به غارت ببرند.
لذا حداکثر دقت می شود که بهترین مسیر را
انتخاب و حفاظت و مراقبت ویژه در طی مسیر داشته باشند تا کاروان صحیح به مقصد برسد.
اعمال صالح ما همانند ظرف های شیشه ای می مانند که باید در حفظ و نگهداری آنها کوشا باشیم ، تا از محبت الهی پر گردد.هر قدر توسط ایمان درحفظ آن و افزایش آن در دنیا بپردازیم، در آخرت از آنها بهره مند می شویم.گاهی انسان اعمال نیک انجام می دهد ولی با خود نمایی و منت گذاشتن، ظرف شیشه ای را با سنگ می شکند.لذا باید مراقب هم دزدان درونی و هم دزدان بیرونی بود ، تا به کالاها دستبرد یا حمله نشود.
شیخ عطار چه زیبا می گوید.
چه دارم گفت دل پر پیچ دارم
که گر خر میبیفتد هیچ دارم
چو پی بر باد دارد عمر هیچ است
ببین کین هیچ را صد گونه پیچ است
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 16:35  توسط علی رجالی
|