باسمه تعالی
مجموعه برداشتهایی از قرآن کریم(۱۵)
امر به معروف و نهی از منکر
اگر به بچه حیوانات دقت کنید، بطور فطری با همان خصوصیات والدین خود بطور مشابه همان حیوان بدنیا می آید. مثلا از اسبها، اسب بدنیا می آید.اما از انسان ، به ظاهر یک انسان بدنیا می آید.اما امکان دارد خصلت های گو ناگونی داشته باشد که خصلت های او با پدر و مادر یکسان نباشد.شخصیت فرد در اثر آموزش و الگو گیری و همنشینی با افراد در گروه های اجتماعی گوناگون شکل می گیرد.
دنیا پر از تباهی است، نه به خاطر آدم های بد ، بلکه به خاطر آدم های خوب که به رسالت خود در آموزش صحیح همت نمی کنند.اینان اکثرا سکوت می کنند، در صورتی که آموزش لازمه اش سخن گفتن است.
بنابرین آموزش نیاز اولیه انسان ها می باشد. متاسفانه علت اینکه جامعه دچار انحرافات گوناگون اخلاقی است، بخاطرعدم آموزش خوب و سکوت افراد خوب است.اینان یا حرف نمی زنند، یا خوب حرف نمی زنند و یا حرف خوب نمی زنند.حرف خوب اثر خود را بالاخره می گذارد.لذا امر به معروف و نهی از منکر ، لازمه ای داشتن یک جامعه خوب است.
نباید انتظار داشت که با یک بار تذکر و یا یک بار آموزش ،مخاطب شما مقید و روی آن تاثیر گذارد.همانند درخت تنومندی که با یک ضربه قطع نمی گردد ،ولی با ضربات متوالی بالتخره قطع می گردد.اگر به نماز دقت کنید ، با تکرار روزانه ارتباط با خدا مرتب تکرار می شود. چون جدایی از خدا و قطع ارتباط با او ،انسان به تدریج به هاکت و گناه سوق پیدا می کند.
انسان های خوب باید به تکلیف خود که آموزش صحیح و ارشاد است همت گمارند.آنها نباید انتظار داشته باشند که زود سخن آنها اثر بخش باشد.
گر بسازی خود، به اخلاق و ادب
زندگی شیرین شود هر روز و شب
چون خروس و کرکس و اردک مباش
شهوت و پستی برد انسان عقب
ریشه اختلافات
وقتی به رفتار پیامبران الهی دقت می کنیم ، آنها در امور مادی اختلاف و نزاع نداشتند و حول محور خدا به رسالت خود عمل می کردند. این به خاطر این است که همگی آنها دارای یک هدف مشترک به نام خدا بودند و با تمسک به آیات الهی وحدت نظر داشتند.
متاسفانه اختلا فات از آنجا نشات می گیرد که افراد دارای اهداف گوناگون و مشاوران با سلایق گوناگون هستند.لذا دارای مسیر های گوناگون می شوند. و لذا نقطه طلاقی پیدا نمی کنند و با گذر زمان ،اختلاف نظر و عقاید موجب دوری از هم و می گردد.
بنابراین تنها راه نداشتن اختلاف و نزاع،داشتن هدف یکسان است. داشتن اهداف گوناگون ،منافع و سلایق مختلف راموجب می گردد.لذا تا زمانی که ما هر کدام به منافع خود توجه داریم و از همکاری و همیاری با یکدیگر همت و قدمی بر نمی داریم.دچار نزاع و اختلاف نظر هستیم.
لازم به ذکر است، داشتن اختلاف نظر و متعاقب آن بحث جهت روشن شدن موضوع مورد اختلاف خوب است.اما پس از شفاف شدن حقایق، بحث و جدل بعد از آن بد است.همانند کفه های ترازو، که با بالا و پایین رفتن کفه ها، سبب تعادل می گردد و سپس کار تمام می شود،
تا چند اسیر هوس و، میل و هوا
تا چند گرفتار خود و، مال و سرا
برخیز و دمی به سوی حق کن پرواز
تا کی به امید همه ای، غیر خدا
نقش انسانها در جامعه
تاثیر گذاری افراد در جامعه را درچهار گروه می توان تقسیم کرد.
1.عده ای در زمان حیات و در زمان ممات، نام و یادی از آنها نیست.می توان گفت آنها همانند مر دگان هستند.
2.عده ای در زمان حیات هستند ولی در زمان ممات اثری و یادی از آنها نیست. اینان تنها از خود در زندگی بهره برده اند.
3.عده ای در زمان حیات نامی از آنها نیست ولی در زمان ممات نام آنها به تدریج ورد زبانهاست. اینان افراد فرهیخته جامعه هستند.
4. عده ای در زمان حیات اثر گذارند و در زمان ممات هم نام آنها به نیکی است .اینان امامان و راهنمای بشریت هستند.
جمعی به دعا و ذکر و حکمت
خواهان کمال و علم و عزت
جمعی به ریا و خدعه و زور
دنبال مقام و پست و شهرت
عمل و عکس العمل
در دنیای مادی، هر عملی را عکس العملی است.چنانچه انسان خیر خواه مردم باشد، قطعا خدا برای او چند برابر خیر می خواهد.متقابلا اگر انسان بدی و بدبختی دیگران را در زبان و عمل بخواهد ، قطعا خود دچار آن چند برابر می شود.
گویند ثروتمندی کارگرانی را برای چیدن میوه های باغ در صبح اول وقت به باغ آورد.سایر کارگران متوجه شدند و عصر آن روز برای کمک آمدند.صاحب باغ به همه مزد یکسان دادند.کارگران که صبح آمده بودند اعتراض کردند.صاحب باغ گفت شما نسبت حق الزحمه خود اعتراض دارید ، گفتند نه.سپس صاحب باغ گفت من پول دارم و به خاطر کمکی که آنها کردند و من از آنها در ابتدا درخواست کمک نکردم ، به آنها این پاداش را می دهم.
خداوند نیز بخشنده و مهربان است.همانند ما انسانها حساب و کتاب نمی کند.اگر یک قدم به سوی او روید، او چندین برابر به شما نزدیک می شود.در عالم طبیعت ،هر عملی عکس العمل متناسب با آن عمل را دارد.اما در عالم معنوی ،هر عملی عکس العمل چند برابر دارد.اگر چه خوب یا بد باشد.
ترحم بر بدان باشد ستم چند
به نیکان کن ترحم،همچو دلبند
شفاعت بر عدو و خصم جانها
بود جوری فراتر ز آنچه در بند
نور خدا
اینکه گفته می شود که خداوند نور است، بخاطر این است که انسان توسط نور امکان دیدن کوچکترین ذرات عالم را دارد. در مقابل شما در تاریکی بزرگترین شی را امکان دیدن نداری.با از دست دادن نور، شما امکان دسترسی به هیچ چیز را نداری.با عنایت به اینکه خداوند نور و غیر از او همه چیز تاریکی است.لذا باید مراقب باشیم با عدم تبعیت از دستورات الهی خدا را از دست ندهیم.
همینطور خداوند دارای صفات بذات زیادی است.همانند رحمان و رحیم.همانطوریکه نور در ذات و وجود خورشید قرار دارد،صفات خدا نیز در ذات خداوند می باشد و جدا شدنی نیستند.
صفات حیوانی که در انسان وجود دارد، در حیوانات تجلی آنرا می بینم. تجلی صفات الهی را در انسان های کامل دیده می شود.
گر بخوانی حق ز اعماق وجود
استجابت می کند دریای جود
نور مطلق صاحب فیض و کمال
در قیام و در رکوع و در سجود
شناخت انسان
حضرت علی می فرمایند، برای اینکه نسبت به یک نفر شناخت پیدا کنی ،ببین با چه کسانی همنشین و دوست است و با آنها رفت و شد دارد.
افراد با توجه به افکارشان نسبت به خدای متعال شناخته و تمیز داده می شوند.یکی همانند یزید می شود و دیگری چون امام حسین.
انسان برای اینکه نسبت به خود شناخت پیدا کند،باید میزان نزدیکی یا دوری خود را از خدا تشخیص دهد. چنانچه خیر خواه مردم بود و کارهایش در جهت رضای خدا و دستورات الهی بود ،بداند که حسینی است.چنانچه هر روز در فکر آزار و اذیت و چپاول و مردم فریبی است ، بداند یزیدی است.
بشر در کارخانه پلاستیک سازی ، از یک ماده هم گلدان می سازد که در آن گل بکارند ومردم لذت ببرند و هم سطل زباله که در آن آشغال بریزند.انسان ها نیز با توجه به اختیاری که خداوند به انسان داده ،می تواند راه صلاح و یا ظلال را در پیش گیرد.اگر چه ماده اولیه انسانها همگی از خاک است.
دوستی گردد عیان، اندر مصیبت یا که فقر
جز خدا حامی نباشد، در سرا شیبی قبر
تا به کی غافل ز خود در این سرای بی وفا
دشمن ما در درون جان بود تا روز حشر
جاذبه دنیا
دنیابرای انسان در ابتدا جاذبه هایی دارد ولی در نهایت باعث زحمت انسان می گردد.اما همینکه آنها را بدست آورد ،پس از مدتی عادی و جاذبه ندارد.همانند کودکی که برای اولین بار به بازار اسباب بازی فروشی می رود.جاذبه ها و علاقه و کنجکاوی کودک ، باعث می شود که به تدریج از پدر جدا وبه دیدن مغازه اسباب بازی ها برود.در پایان متوجه می شود که پدر خود را گم کرده، با گریه و فریاد پدر خود را جهت کمک می خواهد.پدر از صدای بچه ، به کمک بچه می رود و احتمالا او را تنبیه و تذکذات لازم را به او می دهد.
انسان ها نیز تا زمانی که در پناه خدای متعال هستند و از دستورات الهی پیروی می کنند، هر گز دچار گمراهی نمی شوند.همینکه از هوای نفس پیروی کردند، راه خود را گم می کنند ودر نهایت دچار گناه و معصیت می گردند.اما خداوند راه توبه را برای انسانهایی که به اشتباه راهی رفته اند باز گذاشته تا به راه خدا برگشت نمایند.لذا با صدا کردن خدا وبا ذکر و دعا ، امکان بازگشت به سوی خدا وجوددارد.خدا هم آغوش خود را باز و آنها را پذیرا می گردد.
ای اهل گناه و معصیت توبه کنید
ای اهل ثنا و معرفت ناله کنید
ای اهل سلوک و منزلت دریابید
ای اهل دعا و مغفرت لاوه کنید
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 16:53  توسط علی رجالی
|