باسمه تعالی
مجموعه برداشتهایی از قرآن کریم(۱۹)
امتحان الهی
خداوند انسان را با بهترین چیزهایی که دوست دارد امتحان می کند.با توجه به علاقه خانواده ها به فرزندان خود معمولا افراد توسط اعضای خانواده امتحان می گردند.وقتی به زندگی پیامبران نظر می کنیم حضرت محممد در کودکی پدر و مادر را از دست داد.حضرت یعقوب از دوری فرزندش کور شد.حضرت ابراهیم با اسماعیلش امتحان شد.حضرت عیسی پدر نداشت.حضرت موسی مادرش او را به رود انداخت.
هر قدر انسان بخواهد به خدا نزدیکتر گردد باید ظرف وجودی خود را از معارف الهی پر کند و منتظر امتحانات سختری باشد.بدیهی است پس از امتحان و صبر خدا دریچه هایی برای انسان باز می کند و پاداش مناسب می دهد.
وقتی به زندگی بزرگان و اهل معرفت دقت می کنیم.آنها رشد نکردند مگر در آزمایش های سخت حق تعالی قبول شدند.امام خمینی در دوران مبارزه فرزند عزیز و عالم خود آقا مصطفی را از دست داد.اما دست از مبارزه برای بر پایی اسلام و ایجاد حکومت اسلامی بر نداشتند.
رابطه انسان با خدا
یکی از نشانه های مومن این است که اگر گره ای یا مشکلی برای او در زندگی پیدا شد.از خدا ناامید نمی شود.رابطه انسان با خدا همانند طنابی می ماند که یک سرش خدا و سر دیگرش مردم هستند.با هر گره ای که به تناب زده شود فاصله کمتر می گردد.خداوند با امتحانات و مصیبت های گوناگون انسان ها رامورد آزمایش و زمینه رشد او را فراهم می کند، بشرط اینکه انسان به اسرار این امور آگاه باشد و دعوت خدا را استجابت کند.
شهدا به خاطر فضل و معرفتی که از طرف خدای متعال به آنها داده شده است در دو دنیا از جایگاهی رفیع برخوردارند.اینان مسرورند و می بینند که خداوند زحمات آنها را ضایع نمی کند و اجر و پاداش مناسبی به مومنین می دهد.انسان ها در شرایط سخت و نزاع ها ماهیت خود را نشان می دهند و درون خود را ظاهر و عیان می کنند.
خوشا به حال کسانی که در سختی ها و زخم های گوناگون که به روح و جسمشان وارد می شود صبر و مقاومت پیشه می کنند و متعاقب آن خداوند درهای جدیدی بروی آنها می گشاید.
الهی بده، بنده را، علم ودین
تحمل کنم، بی وفایی کین
کنم بندگی و اطاعت ز رب
شناسم خداوند جان آفرین
انسانهای مومن
انسان های مومن از دوستان خود نصیب می برند و از دشمنان خود نیز دلهره ندارند. بلکه بالعکس خود را آماده تر می کنند. مومنان خدا را تکیه گاه مطمئن می دانند و از هجمه تبلیغات دشمنان و منافقاق دلهره ای ندارند.
دلهای مومن همانند آتشی است که هر چه دشمنان روی آن هیزم بریزند،عشق و آتش و محبت به خدای متعال در دل آنها شعله ور تر می گردد.در جنگ احد پس از شکست اولیه،منافقان و کفار بسیج شدند که به مسلمانان حمله کنند.پیامبر نیز دستور بسیج دادند و با ترسی که خدا در دل کفار قرار داد و با حمله مجددمسلمانان به آنها ، کفار را شکست دادند و آنها متواری شدند.خدا هم بخاطر تبعیت از ولی او به آنها عنایت نمود و بدون خسارت پیروز شدند .
اهل ایمان به کفار و منافقین گفتند که خدا را برای ما کافی است و ما به او اعتماد داشته و وکیل و تکیه گاه مطمئنی است.در جهاد در راه خدا اگرچه ممکن است خسارتهای جسمی یا مادی به شما وارد گردد.اما قطعا از نظر روحی چندین برابر از طرف خدای متعال جبران می گردد.
با نور خدا، در دل و جان، یار گزیدند
یاری که برد سوی خودش ،خوب ستودند
چون عشق خدا را به دل و جان بربودند
در طی هدف ،سبقت و پیشی بنمودند
انعکاس اعمال انسان در آخرت
جنینی که در رحم مادر قرار دارد.تا زمانی که آنجاست نیازی به استفاده از دست و پا ندارد.خداوند پیشاپیش نیازهای رشد و نمو او را از طریق خون مادر تامین کرده است.اما وقتی به عالم طبیعت آمد،برای ادامه حیات و تامین نیازهای خود ،نیازمند دست و پای سالم است.لذا کمبود های جسمی او در این عالم خود را نشان می دهد و چنانچه عضوی از بدن قبل از تولد دچار صدمه شده باشد تا آخر عمر با اوست و در زحمت است و قابل جبران نیست و هر روزی که از عمر او می گذرد ناراحتی او از نداشتن عضو بیشتر می شود.
این دنیای مادی، نیز همانند عالم رحم،برای دنیای آخرت است.در عالم رحم،اگر در جسم نوزاد نقصی وجود داشت.در عالم ماده خود را نشان می دهد.در عالم طبیعت نیز اگر روح دچار صدمه گردید،خود را در عالم آخرت نشان می دهد.
عالم آخرت،عالم روحانی است.هر قدر در عالم ماده با گناهان گوناگون روح لطمه ببیند.ظهور لطمات در آخرت برای فرد جهنمی سخت ایجاد می کند که ریشه آنها در دنیا بوده است و خود فرد عامل آن بوده است.لذا تاکید بر تزکیه نفس و پاکی روح بخاطر خود انسان است که در عالم آخرت انسانی ناقص الخلقه نباشد .بعلاوه امکان اصلاح روح غیر ممکن و به سادگی در آن عالم نیست.قرآن کریم می فرماید کسانی از عالم آخرت لذت کامل را می برند که با روح پاک وارد آن عالم گردند.
خداوند به پیامبر گرامی می فرماید کسانی که از دین خدا فاصله می گیرند و راه کفر را در پیش می گیرند به خود ظلم می کنند و به دین لطمه نمی زنند و با روح ناقص دنیا را ترک می کنند.تنها چیزی که انسان در عالم آخرت نیاز دارد روح پاک است و تعلقات دنیوی هیچکدام دادرس انسان در آنجا نمی باشند.
دنیا همانند بازار می ماند. اهل کفر ایمان خود را می فروشند و در ازایش کفر و بی دینی و دنیا را می خرند.در صورتی که اهل ایمان دنیا را می فروشند و خدا را می خرند.
خداوند مردم را بوسیله پیامبران الهی، به راه مستقیم هدایت کرده و هیچ بهانه ای در روز قیامت ندارند که کسی ما را در دنیا آگاه نکرده است.
تا چند اسیر هوس و، میل و هوا
تا چند گرفتار خود و، مال و سرا
برخیز و دمی به سوی حق کن پرواز
تا کی به امید همه ای، غیر خدا
وصف کفاران
خداوند در این آیه وصف کفاران را بیان می کند.خدا می فرماید ما کفار را به حال خود رها کرده ایم. همانند حیوان افسار گسیخته ای که سرنوشتش معلوم نیست.
برای مثال،معلم همه شاگردان را تو صیه به یاد گیری و گوش دادن به سخنان خود می کند.گاهی تذکرات معلم به یک شاگرد بی تاًثیر است.در این حالت معلم او را رها و دیگر تذکری نمی دهد.این بدترین کار ممکن در حق شاگرد است که نهایتا منجر به رد شدن او در امتحانات پایانی می گردد.
کفار با رها شدن و نداشتن عنایت الهی غرق گناه و معصیت می گردند و در روز قیامت هم عذاب های شدیدی را متحمل می شوند.اینان اگر در دنیا به ظاهر آسایش و پیروزی و موفقیت هایی داشته باشند ، اما هر گز آرامش نخواهند داشت و لذت ه
پیروزی ها را نمی چشند.
گر بسازی خود، به اخلاق و ادب
زندگی شیرین شود هر روز و شب
چون خروس و کرکس و اردک مباش
شهوت و پستی برد انسان عقب
بخل و انفاق
منظور از بخل آنست که انسان از فضل و مال خدادادی انفاق نکند.خداوند امکانات زیادی در اختیار انسان قرار داده که با بکار بردنش انفاق انجام می شود.برای مثال زبان انسان می تواند با بیان حقایق و راهنماییها مردم را از جهالت نجات دهد بدون اینکه نیاز به ثروت مادی نیاز باشد.
بخل انسان در دنیا موجب سر افکندگی انسان در قیامت می گردد.متقابلا انفاق باعث سربلندی و سرافرازی و خوشبختی انسان در دو دنیاست.
انفاق برای انسان در صورتی آسان می گردد که بشر به این نتیجه برسد که هر آنچه دارد از خدای متعال است.انفاق علاوه بر اینکه انسان را از بخل دور می کند از غرور هم دور می سازد.
میراث دار واقعی عالم تنها خداست.مردم تنها برای مدتی امانتدار هستند و آنرا به دیگری می دهند.همانند ظرف آبی که لبی از آن تر کنند.
دانی که چرا، خدا تو را داده شعور
حق داده ترا عقل و خرد بهر امور
تا روح و روان شود مهیا ی صعود
من معتقدم، خدا علیم است و صبور
آل عمران آیه: ۱۸۱ و ۱۸۲
شناخت
برای شناخت افراد باید سخنان و نوشتار و رفتار آنها را شناخت.آدمی در زیر زبان خود مخفی است.انچه در روح و روان و فکر انسان است به زبان او جاری می گردد.حتی برای شناخت خداوند، لازم است به سخنان خداوندکه در آیات قرآن آمده گوش فرا داد.
خداوند می فرمایند جهت کمک به فقرا به من قرض دهید. کفار این این آیه را مطرح و گفتند ما بی نیاز هستیم و خداوند نیازمند است که می گوید به من قرض بدهید.
خداوند همانطوری که به شما داد به فقرا هم می توانست بدهد.اما خداوند می خواهد بخشندگی را به شما یاد دهد و موجبات ارتقای شما را فراهم کند.بعلاوه فقرا با قرض گرفتن احساس حقارت نکنند و احساس کنند از خدا قرض گرفته اند.و شما را بعنوان واسطه و وسیله نگاه کنند.
حق تعالی ظالم نیست و به کسی در دو عالم ظلمی نمی کند.بلکه اعمال روحی و مادی ماست که عکس العملش عذاب های دنیوی و اخروی می گردد.
خوشا آنان که در راه ولایت
رها کردند جان و مال وثروت
برای حفظ دین و راه یزدان
گذشتند از زن و فرزند ومکنت
آل عمران آیه: ۱۸۳ تا ۱۸۴
غذای چشم
نور غذای چشم است.در نور است که چشم امکان دیدن اشیا را پیدا می کند.خداوند می خواهد غذای روح و روان انسان نیز نور باشد تا بتواند حقایق جهان هستی را با چشم دل ببیند.لذا قرآن که کتاب نور است ،برای انسان ها نازل نمود.
انسان ها بخاطر چشیدن لذات مادی، به دنیا علاقه مند شده اند.چنانچه لذات معنوی را بچشند دیگر دلبستگی به دنیا را از دست می دهند.قوم یهود به موسی می گفتند یک حیوان قربانی کن و آتش آنرا از عالم غیب بیاور تا ما آنرا ببینیم و به تو ایمان آوریم. زیرا آنان غرق مادیات بودند و از آنها لذت می بردند.
خداوند می خواهد به ما بگوید مراقب باش که لذات دنیوی تو را از لذات معنوی دور نکند و به بهانه های گوناگون خود را از نور الهی دور نکن.حتی پیامبران قبل از موسی،حیوانی را قربانی کردند و آتش از عالم غیب آمد ولی باز ایمان نیاوردند و پیامبر زمان خود را کشتند.
ذکر حق را از زبان انبیا باید شنید
درک آنرا با بیان او لیا باید چشید
فهم و تفسیر حقایق مشکل است
با معلم می توان بر مقصد و منزل رسید
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 17:0  توسط علی رجالی
|