مجموعه رباعیات و دو بیتی های پروفسور علی رجالی(۱۰۴)

۱۰۴۱.توشه سفر
آنکه نبست بار خود ، توشه ره چه می کند
توشه ره چه می بری ، مرگ خبر نمی کند
بار سفر تو بسته ای ، تا که شود نجات تو
هر که بود اسیر خود ، بار سفر چه می برد


۱۰۴۲.واله
عشقت مرا دیوانه کرد
آتش ز قلبم شعله کرد
عشق علی اعجاز کرد
سوزاند جان و واله کرد

۱۰۴۳.خدعه
روح و روان آسوده شد
عشق ولایت زنده شد
با عشق مولایم علی
دشمن دچار خدعه شد

۱۰۴۴.دلربا
دل می تپد مستانه وار
گردیده ام مشتاق یار
من مست روی دلربا
خواهان یار و بی قرار


۱۰۴۵.مولا علی
نام ترا در هر زمان
آرم مداوم بر زبان
مولا علی، مولا علی
یاری نما قدر و توان

۱۰۴۶.شیفته
ما شیفته ای آل حسینیم ، توکلت علی الله
از نور خدا درس گرفتیم ، توکلت علی الله
راه شهدا، راه حسین است و بود راه ولایت
دل را به دل یار ببستیم ، توکلت علی الله

۱۰۴۷.ثبت
ثبت در عالم شود ، ظلم و ستم در هر مکان
مهربانی و محبت ، ماندگار است هر زمان
آنکه ماند حق تعالی، مابقی فانی شود
ماندگار است عشق خالق بر خلایق درجهان

۱۰۴۸.مهدیا
بگفتا مهدیا دائم ، چه حاصل
منم حاضر ، تویی غایب ز محفل
حساب نفس خود انجام دادی
جدا کن خط خود از خط باطل

۱۰۴۹.سوال
کجایی دلبر و جان و امیدم
سوال ساده ی دارم ، مریدم
من آیا زنده ام ، رویت ببینم
رخ زیبای چون ماه و سعیدم

۱۰۵۰.سفر عشق
سفر عشق شفای غم یاران دارد
دیدن یار و دوای دل حیران دارد
مقصد اهل حرم روی و رخ دلدار است
عاشقان شوق نگاه شه جانان دارد

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:11  توسط علی رجالی  |