مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی

۲۸۱.الگو

الگوی عصر و زمان است ابا عبدالله
ناجی هر دو زمان است ابا عبدالله
راه او راه خدا در همه ای عالم هست
شافع و نور جنان است ابا عبد الله

۲۸۲.مرغ دل

مزغ دل پر می زند هر دم به سوی کربلا
تا ببیند مرقد پاک شهید سر جدا
کربلا یعنی طواف اهل بیت مصطفی
در زمین نینوا برگرد راس مقتدا


۲۸۳.دست غیبی
من اگر غافل و جاهل ز حقایق هستم
من اگر بند خود و بند سلایق هستم
هست دستی که نجاتم دهد از غفلت خویش
تا به کی بند دل و بند خلایق هستم


۲۸۴.صاحب امر
ای صاحب امر و صاحب عصر و زمان
ای مالک یوم و مالک کون و مکان
تا کی ز فراق تو بسوزد دل ما
ای مظهر عدل و منجی پیر و جوان

۲۸۵.بیعت

با آمدن علی چه غوغایی شد

از فرط خوشی چه شور والایی شد

هر پیر و جوان به شوق بیعت رفتند

دعوت ز علی ز بهر یکتایی شد

۲۸۶.عبادت
عبادت آب و عاشق همچو ماهیست
عبادت باعث نور الهیست
عبادت بی عمل، حرف است تنها
نجات آدمی عشق خدائیست


۲۸۷.عمر

عمر من از بی وفایی شد خزان
لطف حق همواره در روح است وجان
من نگردم نا امید از لطف هو
آنچه دارم از خدا گشته عیان

۲۸۸.معرفت
عشق و آگاهی تو را بالا برد
از زمین تا عرش بی همتا برد

عشق اگر توام شود با معرفت

جان بگیرد از تن و تنها برد

۲۸۹.حیران
ما چه دانیم و چه فهمیم ز منظور خدا
ما چه گوئیم و چه خوانیم ز اذکار و دعا
ما که سر گشته و حیران و جودیم همه

خیر ما هست که خواهیم ولی را که بیا

۲۹۰.غصب

خدعه و مکر نمودند پس از مرگ نبی
تا حکومت برسد بر دگران جز به علی
گاه گویند جوان است و گهی حیله کنند
لیک غافل که خدا حامی حق است و ولی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ساعت 21:19  توسط علی رجالی  |