|
باسمه تعالی
این که پنداری همه طاعت کنند امرت چنان
این تفکر ناصحیح و ناثواب است و غلط
چون که موجب می شود تغییر در عزم خدا
تا توانی کن مدارا با رعایا در امور
این مقام و منزلت همچون امانت نزد توست
تا توانی کن تو نیکی و محبت بر عموم
ای که هستی حاکم مصر و دهی فرمان بسی
بین خدا آگاه و قادر باشد و بالاترین
قدرت حق بر جهان افضل بود از قدرتت
کن تو پرهیز از ستم بر مردم شهر و دیار
هر که باشد ازستمکاران ، بگردد او هلاک
هر که دارد مسلک خود کامگی در زندگی
دان که میزان حق بود در هر امور و هر کجا
در امور دنیوی ، انصاف شرط اول است
حق بود حامی مظلوم و ستمدیده ز خصم
گفت مولا در خصوص حفظ انصاف و شرف
من نخواهم زندگی بی مهر و احسان و امید
کن حراست از حقوق دیگران همسان خویش
در امور دنیوی هم اخروی کن اعتدال
بهترین کار تو در خشنودی رعیت بود
عامه ی مردم به پا خیزند در وقت نیاز
لیک اقشار مرفه همچو نزدیکان به وقت
گر بخواهی حق بپوشاند عیوب چون تو را
عیب مردم را مکن اظهار و آن مخفی بدار
دان سخن چین خائن و باشد خطاکار و دو رو
گر به ظاهر می کند اظهار حب و کار نیک
تا توانی از بخیلان و حریصان شو به دور
ریشه ی هر کینه از مردم بخشکان و بریز
از خدا خواهید عز و حکمت و هم مرتبت
ای خدا روح رجالی را غنی کن از خضوع
سروده شده توسط
+ نوشته شده در شنبه بیستم دی ۱۳۹۹ساعت 23:48  توسط علی رجالی
|
|