مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۵۴)
۵۴۱.مردان الهی
گفت مولایم علی، اوصاف مردان خدا
جملگی باشند ، خورشید درخشان خدا
در سخن گفتن ، خدا را یاد و آنها شاکرند
در مصیبت صابر و دائم به فرمان خدا
۵۴۲.تکبر
غم و غصه کند عمر تو را کم
تکبر می دهد درک تو را سم
دروغ است ضد رزق و ضد روزی
بود بخشش بلا گردان ما هم
۵۴۳.گدایی
تا به کی سر خم کنی جز بر خدا
تو گدایی می کنی پیش گدا
روح تو خواهان حق باشد همی
سر فرو آری به پیش بینوا
۵۴۴.غرور
از قدرت حق ، جن و ملک حیرانند
با اذن خدا ، هر دو جهان ویرانند
مغرور مشو که زندگی زود گذر
در طوف حرم شاه و گدا یکسانند
۵۴۴.غنا
کبر و حسد و کینه کند تار
قلب و دل تو ز نور دلدار
قطع رحم و شنیدن صوت غنا
روح تو کند سیه چو کفتار
۵۴۵.انصار
شیعه یعنی مخزن اسرار حق
واله و دیوانه ی دیدار حق
وصف او گوید امام هشتمین
دائما در محضر و انصار حق
۵۴۶.کمال
کاخ و ویلا کی دهد ، آرامش روح و روان
مال و ثروت کی دهد، خوشبختی پیر و جوان
می دهد آسایش و لذت به ظاهر چون تو را
رو به دنبال کمال و معرفت ، در هر زمان
۵۴۷.کشف
خود آرایی و خود بینی ، جفا و خود بلایی است
طلب غیر از خدا ، واهی و بی جا و خطایی است
تلاش آدمی ، حق جویی و کشف حقیقت
خدا خواهی ، خدا جویی ، نیاز و خود رهایی است
۵۴۸.زهر
دانی که ز زهر تلخ تر چیست
جز صبر و تحمل عدو نیست
با صبر و تحمل است ، ظفرها
پایان شب سیه، سفید یست
۵۴۹.گنج
عشق یعنی گنج اسرار نهان
عقل حیران گشته از ادراک آن
عشق باشد مظهر نور خدا
آدمی عاجز به وصف است و بیان
۵۵۰.معراج
موجب معراج تو گردد خضوع
سر به خاک آری شوی خم در رکوع
دست ها بالا بری بهر قنوت
تا به کی بر ناکسان داری جزوع
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۲ساعت 9:48  توسط علی رجالی
|