باسمه تعالی
مجموعه برداشتهایی از نهج البلاغه(۱۶)
خطبه سوم : شقشقیه

سینه حضرت علی انباشته از حکمت و علم و معرفت بود.لذا به بهر بهانه ای مردم را از حقایق هستی آگاه می کرد.
حضرت در این خطبه می فرمایند که جامه و ردای حکومت اسلامی در اندازه خلیفه اول نبود.اما این جامه را با زور و سختی به تن کرد.
شتر ها وقتی دچار هیجان و شوری می شوند، از دهانشان چیزی شبیه بادکنک خارج می شود و صداهای خاصی می کنند.سپس بعد از آرام گرفتن ، این شی بادکنک مانند به درون دهان به آرامی بر می گردد.عرب به پوسته بادکنک مانند، شقشقه می گوید.
حضرت این خطبه را در اوج احساسات در خصوص خلفا ایراد نمودند.در جمعی که سرا پا گوش ودر حال هیجان بودند ایراد نمودند.لذا به آن خطبه شقشقیه گویند.در حین سخنرانی از بین حضار یک نفر نامه ای به حضرت علی می دهد.حضرت مطالعه می کنند و سپس به سخنان خود پایان می دهند.ابن عباس از حضرت می خواهد که به سخنان خود ادامه دهند.لذا حضرت می فرمایند که سخنانی در حالت هیجان در خصوص خلفا گفته شد و آنها همانند شقشقه شتران بود که در حالت شور و هیجان از خود تولید صدا می کنند.
حضرت می خواهند بگویند که شعله ای بود که اوج گرفت و سپس آرام گرفت.لذا انتظار نداشته باشید که ادامه دهم.حضرت این سخنان را در رابطه با سوالی که یک نفر پس از جنگ های نهروان و صفین و جمل در مسجد کوفه و یا در محل یا مناسبتی دیگر مطرح نمود، ایراد نمودند.
این فرد می گوید چرا اینقدر ردای حکومت را دیر به تن کردی.لذا حضرت حقایقی را در رابطه با خلفا بیان می کنند.حضرت می فرمایند که فرزند ابی قهافه ، اشاره به کنیه پدر ابوبکر دارد، جامه خلافت را به زور به تن کرد.یعنی شایسته خلافت بر مسلمین را نداشت.
سنگ های آسیاب که یکی در زیر ثابت و دیگری در روی آن که امکان چرخش توسط محوری که در مرکز سنگ دایره شکل قرار دارد، قرار دارد.لذا گندم ها براحتی آرد می گردند.اما اگر محور و چوبی که در وسط سنگ تعبیه شده است وجود نداشت، امکان آسیاب کردن و چرخش سنگ مقدور نبود.
حضرت می فرمایند، ابوبکر می دانست که نقش من در حکومت همانند محور و قطب سنگ آسیاب است و حکومت با حذف من امکان تداوم احسن ندارد. حضرت می گویند ابوبکر می دانست که نقش من همانند کوهی می ماند که آب از آن به دشت و صحرا سرازیر می شود و باعث سرسبزی زمین می گردد.
در اینجا منظور حضرت از سرازیر شدن آب،نشانه ای از علوم و معارف الهی است که در سینه حضرت جای داشت و با طرح آنها مردم را از معرفت الهی سیراب و باعث رشد و تعالی مردم فراهم سازد.
حضرت در ادامه خود را معرفی می کند، نه اینکه از خود تعریف کند.حضرت می فرمایند، ابوبکر بخوبی می دانست که من در قله اندیشه و معرفت قرار دارم.اینها شکوائیه نیست، بلکه حقایقی است تا در تاریخ ثبت و مردم از آنها آگاه و دچار انحراف نگردند.
حضرت می فرمایند، من بر روی حکومت پرده ای قرار دادم تا آنرا نبینم.این دلالت بر بی اعتنایی حضرت به حکومت دارد.

نماز با ولایت روشنایی است
وصال  کردگار و دلر با یی است
ولی را جانشین کرده خداوند
اطاعت از ولی کاری الهی است


ردای حکومت

حضرت در ادامه خطبه خود را معرفی می نماید.ایشان می فر مایند، من در قله اندیشه ها هستم و نکاتی را در خصوص خلفا می گویم تا که در تاریخ ثبت شود و دیگران دچار خطای مشابه نگردند.
حضرت می فرمایند، من روی از حکومت بر گرداندم و نسبت به کسب آن بی اعتنا شدم.
حضرت در رابطه با این سوال که چرا زودتر حکومت اسلامی را برپا نکردی، می فرمایند من در دو راهی قرار داشتم.یکی بدون داشتن یار قیام کر دن و علیه خلفا به جنگ بروم که نتیجه آن معلوم بود.
نقل است حضرت از کوچه ای گذر می کردند.حدود سی گوسفند در حال عبور بودند.ایشان می فرمایند اگر به همین تعداد یار ویاور داشتم، موضوع حکومت خلفا را حل می کردم.
حضرت می فرمایند، راه دوم صبوری کردن در دنیای تاریک مطلق بود.با فکر کردن به این نتیجه رسیدم که راه دوم که اختیار صبوری است، بهتر است.آنهم نه صبوری همراه با آرامش، بلکه صبر ی مانند فردی که در چشمانش خاشاک و در گلویش استخوان است.
حضرت علی می فرمایند، می دیدم که آنچه از طرف خدای متعال تعیین و توسط نبی اکرم ابلاغ گردید، توسط خلفا به ناحق غصب شده بود و به تاراج می رود.این تاراج ها زمینه چینی برای تاراج های زیادی شد.از جمله زمینه چینی برای به قتل رساندن امام حسین و یارانش در صحرای کربلا بود.
نقل است که فرزند خلیفه دوم نامه ای به یزید می نویسد و از ابنکه در کربلا آن اتفاق افتاد گله و اظهار ناراحتی می کند.یزید در پاسخ می گوید، یا کسب حکومت حق ما بوده است ، که ما در ابن راه پیروز شدیم.یا اینکه حکومت حق ما نبوده است، که پدر شما مقصر است و او باعث شد که حکومت به ما برسد.با این فرق که پدر شما حکومت علی را غصب نمود و ما حکومت فرزندش حسین را غصب نمودیم.

حکومت چون ردای پادشاه است
نمادی از جلال و عز و جاه است
سزاوار حکومت هست مولا
به اهلش گر رسد زیبا و ماه است


تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 18:17  توسط علی رجالی  |