مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۳۳)

۳۳۱.پناه
هر که باشد در پناه کردگار

نیست او را غصه و اندوه و زار
می دهد فرمان خدا بر آب نیل

تا که موسی بگذرد از کارزار

۳۳۲.پرواز
ای دریغا ، بال و پر بشکسته ام
گوشه ای در حال خود بنشسته ام
من ندارم بال و پر ، دریای جود
از غریبی بی کسی سر گشته ام

۳۳۳.ذوالفنون
جان گرفتار درون است و برون
دشمنان خوانند او را ذوالفنون
تا شود مغرور در اعمال خود
او بود غافل ز کید نفس دون


۳۳۴.زهد
تغذیه نفس است امیال درون
زهد باعث می شود گردد زبون
تا شود همراه عقل و راه حق
دور بنما ضایعات جان، برون

۳۳۵.عاقبت

سن من گشته به هفتاد و همی در خوابم
دائما در حرکت باشم و من بی تابم
عمر من طی شد و آخر به هلاکت برسم
ای خدا رحم نما ، غافلم و دریابم

۳۳۶.ذکر
دائما ذکر تو گویم، ندارم سخنی
آنچه حق گفت بگویم، چو افراد منی
ما که هیچیم در این کون و مکان و هستی
همه از توست خدایا، چو زبان و دهنی

۳۳۷.روح
روح ما همسان زنبور عسل
گر نباشد گل، ندارد ماحصل
معرفت آرد طریق سالکان
همرهی با اهل تقوا در عمل

۳۳۸.دل
عاقبت بی غمی،نیست سرور و خوشی
باعث خوشحالی است،شادی هر بی کسی
دل که ندارد غمی،کشته صفای درون
هر که رباید دلی،نیست ورا غم بسی


۳۳۹.زاهد
حالت عاشق مغایر با عوام
عاشقان خواهان عشقی با دوام
میل مردم در امور جاری است
حالت زاهد بود در عشق تام


۲۴۰.قدرت

ما از خدا و عاقبت روزی فناست
قدرت حق لا یزال و بی حد و بی انتهاست
قدرت ما با تلاش و قدرت او ذاتی است
قدرت عالم از او و جمله قدرتها خداست

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی ۱۴۰۲ساعت 13:31  توسط علی رجالی  |