|
گفت پیغمبر به مولا ای امیرالمومنین
این کلام احمد است در حج آخر بهر ما
بر ملائک در سما و بر خلایق در زمین
این لقب مخصوص حضرت باشد و از کبریاست
دیده شد در عرش و معراج نبی نام علی
نیست بی علت که آید در اذان شیعیان
یک دهه باشد ولایت ، عید قربان تا غدیر
عید قربان ، عید پاکی درون از هر خطاست
طرد هر ظلم و گناه و غفلتی در این جهان
دین برد ما را به راه انبیا و سالکان
کسب روزی حلال و رزق پاک آدمی
چارده معصوم عالم از خلایق در جهان
لطف حق را بین به دامان امام و انبیا
با توسل با تدبر در کلام اوصیا
گر چه دارد مشکلات و معضلاتی بین راه
علم آنان از خدا و منجلی بر هر بشر
آدمی افزون طلب باشد ، به شهوت های خویش
خواست های آدمی محدود نبود در نظام
حق کند تامین نیاز جن و انسان و ملک
حق نهاده فطرت پاک و غرایض در بشر
باعث احساس انسان است ، درد و هر خطر
حق دهد انواع حس و چشم بینا در جهان
ذهن ها تصویر سازد از حقایق با بصر
می کند ترسیم و بیند عالم از اقصی نقاط
نیست پایانی برای این جهان و کهکشان
بلکه جوید علت و اسرار عالم تام تام
کنجکاوی باعث کشف حقایق می شود
دایما دنبال حق جویی و هم حق خواهی است
حق کند ما را توانا در تخیل ، حافظه
بلکه یابد راز هستی در زمین و آسمان
هر چه دانش می شود افزون ، دهد ما را نشاط
نیست سیری در مقام و قدرت و مال و منال
هست شهوت لازم و باشد درون ما همی
هر چه می گردد فزون علم و به بالا می رویم
قدرت انسان عظیم است و ثریا می رود
دیده گردد کهکشان ها ، دیده گردد ریز ریز
آدمی قادر شود بر عمق خاک و در زمین
عقل می گردد شکوفا در پی علم و تلاش
با تفکر کردن و پی بردن از علم جهان
روح انسان بس لطیف است و بود افزون طلب
ابتدا تشکیل گردد جسم خاکی در جهان
گفت مولا مدتی بگذشت تا روحی دمید
گر چه در ظاهر بشر همسان و در خلقت یکیست
چار امزاج است در انسان و دارد برتری
مردم دنیا چنین خلق و خصایل را شمول
عده ای خون گرم و خوش اخلاق در ذکر و خصال
خلق و خوی و گفتن و رفتار مردم در جهان
در مقابل عده ای پر جنب جوش و با تلاش
میسمی مسرور از شرح وقایع در غدیر
معرفت همراه علم و حکمت مولا نکوست
سروده شده توسط
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۰ساعت 0:7  توسط علی رجالی
|
|