|
می نماید مرتضی پند و نصیحت بر سران
بر اساس امتحان و تجربه هم مشورت
گر گماری مردمان را بر اساس میل خود
تا توانی کن حذر از نصب بی جا بی دلیل بین سوابق را ز حیث حسن خلق و هم عمل
بهترین را بین افراد توانا بر گزین
آن که باشد از تبار مسلمین با خلق نیک
تا توانی کن کمک بر ناصبان با وصف فوق
تا نباشد حجتی بر کار خلف و کار زشت
همچنین مانع شود از کسب انواع حرام
عده ای را چون چراغ و رهنمای خود گزین
کن تفقد در امور مملکت بی واسطه
چون نظارت بر امور مملکت افزون شود
همچنین از تهمت و هم از خیانت در امور
گر شود محرز خیانت بر امور مسلمین
گونه ای باید عمل گردد اموری اینچنین
می کنی تنبیه خاطی و مجازاتی شدید
تا سبب گردد عدالت در دیار مسلمین
خادمان پاک و مردان خدا را دان عزیز
از برای حفظ اینان و امان از شر غیر
مرتفع کن حاجت آنان برای زندگی
تا توانی دین احمد را عیان کن در نظر
گر کنی تامین نیاز مردمان از هر جهت
قبل اخذ مالیات و هم خراج مسلمین
گر نباشد کشت و کاری در زمین و مزرعه
تا توانی کن شفقت ، از خراج خود بکاه
می کنی مردم هلاک و اندکی یابی دوام
گر شکایت نزد تو گردد ز انواع خراج
دان رجالی قادر منان کند فرماندهی
سروده شده توسط
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۹ساعت 17:45  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
گر شود برپا حکومت با ملاک مرتضی
باسمه تعالی این که پنداری همه طاعت کنند امرت چنان این تفکر ناصحیح و ناثواب است و غلط چون که موجب می شود تغییر در عزم خدا تا توانی کن مدارا با رعایا در امور این مقام و منزلت همچون امانت نزد توست تا توانی کن تو نیکی و محبت بر عموم ای که هستی حاکم مصر و دهی فرمان بسی بین خدا آگاه و قادر باشد و بالاترین قدرت حق بر جهان افضل بود از قدرتت کن تو پرهیز از ستم بر مردم شهر و دیار هر که باشد ازستمکاران ، بگردد او هلاک هر که دارد مسلک خود کامگی در زندگی دان که میزان حق بود در هر امور و هر کجا در امور دنیوی ، انصاف شرط اول است حق بود حامی مظلوم و ستمدیده ز خصم گفت مولا در خصوص حفظ انصاف و شرف من نخواهم زندگی بی مهر و احسان و امید کن حراست از حقوق دیگران همسان خویش در امور دنیوی هم اخروی کن اعتدال بهترین کار تو در خشنودی رعیت بود عامه ی مردم به پا خیزند در وقت نیاز لیک اقشار مرفه همچو نزدیکان به وقت گر بخواهی حق بپوشاند عیوب چون تو را عیب مردم را مکن افشا و آن مخفی بدار دان سخن چین خائن و باشد خطاکار و دو رو گر به ظاهر می کند اظهار حب و کار نیک تا توانی از بخیلان و حریصان شو به دور ریشه ی هر کینه از مردم بخشکان و بریز
از خدا خواهید عز و حکمت و هم مرتبت
ای خدا روح رجالی را غنی کن از خضوع سروده شده توسط
باسمه تعالی بدترین همکار در سطح وزارت ، بی گمان چون وزیران و مدیران وزارت ، قبل تو
جملگی همدست ظالم در صدارت بوده اند تا توانی کن حذر از نصب اینان در نظام مطمئنا می توان افراد لایق را شناخت تا نگردد در صدارت خدشه در کار و امور بین مردم بهترین کس در مناصب را گزین می کنند آنان تو را یاری به از افراد قبل رنج اینان بر تو اندک باشد و همراه تو تا توانی کن محبت بر عموم خادمان بهترین همکار تو باید بود اصلح ترین گر چه تلخ است انتقاد و موجب ناراحتی همنشینی با بزرگان صدیق و بی ریا جاهلان و عاقلان یکسان نباشند نزد تو گر چنین کردی ، بدان هر گز نباشد رغبتی حسن ظن رعیتان با خدمتت گردد سبب دور گردد رنج و آسیب همه با حسن ظن گر نمایی خوار و تحقیر و ذلیل و هم زبون سنتی بر پا مکن بر ضد آداب و سنن سنت نیکوی امت آمده از اهل ذوق تا توانی با حکیمان در امور مملکت جامعه دارد صنوف مختلف با کار خاص عده ای مشغول صنعت ، عده ای مشغول کار عده ای مشغول تحصیل علوم اند و نجوم با خراج و مالیات و هم عوارض از صنوف مجریان لشکری و کشوری هم در نظام زینتی باشند آنان از برای جامعه میثمی راه خدا را طی نما در طول عمر این قصیده می کند تبین مرام مرتضی
سروده شده توسط
باسمه تعالی نقش هر صنفی مشخص باشد و گردد بیان بر اساس سنت و قرآن و احکام مبین کن تو تجهیز از خراج مردمان اسباب جنگ گر کنی لشکر مجهز بر فنون و علم روز می دهی تشکیل گردان و سپاه مسلمین تا توانی بهترین رزمندگان را کن بسیج آن کسی باید گزینی راس لشکر در نظام اهل اکرام و سخاوت باشد و هم معرفت معتقد باشد به یزدان هم اطاعت بر رسول از سلحشوران و مردان خدا در جبهه ها شرح صدر باشد نیاز حاکم و فرماندهی هم بود خوش نام در بین سپاه و عرصه ها اهل بخشش باشد وحامی سربازان خویش این سبب گردد سکونی در نبرد و در جدال در مقابل با رعایا و ضعیفان روی خوش قشر های مختلف در جامعه هر یک مفید عده ای مشغول تدوین امور مملکت می شود حاصل درآمد پیرو هر کسب و کار چون خدا داده به ما عقل و توان بهر امور با شکیبایی نما اصلاح کار هر صنوف تا توانی کن نظر همچون پدر در جامعه
قشرهایی ناتوان از کسب مال و هم معاش مردمان مملکت از هر گروه و قشر خاص در امور زندگی و مملکت غره مشو این نباشد چون تو مشغول اموری بس کلان حسن ظن گردد سبب ، در پرتوی حسن نظر گر توانی کن به پا عدل و عدالت بهر عام می شود موجب امید و شادمانی و صفا
بهر کسب دانش و کسب معارف کن تلاش تا توانی کن رجالی در ره یزدان تلاش
سروده شده توسط
باسمه تعالی
تا توانی کن تو یاری و کمک بر دیگران
گونه ای باید عمل گردد که بر مردم ستم
در امور زندگی ، هم در امور مالیات
تا نباشد صدمه ای در کسب کار و در معاش
رنج و شادی خلایق را ، به یاد آور همی
کار مردم را گرامی دار ، در هر حرفه ای
کارها ی مردمان یکسان نباشد در تلاش
گر توانی ده تو پاداشی به اصحاب هنر
رنج اندک را مده ارزش به سان کار سخت
گر دچار شبهه گشتی در امور مملکت
می نماید حق طریق و راه خود را بر نبی
هست قرآن هادی انسان به سوی معرفت
کن اطاعت از خدا و از رسول و هم ولی
گر نمایی مشورت با اهل تقوا در قضا
در قضاوت بهترین قاضی نما در راس کار
فرد قاضی دور باشد از هوا و نفس دون
قاضیان باید فهیم و مستقل اندر امور
سعی گردد در قضاوت ، دقت کافی شود
قاضی منصوب حق گوید ، نترسد جز خدا
گفت مولا مرتضی در وصف مالک این سخن
گفت حلی در خصوص مالک اشتر چنین
از بزرگان قبایل باشد و مردی شجاع
می شود مسموم مالک ، بین راه و در عریش
مرگ مالک یک مصیبت بر امیر المومنین
بهترین یار علی اندر سفر گردد شهید
هست مالک بهترین در بین اعراب و عجم
او ندارد خواب در وقت جدال و هم نبرد
او بود از حامیان مرتضی در جنگ و صلح
میثمی خواهان قسط است و عدالت در جهان
از خدا خواهد رجالی کسب ایمان و یقین
سروده شده توسط
باسمه تعالی
می نماید مرتضی پند و نصیحت بر سران
بر اساس امتحان و تجربه هم مشورت
گر گماری مردمان را بر اساس میل خود
تا توانی کن حذر از نصب بی جا بی دلیل
بین سوابق را ز حیث حسن خلق و هم حیا
بهترین را بین افراد توانا در امور
آن که باشد از تبار مسلمین با خلق روی
تا توانی کن کمک بر ناصبان با وصف فوق
تا نباشد حجتی بر کار خلف و کار زشت
همچنین مانع شود از بهره ی شخصی خود
عده ای را چون چراغ و رهنمای خود گزین
کن تفقد در امور ناصبین در مملکت
چون نظارت بر امور کارشان افزون شود
همچنین محفوظ گردی از خیانت در امور
گر شود محرز خیانت بر امور مسلمین
گونه ای باید عمل گردد جزای این عمل
می کنی تنبیه خاطی و مجازاتی شدید
چون سبب گردد ز کاهش در خطای امر تو
خادمان پاک و مردان خدا را دان عزیز
از برای حفظ اینان و امان از شر غیر
مرتفع کن بستگی بر مال دنیا در امور
تا توانی دین احمد را عیان کن در نظر
گر کنی تامین نیاز مردمان از هر جهت
قبل اخذ مالیات و هم خراج مسلمین
گر نباشد کشت و کاری در زمین و مزرعه
تا توانی کن شفقت ، از خراج خود بکاه
می کنی مردم هلاک و اندکی یابی دوام
گر شکایت نزد تو گردد ز انواع خراج
دان رجالی قادر منان کند فرماندهی
قسمت هفتم
بهتر ین را برگزین از حیث اخلاق و توان
مردمان قادر به انجام امور مملکت
تا توانی بستر لازم مهیا کن چو زرع
گر به فکر خود بباشی جای احسان و تلاش
چون نمایی مشکلات مردمان را مرتفع
کن نظر بر کاتبان و قاصدان و نامه ها
بر گزین شایسته فردی از جهات مختلف
جایگاه خود بداند بس مهم است و بزرگ
در نوشتن از حقایق صادق و پرهیزکار
کن تو اسرار حکومت را به دور از اهل جور
عده ای با ظاهر خوب و درونی ناثواب
کن گزینش بهترین افراد از بهر امور
کاتبان باید امین باشند ، در هر منصبی
از میان کاتبان اصلح ترین کاتب گزین
کاتبان باید امانت دار باشند و امین
عهد و پیمان را چنان تنظیم کن در مملکت
گر خطا شد در قرار و عهد و پیمان با کسی
بر سر هر شغل و هر کار حکومت یک نفر
گر خطایی در حکومت از کسی آید به گوش
انتخاب و انفصال خادمین باشد مهم
کن سفارش آمران و عاملان را روی خوش
عده ای داد و ستد دارند در اقصی نقاط
خواه ساکن در محل باشد چه در حال سفر
باعث آسودگی گردند با سیر و سفر
داد حضرت در خصوص تاجران چندین پیام
عده ای با احتکار و عده ای با سود بیش
این گروه از کاسبان تضیع گردانند حقوق
تا بدست آرند مالی از طریق ناصحیح
بر خدا کن اعتماد و کن توکل در امور
کن رجالی عهد خود را با خدای خود ادا
قسمت هشتم
کی گدا کرده گدایی از گدا و سائلان؟
مستمندان و فقیران در نظام و شرع و دین
از مساکین کن تو دلجویی و کن رفع نیاز
عده ای در فقر سوزند و خجالت می کشند
سهم آنان از خزانه کن جدا و کن ادا
مردمان بعضا زمین گیرند با فرط نیاز
هر تمنا از بشرموجب شود ذلت ورا
قبل هر عجز و نیاز سائلان کن مرتفع
از میان اهل تقوا و ریاضت برگزین
تا گزارش از شرایط را کنند در امر خیر
قسمتی از گندم و غلات را در هر بلاد
با غرور و با تکبر بر ضعیفان کن حذر
کارهای بس بزرگ و اشتغالت در نظام
مردمان را کوچک و اندک مپندار و حقیر
در ادای حق مظلومان تلاشی کن فزون
پیشگاه حق نمایان می کند اعمال تو
کن یتیمان را گرامی در نظام و عرصه ها
تا توانی کن رعایت وضع و احوال ضعیف
کن تلاش و نیتت باشد ستمدیده کمک
وعده ی حق در حمایت باشد و قطعا شود
کن معین وقت دیداری صمیمی ، مردمی
مجلس عامی نشین دور از نگهبان و پلیس
گفتگو کن ،جستجو کن مشکلاتَ مملکت
بر اساس گفته ای احمد عمل باید شود
گر شود اجرا فرامین خداوند و رسول
گونه ای باید عمل گردد خرید و هم فروش
بر موازین و عدالت گونه ای گردد عمل
محتکر را کیفری ده بر اساس حکم شرع
اینهمه حرص و ولع در زندگی از بهر چیست؟ دان خدا رزاق باشد ، او بود روزی رسان
فقر مردم دان رجالی گه ز انفاس زبون
باسمه تعالی
گفت پیغمبر ، امین و مقتدای شیعیان
بشنو از مولا علی این گفته را از مصطفی
نیست زیبنده برای امت آل رسول
در ادامه بشنو از مولا علی اسلام ناب
گر چه مالک متقی باشد ، به دور از ظلم و جور
گر کنی صبر و تحمل بر مصائب ، مشکلات
ارزشت افزون شود با رفع سختی ، معضلات
می گشاید حق تعالی باب رحمت باب جود
هم تحمل کن بیان مردمان را در نخست
آنچه باشد بر خودت ارزنده و زیبا بسی
امر تو با مهربانی گر شود توام نکوست
می دهی پاسخ به کار مردم نیکو سرشت
گر نباشد در توان خادمان کاری نخست
کار مردم را به وقت خود عمل کن بی درنگ
بهترین اوقات خود را کن نیایش با خدا
گر بود نیت رضای حق تعالی در امور
چون نمایی خدمتی خالص به دور از هر ریا
نیتت خالص شود اندر فرایض با خدا
گرچه سخت است کار بی نقصان و عیب
خوان نمازی چون محمد ، با تامل هم رسا
در میان مردمان بیمار باشد ، هم مسن
می کنی ضایع نمازت ، گر بخوانی با شتاب
تا توانی کن زیارت مردمان را هر چه زود
با حضورت در جوامع ، کن مراعات همه
از امور مردمان آگاه گردی با حضور
مهربانی می شود حاصل اگر کردی چنین
تا توانی کن تواضع ، گر بخواهی عز و جاه
زشت زیبا می شود ، در نزد مردم بی جهت
گر بود نیت خدا در دفع ظلم و مشکلات
چلچراغ ما بسان چل حدیث عاشق است
قسمت دهم
از برای دوری حرف و سخن از این و آن
می شود از نام تو هم موقعیت بی دلیل
کن نظارت بر امور خادمان از هر جهت
بهره برداری کنند اقوام در کسب زمین
در صدارت دقت کافی شود در عزل و نصب
ریشه کن کن خوی خود خواهی و خوی ناروا
با عدالت کن عمل در بین مردم بی درنگ
ثبت گردد خبط آنان بهر تو در نامه ات
نهی بنما قوم و فرزندان خود از مال غیر
خوی برتر جویی و گردن کشی آید پدید
فرق و تبعیض و خیانت موجب افسردگیست
گر سخاوت پیشه ای، دوری ز مردم بهر چیست؟
چون که مخفی باشد از والی اموری در نظر
دان حقایق بی نشان است و ندارد ظاهری
انتظار مردمان باشد عدالت در نظام
با شکیبایی نما اجرای عدل و امر خویش
عده ای با نام تو کسب درآمد می کنند
با عمل گردد مشخص نیت و مقصود تو
تا توانی کار خود را خود به انجامش رسان
گر نباشد پاسخی سوی امیران در امور
تا توانی حاجت هر کس روا کن با عمل
گر بخواهی اجر یزدان و لقای کبریا
گر چه سخت است در عمل اجرای عدل مرتضی
دان که اجرای عدالت ، عاقبت نیکو بود
عهد و پیمان گونه ای تنظیم گردد در نخست
عهدو پیمان با خلایق یا خدا و هم رسول
سختی پیمان نگردد موجب فسخ روند
کن تو پرهیز از عبارات دو پهلو در سند
مردمان دوری کنند از فتنه و اهل نفاق
کن حذر جانا رجالی از هوای نفس خویش
گر بریزد خون ناحق در مصاف مردمان
موجب کیفر شود ، هر خون ناحق برزمین
می کند یزدان قضاوت روز محشر هر عمل
کن تو پرهیز از جدل با مردمان اندر امور
خون ناحق را خدا آگاه باشد در قضا
حق دهد کاهش نعائم پیرو قتل کسی می دهد کیفر کسی را موجبش گردد چنان
می شود ساقط حکومت ، ناتوان گردد چه زود
قدرتت مانع نگردد از ادای خون بها
قتل عمد دارد قصاص و حق نمی بخشد تو را
گر بود کاری نکو ، لیکن زمان خواهد بسی
پایداری عامل پیروزی و خود باوریست
کار اگر باشد زمان بر , لیک دارد آن ثمر
قدرتت مانع نگردد در ادای حکم حق
ده دیه بر هر خطا و هر عمل دارد جزا
دان ستایش های بی جا و تملق هم خطاست
تا توانی کن حذر از مردمان دون سرشت
بهترین فرصت بود از بهر شیطان رجیم
گر نمودی لطف و احسان بر رعیت یا که غیر
وعده ای خود را عمل کن ، گر نمودی تو قرار
گر نهی منت برای کار خیر و کار نیک
حق بزرگ است و بزرگی مختص ذات خداست
باعث خشم خدا باشد اگر قولی دهی
کارها در وقت خود گردد عمل، دانی نکوست
کارها دارد زمان و ، وقت خود گردد تمام
نیست سستی جایز و مشروع در اتمام کار
از لجاجت در امور بی ثمر پرهیز کن
عدل باشد گر گماری هر کسی در جای خود
کن تو پرهیز از تعلق ، مال مردم را به خود
کار نیکو موجب خشنودی مردم بود
خود نمایی هم خیانت ، موجب آزردگی است
می سرایم این قصاید را به قصد قرب حق دکتر علی رجالی
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۹ساعت 19:5  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
گر بخواهی راه یزدان و سعادت همچنان
گونه ای باید عمل گردد که بر مردم ستم
در امور زندگی ، هم در امور مالیات
تا نباشد صدمه ای در کسب کار و در معاش
رنج و شادی خلایق را ، به یاد آور همی
کار مردم را گرامی دار ، در هر حرفه ای
کارها ی مردمان یکسان نباشد در تلاش
گر توانی ده تو پاداشی به اصحاب هنر
رنج اندک را مده ارزش به سان کار سخت
گر دچار شبهه گشتی در امور مملکت
می نماید حق طریق و راه خود را بر نبی
هست قرآن هادی انسان به سوی معرفت
کن اطاعت از خدا و از رسول و هم ولی
چون نمایی مشورت با اهل تقوا در قضا
در قضاوت بهترین قاضی نما در راس کار
فرد قاضی دور باشد از هوا و نفس دون
قاضیان باید فهیم و مستقل اندر امور
قاضی منصوب ، حق گوید ، نترسد جز خدا
گفت مولا یم علی در وصف مالک اینچنین
گفت حلی در خصوص مالک اشتر چنین
از بزرگان قبایل باشد و مردی شجاع
می شود مسموم مالک ، بین راه و در عریش
مرگ مالک یک مصیبت بر امیر المومنین
بهترین یار علی اندر سفر گردد شهید
هست مالک بهترین در بین اعراب و عجم
او ندارد خواب در وقت جدال و هم نبرد
او بود از حامیان مرتضی در جنگ و صلح
میثمی خواهان قسط است و عدالت در جهان
از خدا خواهد رجالی کسب ایمان و یقین
سروده شده توسط
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۹ساعت 21:51  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
نقش هر صنفی مشخص باشد و گردد بیان
بر اساس سنت و قرآن و احکام مبین
کن تو تجهیز از خراج مردمان اسباب جنگ
گر کنی لشکر مجهز بر فنون و علم روز
می دهی تشکیل گردان و سپاه مسلمین
تا توانی بهترین رزمندگان را کن بسیج
آن کسی باید گزینی راس لشکر در نظام
اهل اکرام و سخاوت باشد و هم معرفت
معتقد باشد به یزدان و معاد و هم رسول
از سلحشوران و مردان خدا در جبهه ها
شرح صدر باشد نیاز حاکم و فرماندهی
هم بود خوش نام در بین سپاه و عرصه ها
اهل بخشش باشد وحامی سربازان خویش
این سبب گردد سکونی در نبرد و در جدال
در مقابل با رعایا و ضعیفان روی خوش
قشر های مختلف در جامعه هر یک مفید
عده ای مشغول تدوین امور مملکت
می شود حاصل درآمد پیرو هر کسب و کار
دان خدا داده به ما عقل و توان بهر امور
با شکیبایی نما ، اصلاح کار هر صنوف
تا توانی کن نظر همچون پدر در جامعه
قشرهایی ناتوان از کسب مال و هم معاش
مردمان مملکت از هر گروه و قشر خاص
در امور زندگی و مملکت غره مشو
این نباشد چون تو مشغول اموری در نظام
حسن ظن گردد سبب ، در پرتوی حسن نظر
گر توانی کن به پا عدل و عدالت بهر عام
می شود موجب امید و شادمانی و صفا
بهر کسب دانش و کسب معارف کن تلاش
تا توانی کن رجالی در ره یزدان تلاش
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۹ساعت 12:57  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
بدترین همکار در سطح وزارت بی گمان
چون وزیران و مدیران وزارت قبل تو
جملگی همدست ظالم در صدارت بوده اند
تا توانی کن حذر از خوی اینان در نظام
مطمئنا می توان افراد لایق را شناخت
تا نگردد در حکومت ، خدشه در کار و امور
بین مردم بهترین کس در مناصب را گزین
می کنند آنان تو را یاری به از افراد قبل
رنج اینان بر تو اندک باشد و همراه تو
تا توانی کن محبت بر عموم خادمان
بهترین همکار تو باید بود اصلح ترین
گر چه تلخ است انتقاد و موجب ناراحتی
همنشینی با بزرگان صدیق و بی ریا
جاهلان و عاقلان یکسان نباشند نزد تو
گر چنین کردی ، بدان هر گز نباشد رغبتی
حسن ظن رعیتان با خدمتت گردد سبب
دور باشد رنج و آسیب همه با کار خوب
گر نمایی خوار و تحقیر و ذلیل و هم زبون
سنتی بر پا مکن بر ضد آداب و سنن
سنت نیکوی امت آمده از اهل ذوق
تا توانی با حکیمان در امور مملکت
جامعه دارد صنوف مختلف با کار خاص
عده ای مشغول صنعت ، عده ای مشغول کار
عده ای مشغول تحصیل علوم اند و نجوم
با خراج و مالیات و هم عوارض از صنوف
مجریان لشکری و کشوری هم در نظام
زینتی باشند آنان از برای جامعه
میثمی راه خدا را طی نما در طول عمر
این قصیده می کند تبین صفاتی از امام
سروده شده توسط
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۹ساعت 20:8  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
این که پنداری همه طاعت کنند امرت چنان
این تفکر ناصحیح و ناثواب است و غلط
چون که موجب می شود تغییر در عزم خدا
تا توانی کن مدارا با رعایا در امور
این مقام و منزلت همچون امانت نزد توست
تا توانی کن تو نیکی و محبت بر عموم
ای که هستی حاکم مصر و دهی فرمان بسی
بین خدا آگاه و قادر باشد و بالاترین
قدرت حق بر جهان افضل بود از قدرتت
کن تو پرهیز از ستم بر مردم شهر و دیار
هر که باشد ازستمکاران ، بگردد او هلاک
هر که دارد مسلک خود کامگی در زندگی
دان که میزان حق بود در هر امور و هر کجا
در امور دنیوی ، انصاف شرط اول است
حق بود حامی مظلوم و ستمدیده ز خصم
گفت مولا در خصوص حفظ انصاف و شرف
من نخواهم زندگی بی مهر و احسان و امید
کن حراست از حقوق دیگران همسان خویش
در امور دنیوی هم اخروی کن اعتدال
بهترین کار تو در خشنودی رعیت بود
عامه ی مردم به پا خیزند در وقت نیاز
لیک اقشار مرفه همچو نزدیکان به وقت
گر بخواهی حق بپوشاند عیوب چون تو را
عیب مردم را مکن اظهار و آن مخفی بدار
دان سخن چین خائن و باشد خطاکار و دو رو
گر به ظاهر می کند اظهار حب و کار نیک
تا توانی از بخیلان و حریصان شو به دور
ریشه ی هر کینه از مردم بخشکان و بریز
از خدا خواهید عز و حکمت و هم مرتبت
ای خدا روح رجالی را غنی کن از خضوع
سروده شده توسط
+ نوشته شده در شنبه بیستم دی ۱۳۹۹ساعت 23:48  توسط علی رجالی
|
دیوان مشترک رباعیات و دو بیتی ها قسمت سیزدهم سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
شماره ۵۹
شماره ۶۰
شماره ۶۲
شماره ۶۳ شماره ۶۴
شماره ۶۵
شماره ۶۶
...
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۹ساعت 10:50  توسط علی رجالی
|
دیوان مشترک رباعیات و دو بیتی ها قسمت دوازدهم سروده شده توسط علی رجالی و مهدز میثمی
.شماره ۴۹
شماره ۵۰ .شماره ۵۲
شماره ۵۳
شماره ۵۴ شماره ۵۵ شماره ۵۷
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۹ساعت 11:27  توسط علی رجالی
|
دیوان رباعیات و دو بیتی های مشترک قسمت یازدهم سراینده علی رجالی و مهدی میثمی
شماره۴
شماره۳ شماره۲ شماره۱
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۹ساعت 17:49  توسط علی رجالی
|
رباعیات خانوادگی
ای تراب تیره این یکدانه گوهر مادر است
قدرت ای مادر بسی بالا بود شان تو نزد خدا اعلا بود هست جنت زیر پایت همچو فرش اجر و پاداشت بسی والا بود
چو خواهی دو دنیا بگردد شکر
دردانه دهر و نکته پرداز روحش سوى حق بود به پرواز از سوز جگر گلایه نا کرد آن یار شفیق و محرم راز .
دریغا اسوه ای ایثارمان رفت ز محفل محرم اسرارمان رفت شفیق و رهنما فرزانه همسر بهین استاد خوش گفتارمان رفت
مرامش در خور صد افرین بود چو گل در جمع یاران بهترین بود صبور و با صفا و با کرامت دوای درد دلهای غمین بود
گل بی خار گلزار محبت به حق سر چشمه ی انوار رافت به هر سختی مرا آرامش جان چو باران بهاری با طراوت
ز جان شیدای آل مصطفی بود گدای آستان مر تضی بود شود محشور با زهرای اطهر که عمری چاکر خیر النسا بود
فلک از کف ربودی گوهرم را شکستی بی وفا بال و پرم را تو چیدی آن گل خوش عطر و بو را جدا کردی ز جانم دلبرم را
دو صد افسوس جانم را ربودی صفای خانمان را ربودی زهجرش محفل ما گشته خاموش ز من روح و روانم را ربودی
به یکباره گرفتی یار ما را جدا کردی ز ما دلدار ما را ز ماتم ساغرم لبریز کردی نکردی رحم حال زار ما را
بدیدم مرغک بشکسته بالی کنار تربتش روزی رجالی شنیدم با دل پر غصه می گفت نماند از او به جز یک جای خالی
خدایا قبر او پر نور گردان ورا با فاطمه محشور گردان گذشتن از صراط و وادی حشر برایش از کرم میسور گردان
مطیع امر حق در هر غمی بود عزیز و مهربان و گوهری بود نوای اهل حق را شد پذیرا گل پر پر شده را همسری بود
عجب رسمی خدا دارد بشر را که ما غافل ز اسرار و بصر را اگر صاحب جمال و اقتداری برد سوی خودش در یک نظر را
بیا ای اهل شور و با لیاقت پذیرا می شوی روز قیامت مکن حق را ز افکارت فراموش چو خواهی نزد او لطف و سعادت
هدف از خلقت انسان چو خواهی تکامل باشد و زهد الهی بشو تسلیم در امر الی الله اگر خواهان رشدی و تعالی
خدایا من رفیق نفس پستم در این دنیا اسیر و خود پرستم قبولم کن مرا در درگه خود که باشم عاشق و وقف تو هستم
که خواهم لطف تو اندر شب و روز ندارد بینوا فهمی دل افروز گدایت طالب اسرار گشته مسیر مستقیمت را بیاموز
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۹ساعت 14:10  توسط علی رجالی
|
دیوان رباعیات و دو بیتی های مشترک قسمت دهم سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
شماره۸
شماره۷
شماره۶
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۹ساعت 11:17  توسط علی رجالی
|
دیوان مشترک رباعیات و دو بیتی ها قسمت نهم سراینده علی رجالی و مهدی میثمی
شماره ۱۴ شماره۱۵ شماره۱۲
شماره۱۱ خضشماره ۱۰
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۹ساعت 16:57  توسط علی رجالی
|
دیوان مشترک دو بیتی و رباعیات قسمت هشتم سروده شده توسط علی رجالی و مهدی میثمی
شماره ۱۷
...... آورده به عالم گهری دخت پیمبر
شماره ۱۸
شماره۱۹
+ نوشته شده در جمعه پنجم دی ۱۳۹۹ساعت 16:19  توسط علی رجالی
|
باسمه تعالی
ویژگی های حکومت از امیر مومنان
می دهد حکم صدرات را به مالک مرتضی
حاوی حق و حقوق مردمان و حاکم است
ابتدا باید زمام نفس خود گیری بدست
پیروی کن از فرامین خدا در زندگی
مردمان را محترم بشمار در کار و امور
می کنی آباد آنجا را ، برای مردمان
مردمان گویند سخن چون تو اگر کردی ستم
با مروت با محبت با مدارا کن عمل
هرکه با آل محمد در بیفتد، شد هلاک
گر کنی یاری خدا را ، می دهد پاسخ تو را
موجب قدرت شود ، هر کس که حق یاری کند
نفس ما سرکش بود ،فرمان دهد بر کار زشت
حق بود قادر ، کند شهوت مهار از سر کشی
چون خدا توبه پذیر است ،کن تاسی بر خدا
چشم پوشی کن خطای جزیی و آسان بگیر
َ
می کنند مردم قضاوت چون تو را اندر امور
مردمان یا هم عقیده با تو هستند یا که غیر
مالک اشتر مشو خشنود از هر سرزنش
جنگ با یزدان مرو ، مغلوب گردی از خدا
گر غرور و سرکشی آید تو را اندر امور
با عدالت کن قضاوت در امور دنیوی
عامه ی مردم مدافع می شوند در وقت خود
گر ستمکاری کنی ، خشم و غصب بینی ز حق
چون خدا جبار و قهار و توانا در امور
می دهد تسکین تو را این نحوه ی دید و نگر
مهربانی بر رعایا کن ، نما الطاف خویش
گر شود برپا حکومت با ملاک مرتضی
می رسد روزی که بیند عدل مهدی را همه
سروده شده توسط
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۹ساعت 0:47  توسط علی رجالی
|
|