باسمه تعالی
فرازهایی از نامه حضرت علی به مالک اشتر
قسمت دوازدهم
عهد نامه
قصیده (۳۷)


 

 
در خصوص عهد و پیمان با امیر مومنان
کن عمل بر هر چه گوید آن امام انس و جان

                                                                




 

می نگارد نامه ی مولا به مالک در امور
تا نگردد شبهه ی سوی غریبان ، خود سران



 

 

 

پیروی کن از مفاد نامه و عهد و قرار
تا نگردد نفس تو پیروز  ، در نقضش هر آن



 

 

کن تو پرهیز از هوای نفس وامیال درون
چون نماید وسوسه ، آتش زند روح و روان



 

 
نفس ما سرکش بود ، استاد توجیه و خطاست
کن تو دوری از هوای نفس و شیطان و گمان



 

 
تا توانی یاد حق کن در مصائب ، مشکلات
 جز خدا نبود کسی ، آرام سازد عنفوان




 

 
کن اطاعت امر حق را ، در اصول و هم فروع
کن عمل حکم خدا را ، آن بود دری گران



 

 
سنت نیکو اگر باشد ز مردم یا که غیر
واجب است بر پا بداری ، از برای بندگان




 

 
کن تو تدبیر و تفکر ، در سوابق قبل خود
پیروی کن از فرامین خدا در هر زمان



 

 
اهتمامی کن به آئین رسول و انبیا
کن عمل احکام نورانی قرآن  تا توان



 

 
حافظ ما دان خدا باشد ، نباشد دیگری
می دهد توفیق ما را ، هم به ظاهر هم نهان





 

 
امر حق بینی تو در رسم و بیان مصطفی
در کتاب حق شده تدوین‌ و گویا و عیان



 

 
از اهانت کن تو دوری و مگو الفاظ زشت
عالم است آئینه ی  پاک خدای مهربان



 

 
داد مظلومان ستانند ، گر شود ظلمی به کس
خویشتن داری نما ، در عالم هستی چنان


 

 
این مقام و قدرت و شکوت ز آن کبریاست
حفظ بنما این امانت را ، بسان ارمغان



 

  عهد و پیمان را گرامی دار و آن را کن عمل
این بود احکام اسلام و قوانین ، توامان


 

 
کن حجاب از دیدگانت برطرف  اندر امور
تا که حق بینی ز نزدیک و شود بر تو عیان


 

 
تا توانی یاد حق کن تا نگردد دل پریش
خشم تو آرام گیرد در پناه حق ، چنان


 

 
دور شو از صحنه ی خشم و غضب بهر سکون
شو مسلط بر خودت از تیغ بران زبان



 

 

این قصاید چلچراغ و رهگشا اندر امور
می نماید همچو خورشید جهان و ارغوان



 

 
گفت مولا از نبی این گفته را در انتها
کن گرامی مردم بیچاره و هم این و آن




 

 
بالاخص خدمتگزاران و غلامان فقیر
کن محبت ، مهربانی هر زمان و هر مکان




 

 
دین احمد حافظ ما باشد از آلودگی
توصیه گردد زکات مردم و زحمت کشان






 

 
تا توانی آن به پا دار و اقامه کن صلات
رابط ما با خدا اندر نماز  است ،بی گمان




 

 
قدرت ما از خدا باشد ، نباشد قدرتی
فوق هر قدرت بو د ، یزدان پاک بی کران



 

 
می رسد پایان به بهمن این سروده دلپذیر
همزمان گشته قصیده با قیام مردمان


 

 
 
این قصیده آخرین باشد ، نباشد بعد آن
می کند روشن اصولی از حقایق را بیان



 

 
چامه گوی یک اثر از حضرت و آقای خود
جاودانه آن بماند ، یادگاری در جهان





 

 
 

می سرایم این قصاید را به قصد قرب  حق
اجر خود گیرم ز حی مطلق روزی رسان



 

 

با خلوص دل رجالی نامه ی حضرت سرود
تا دهد درس حکومت ، از طریق داستان



 

 
سروده شده توسط
علی رجالی و مهدی میثمی
 

 


 

 


 


 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ساعت 16:48  توسط علی رجالی  |