مجموعه رباعیات و دوبیتی های پروفسور علی رجالی(۳۶)
۳۶۱.درگاه حق
من به درگاه شه عرش و سما آمده ام
پیش معشوق و امیر دوسرا آمده ام
بار الها، به در خانه ای تو چند زنم
به در خانه ای محبوب و خدا آمده ام
۳۶۲.اسرار
مردان خدا به دیدن یار خوش اند
از خوردن می ز دست دلدار خوش اند
آنان که اسیر روی معشوق شدند
با اهل دل و رفیق اسرار خوش اند
۳۶۳.مادر
گرامی تر ز مادر تو نداری
ز فرزندان نباشد انتظاری
نگوید مادر از الطاف خود چند
گل نرگس ندارد تیغ و خاری
۳۶۴.معراج
عشق حق ما را چه بالا می برد
از زمین تا عرش اعلا می برد
می رود احمد به معراج برین
بین محمد را کجاها می برد
۳۶۵.بندگی
داغ دل دارند مردان خدا
از گناهان بشر در هر کجا
شادی و شور و نشاط آدمی
بندگی باشد ، چو تسلیم و رضا
۳۶۶.برادری
نشان برادر به آیین و کیش
بود حب و احسان به اقوام و خویش
کمک بر فقیران و درماندگان
فزونی دهد مال و اموال بیش
۳۶۷.استجابت
گر بخوانی حق ز اعماق وجود
در قیام و در رکوع و در سجود
نور مطلق ، صاحب فیض و کمال
استجابت می کند ، دریای جود
۳۶۸.عفاف
زکات چهره در پاکی نهان است
عفاف بانوان دری گران است
زنان را افتخار مرز و بوم است
که پاکی زنان، اجرش جنان است
۳۶۹.تجلی حق
ما به دنبال خداییم ، ولی او با ماست
گهری هست که در عالم هستی پیداست
او بود خالق هستی و جهان پرتوی او
نتوان وصف خدا کرد، که او ناپیداست
۳۷۰.منافق
می برد خائن تو را در زیر تیغ
از منافق تا توانی کن دریغ
چون منافق بی وفا و خائن است
اوبسی دارد حسد با کبرو ریغ
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ساعت 21:58  توسط علی رجالی
|