|
باسمه تعالی
گر شوی همراه و همدم در مصائب ، مشکلات
می کنی جلب محبت، می شوی محبوب حق
رستگار است در دو عالم ، هر که را امید اوست
آنکه امیدش بشر باشد، نگردد رو سفید
می شود تنها هر آن کس غیر حق دارد امید
آنکه صحه می گذارد بر خطای این و آن
هر که ظالم باشد و بیند فقط زشتی ، عیوب
گر بریزد خون ناحق در مصاف مردمان
موجب کیفر شود ، هر خون ناحق برزمین
می کند یزدان قضاوت روز محشر بی گمان
کن تو پرهیز از جدل با دیگران هم در امور
خون ناحق را خدا آگاه باشد در قضا
حق دهد کاهش نعائم ، پیرو قتل کسی
گر بریزد خون مردم را به ناحق هر نظام
می شود ساقط حکومت از کمال و شوکتش
کن تو پرهیز از تعرض ، هم خیانت ، هر زمان
قدرتت مانع نگردد از ادای خون بها
حق نمی بخشد بشر را ، در پی قتل کسی
دان قصاصش باعث آرامش و عدل خدا
چون مجازات و عقاب یاغیان باشد تقاص
دان شریعت حامی عفو است و بخشش هر کجا
گر شود قتل کسی محرز ، دهد قاضی تقاص
نیست فرقی در خصوص امر یزدان در قصاص
همچو حق الناس باشد ، حکم اجرای قصاص
شرح و احکام قصاص قاتلان باشد عیان
قدرتت مانع نگردد ، چشم پوشی از جفا
ده دیه بر هر خطا و هر عمل دارد جزا
دان ستایش های بی جا و تملق هم بلاست
طالب مدح و ستایش در خسارت ، نادمی
چاپلوسی آتشی در روح و جان آدم است
تا توانی کن حذر از مردمان دون سرشت
گر نمودی لطف و احسان بر رعایا بی امان
بهترین فرصت بود از بهر شیطان رجیم
وعده ی خود را عمل کن گر نمودی تو قرار
گر نهی منت برای کار خیرت بر کسی
حق بزرگ است و بزرگی از برای حق سزاست
گر شود تاخیر یا گردد تعلل در امور
کن تو پرهیز از شتاب و کار ناقص ، ناتمام
کارها باشد زمان بر ، مجریان احسان کنید
نیست سستی جایز و مشروع در اتمام کار
کار اگر باشد زمان بر , لیک دارد بس ثمر
کار نیکو اکثرا باشد زمان بر ، هم ثقیل
مردم درمانده را یاری نما ، کاهل نباش
با مصاف دیگران ، پرهیز از اجحاف کن
در عدالت مجری و از بندگی غافل نباش
عدل باشد ، گر گماری هر کسی در جای خود
کن عمل هر کار را در وقت خود از عمق جان
میثمی با نشر دین و شرح و تبینی چنان
خود نمایی ، هم خیانت ، موجب افسردگی است
سروده شده توسط
+ نوشته شده در شنبه هفتم فروردین ۱۴۰۰ساعت 20:9  توسط علی رجالی
|
|