مجموعه رباعیات پروفسور علی رجالی(۱۷)
۱۷۱.انقلاب
چون صدای انقلاب آمد، جهان شد پر ز نور
کشور ایران ز ظلم و از سیاهی ها به دور
آدم ساده نمی داند چه کرده انقلاب
چشم طاغوت زمان کور و نموده حق ظهور
۱۷۱.انفجار نور
انفجار انقلاب ما چهل منزل ز نور
آن چنان مستکبران گشتند جمله مات و بور
مردم ایران چه ها کردند، دراین راه سخت
خشت خام و پله ی اهرام، نمی داند که مور
۱۷۳.شهدا
از شهید آموز راه خوب و تحصیل سرور
بنگری تشییع او، پر از غم و پر ز شور
از کنار جنگ تحمیلی تجارب کسب شد
از ذلالت دور باش ونشنوی تو حرف زور
۱۷۴.امام خمینی
قطع کرد از بن خمینی، دست اندازی و جور
از جماران حرف روح الله می تابد چو نور
با خدا بود و زهر چه بی خدایی دور بود
جملگی بر مرقد ایشان سلام از راه دور
۱۷۵.قاسم سلیمانی
سید و آقای ما باشد قاسم در میان
مردم ایران چه زیبا پاس می دارند از آن
او شهیدی دیگر از یاران جدش کربلا
آنچه ماند از جسد ،انگشتر جدش چه سان
۱۷۶.قیام
می شود روزی ببینی منتقم را در جهان
ما همه مشتاق دیدار امام خود عیان
ای خدا ظلم و جنایت بی حد و بی انتهاست
وعده حق می شود اجرا، بی شک و گمان
۱۷۷.لطف حق
خداوندا عطا کن عشق جان سوز
ندارد بینوا فهمی دل افروز
گدایت طالب اسرار هستی است
بخواهم لطف تو اندر شب و روز
۱۷۸.شفاعت
سلیمانی بود جایش چه عالی
شفاعت می کند او بر رجالی؟
اگر چه وصل حق باشد تمنا
دعا کن بر من بشکسته بالی
۱۷۹.وقف
خدایا من رفیق نفس پستم
در این دنیا اسیر و خود پرستم
قبولم کن مرا در درگه خود
که باشم عاشق و وقف تو هستم
مجموعه رباعیات پروفسور علی رجالی(۱۷)
۱۸۰ تسلیم
هدف از خلقت انسان چو خواهی
تکامل باشد و زهد الهی
بشو تسلیم در امر الی الله
اگر خواهان رشدی و تعالی
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۲ساعت 8:38  توسط علی رجالی
|