مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۵۵)
۵۵۱.شادی
شادی در خلق اثر ، کشف حقایق باشد
شادی درمهر و نوازش به خلایق باشد
شادی آن نیست گهی عربده و گه فریاد
شادی در کشف توان ، رشد علایق باش
۵۵۲.هجرت
در جوانی زهد و تقوا پیشه کن
تا توانی روح و جان را بیمه کن
تا که در پیری شود سرمایه ات
وقت هجرت می رسد ، اندیشه کن
۵۵۳.عمر
افسوس که عمر خود ، به واهی طی شد
افسوس که بی ثمر ، به آهی طی شد
دریاب که هر ثانیه چون در باشد
دوران جوانی ، به تباهی طی شد
۵۵۴. جمال
اگر خواهی جمال دلربا را
اطاعت کن ولی و مصطفی را
تفکر پیشه کن با زهد و تقوا
اگر عاشق شوی یابی خدا را
۵۵۵.آیات
جان رها شد ، گر ز بند نفس پست
دل ز روی ماه جانان ، گشت مست
هر چه بینی جملگی آیات اوست
جلوه ی حق کی ببیند خود پرست
۵۵۶.غم دل
غم دل با که بگویم ، که شود همراهم
غم دل جز به خدا کس نبرد ، گر خواهم
غم دل چیست ، که آزرده کند احوالت
غم دل دوری یار است ، چرا خود خواهم
۵۵۷.عفو
بیان کرد یاد خدا را کسی
مجو جز محبت به انسان بسی
تو در عشق و آگاهی و عفو جو
که هر چیز دیگر بباشد خسی
۵۵۸.صفا
با آمدنت دلم صفا می یابد
خنده به لبان بینوا می آید
عشق تو زده به جان ما آتش ها
باران امید خوشنوا می بارد
۵۵۹.معبود
حالت مستی و حیرانی نکوست
دیدن یکتا امیدم آرزوست
مست یار و روی بی پایان حق
مست معبود ى که هستی آن اوست
۵۶۰.راز
لیلی من ترک شیرازی که نیست
در دیار دون و طنازی که نیست
وصف یارم بی حد و نا گفتنی است
بین عشق و عاشقی رازی که نیست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۲ساعت 11:29  توسط علی رجالی
|