باسمه تعالی
مجموعه برداشتهایی از قرآن کریم(۱۴)
گزینش خدا
معیار اصلی گزینش خداوند ،مربوط به آینده فرد است و اینکه رسالت و ماموریت او در آینده چه باید باشد.در صورتی که معیار گزینش ما ،بررسی سوابق و عملکرد گذشته فرد است.
خداوند حضرت مریم را انتخاب کرد ، تا فرزند صالحی بنام عیسی، از دامن پاک او رسالت پیامبری را در آینده بعهده بگیرد.خدا در انتخاب سرپرستی حضرت مریم که به معبد اهدا شده بود، در قرعه کشی حضرت زکریا را گزینش کرد.
پیامبران الهی، امکان دیدن ملایک را دارند.در صورتی که اولیای الهی امکان شنیدن سخنان ملائک را دارند.حضرت مریم این امکان را داشت.ملائکه به او گفتند که خداوند تو را در عالم گزینش کرد که بتوانی بدون انتخاب همسر صاحب فرزند گردی.
لازم به ذکر است که خداوند نمی گوید فرزندی به تو می دهم بلکه می گوید کلمه ای بنام مسیح برای رساندن پیام الهی از طریق تو می دهم.این ما هستیم ، که او را فرزند مریم می گوییم.
عابدین در بندگی،شکر فراوان می کنند
شاکرین در زندگی، صبر فراوان می کنند
خوش بر آن عاشق ،که معشوقش خداست
دائما با یاد حق ، ذکر فراوان می کنند
عمل ماندگار
همانگونه که برای ماندگاری آهن و جلوگیری از پوسیدگی و ایجاد مقاومت آهن ،آنرا رنگ می زنند.انسان ها هم اگر بخواهند اعمالشان ماندگار و اثر بخش باشد ، باید آن عمل از روی صدق و درستی و در جهت رضای خدای متعال باشد.
حضرت زکریا ، در سن پیری از خدای متعال از روی صدق تقاضای فرزند کرد.خداوند فرزندی صالح و پیمبری بنام یحیی به او داد تا زکریا اثر ماندگاری از خود پس از مرگ بجا گذارد.خدا برای اطمینان بخشی قلب زکریا ، با توجه به نازا بودن همسرش، به او گفت که نشانه فرزند دار شدن تو این است که شما سه روز نمی توانی صحبت کنی ولی امکان ادای ذکر خداوند را داری.اگر چه زکریا به سخن خدا ایمان داشت ولی با این نشانه یقین پیدا نمود.
صاحبان فضل وعلم و معرفت
مظهر پاکی و اهل مغفرت
مردم اهل یقین در هر زمان
کی خطا کار و دچار معصیت
ابراز عقیده و ایمان
خداوند می فرماید ، مو منین باید اعتقاد و ایمان به خدا را ابراز و نشر دهند تا دیگران نیز خدا جو شوند.با آگاهی است که متعاقب آن عمل را به دنبال دارد.رسالت پیامبران ابراز عقاید جهت اعتلای انسان ها بود.لذا بر مومنین است که به هر طریق ممکن وبا توجه به شرایط و امکانات ، در نشر و معارف اسلام همت گمارنند.همانند آبی که در چاه است ، تا زمانی که استخراج نشود و مزرعه آبیاری نگردد امکان رشد و نمو و سبزی گیاهان مقدور نمی گردد.
لازم است که انسان، ایمان به خدا،قرآن و پیامبران را در گفتار و عمل خود ابراز کند .بهترین تبلیغ، روش الگو پذیری است.بچه ها در کودکی از رفتار و گفتار ما الگو می گیرند.آنها الگو و آینه ما هستند.لذا در حضور آنها، باید مراقبت رفتار خود با بر خورد با دیگران باشیم.اگر در آنها خطایی در بزرگ سالی می بینیم ، باید به گذشته خود توجه کنیم که لقمه ای که به فرزند دادیم چگونه بدست آمده بود و چه کوتاهی در تربیت او کردیم.انسان همانند کشاورز است ، هر چه بکارد همان را درو می کند.
انسان هایی که دارای هدف هستند و هدف آنها خداست و تمام تلاش خود را در جهت رضای خداو ادای تکلیف الهی می کنند، در دو دو عالم رستگار هستند.همانند حرکت فرد با نگاه به یک نقطه خاص می ماند، موجب می گردد که در کوتاهترین زمان و بطور مستقیم به هدف برسد.اما کسانی که مرتب به اطراف نگاه کرده و حرکت می کنند، دیرتر به مقصد می رسند.لذا تا زمانی که تنها به خود فکر می کنیم و خدا را فراموش می کنیم ، و توجه مان به دیگران است نباید انتظار آرامش و خوشبختی داشته باشیم.
عابدم کن ، تا بیابم ، من جهت
لایقم کن، تا بجویم ، من رهت
ای خدا ،من عاجز از دیدار تو
قادرم کن ،تا بیایم ، درگهت
حفظ ایمان
برای اینکه انسان چیزی را خلق و ایجاد کند ، زمان بر است.در مقابل تخریب آن آسان است و دیگر قابل برگشت نیست.همانند درختی که باغبان ،که برای به بار نشیدن و میوه دادن چه زحمت ها می کشد ولی چنانچه آنرا از ریشه از خاک برون آورد و خشک گردد، دیگر با بهترین آب و مراقبت امکان سرسبزی ندارد. چنانچه افراد از دایره ایمان به خدا و پیامبران خارج گردند، آنگاه دچار ظلمت و گمراهی می شوند و باز گشت به فلاح و راه مستقیم سخت و غیر ممکن می گردد.
خداوند ظالمین را، یعنی کسانی که به خود ظلم می کنند، را هدایت نمی کند.اینان راهی برای بازگشت برای خود باقی نگذاشته اند.دوری از خدا موجب عذاب آنها می گردد.اینان با دوری از نور خدا، موجب ظلمت و تاریکی خود را فراهم می کنند.
حفظ ایمان در آخر الزمان بسیار مشکل است.علت اصلی آن تحت تاثیر قرار گرفتن خانواده ها در اثر تبلیغات دین گریز که با روش های گوناگون و نمایش زیبا مردم را نسبت به دین بدبین و متعاقبا سست ایمان می کند .اگر به دقت توجه کنیم، دین دستورالعمل آدم شدن و رشد انسان را با روشهای بسیار ساده به ما می آموزد، ولذا دین موجب حفاظت ما از آسیبها می شود.حفظ ایمان باعث قوام خانواده و جامعه است.در جامعه ای که مردم آن دیندار واقعی هستند ، میزان جرم و جنایات بسبار کم است.
رهزن ایمان تو اعمال توست
همره روز جزا افعال توست
آنچه کشتی ،می کنی آنرا درو
گر نباشد توشه ای،اشکال توست
آبرو و حق النا س
خداوند از دو چیز نمی گذرد.حتی اگر توبه کنید ، خدا از حق خود می گذرد ولی تا حق مردم باز نگردد،از تو نمی گذرد.یکی آبروی افراد و دیگری حق الناس.
حضرت علی می فرمایند، اگر آبروی کسی را بردی، آبرویت در این دنیا برده می شود.آبرو مانند گلاب است ، که براحتی بدست نمی آید.زیرا قطره قطره جمع می گردد ولی با یک ضربه ، به شیشه گلاب ، دسترنج دراز مدت فرد از بین می رود.
عیب پوشی از صفات معصومین است.آنقدر که خدا از عیب پوشی رضایت دارد از آبرو ریزی و آشکار نمودن عیب دیگران نا راضی است.
آبرو ریزی گاهی در چند مرحله است که موجب شکستن روح فرد بتدریج می گردد و متعاقب آن به نابودی فرد منجر می شود.همانند یک شیشه آب، که پس از چند نوبت خوردن خالی می شود و بالاخره شیشه تهی از آب می گردد و با ضربه ای شکسته می شود.
تا به کی بینی حقوق دیگران
می شود ضایع به دست خود سران
کاش می شد مهدی صاحب زمان
عدل خود جاری کند اندر جهان
انواع شادیها
دو نوع شادی داریم.یکی سطحی و دیگری عمقی است .شادی سطحی لحظه ای است و تداوم ندارد و در اثر هم نشینی و یا تماشای موضوع خنده داری ایجاد می گردد.شادی عمقی، پس از زحمات ورنجها حاصل می گردد و تداوم دارد و خوشنودی دل را بهمراه دارد.
شادی عمیق موجب آرامش انسان است و انبیا می خواستند که مردم شادی عمیق و ماندگار داشته باشند.
در اسلام شادی ها به دو نوع مثبت و منفی تقسیم شده است.شادی های مثبت شادیهایی که به آنها سفارش شده است.
شادیهای منفی :
1- شادی به گناه.
2- شادی در برابر لغزشهای دیگران.
3- شادی های تمسخر آمیز.
4- شادی با دروغ.
شادیهای مثبت:
1-شادی در وقت اطاعت و بندگی خدا.
2-شادی برای احیای حق و از بین رفتن باطل.
3-شادی در تحول معنوی .
4 شادی برای دیگران.
5- شادی در مجالس جشن اعیاد اسلامی .
شادی در خلق اثر،کشف حقایق باشد
شادی درمهر و نوازش به خلایق باشد
شادی آن نیست گهی عربده و گه فریاد
شادی در کشف توان ،رشد علایق باشد
صاحب دلان
انسان ها بر دو نوع هستند.عده ای صاحب دل خود می باشند و عقل بر آنها حکم می کند و بدون دلیل چیزی را قبول نمی کنند.عده ای دل صاحب آنهاست و هر چه دلشان خواست آنرا انجام می دهند.
کسانی که صاحب دل خود هستند، از خدا و دستورات الهی تبعیت می کنند.در مقابل کسانی که دل صاحب آنهاست ، مطیع هوای نفس خود هستند و دل آنها حکم می کند که چگونه عمل کنند.
حافظ می گوید:
دل می رود زدستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
حافظ سخن از رها شدن زمام اختیار دل می گوید و عارفان را به یاری می طلبد چرا که معتقد است که عشق پنهان وی از پرده برون خواهد اوفتاد .
این درد همان دردی است که سالک را به حق می رساند و دل جویای حق، درد عشق را به همراه دارد .
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که باز بینم دیدار آشنا را
شرطه باد موافق را گویند که مساعد کشتی رانی باشد . کشتی شکستگان صفت مرکب است .
حافظ با تحسر و تمنی می خواهد که ای باد موافق ما در کشتی سواریم وزیدن آغاز کن به آن امید که به ملاقات آن یار آشنا نایل آییم .
عشق باشد عاملی در جذب الطاف خدا
می شوی مجذوب یزدان، گر کند ما را صدا
گه تو عاشق می شوی،گه او کند بر ما نظر
عشق خورشید دل است و می دهد دل را شفا
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 16:51  توسط علی رجالی
|