باسمه تعالی
شهادت حضرت علی (ع)
قصیده (۴۵)




 

من چو خارم به كنار گل خوشبوي علي
دست گل چين زمان چيد گل روي علي





 

تيغ كين تابه جبين شه عالم بنشست
غرق خون گشت چو گل ، قامت و گيسوي علي



 

معجز ختم رسل، مصحف پاكيزه ی حق
بود جاري همه بر لعل سخنگوي علي




 

طالب حق بود و در ره حق کوشا بود
نیست همتای کمال و ره حق جوی علی




 

به ولايت بنمودند ستم هر شب و روز
نيست جز دخت نبي مونس و دلجوي علي






 

بود زهرای نبی کفو علی ، حامی حق
همسری فاضل و دانا بود و سوی علی







 

مكر كين بهر خلافت چو موفق گر ديد
گشت خامش ز شكايت لب حق گوي علي






 

چو نمودند خطا در هدف و راه نبي
شد عيان، معرفت و همت و نيروي علي





 

بينوايي كه بيامد به حرم بهر نياز
خاتمي كرد نصیبش كرم و خوي علي





 

او کند لطف به افراد ضعیف و در بند
چون که احسان و کمک ، در قدم و خوی علی




 

مي كند جنگ به پا، حيله و تزوير عدو
ليك ترسد ز ولی ، دشمن بد گوی علی








 

اهل كوفه چو نمودند خيانت به وصي
كينه را كرد عيان خائن و بد خوي علي








 

قوم خيبر كه شكستند دمي پيمان را
دست حق گشت عيان از يد و بازوي علي





 

جنت است هدیه ی الله به مردان خدا
چون که آنان همگی طالب و همسوی علی






 

عاشقان جمع شوند حول ولایت همگی
چون که آنان همگی عاشق و ره جوی علی





 

چون که آنان همگی راه خدا را دیدند
راه حق مشی حسین است ، فرا سوی علی





 

بنموده است حسین ، راه پدر را او طی
کربلا کرد عیان ، عاشق و دلجوی علی







 

گر چه در بند هوا و هوس خويشتننم
عاشقم، عاشق آن مرقد و آن كوي علي




 

هر که دارد ادب و عشق علی را در دل
زين سبب هست ورا جان و روان سوى علي







 

من ندارم هوسي جز نظري در بر دوست
تا كه بينم گل وبوسم رخ خوشبوي علي






 

ما كه از عشق رخ ساقي كوثر مستيم
كي شود ديدن آن گنبد مينوي علي







 

نجف و كرب و بلا را تو نصيبم گر دان
بل ببينم رخ و بويم گل یک روي علي





 

کی شود وقت زیارت  ، بروم سوی نجف
من ببوسم حرم و مرقد گلبوی علی




 

 

خوش شميمي رسد از طرف بهشتم به مشام
اين بود نگهت گل يا كه بود بوي علي

 

 

ای خدا بنما طریق اهل تقوا و خرد
لایقم گردان مرا ، اندر ثنا گوی علی





 

در شدائد چون علی آماده و آزاده باش
عارفان و سالکان همراه و هم سوی علی




 

یاد راه و خط مشی مرتضی هم رهگشا
کن تو یادی از صفات و نام  نیکوی علی





 

عاشقانت بی خود از خود گشته اند با ذکر تو
دائما  ذکر خدا گویند ، چو یا هوی علی




 

همه اميد من این است كه در موقع مرگ
سر گذارم ز وفا بر سر زانوي علي





 

افتخار است رجالی که تو را نام علی است
زين سبب هست مرا چشم و نظر سوى علي





 

سروده شده توسط
دکتر علی رجالی










 

 

 










 

 

 










 

 

 

 





 

 



 

 

 

 



 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۹ساعت 10:36  توسط علی رجالی  |