|
باسمه تعالی
گفت مولا نقشه باشد ، تا کنم من اعتراض
وانگهی شیعه شود نابود ، با قتل علی
زین سبب از بهر اسلام حقیقی ، لاجرم
من شدم همراه آنان ، در قیام و هم قعود
من امیدم حق تعالی باشد و خواهم نوید
در حقیقت تقیه کرده مرتضی در عصر خویش
دیده ای فوج کبوترهای صحرایی ، چنین
خیل انبوهی ز آنان دسته جمعی ، توامان
من عمل کردم چو آنان ، در مصاف دشمنان
گفت حضرت ، بین عمر را در گزینش بر کسان
سعد را باشد پسر ، منصوب از سوی یزید
من کنار مصطفی گشتم بزرگ و این چنین
می کشد فرزند مولا را ، پسر با ضرب و تیر
نیست زیبنده چنین اعمال دون بهر مقام
بین منافق را چگونه می کند ظلم و شتم
از برای کسب مال و قدرت و اهداف خویش
می کشد اصحاب پاک مرتضی در کربلا
قفل دار خانه ی حق ، صاحب اولاد بود
چون امیه مظهر ظلم و دگر هاشم بود
یک پدر دارد دو فرزند ، با عقاید مختلف
خاندان مصطفی از هاشم و اصحاب او
دوره ی عثمان ، امیه صاحب کرسی شدند
شد معاویه امیر شام با تخت و کلاه
نیست او لایق ، برای مسند و هم اقتدار
نفرت آنان شود چندان ، چو بغض کافری
در زمان مصطفی باشند از صحنه به دور
حاکم شام است از نسل امیه در نظام
دید گاه آل هاشم با امیه در تضاد
گفت مولا شخص عثمان ، اکثرا مشغول خود
عامل اصلی بود در حاکمیت ، عزل و نصب
دولت عثمان کند منصوب اشخاصی پلید
عده ای را حکم تبعید و به دور از دولت اند
متقینی همچو مالک ، هم ابوذر بر کنار
شورشی برپا شود بر ضد عثمان در حریم
می شود محصور بیت والی و داد و فغان
می کند عثمان تقاضا از علی در غائله
می رود حضرت به همراه تنی از نخبگان
می دهد قول شرف حاکم ، به مردم در میان
می کند مروان شکایت از خلیفه در خفا
همسر عثمان به مروان می کند اخم و خطاب
می رسد یک نامه ای بر والی مصر زمان
مردمان را کن تو سرکوب و نباشد شورشی
می نویسد نامه ای مروان به مصر و شد جفا
گفت عثمان می کنم انکار اصل نامه را
می دهد حضرت تذکر بر خلیفه ، بیشمار
گفت حضرت بر خلیفه ، مفسدان مانع شوند
همسر عثمان به مروان گفت ، در وصف امور
مهر نامه از خلیفه باشد و تحریر توست
میسمی راه خدا ، راه علی مرتضاست
تا به کی گویی رجالی ، شعر از مولا علی
سروده شده توسط
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 15:56  توسط علی رجالی
|
|