باسمه تعالی
فرازهایی از مناجات حضرت سجاد(ع)
مناجات التائبین
قصیده (۲۲)

آن خدایی که بود توبه پذیر و غفار
می نماید همه را سوی فلاح و اطهار

از مناجات علی ابن حسین توابین
می کنند ناله و گویند همی استغفار

 

می سرائیم مناجات دگر از سجاد
می نماید به ما نحوه ی توبه اظهار

 

پانزده ادعیه دارد علی ابن حسین
گر توانی تو قرائت کن و آن استمرار

 

این مناجات بود ادعیه ی خمس عشر
می گذارد اثری بر دل و جان و رفتار

 

با تضرع چو بخوانی چنین ادعیه ای
استجابت بنماید ، خداوند کبار

 

آن لباسی که بود بر تنمان از غفلت
سبب رنج و بلا گردد و خسران هر بار

 

شده ام خوار از این ذلت و آثار گناه
دوریت موجب بیچارگی و گریه و زار

 

مرده گشته است دلم از گنه و کبر و فساد
زنده گردان مرا ، چون که تو هستی ستار

 

من ندارم کسی ، غیر تو ای دادرسم
گر پذیرا نشوی ،من چه کنم ای قهار

 

می کنم گریه و زاری و فغان درگاهت
تا پذیری دل بشکسته و پر گرد و غبار

 

من که شرمنده و رسوای دو عالم شده ام
از گناهان و خطاهای فراوان بسیار


 

ای خدا روز قیامت تو بیامرز مرا
گوشه چشمی بنما ،نیست امیدی ز تبار

 

هر کسی منتظر راه و نجاتی باشد
توبه کن گر تو بخواهی رهایی و قرار

 

بنما عفو مرا ، چون که ندارم جز تو
که کند بخشش و نادیده بگیرد اقرار

 

چشم پوشی بنما خالق یکتا از ما
در گذر از گنه و کار خلافم در کار

 

تو گشودی در عفو ، بر همه پیر و جوان
نام توبه است بر آن باب و کند دور ز نار

 

این خدایی که گشوده است در توبه چنین
نیست ما را حرج و عذر و بهانه از یار

 

من کنم شرم ز اعمال خودم روز حساب
تو بپوشان لباسی که دهد عز و وقار

 

ای خدا رحمت خود را بنما بر همگان
ابر احسان و محبت بکند دل بیدار

 

آن بشوید عیوب و گنه و نفس درون
نیک دانم که تویی یاور و بر ما انصار

 

نیست راهی که نگردد به خدا آخر ختم
پس چرا غیر خدا راه دگر ، چون کفار

 

او بود حامی ما ،خواه کنون ، رستاخیز
توبه کن درگه یزدان ، که بود او غفار

 

حق بود راز نگهدار و بود حافظ ما
کن امیدم دو چندان ، نهایت ز هزار

 

من امیدم به تو باشد ، تویی صاحب ما
ای که داری همه چیز و منم غافل و خوار

 

ای خدا معصیت و کبر و حسد دور نما
بنما عفو مرا از گنه و کن هشیار

 

چون خدا علم تو داری ز توان و حالم
پس نما لطف و مدارا ،خداوند خیار

 

من نخستین گنه کار نباشم ، خدایا بخشی
من پشیمانم و نادم ، تو را شکر گذار

 

تا توانی کن  تمنا از  خدا بهر امور
او امیدش فقط صاحب لیل است و نهار

 

از خدا خواست رجالی فرج مهدی را
او بود منجی ما ، ناجی ما هم قهار

 

سروده شده توسط
علی رجالی و مهدی میثمی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۹ساعت 0:6  توسط علی رجالی  |